ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

شعر زمانه

سه شعر از سهیل صنعت‌پیشه (سهیل‌ردان)

سهیل صنعت‌پیشه که با تخلص «سهیل ردان» مجموعه‌ای از اشعار خود را هم منتشر کرده است، در مجموعه حاضر تلاش می‌کند مصائب اجتماعی را از طریق درد و حرمان‌های شخصی بیان کند.

ایران

تنها تماشا می‌کنم چشمانت را
که در قابی مُرده،
خَلیجی را می‌گریستی

در وطنی که شاعر
دیوانه‌ای بود،
و بیغوله‌ای، که خانه‌ی سَگی دَل

نژاد، زخمی بود بر صورت او
زِ برق شمشیر تاتار

و زَرق تاج تِزار…
با بوی گُلاب ،
و عمامه‌ی شیخ فقیه

قطعه‌ای از دفتر شعرنامه‌های «رَدان و موبَدان»

تو آغاز و پایان جهانی

شَب را تا سَحَر پرسه می‌زنم در خیابان
که میترا سَر رسد ز مشرق
لحظه را بر قدم‌هایش گام می‌نهم
خسته‌ام،اما
خواب مرا نمی‌برد
کین وطن را آب ببرد؟
و تَن سودا زده را…او با خود
عقربه‌ها از حرکت باز ایستاده‌اند
چرا که برده‌ها ز دویدن در دایره چرخ فلک
سیاهی بر شهر چیره گشته،
آنقدر نزدیک به خود احساس می‌کنم،
که آفتاب را هم توان مقابله با او نیست
شَک نمی‌کنم،به سایه‌ام نگاه می‌کنم
در او تو را می‌بینم، درآمیختن با تو را می‌بینم
و این شکوه ملال است،
کین روح و تَن با تو تباه می‌شود
شب و روز را ،غلامان و پادشهان را،
همه چیز را..جهان را
با تو تباه می‌کنم
و زیر نور کبود ستاره‌ای،در خلاء
بار دیگر با تو در می‌آمیزم

ایران

در این بیابان سَراسَر مه‌آلود،
فِتاده است جَسَد‌های بسیار بر خاک
شاعری کور
با فانوسی شکسته و خَموش،
رَه می‌گشاید به جست و ‌جوی معشوق خود

چون سَرابی،
چون خیالی،
چون سگی؛ بو می‌کشد، دَم سرد مُردگان را
مثال جغدی؛ هوو می‌کشد، تا بپراکند دَسته‌ی عظیمی از کرکسان را

رَد پای کودکی اما؛
جا مانده است،
بر لَخته‌های خونی که، دَلَمه بَسته بَر چین زَمین…

قطعه‌ای از دفتر شعرنامه‌های «رَدان و موبَدان»

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • محمد کریمی

    هیچ کدوم از این قطعه‌ها (نمیشه بهشون گفت شعر) ساختار زبانی مشخصی ندارن. حتی در قالب شعار هم نمی‌گنجن، درواقع بریده‌هایی از شطحیات آنی یک فرد هستن که کنار هم چسبونده شدن.