ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

خاکسپاری بهرام بیضایی در کالیفرنیا؛ نوای سیاوش‌خوانی بر مزار استاد

هنرمندی که تا زنده بود غم و اندیشه‌ ایران را داشت در تبعید به خاک سپرده شد. مراسمی ساده و پرمعنا که با خوانش بخش‌هایی از «سیاوش‌خوانی» توسط مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، همراه بود و سخنرانی‌هایی از بیژن بیضایی، عباس میلانی و حضور شاگردان و دوستان، زندگی پربار این هنرمند مقاوم را پاس داشت.

بهرام بیضایی، برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویس، کارگردان سینما و تئاتر و پژوهشگر ایرانی، روز شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ (۳ ژانویه ۲۰۲۶) در آرامگاه اسکای‌لاون نزدیکی سان‌فرانسیسکو به خاک سپرده شد. این مراسم ساده و معنوی، به دعوت خانواده بیضایی و بخش ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد، با حضور جمعی از شاگردان، دوستان و نزدیکان او برگزار شد و با پخش موسیقی «گلبانگ کهن» ساخته حسین علیزاده – که بسیار مورد علاقه بیضایی بود – به پایان رسید.

در این آیین، مژده شمسایی، همسر بیضایی، ابتدا قطعه‌ای مناجات‌خوانی اجرا کرد و سپس بر بالای مزار، بخش‌هایی از نمایشنامه معروف «سیاوش‌خوانی» اثر همسرش را خواند، از جمله این سطرهای ماندگار: «فغان خون سیاوش به ایران رسد / و خروش از ایرانیان برخیزد.» این خوانش، نمایانگر پیوند بیضایی با اسطوره‌ها و هویت ایرانی بود.

نمایشنامه/فیلمنامه «سیاوش‌خوانی» بهرام بیضایی، نوشته‌شده در سال ۱۳۷۲، با بهره‌گیری از تکنیک نمایش در نمایش و بازخوانی آیین کهن سوگ سیاوش، مرز میان اسطوره شاهنامه‌ای سیاوش و زندگی معاصر را محو می‌کند. در این متن درگیری بر سر نقش‌های خیر و شر، به تأملی عمیق بر هویت ایرانی، باروری زمین، مرگ و رستاخیز و مقاومت اخلاقی در برابر فراموشی فرهنگی تبدیل می‌شود . این اثر هرگز روی صحنه نرفت، اما به یکی از ماندگارترین بازآفرینی‌های اساطیری بیضایی بدل شد.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

بیژن بیضایی، برادر او، سخنرانی کوتاهی ایراد کرد و بخش‌هایی از شعری از پدرشان را خواند که در سوگ دوستی سروده شده بود، اما به زندگی و شخصیت برادرش نیز شباهت داشت.

عباس میلانی، رئیس بخش ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد، به نمایندگی از این دانشگاه سخن گفت و به مفاهیم کلیدی در آثار بیضایی و زندگی پربار او پرداخت. او بیضایی را نمادی از خرد، مقاومت و عشق به فرهنگ ایرانی توصیف کرد.

همچنین، شاگردانی مانند حمید احیا و بازیگرانی چون شبنم طلوعی حضور داشتند. احیا و گروهی از نزدیکان، تابوت بیضایی را حمل کردند. طلوعی بعدها تأکید کرد که بیضایی در سال‌های مهاجرت، نوید زندگی می‌داد و کارهای ممنوعه در ایران را بدون سانسور روی صحنه برد.

بیضایی، که ۵ دی ۱۴۰۴ (۲۶ دسامبر ۲۰۲۵) همزمان با ۸۷مین زادروز خود بر اثر عوارض سرطان درگذشت، از سال ۱۳۸۹ در آمریکا زندگی می‌کرد و در دانشگاه استنفورد تدریس می‌کرد.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، در یادداشتی اعلام کرده بود که پیکر این هنرمند برجسته در آمریکا به خاک سپرده می‌شود و تأکید کرده بود که پیکر حقیقی او، کلمات، اندیشه‌ها، فیلم‌ها و آثار نوشتاری‌اش است؛ او با اشاره به توقیف دو فیلم، ممانعت از انتشار حداقل چهار کتاب از جمله «جاناوبلادور»، «گزارش اردویراف»، «طرب‌نامه» و «داش‌آکل به گفته‌ی مرجان»، و عدم نمایش عمومی فیلم‌هایی چون «غریبه و مه»، «چریکه‌ی تارا» و «مرگ یزدگرد»، پیشنهاد کرده بود دوستداران به جای تلاش برای انتقال پیکر، با مبارزه برای انتشار این آثار و کاشت درختان همیشه‌سبز به نام بیضایی در آرامگاه فردوسی، حافظیه یا آران کاشان یادش را زنده نگه دارند، زیرا «پیکرِ بی‌صدای بیضایی فقط مطلوب کسانی‌ست که مسبّب خروج او از ایران بوده‌اند» و «بهرام بیضایی هر کجا باشد، آنجا ایران است». در واکنش به این یادداشت، هیئت رئیسه خانه سینما با احترام کامل به تصمیم خانواده، اعلام آمادگی کرد تا برای پیگیری انتشار کتاب‌های توقیف‌شده و نمایش عمومی فیلم‌های کمتر دیده‌شده بیضایی هرگونه همکاری و اقدام لازم را انجام دهد و این مطالبات را خواست مشترک تمام جامعه فرهنگی و هنری ایران دانست.

 مراسم خاکسپاری بهرام بیضایی در کالیفرنیا نه تنها سوگواری، بلکه پاسداشتی از زندگی پربار بیضایی بود؛ هنرمندی که هرگز در برابر سانسور سر خم نکرد و تا پایان، ایران را در قلب و آثارش زنده نگه داشت.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.