ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

کودکان در بندِ زنانِ زندانِ کچویی، محبوس در محیطی آلوده و پرخشونت

یک بار قبل از بازدید مقام‌های حکومتی از زندان، لباس‌های نو در اختیار کودکان قرار داده بودند. این لباس‌ها، بلافاصله بعد از اتمام بازدید، از کودکان پس گرفته شد. موسسه بین‌المللی کودکان زندانیان در تحقیقات خود به موارد دیگری از این نوع پروپاگاندای حکومتی و سواستفاده از کودکان برخورد کرده است.

وضعیت متزلزل کودکان در مهدکودک زندان کچویی

کودک دختر حدودا ۶ ماهه و پسر حدودا دو ساله، همراه مادران‌شان، ساکنان فعلی مهدکودک بند زنان زندان کچویی کرج هستند. مهدکودک زندان کچویی که در اوایل سال ۱۳۹۵ افتتاح شد، سه اتاق دارد که در یک طرف کریدوری قرار دارند که به حیاطی کوچک می‌رسد. کودکان و مادران در حال حاضر در دو اتاق که هر کدام حدود ۱۲ متر مربع مساحت دارد، اقامت دارند. درب اتاق سوم که کوچک‌تر از این دو اتاق و گفته می‌شود آشپزخانه مهد است، قفل است. حیاط کوچک مهدکودک نیز به روی کودکان بسته است.

زندانی سابق زندان کچویی در دوران اقامت خود در زندان، کودکان را در هواخوری بزرگسالان دیده است. 

بنا به اطلاعات موجود، کودکان در فضای محدود مهدکودک محبوس هستند. آن‌ها از امکانات تفریحی محدودی برخوردارند و مسئول مهدکودک تمام وسایل بازی موجود را که توسط خیرین تهیه شده است، در اختیار کودکان قرار نمی‌دهد. هرچند از حدود دی ۱۴۰۰ و حضور دائمی کودکان و مادران در مهد کودک، قرار بود رفت و آمد کودکان به بند عمومی زندان ممنوع باشد، اما بنا به شهادت الهام مدرسی و فردی که پیش از این در زندان کچویی بوده‌ است، اطمینان نداریم که کودکان هیچ تماسی با سایر زندانیان نداشته باشند. 

تعداد کودکان – مادران و زنان حامله زندانی همیشه این قدر کم نبوده است. همچنین با توجه به جمعیت حدود ۳۸۰ نفره بند زنان زندان کچویی (برآورد زندانیان فعلی – شهریور ۱۴۰۲) و ورود و خروج روزانه زندانی به زندان، احتمال تغییر این تعداد در آینده وجود دارد.  

در فاصله حدود آبان تا بهمن ۱۴۰۱، پنج کودک در این مهدکودک نگهداری می‌شدند: یک پسر ۵ ساله، یک پسر دو تا سه ساله، یک پسر حدودا ۸ ماهه، دو دختر نوزاد که در همین دوران در زندان به دنیا آمدند و یک کودک سه ساله که همراه مادرش که کارتن خواب و دارای اعتیاد بود، به زندان منتقل شده بودند. تمام این افراد در کنار ۶۰ تا ۷۰ معترض بازداشت شده در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سه اتاق این مهدکودک ساکن بودند. 

بنا به گزارش‌های موجود در رسانه‌های داخلی، این مهدکودک از شهریور ۱۳۹۵ در حال بهره‌برداری بوده است. پیش از این تاریخ کودکان داخل بندها با سایر زندانیان قرار داشتند. طبق گزارش منتشر شده، در سال ۱۳۹۵ حدود ۱۸۰ زندانی زن در زندان کچویی در بند بودند. تعداد کودکان در زندان نیز متغیر بوده است و قبل از سال ۱۳۹۲، تعداد آن‌ها به ۱۲ کودک هم رسیده است.

اطلاعات چندانی در مورد نحوه حضور کودکان در مهدکودک و بندهای عمومی زندان تا سال ۱۳۹۹ و شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها در اختیار نداریم. اما حداقل در بخشی از این دوران، مهدکودک از صبح تا بعدازظهر و تنها به عنوان محل بازی و آموزش کودکان مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

از اوایل سال ۱۳۹۹ و با شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها، تا اوایل پاییز ۱۳۹۹ مهدکودک زندان تعطیل بوده و کودکان داخل بندهای عمومی همراه با سایر زندانیان نگهداری می‌شدند،‌ زندانیانی که تعدادشان در سال ۱۴۰۰-۱۴۰۱، به کمتر از ۲۵۰ نفر رسیده بود. فضای عمومی بخش زنان زندان کچویی دارای ۴ بند است و هر بند دارای دو حمام، دو توالت ایرانی و یک توالت فرنگی، سه روشویی و چهار سینک ظرفشویی است. البته زندانی سابق این زندان گفته است که دوش‌های حمام و توالت‌ها و روشویی همیشه ایراداتی داشتند و تمام آن‌ها برای زندانیان قابل استفاده نبودند.   

از اوایل پاییز ۱۳۹۹ تا دی ماه ۱۴۰۰ و بازگشایی مجدد مهدکودک، کودکان تنها حدود ۲ ساعت در روز امکان استفاده از فضا و امکانات مهدکودک را داشتند. بعد از دی ۱۴۰۰ از مهدکودک به عنوان محل زندگی دائمی کودکان، مادران آن‌ها و زنان حامله استفاده شده است. 

خشونت و آلودگی: زندگی کودکان در بند زنان کچویی

زندان، در هر سیستم قضایی، محیطی بزرگسالانه است و برای نگهداری کودکان طراحی نشده است. به همین دلیل سازمان ملل در سند معروف به قوانین بانکوک، «حداقل استاندارد رفتار با زنان زندانی و اقدامات غیرتأدیبی برای زنان مجرم»، تاکید کرده است که برای رعایت اصول تربیتی کودکان، محیط زندگی آن‌ها در کنار مادران زندانی‌شان باید تا حد ممکن به محیط رشد کودک در بیرون از زندان نزدیک باشد. (قانون ۵۱)

اما چنانچه اشاره شد، کودکان در زندان کچویی، در محیطی بسته،‌ بدون دسترسی آزادانه به هوای آزاد و بدون امکانات تفریحی، ‌آموزشی و درمانی زندگی می‌کنند. هرچند آن‌ها همیشه در بندی مجزا نبوده‌اند و روشن نیست که وضعیت فعلی، که بر اساس یافته‌های ما، ارتباط محدودی با سایر بندها دارند، چقدر با دوام باشد.

مسئولان زندان در پاسخ به اعتراض‌های بعد از قتل ژینا (مهسا) امینی، ده‌ها معترض را در محیطی کوچک با کودکان قرار دادند. به گفته الهام مدرسی، زندانیان در فضای بدون هواکش اتاق‌ها سیگار می‌کشیدند و هفته‌ای دوبار نیز اتاق‌ها و سرویس‌های بهداشتی مهدکودک با وایتکس تمیز می‌شد که بوی آن تا ۲ روز در فضا باقی می‌ماند. در این دوره زمانی، دو کودک نوزاد، همراه با سه کودک تا ۵ ساله در بند نگهداری می‌شدند.

این زندانی سیاسی سابق همچنین از اخلال در خواب کودکان به دلیل ازدحام جمعیت و «بحث و جدل بین زندانیان» و در نتیجه اختلال رفتاری کودکان مانند پرخاشگری آن‌ها به من گفته است. البته این «بحث و جدل»ها، به گفته الهام مدرسی «گاهی منجر به شکستن دندان و خونریزی می‌شد، اگر کنترل نمی‌شدند.» او همچنین گفت که این ازدحام، آلودگی محیطی و رسیدگی نشدن به پرونده‌های قضایی مادران زندانی، محیط پرفشاری را برای این زنان ایجاد کرده بود که در برخی موارد به رفتارهای خشن آن‌ها علیه فرزندان‌شان منجر می‌شد. 

اما پیش از آن‌ که مهدکودک به عنوان محل زندگی کودکان و مادران مورد استفاده قرار گیرد، کودکان در بندهای عمومی و همراه با سایر زندانیان نگهداری می‌شدند. در تاریخ ۲۰ آذر ۱۴۰۰ مژگان کاوسی در نامه‌ای سرگشاده از شرایط کودکان در بند ۴ زندان کچویی خبر داده بود. او در این نامه قید کرد که «به علت صدای گریه و جیغ و فریاد شبانه‌روزی این نوزادان و کودکان، امکان خواب لازم برای زندانیان این سالن از بین رفته است.» 

زندانی سابق این زندان نیز از بی‌حوصلگی برخی از زندانیان و در نتیجه، «غر و لند» و خشونت کلامی آن‌ها با کودکان با من صحبت کرد. او همچنین گفت که کودکان در طول روز در «هر بندی که از آن‌ها استقبال می‌شد» در رفت و آمد بودند. این زندانی سابق همچنین شاهد زایمان سه زن حامله در زمان حضور خود در زندان بوده است. این زنان، یک شب را در بیمارستان کمالی کرج سپری می‌کردند و روز بعد به قرنطینه زندان منتقل می‌شدند و ۱۴ روز بعد به مهدکودک می‌رفتند. به گفته این زندانی سابق، قرنطینه، به خصوص در سال‌های ۱۳۹۹-۱۴۰۰ که با شیوع  بیماری کرونا نیز همزمان است، محیطی آلوده و ناسالم بود. 

بند ۴ زندان کچویی، محل اقامت سابق کودکان، به بند سلامت معروف است و در آن افرادی نگهداری می‌شوند که سیگار نمی‌کشند. اما زندانی سابقی که مدتی بعد در همین بند همراه با ۲ کودک خردسال و سه زن حامله محبوس بود،‌ گفته است که نه تنها در هواخوری این بند، بلکه در سرویس بهداشتی بند نیز سیگار کشیده می‌شد. در آن زمان، بند ۴، حدودا ۴۰ زندانی را در خود جا داده بود. 

با نزدیک شدن به فصل سرما، یادآوری این نکته هم مهم است که سیستم گرمایشی بند زنان زندان کچویی، حداقل از پاییز ۱۴۰۰ به درستی کار نمی‌کند. الهام مدرسی نیز به من گفت که آب ولرم، تنها برای دو ساعت برای کل ۶۰ تا ۷۰ زندانی در مهدکودک، شامل کودکان و مادران، فراهم بوده است. 

تهدید رشد و بقای کودکان در زندان

کودکان برای رشد و بقا علاوه بر محیط و غذای سالم، به امکانات و برنامه‌های آموزشی متناسب با سن‌شان نیز نیاز دارند. روند کسب و تقویت مهارت‌های ارتباطی، اجتماعی و رشد مغزی کودک بدون ارتباط با محیط آزاد و جامعه و برنامه‌های هدفمند آموزشی، با اخلال مواجه می‌شود.

زندانی سابق زندان کچویی و الهام مدرسی هر دو بر نبود ابزارهای آموزشی، محدودیت امکان‌های تفریحی و در دسترس نبودن همان امکان‌های محدود موجود در زندان به من گفتند. البته زندانی سابق این زندان بر اساس شنیده‌هایش از سایر زندانیانی که مدیریت قبلی زندان و مهدکودک را تجربه کرده بودند، از «دلسوزی» مدیر سابق مهدکودک به من گفت. بر اساس شنیده‌های این زندانی سابق، چند بار «بچه‌های بزرگ‌تر مهد» به خارج از زندان و اردوهای تفریحی برده شده بودند.

بنا به گزارش منتشر شده در رسانه‌های داخلی مدیر سابق مهدکودک دارای تحصیلات مددکاری اجتماعی بوده و پیش از آن هم در زندان ارومیه، که مهدکودک آن توسط حکومت تبلیغ می‌شود، کار کرده بود. بنا بر همین گزارش، در آن زمان کودک تا شش سال هم در زندان نگهداری شده بود. در حال حاضر، حضور کودکان تا شش سال و بنا به تشخیص هیاتی عمدتا مردانه و غیرمتخصص در امور تربیتی کودک، قانونی است. 

بر اساس دانسته‌های ما از فاصله سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ از وضعیت کودکان داخل بند ۴ و نیز به گفته زندانی سابق کچویی، مهدکودک زندان کچویی «ادبیات زندانیان عمومی روی کودکان خیلی تاثیر گذاشته بود و از اصطلاحات و ادبیاتی استفاده می‌کردند که خیلی زشت و زننده بود.»  

از طرفی هرچند زندانی سابق این زندان شاهد پخته شدن غذای مجزا برای کودکان مهدکودک بوده است، مشاهدات الهام مدرسی می‌گوید که مادران زندانی «معمولا از همان غذای چرب با روغن مانده‌ای که برای خودشان استفاده می‌کنند، به کودک‌شان هم می‌دهند.» 

البته بنا به گفته زندانی سابق این زندان، کودکان غذای مجزایی نداشتند. از طرف دیگر، مادران زندانی، مانند بسیاری دیگر از زندانیان از وضعیت مالی مناسبی نیز برای تهیه مواد غذایی مورد نیاز و مناسب برای فرزندان‌شان برخوردار نبودند. در نبود حمایت از جانب زندان، برخی از زندانیان و تعدادی از زندان‌بانان به صورت شخصی، از این مادران و فرزندان حمایت می‌کردند.

این زندانی سابق درباره زنان حامله هم گفت: «آن‌ها قرص‌های مولتی‌ویتامین ایرانی، مصرف می‌کردند، که از کیفیت چندانی هم برخوردار نیستند.» به گفته الهام مدرسی، کودکان در هفته تنها «یک سیب یا نارنگی» به عنوان سهمیه میوه داشتند و در بقیه روزها، آب‌ میوه پاکتی دریافت می‌کردند. 

زندانی سابق کچویی هم به من گفت که سبزیجات نیز جزو مواد در دسترس در بند زنان زندان کچویی نبوده است و با اصرار زندانیان، عمدتا زندانیان سیاسی، به منظور در اختیار داشتن «ویتامین‌های خاص مورد نیاز زنان»، به صورت محدود و با خرید از فروشگاه در دسترس آن‌ها قرار گرفته است. 

مشکل کودکان زندان، تنها غذا نبود. به گفته الهام مدرسی «آب زندان کچویی آب چاه بود و با کلر صدرصد تصفیه می‌شد.» او همچنین درباره شرایط بهداشتی زندان کچویی گفت:

افراد دچار شپش مو می‌شدند. همچنین بیماری‌ها در بین زندانی‌های داخل بند می‌چرخید. مثلا اگر یک نفر سرما می‌خورد، مدام بیماری بین افراد منتقل می‌شد.

زندانی سابق زندان کچویی هم به من گفت که زندان، پزشک اطفال نداشت و در هفته یک ماما به وضعیت سلامت زنان و از جمله زنان باردار زندانی رسیدگی می‌کرد. مسئولان زندان هم به وضعیت سلامتی کودکان توجه چندانی نداشتند. در یک مورد به گفته این زندانی سابق، کودک تب شدیدی داشت اما در حالی که مادر او اقدامی برای اعزام او به درمانگاه انجام نمی‌داد، مسئولان زندان هم توجهی به این موضوع نداشتند. او همچنین گفت که در دوران کرونا، مسئولان زندان، مادر و کودکی را که کرونا گرفته بودند، به سویت، محل نگهداری زندانیان زیر حکم اعدام، در شب قبل از اجرای حکم‌شان منتقل کردند، بدون آن که امکاناتی برای درمان آن‌ها فراهم باشد. این زندانی سابق در زمان حضورش در این زندان از چندین «مرگ در بازداشتگاه» به دلیل عدم رسیدگی پزشکی با خبر شد.

آنچه نزد مسئولان زندان اهمیت ندارد: آینده و مصالح کودکان 

مادر بیتاب بود و مدام گریه می‌کرد. اوضاع دلخراشی بود. بالاخره این مادر از پرسنل و رییس اندرزگاه عذرخواهی کرد.

این را زندانی سابق بند زنان زندان کچویی به من گفت. این مادر به خاطر رفتاری که در زندان مرتکب شده بود، تهدید شده بود که کودکش را از او خواهند گرفت و به بهزیستی خواهند فرستاد. 

در نمونه‌ای دیگر، کودکی به جای واگذاری به خانواده‌ای که امکان تامین نیازهای مالی و آموزشی کودک را داشتند، به دلیل بهایی بودن خانواده متقاضی کودک، به بهزیستی سپرده شد.  

بر اساس مشاهده‌های زندانیان، حداقل از پاییز ۱۳۹۹ مسئول مهدکودک زندان کچویی از تحویل دادن لباس‌های نو که از طرف خیرین تهیه شده، به کودکان خودداری می‌کند و در عوض لباس‌های «کهنه و فرسوده» به آن‌ها داده می‌شود. زندانی سابق زندان کچویی از مادرانی که در آن زمان هم‌بند او بودند شنیده که یک بار قبل از بازدید مقام‌های حکومتی از زندان، لباس‌های نو در اختیار کودکان قرار داده بودند. این لباس‌ها، بلافاصله بعد از اتمام بازدید، از کودکان پس گرفته شد. موسسه بین‌المللی کودکان زندانیان در تحقیقات خود به موارد دیگری از این شکل از پروپاگاندا و سواستفاده از کودکان از جمله در زندان قرچک ورامین برخورده بود. 

چنانچه پیشتر هم اشاره شد، اغلب زندانیان از جمله مادرانی که همراه کودکان‌شان در زندان کچویی هستند، از شرایط اقتصادی مناسبی برخوردار نیستند. آن‌ها برای تامین مخارج خود، «کارگری کریدور و مهدکودک» را انجام می‌دهند. زندان هم در طول سال‌های گذشته بسته‌های غذایی و بهداشتی مختص هر زندانی را کم حجم‌تر کرده است. زندانی سابق این زندان به من گفت که در حدود دو سالی که او در این زندان بود سهمیه برخی از مواد بهداشتی مانند شامپو و پودر لباسشویی نصف شد و برخی اقلام مانند خمیردندان به طور کامل از بسته بهداشتی زندانیان حذف شد. در این شرایط زندانیان ناچار به خرید این اقلام از فروشگاه زندان بودند که قیمت اجناس آن هم «روز به روز بالا می‌رفت» و «۳۰ درصد هم خود فروشگاه روی اجناسش می‌کشید.»

زندان، پر و بال کودکان را قیچی می‌کند

روز به روز می‌دیدم این بچه باهوش، سرزبون‌دار و پرانرژی، بیشتر و بیشتر در خودش فرو می‌رود و منزوی می‌شود. زندان، پر و بال‌ بچه‌ها را قیچی می‌کرد.

این، توصیف زندانی سابق زندان کچویی از شرایط کودکان همراه مادران‌شان در این زندان است. تحقیقات انجام شده بین‌المللی در حوزه روانشناسی و رشد کودک در محیط زندان به روشنی نشان می‌دهد که حضور کودکان در محیط زندان و همراه سایر زندانیان، به سلامت جسمی، جنسی و روانی آن‌ها آسیب می‌زند. همچنین نادیده گرفتن حقوق آن‌ها از جمله نبود تغذیه، آب آشامیدنی سالم، محیط مناسب برای تفریح و تحرک و آموزش‌های متناسب با سن کودکی، روند رشد آن‌ها را مختل می‌کند.

از سوی دیگر، حتی در صورت جدا بودن کامل کودکان و مادران از محیط عمومی زندان و تامین بودن تمام نیازهای اولیه، نه تنها در اغلب موارد، مادر زندانی، که پرسنل زندان نیز باید در مورد نحوه برخورد با کودک و مادر آموزش ببینند. 

برای اطمینان از تامین شرایط گفته شده، شفافیت، امکان گزارش‌دهی رسانه‌های مستقل و زمینه‌سازی فعالیت نهادهای مدنی متخصص و مردم‌نهاد، از پیش‌شرط‌های مهم در حوزه کار با کودکان است. در چنین زمینه‌ای است که می‌شود امیدوار بود قوانین، به شرط آن‌ که منطبق با اصول و پیمان‌های بین‌المللی و علم نوشته شده باشند، اجرایی ‌شوند و با تغییر مدیران، به صورت دلخواه قابل تغییر نباشند. 

گرچه رسیدن به شرایط ایده‌آل، زمان‌بر و هزینه‌بر به نظر می‌رسد، اما حکومت‌ در صورت داشتن اراده برای حمایت از حقوق کودکان، می‌تواند در فضایی شفاف و به دور از فساد، با باز گذاشتن دست نهادهای مدنی و با نظارت تخصصی بر فعالیت آن‌ها، زمینه برداشته شدن قدم‌های اجرایی به سمت شرایط ایده‌آل را فراهم کند. 

نویسنده به عنوان فعال حقوق کودک امیدوار است تا رسانه‌ها، فعالان و متخصصان با حساسیت بیشتری موضوع کودکان در زندان‌ها را پیگیری کنند تا آن چه بر سر کودکان محبوس در بندهای زنان و مادرانشان می‌رود،‌ طبیعی قلمداد نشود و در کنار سایر موارد نقض حقوق بشر، مستند، اطلاع‌رسانی و پیگیری شود.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • alefmimmim

    یکی از علت‌های وجودی مهد کودک‌ها در زندان‌های اسلامی آوردن فرزندان خردسال زنان زندانی است برای شکستن مقاومت آنها و اعتراف گیری اجباری از آنهاست بدین صورت که کودک خردسال را در حضور مادرش شکنجه می‌کنند تا مقاومت او را بشکنند حال چرا به این مطلب مهم در این مقاله طولانی اشاره نشده نمی‌دانم

  • H-sh

    نمی‌دونم این * رو از کجا آوردی؟ و آقا یا خانم alefmimmim که گفتی کودکان رو شکنجه می‌کنند تا از مادرش اعتراف بگیرند، با این دروغ هایی که میگی وقتی میری جلوی آینه به خودت چی میگی؟ توی آینه چی میبینی؟

  • alefmimmim

    هرچند که پیشرفت فضای مجازی در دهه ۶۰ در این حد نبود که مشت مدافعان و شکاکان بی‌نقاب حکومت باز شود ولی عمق این جنایت به حدی بود که آوازه‌ اش توسط جان به در بردگان آن دوره در جهان پیچید آنان که امروز با بلدوزر انداختن بر خاوران و بهشت رضای مشهد و گورستان اهواز و.... همچون تو سعی در پاک کردن اذهان مردم از این جنایات دارند، آنان که هدفشان به فراموشی سپردن رئیسی به عنوان رئیس هیئت مرگ سال ۶۷ می‌باشد.نمی‌دانم تو در کجای این منظومه شمسی سیر می‌کنی در همین اعتراضات اخیر چند نفر مادر و دختر زیر شکنجه و پرت شدن از پل و پشت بام کشته شدند نکند کشتن و زندانی کردن این مادران با انگیزه یتیم نوازی بوده است؟ امیدوارم مادر نباشی الا جرمت دوصد چندان می‌شود آن وقت چطور می‌توانی جواب مادر کیان پیر فلک را بدهی که در جلو چشمش جگر گوشه ۱۰ ساله‌اش را به رگبار بستند به نظر تو این از شکنجه در حضور مادر موجه‌تر است ساده‌ترین این شکنجه‌ها محروم کردن مادر و کودک از ملاقاتشان برای مدت‌های طولانی می‌باشد منکر این که نمی‌توانی باشی من از تو نمی‌خواهم جلو آینه بایستی و خودت را ببینی تلویزیون را روشن کن بیست و سی را ببین و در چهره شکنجه‌گر بازجوخبرنگار آن آن رضوانی یا آمنه سادات چهره خودت را ببین شکنجه‌گران که در ملأ عام و در برنامه تلویزیونی به شکنجه روح الله زم پرداختند رضوانی را می‌گویم که حالا دیگر حتی جرات حضور در بین مردم عادی را ندارد و فقط در بین حکومتیها نیش کثیفش را تا بیخ گوشش باز می‌کند امیدوارم شرایطی فراهم شود که بهتر جوابت را بدهم

  • منیره عربشاهی

    بابت زحماتی که در راستای حقوق کودکان و روشنگری از شرایط نامناسب و ناخواسته ایی که بر حسب جبر این انسانهای کوچولوی محبوس در پشت دیوارهای بلند زندان متحمل می‌شوند، بینهایت سپاسگذار و قدردان هستم. امید که این تحقیقات و اطلاع رسانیها تغییرات بهینه ایی در وضعیت سلامتی روحی و جسمی این نونهالان پژمرده ایجاد کند. موفق باشید.