آمریکا و ایران؛ «مسئله زمانبندی» جنگ از نگاه پروفسور جیانگ زوکین
یونس لیثی دریلو ـ «تاریخ پیشگویانه» در نگاه جیانگ، ابزاری برای دیدنِ پیوستگی رخدادها و فهم منطق بازیگران است؛ اما این ابزار، بیش از آنکه وعدهٔ قطعیت بدهد، نقشهای از مسیرهای محتمل ارائه میکند. او زنجیرهای از رویدادهای ممکن را ترسیم میکند ـ از تشدید درگیری آمریکا و ایران و احتمال بستن تنگه هرمز تا همزمانی فشار روسیه برای اودسا و پیامدهای سیاسی در اروپا ـ و حتی از شوک نمادینِ تخریب مسجدالاقصی بهعنوان یک نقطهٔ کانونی یاد میکند که در چارچوب «آخرتشناسی» قابل توضیح میشود.

ایران، آمریکا و اسرائیل ـ منبع: shutterstoc

پیشگفتار
این متن، بر پایهٔ ترجمهٔ فارسیِ گفتوگویی است که در تاریخ ۵ آگوست ۲۰۲۵ با حضور پروفسور جیانگ زوکین (Prof. Jiang Xueqin) در کانال «کانا پروپاگاندا و همکاران» (Propaganad & Co.) منتشر شده است؛ گفتوگویی که محور آن توضیح چارچوب «تاریخ پیشگویانه» و کاربست آن در تحلیل روندهای ژئوپلیتیک (از خاورمیانه تا اوکراین و شرق آسیا) است. پروفسور جیانگ در آغاز، «تاریخ پیشگویانه» را تلاشی برای نظاممندکردن فهم تاریخی معرفی میکند: چارچوبی که باید بتواند گذشته را به روایتی منسجم پیوند دهد، زمانِ حال را توضیح دهد و ـ در حد امکان ـ مسیرهای محتمل آینده را پیشبینی کند.
گفت وگو با پروفسور جیانگ
مهمان برنامه پروفسور جیانگ (Professor Jiang) است؛ مربی و نویسندهای برجسته. او در دهه ۷۰ میلادی در چین متولد شد، اما بعدها به تورنتوی کانادا مهاجرت کرد و در آنجا بزرگ شد. او با رتبه ممتاز در رشته ادبیات انگلیسی از کالج ییل فارغالتحصیل شد، اما در نهایت به چین بازگشت و در برخی از معتبرترین موسسات آموزشی تدریس کرد و در آنجا به ترویج اصلاحات و خلاقیت بیشتر پرداخت. آثار بعدی او به حوزهی تحلیلهای ژئوپلیتیک و «تاریخ پیشگویانه» (Predictive History) گسترش یافت. کارهای او در دنیای آکادمیک و روزنامهنگاری بسیار مورد احترام بود، اما اخیراً محبوبیت او در شبکههای اجتماعی نیز به شدت افزایش یافت؛ بهویژه زمانی که یکی از ویدیوهای او درباره پیشبینی جنگ ایران در یوتیوب فراگیر (viral) شد. در کمتر از یک ماه، کانال یوتیوب او از گمنامی به نیم میلیون مشترک رسید و بینندگان زیادی به تماشای آرشیو ویدیوهای او نشستند که در آنها انواع پیشبینیهای ژئوپلیتیک، مانند انتخاب مجدد ترامپ، پیامدهای آن بر جنگ روسیه و اوکراین و موارد دیگر را ارائه داده است. پروفسور جیانگ با این محبوبیت تازه، امیدوار است فعالیتهای کانال یوتیوب خود با نام «تاریخ پیشگویانه» را گسترش دهد؛ جایی که قصد دارد با درک گذشته و تخمین آینده، به بشریت کمک کند تا کنترل بیشتری بر زمان حال داشته باشد. بنابراین، مایه افتخار و خوشحالی من است که امروز پروفسور جیانگ را به شما معرفی کنم تا در مورد اینکه جنگها در خاورمیانه، اروپای شرقی و احتمالاً شرق آسیا چه پیامی درباره آینده تمدن بشری دارند، گفتوگو کنیم. پروفسور، به کانال ما خوش آمدید.
پروفسور جیانگ: خیلی ممنون که از من دعوت کردید.
میزبان: پروفسور، اگر ممکن است لطفاً برای مخاطبان من توضیح دهید که «تاریخ پیشگویانه» چیست و چرا معتقدید این حوزه مطالعاتی برای بشریت بسیار مهم است.
پروفسور جیانگ: بله، حتماً. ببینید، اگر کتابهای تاریخی را بخوانید، متوجه میشوید که دیدگاههای واگرای زیادی وجود دارد؛ انگار ده هزار راه برای درک هر موضوعی هست. ایده تاریخ پیشگویانه این است که بیاییم این را سیستماتیک کنیم. سعی کنیم سیستمی بسازیم که در آن بفهمیم آیا درکمان از تاریخ درست است یا غلط. استدلال من این است که اگر تاریخ به درستی انجام شود و چارچوب درک ما از آن صحیح باشد، باید بتوانیم سه کار انجام دهیم: اول اینکه باید بتوانیم گذشته را به هم پیوند دهیم، یعنی تاریخ را به روایتی منسجم تبدیل کنیم که نشان دهد ما چگونه به وجود آمدیم. دوم اینکه باید بتوانیم زمان حال را تبیین کنیم؛ چرا جهان امروز به این شکلی است که هست؟ و سومین مورد، توانایی پیشبینی رویدادهای آینده است، یعنی «پیشگویی تاریخ». اگر چارچوب تاریخی بتواند هر سه مورد را انجام دهد، آنوقت میدانیم که به حقیقت نزدیک شدهایم. ایده این است که در هر تصوری از تاریخ، ارزشها و فرضهایی در آن مدل اخلاقی نهفته است. اگر آن ارزشها و فرضها را درک کنیم، میتوانیم بر اساس آنها یک مدل پیشبینی بسازیم. بنابراین، تاریخ پیشگویانه راهی است برای درک بهتر خودمان تا کنترل بیشتری بر زندگیمان داشته باشیم و راهی است تا مورخان را بر سر رویدادهای مهم تاریخی به توافق برساند. این کلیت موضوع است.
میزبان: چه چیزی از گذشته و لحظه حال دریافتید که به شما کمک کرد جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل را به درستی پیشبینی کنید؟
پروفسور جیانگ: در واقع، چیزی که به من سرنخ داد که درگیری میان ایالات متحده و ایران رخ خواهد داد، این بود که در ژانویه ۲۰۲۰ [دی ۱۳۹۸]، دونالد ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود، دستور ترور ژنرال [قاسم] سلیمانی را صادر کرد؛ کسی که عملاً سفیر غیررسمی ایران در خاورمیانه بود. آن یک رویداد ژئوپلیتیک بسیار مهم بود و فکر نمیکنم مردم واقعاً عمق اهمیت آن را درک کرده باشند، زیرا از نظر تاریخی در آن منطقه، اگر سفیری را بکشید، این یک تحریک مستقیم برای جنگ است. طرف مقابل مجبور به جنگ میشود. نمونه کلاسیک آن زمانی است که پرشیا (ایران باستان) در سال ۴۹۰ پیش از میلاد به سرزمین اصلی یونان حمله کرد. هرودوت در کتاب «تواریخ» خود درباره این مینویسد: دلیل اینکه پرشیا آن تهاجم گسترده را آغاز کرد این بود که آتن و اسپارت سفیران آنها را کشتند؛ آنها را به چاه انداختند. وقتی در آن جهان چنین کاری میکنید، یعنی اعلان جنگ دادهاید. بنابراین ایالات متحده با ترور ژنرال سلیمانی عملاً به ایران اعلان جنگ داد. از آن نقطه به بعد، فقط بحث زمانبندی مطرح بود. این روند به دلیل شکست ترامپ از بایدن در انتخابات عمومی کمی از مسیر خارج شد، اما اگر او به قدرت بازگردد، میتوان فرض کرد که آن جدول زمانی دوباره از سر گرفته شده و در نهایت درگیری رخ خواهد داد. این همان چیزی بود که به من سرنخ داد جنگی در راه است. قدم بعدی من این بود که ببینم چه بازیگرانی به دنبال جنگ هستند؟ با تحقیق بیشتر، به مواردی مثل «صهیونیسم مسیحی»، لابی «آیپک» در آمریکا و منافع عربستان سعودی برخورد کردم. عربستان به دلیل درگیری شیعه و سنی، نفع زیادی در تغییر رژیم ایران دارد. بازیگران زیادی هستند که خواهان جنگ آمریکا و ایران هستند. وقتی اینطور باشد، میتوانید مطمئن باشید که در نهایت درگیری رخ خواهد داد.
میزبان: آیا از زمانبندی آن غافلگیر نشدید؟ بسیاری بعد از ۷ اکتبر فهمیدند این یک اتفاق احتمالی است، مخصوصاً با سقوط بشار اسد در سوریه. آیا تعجب نکردید که در ژوئن امسال [۲۰۲۵ یا تیر ۱۴۰۴] اتفاق افتاد یا انتظار داشتید بیشتر طول بکشد؟
پروفسور جیانگ: صادقانه بگویم، انتظار داشتم زمانبندی طولانیتر باشد، چون برای وقوع جنگ به تدارکات زیادی نیاز است؛ سازماندهی نظامی، جلب رضایت پنتاگون و جناحهای مختلف سیاسی. من از سرعت و ناگهانی بودن آن غافلگیر شدم. اوضاع بسیار فشردهتر از انتظار من پیش رفته است. انتظار یک دوره مقدماتی دو ساله را داشتم، اما کاملاً ممکن است تا سال آینده و قبل از انتخابات میاندوره، نیروهای زمینی آمریکا در ایران باشند. سرعت تحولات من را هم شوکه کرده است.
میزبان: اخیراً ویدیویی از شما دیدم که میگفتید هدف ایران برای داشتن دست بالا در برابر آمریکا، کشاندن آنها به یک جنگ زمینی است. مشخصاً بعد از جنگ عراق، این احمقانهترین اشتباهی است که آمریکا میتواند مرتکب شود، اما شما استدلال میکنید که باز هم ممکن است اتفاق بیفتد. چطور و چرا؟ شنیدن احتمالِ فرستادن نیروی زمینی به ایران بسیار عجیب است.
پروفسور جیانگ: بله، من از تحلیل «نظریه بازیها» برای پیشبینی استفاده میکنم. بازیگران اصلی منطقه یعنی اسرائیل، عربستان، آمریکا و ایران را زیر نظر دارم. از منظر ژئواستراتژیک، آمریکا قطعاً میخواهد کنترل خاورمیانه را برای اهداف تجاری و منابع تثبیت کند. ایران به نوعی مرکز جهان است؛ اگر ایران را کنترل کنید، تجارت جهانی را کنترل کردهاید، بریکس (BRICS) را خنثی کردهاید و طرح «کمربند و جاده» چین را از کار انداختهاید و عملاً روسیه و چین را منزوی کردهاید. اما اگر اسرائیل یا عربستان باشید، نمیخواهید به تحتالحمایه یا نایب (proxy) امپراتوری آمریکا تبدیل شوید و حاکمیت خود را از دست بدهید. مخصوصاً اسرائیل، چون کل هدف ملت اسرائیل تثبیت حاکمیت یهودی است که آن را حق کتاب مقدس خود میدانند. برای اینکه این اتفاق بیفتد، ایالات متحده باید تخریب شود. آمریکا باید در یک جنگ زمینی مقابل ایران شکست بخورد. بنابراین عربستان و اسرائیل هر دو سرمایهگذاری سنگینی کردهاند تا شاهد تهاجم زمینی آمریکا باشند. همانطور که در ویدیوهای قبلیام گفتم، عربستان و اسرائیل در واشینگتن بسیار قدرتمند هستند و پول و منابع زیادی خرج میکنند. دونالد ترامپ از طریق دامادش جرد کوشنر (Jared Corey Kushner) خط مستقیم با آنها دارد. هر دو طرف (اسرائیل و عربستان) خواهان جنگ زمینی هستند. ایران هم همین را میخواهد و گامهایی وجود دارد که ایران میتواند برای تحریک جنگ زمینی بردارد، مثل بستن تنگه هرمز که تهاجم زمینی را برای بازگشایی آن اجباری میکند. بستن تنگه هرمز اقتصاد جهانی را فرو میپاشد. در نهایت، ارتش آمریکا به یک بروکراسی امپریالیستی تبدیل شده که فاقد دوراندیشی است و صرفاً واکنش نشان میدهد. اگر آمریکا در جنگ زمینی ایران شکست بخورد، عواقبش برای آنها صرفاً چند جلسه استماع ناخوشایند در کنگره است؛ همین! اما بازیگران قدرتمندی هستند که میخواهند جنگ زمینی را تحمیل کنند.
میزبان: چرا ایران باید بخواهد آمریکا را به جنگ زمینی بکشاند؟ چرا نخواهد کلاً از جنگ اجتناب کند؟
پروفسور جیانگ: اول باید به یاد داشته باشیم که ایران پیش از هر چیز یک تئوکراسی (حکومت دینی) است. آنها جهانبینی مذهبی و «آخرتشناسی» (Eschatology) دارند. در چارچوب آیین زرتشتی (که بر فرهنگ منطقه اثر گذاشته) و نگاه مذهبی فعلیشان، یک جنگ نهایی میان خیر و شر وجود خواهد داشت. در درک آنها، آمریکا قطعاً نماینده شر و ایران نماینده خیر است. پس آنها خواهان آن درگیری نهایی هستند. این در سنت مذهبی-تاریخی آنهاست که خواهان درگیری و پیروزی نهایی باشند. نکته دوم این است که در حال حاضر ایران توسط آمریکا تحت فشار شدید اقتصادی است و نمیتواند تا ابد صبر کند، چون نسلهای جدیدتر ایرانی که خاطرهای از انقلاب ندارند، ممکن است علیه سیستم شورش کنند. پس آنها نیاز دارند قبل از اینکه از درون ضعیف شوند، تکلیف را یکسره کنند.
میزبان: شما به واژه «آخرتشناسی» اشاره کردید. در ویدیوهایتان درباره همگرایی این دیدگاههای آخرالزمانی در تمدنهای مختلف صحبت کردید. اگر درست فهمیده باشم، ایده این است که این باورهای بسیار قدرتمند درباره پایان زمان در تمدنهای بزرگ، در یک نقطه به هم میرسند؛ نقطهای که عملاً یک جنگ تمامعیار یا جنگ جهانی سوم است که میتواند تمدن را بازسازی کند یا کلاً نابود کند. میشود کمی بیشتر توضیح دهید که چطور مثلاً ایران در چارچوب خودش یا روسیه با نگاه بازگشت به امپراتوری روم شرقی (قسطنطنیه)، به این سمت حرکت میکنند؟
پروفسور جیانگ: «Eschatology» از واژه یونانی «eschaton» به معنای «پایان» میآید؛ یعنی مطالعه پایان زمان. بیشتر مردم آن را با پیشگویی یکی میدانند، اما در زندگی واقعی، این بیشتر شبیه به یک «برنامه عملیاتی» یا نقشه استراتژیک است که گروههای مذهبی مختلف چطور نتایج دلخواه خود را ایجاد کنند. استدلال من این است که آخرتشناسی، محرک اصلی ژئوپلیتیک است. بسیاری میگویند امپراتوریها از مذهب برای منافع مادیشان استفاده میکنند، اما من معتقدم برعکس است؛ امپراتوریها به وجود میآیند تا به اهداف آخرتشناختی خاصی برسند. بریتانیا و آمریکا هم همینطور بودند. صهیونیسم مسیحی در بریتانیا به دنبال زمینهسازی برای بازگشت دوم عیسی بود. وقتی شما یک نگاه آخرتشناسانه دارید، برای اقدام ژئوپلیتیک انگیزه دارید. مثلاً چین چون چنین نگاهی ندارد، هزاران سال در مرزهای خودش مانده است. چیزی که من میگویم این است که اگر به سنتهای مختلف نگاه کنید، نقاطی وجود دارد که همه بر سر آن توافق دارند؛ یعنی اهدافشان همگرا میشود. یکی از این نقاط همگرایی، یک جنگ جهانی عظیم در خاورمیانه و آناتولی (ترکیه) است. طبق این باورها، آناتولی و خاورمیانه بستر جنگ جهانی سوم خواهند بود.
میزبان: وقتی میگویید آنها «توافق دارند»، منظورتان این است که مثلاً یهودیان منتظر مسیح هستند، اما مسلمانان و مسیحیان ممکن است آن فرد را «دجال» یا ضدمسیح ببینند؟ یعنی همه موافقند که به پایان رسیدهایم، هرچند بر سر جزئیات اختلاف دارند؟
پروفسور جیانگ: بگذارید یک مثال بزنم. به اتحاد میان یهودیان افراطی در اسرائیل و صهیونیستهای مسیحی نگاه کنید (که البته اقلیت هستند اما بسیار پرانرژی و تاثیرگذارند). هر دو توافق دارند که وقتی اسرائیل در جنگ «گوگ و مگوگ» (یاجوج و ماجوج) در معرض نابودی قرار گیرد، مسیح خواهد آمد. در آخرتشناسی یهودی، مسیح مسیحیان را بنده میکند. در نگاه صهیونیسم مسیحی، عیسی بازمیگردد، یکسوم یهودیان را میکشد و یکسوم را مسیحی میکند. این یک اتحاد بسیار بدبینانه و تلخ است، اما هر دو برای یک هدف کار میکنند: پایان زمان. چون هر دو معتقدند وقوع آن جنگ بزرگ، پیششرط ظهور منجیشان و آغاز عصر بهشت بر روی زمین است. این یک «اتحاد نامقدس» است.
میزبان: من ویدیویی ساختم که در آن سخنگوی حماس (ابوعبیده) میگفت یکی از انگیزههای ۷ اکتبر، وارد کردن پنج «گاو قرمز» توسط یهودیان بود؛ چون آنها این را پیشزمینه تخریب مسجدالاقصی برای ساخت معبد سوم میدانند. یعنی آنها هم در این بازی آخرالزمانی نقش دارند.
پروفسور جیانگ: بله، آن ویدیو را دیدم، عالی بود. وقتی گاوهای قرمز را میآورند، یعنی برنامههای مخفی برای ساخت معبد سوم در جریان است.
میزبان: میخواهم به مفهوم «توالی استراتژیک» (Strategic Sequencing) بپردازم. شما گفتید آمریکا مثل یک بروکراسی امپریالیستی واکنش نشان میدهد. شخصی به نام وس میچل (Wess Mitchell) استدلال میکند که آمریکا باید درگیریهایش را با رقبای اصلی (روسیه، ایران، چین) اولویتبندی یا توالیبندی کند تا شانس پیروزی داشته باشد. او میگوید هدف نهایی باید مقابله با چین باشد، اما آمریکا در اوکراین گیر کرده و نمیتواند به سمت ایران یا چین حرکت کند. اگر این توالی شکست بخورد، ریسک جنگ در چند جبهه و جنگ جهانی سوم بالا میرود. نظر شما چیست؟ آیا جنگ اوکراین و ایران به هم ربط دارند؟
پروفسور جیانگ: بله، من آن مقاله را خواندم. مشکل ارتش آمریکا این است که به دلیل بروکراسی، انعطاف پذیری و قدرت برنامهریزی برای تغییر جهت را ندارد. دکترین فعلی ارتش آمریکا «شوک و بهت» (Shock and Awe) است که در سال ۲۰۰۳ در عراق توسعه یافت؛ یعنی تمرکز بر بمباران دقیق، نیروهای ویژه، استفاده از نیابتیها (proxies) و جنگ اقتصادی به جای جنگ متعارف کلاسیک. این در عراق، لیبی و سوریه جواب داد، اما مقابل ارتشهای متعارف بزرگ مثل روسیه، ایران و چین بیفایده است. ما این شکست را در اوکراین میبینیم. اوکراین از استراتژی «شوک و بهت» استفاده کرد (زدن پلها در کریمه، جنگ اقتصادی و غیره) اما در مقابل دفاع روسیه شکست خورد. آمریکا توان جنگ متعارف طولانی را ندارد. درباره اوکراین، دیدگاه رایج این است که پوتین نگران گسترش ناتو بود. اما من فکر میکنم دلیل اصلی پوتین این بود که فرصتی برای نابودی همیشگی امپراتوری آمریکا دید. او دید که امپراتوری آمریکا بیش از حد گسترش یافته، ضعیف و سردرگم است و رهبری سیاسی ندارد. پوتین هرگز با صلح در اوکراین موافقت نخواهد کرد، چون میداند ایده «توالی استراتژیک» آمریکا این است: «حالا در اوکراین متوقف شویم، سراغ ایران برویم، بعد چین، و بعد دوباره برگردیم سراغ روسیه». پوتین چرا باید اجازه دهد آمریکا روی ایران تمرکز کند؟ او جنگ را ادامه میدهد تا آمریکا را مستهلک کند. هدف بلندمدت او «اودسا» است، چون با گرفتن آن، اوکراین را کاملاً از دریا جدا میکند. این منطقه (از اودسا تا خاورمیانه) همان بستر جنگ جهانی سوم در آخرتشناسیهای مذهبی است.
میزبان: درک من این است که هر شبیهسازی جنگی بین ناتو و روسیه به جنگ هستهای ختم میشود.
پروفسور جیانگ: ترسناک است اما موافقم. بگذارید سناریویی را بگویم که به جنگ هستهای ختم نشود: روسیه اودسا را محاصره میکند. ناتو مجبور به دفاع و تامین آذوقه میشود. این باعث شورشهای سیاسی در اروپا میشود؛ چون مردم فرانسه، آلمان و لهستان میپرسند «چرا باید برای اودسا بجنگیم؟». اروپا الان مستعد جنگ داخلی است (به دلیل مهاجرت، فروپاشی اقتصادی و غیره). اگر پوتین ناتو را در اودسا گیر بیندازد، دولتهای جدید و پرو-روسی در اروپا سر کار میآیند که خواهان بازگشت به دوران نفت و گاز ارزان روسیه هستند.
میزبان: قبلاً گفتید که معتقدید چین و آمریکا به دلیل وابستگی متقابل اقتصادی با هم کنار میآیند. اما آیا چین نمیفهمد که آمریکا آنها را رقیب اصلی میبیند و طبق «دام توسیدید»، در نهایت میخواهد آنها را نابود کند؟
پروفسور جیانگ: سوال خوبی است. الکساندر دوگین (Alexander Dugin) که مغز متفکر پوتین است، در کتاب «مبانی ژئوپلیتیک» (۱۹۹۷) سه دشمن اصلی برای روسیه برمیشمارد: امپراتوری آنگلو-آمریکایی، ترکیه و چین. چرا چین دشمن است؟ اول چون هر دو بر سر کنترل شبکههای تجاری زمینی در اوراسیا رقابت دارند. دوم، با رشد اقتصاد چین، آنها نیاز به منابع آسیای مرکزی دارند که حیاط خلوت روسیه است (مثل قزاقستان). سوم و مهمتر: اقتصاد چین بر پایه نیروی کار ارزان است. چین این نیروی کار را به روسیه (که خودش منبع انرژی است) نمیتواند صادر کند؛ مشتری اصلی آن آمریکاست. رابطه چین و آمریکا بسیار همزیستگونهتر از چین و روسیه است. در واقع چین از روسیه بیشتر میترسد تا از آمریکا. با قدرت گرفتن روسیه، چین ممکن است دوباره به سمت آمریکا متمایل شود.
میزبان: آیا پتانسیل همکاری میان روسیه و چین وجود ندارد؟ مکنزی میگوید هر کس «جزیره جهانی» را کنترل کند، کل جهان را کنترل میکند. آنها با هم بخش بزرگی از این جزیره هستند.
پروفسور جیانگ: دوگین میگوید زیربنای هر جامعه، جهانبینی مذهبی است. او معتقد است نگاه ارتدوکس روسیه با نگاه مسلمانان و کاتولیکها همخوانی دارد (ضد مادیگرایی و جمعگرا). اما چین یک کشور ملحد (atheist) است. مردم چین به شدت مادیگرا هستند و از این نظر به آمریکا شبیهترند. از نظر دوگین، مذهب محرک مردم است نه فقط اقتصاد. اگر فقط اقتصاد بود، الان جهان در صلح بود.
میزبان: هوش مصنوعی (AI) کجای این معادله است؟
پروفسور جیانگ: در المپیک زمستانی پکن، چین رباتهایی را نشان داد که غذا سرو میکردند، اما پشت هر ربات دو کارگر چینی بود که مراقب بودند ربات درست کار کند! اقتصاد چین کاملاً بر پایه کارگر ارزان است. اگر چین بخواهد به سمت هوش مصنوعی و اتوماسیون برود، میلیونها کارگر بیکار میشوند که باعث فروپاشی مشروعیت حزب کمونیست میشود (چون وظیفه آنها تامین شغل برای همه است). دوم اینکه هوش مصنوعی به شدت برای محیط زیست مخرب است (مصرف آب و برق زیاد) و چین منابع کافی ندارد. سوم اینکه در طول تاریخ، هوش مصنوعی یک انحصار (monopoly) است که منجر به رفتارهای رانتجویانه میشود. سام آلتمن و امثال او بیشتر شبیه «کشیش»هایی هستند که وعده معجزه میدهند، اما هنوز هیچ شرکت هوش مصنوعی (مثل OpenAI) سودده نیست و هر ماه ضرر میدهند.
میزبان: اگر سودده نیست، چرا اینهمه سرمایهگذاری میشود؟
پروفسور جیانگ: دلیلش ساده است: در ۲۰ سال گذشته، سرمایه در دست چند شرکت بزرگ قبضه شده است. آنها مجبورند پولشان را جایی بگذارند که به سرمایهگذاران وعده بازگشت بدهند. هوش مصنوعی «ترند» روز است. این مرحله نهایی سرمایهداری انحصاری است؛ تریلیونها دلار صرف پروژههایی میشود که شاید جامعه را تغییر ندهند، اما برای چند سال سرمایهگذاران را امیدوار نگه میدارند.
میزبان: پنج سال آینده را چطور میبینید؟ آیا چین به تایوان حمله میکند؟ جنگ اوکراین متوقف میشود؟
پروفسور جیانگ: اگر چین به تایوان حمله کند، یعنی تمام تحلیلهای من غلط است و من یک احمقم! من تحت هیچ شرایطی معتقد نیستم چین حمله کند. حزب کمونیست نگران ثبات رژیم است. اقتصاد چین روزهای سختی را میگذراند.
میزبان: چرا؟ ویدیوهای چین که نشاندهنده شهرهای مدرن و پیشرفته است.
پروفسور جیانگ: بگذارید یک جوک بگویم تا اقتصاد چین را بفهمید: پکن میخواهد برای المپیک ورزشگاه بسازد. یک شرکت سنگاپوری پیشنهاد ۱ میلیارد دلار میدهد. یک شرکت آمریکایی ۲ میلیارد دلار (به خاطر کیفیت بهتر). یک شرکت محلی چینی پیشنهاد ۳ میلیارد دلار میدهد! وقتی میپرسند چرا ۳ میلیارد؟ میگوید: «خیلی ساده است؛ ۱ میلیارد برای تو، ۱ میلیارد برای من، ۱ میلیارد هم میدهیم به همان سنگاپوریها که ورزشگاه را بسازند!» این اساس اقتصاد چین است. برجها ساخته میشوند تا مقامات فاسد راهی برای دزدی از ملت داشته باشند. همه برجها را میبینند، اما بدهیهای پشت آنها را نمیبینند. چین از آینده و از مردم خودش قرض میگیرد تا این سیستم را حفظ کند. آنها نمیتوانند وارد جنگ شوند چون این سیستم شکننده فرو میپاشد.
میزبان: پس تایوان امن است. درباره روسیه و ایران چطور؟
پروفسور جیانگ: جنوب شرق آسیا (تایوان) مهم نیست؛ جنگ جهانی سوم در آناتولی و خاورمیانه است. توالی رویدادها از نظر من این است (ممکن است در ترتیب اشتباه کنم اما اینها رخ میدهند): درگیری آمریکا و ایران تشدید میشود (احتمالاً با تحریک اسرائیل). ایران تنگه هرمز را میبندد. آمریکا نیروی زمینی میفرستد. همزمان روسیه برای گرفتن اودسا تلاش میکند. ناتو وارد عمل میشود. این باعث جنگهای داخلی در اروپا میشود. و در نهایت، مسجدالاقصی در قدس تخریب خواهد شد؛ اتفاقی که همه را شوکزده میکند. اگر فقط با نگاه مادی به دنیا نگاه کنید، نمیفهمید چرا باید کسی چنین کار خطرناکی بکند، اما با نگاه «آخرتشناسی» میفهمید که این بخشی از نقشه استراتژیک آنها برای پایان زمان است.
من این پیشبینیها را میکنم اما خوشحال میشوم اگر غلط باشند چون سه فرزند دارم و دنیای امنی برایشان میخواهم. اما اگر درست بگویم، مدلی ارائه دادهام که بفهمید چرا این اتفاقات میافتد.
میزبان: چطور میتوانیم دنیای بهتری بسازیم؟
پروفسور جیانگ: اول باید دنیای بهتری را تصور کنیم؛ دنیایی که در آن ورای تقسیمبندیهای نژادی و مذهبی، به انسانیت مشترکمان نگاه کنیم. دوم، از ابزارهایی مثل تاریخ پیشگویانه و نظریه بازیها استفاده کنیم تا آگاه باشیم. و سوم، حقیقت را بگوییم. درباره آنچه در غزه و اسرائیل میگذرد، صادق باشیم. اینها به خاطر حرص و طمع امپراتوری است. بیایید با خودمان و فرزندانمان صادق باشیم.
میزبان: بسیار عالی. آخرین سوال؛ آیا کمونیسم خودش نوعی آخرتشناسی نیست؟
پروفسور جیانگ: دقیقاً. در کمونیسم یک نگاه آخرتشناسانه (ایجاد دنیای بیطبقه) وجود داشت که مائو به دنبالش بود. اما امروز در چین کسی به آن فکر نمیکند. چیزی که باقی مانده، مادیگرایی محض است: «پول دربیاور و کالا بخر و شکایت نکن».
میزبان: پروفسور جیانگ، از وقت شما ممنونم. مخاطبان میتوانند کانال یوتیوب شما را دنبال کنند. آیا راه دیگری برای حمایت از کارهای شما هست؟
پروفسور جیانگ: ممنون، گفتگو با شما بسیار عمیق و لذتبخش بود. بهترین راه کانال یوتیوب من و حساب توییتر (X) من است. من در حال آمادهسازی دورههای آموزشی رایگان در یوتیوب هستم؛ از جمله «تاریخ مخفی جهان» (Secret History of the World) که تاریخ را از دریچه مذهب و اطلاعات بررسی میکند، و همچنین دورهای درباره «نظریه بازیها» تا مردم یاد بگیرند چطور مثل من فکر کنند.
میزبان: باز هم ممنون پروفسور.
پروفسور جیانگ: به هیچچیز اعتماد نکنید. ذهنتان را آزاد کنید. همهچیز پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی) است.
میزبان: همهچیز پروپاگاندا است، پس چرا پروپاگاندای خودتان را انتخاب نکنید؟
جمعبندی و نتیجه
«تاریخ پیشگویانه» در نگاه جیانگ، ابزاری برای دیدنِ پیوستگی رخدادها و فهم منطق بازیگران است؛ اما این ابزار، بیش از آنکه وعدهٔ قطعیت بدهد، نقشهای از مسیرهای محتمل ارائه میکند. او زنجیرهای از رویدادهای ممکن را ترسیم میکند ـ از تشدید درگیری آمریکا و ایران و احتمال بستن تنگه هرمز تا همزمانی فشار روسیه برای اودسا و پیامدهای سیاسی در اروپا ـ و حتی از شوک نمادینِ تخریب مسجدالاقصی بهعنوان یک نقطهٔ کانونی یاد میکند که در چارچوب «آخرتشناسی» قابل توضیح میشود. در پایان، جیانگ بر یک نتیجه اخلاقی-عملی تأکید میکند: ساختن آیندهٔ بهتر با «تصورِ امکانِ جهانی متفاوت»، بهرهگیری از ابزارهایی مثل تاریخ پیشگویانه و نظریه بازیها برای افزایش آگاهی، و پایبندی به گفتن حقیقت درباره رخدادها. و ختم کلام او، هشداری درباره فضای روایتهاست: اینکه باید ذهن را آزاد نگه داشت و با آگاهی از سازوکارهای تبلیغات، روایتها را سنجید.




نظرها
نظری وجود ندارد.