ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

«بسته رویایی» برای «آقای ترامپ عزیز»: «چشمک نفتی» و «روز قیامت»

علی رسولی ـ حرف حساب یا ناحساب آمریکا به جمهوری اسلامی این است: بازیگر معقول خاورمیانه باش و بین آمریکا و چین یکی را انتخاب کن و اگر انتخابت پکن و سیاستت، ادامه وضع کنونی است، منتظر ساعت حمله باش.

چند روز مانده به پایان ضرب‌الاجل «۱۰ تا ۱۵ روزه» دونالد ترامپ برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی، فضای منطقه به سمت «نقطه بی‌بازگشت» در حرکت است و هنوز از «شتاب جنگ» کاسته نشده است. تهران به وضوح نگران است. پشت صحبت‌های دیپلماتیک ولوله‌ای برپا است. آخرین کارت‌ها و آخرین پیشنهادها تدوین شده‌اند تا شاید بتوانند «جمهوری اسلامی» را از این «گردنه خطرناک» عبور دهند.

سران جمهوری اسلامی همان کاری را می‌کنند که به آن عادت دارند: بقا به هر قیمت. به همین دلیل به نظرشان رسیده که تبدیل پرونده امنیتی به پرونده معاملاتی و این‌بار، با پول، قرارداد و «فرصت سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های آمریکایی» جواب می‌دهد. چرا؟ چون تئوریسین‌هایی تربیت کرده‌اند که چند ماه است به آن‌ها می‌گویند با «غروب هسته‌ای» و «طلوع نفتی» می‌توان معامله‌ای با «ترامپ قمارباز» جوش داد که بی‌خیال جمهوری اسلامی و سرانش شود.

مجید شاکری، یکی از این تئوریسین‌های تربیت‌شده در اندیشکده‌های وابسته به سپاه پاسداران مدت‌ها است که این ایده را به سران جمهوری اسلامی پیشنهاد داده است. این ایده را او پس از جنگ ۱۲ روزه بارها و بارها مطرح کرده است. ایده‌ای که از دل یک مدل حسابداری می‌خواهد یک مناقشه استراتژیک را حل و فصل کند.

او در بن‌بست پس از جنگ، طرح توافق نفتی با ترامپ را به جمهوری اسلامی پیشنهاد داد. اینکه نفت ایران به صورت پیش‌فروش در سبد انرژی شرکت‌های آمریکایی وارد شود و در ازای آن ایران هم سایه جنگ را از سرش دور کند و هم با معافیت‌های اجرایی ریاست‌جمهوری آمریکا بر زخم اقتصاد و ناترازی‌های متنوعش مرهم بگذارد. اکنون که آرایش نظامی آمریکا در اطراف ایران تکمیل شده است و آغاز حمله هر ساعتی می‌تواند باشد او کوشیده تا در آخرین بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی به آمریکا، ایده‌هایش را جا بیندازد.

پیش از او کسان دیگری مانند مهدی خراتیان که او هم بلاگر حوزه امنیتی است به سران نظام پیشنهاد داده بودند که نفت را به‌عنوان یک ابزار توازن‌بخش و احیاکننده قدرت بازدارندگی به کار بگیرند و از بازی با آن به‌عنوان ابزاری برای کنترل رفتار آمریکا و مجاب کردن چین برای نقش‌آفرینی فعال‌تر در مناقشه خطرناک کنونی واشنگتن و تل‌آویو با تهران سود ببرند. برای این ایده دیگر دیر شده است. اما برای بلاگرها هر وضع جدید می‌تواند فرصتی برای ایده جدید باشد.

به همین دلیل این بلاگرهای امنیتی نزدیک به سپاه و نهادهای امنیتی می‌گویند در مقابل ترامپ باید سطح دیوانگی را بالا برد تا او پشیمان شود. یکی از حمله پیش‌دستانه می‌گوید، یکی از «سناریوی روز قیامت». یعنی به جای نشان دادن رفتار معقول در برابر آرایش نظامی آمریکا کاری کنیم که طرف مقابل ما را دیوانه‌ای فرض کند که برایش هزینه هیچ اهمیتی ندارد.

این ایده دست‌کم نزد رهبر جمهوری اسلامی محبوب شده و در سخنرانی‌های دو هفته گذشته‌اش از آن استفاده کرده است. همین که رهبر جمهوری اسلامی می‌گوید جنگ را منطقه‌ای می‌کنیم و ناو هواپیما‌بر آمریکا را غرق می‌کنیم، نشان می‌دهد که او دست‌کم در سطح سخنرانی عمومی از به کاربردن «تاکتیک جنون» بدش نمی‌آید. اینکه بعد از آن چه می‌شود گویا در معادلات بلاگرهای امنیتی نظام و رهبر آن جایی ندارد. مثلا غرق کردن یک ناو هواپیمابر که ستون فقرات ارتش آمریکا است چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد؟ به هر حال هر کنشی را واکنشی است که در عالم نظامی الزاما هم‌سطح و هم‌اندازه در راستای مخالف نیست.

ماجرا از چه قرار است؟

بر اساس گزارش رویترز، یک مقام ارشد ایرانی گفته تهران حاضر است در حوزه هسته‌ای امتیازهایی بدهد. از جمله ارسال بخشی از اورانیوم با غنای بالا به خارج، رقیق‌سازی بقیه، و حتی پیوستن به یک کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی. اما این امتیازها را به شرطی می‌دهد که آمریکا هم «رفع تحریم‌ها» و «به‌رسمیت شناختن حق غنی‌سازی» را بپذیرد. در همان گزارش، یک نکته کلیدی آمده است: تهران به‌طور مشخص از «فرصت‌های سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های آمریکایی در نفت و گاز» حرف زده است.

این دقیقا همان اجرای ایده جوش دادن معامله با ترامپ است که جمهوری اسلامی از سر ناچاری به سراغ آن رفته است.  تهران امید دارد با این ابتکار، «بسته پیشنهادی» از سطح چانه‌زنی فنی درباره درصد غنی‌سازی و تعداد سانتریفیوژها خارج شود و پا به زمین اصلی ترامپ بگذارد: زمین معامله‌گری.

چرا تهران سراغ «پیشنهاد اقتصادی به آمریکا» رفته است؟ یک منطق ساده پشت این چرخش قرار دارد: تهران می‌خواهد در واشنگتن «هزینه جنگ» را بالا ببرد و «هزینه توافق» را پایین بیاورد. از چه طریق؟ ترکیب نشان دادن اراده به «جنون» در عین پیشنهاد بسته اقتصادی برای ساختن یک «ذی‌نفع آمریکایی».

رویترز یک هفته پیش گزارش داد که ایران در سبد گفت‌وگو با آمریکا، از «انرژی، معدن و حتی قراردادهای هواپیما» هم نام برده است. یعنی دقیقا حوزه‌هایی که هم پول‌سازند و هم می‌توانند برای لابی اقتصادی در آمریکا جذاب باشند.

در همین چارچوب است که در فضای رسانه‌ای فارسی هم بحث «وعده اقتصادی به آمریکا» بالا گرفته است. حتی منتقدان داخلی این ایده هم ناخودآگاه تایید می‌کنند که حکومت به یک نقطه جدید رسیده: تهران فهمیده «صرفِ توافق هسته‌ای» دیگر به‌تنهایی ضامن کاهش فشار نیست و باید فکر نان باشد که خربزه آب است.

«بسته» رویایی برای «آقای ترامپ عزیز»

اما این پیشنهاد دقیقه نودی جمهوری اسلامی شامل چه چیزهایی است؟ اگر بخواهیم میان «داده‌های تاییدشده» و «گزارش‌های رسانه‌ای» و گمانه‌زنی‌ها حرکت کنیم، فعلا چند محور روشن‌تر از بقیه است:

در موضوع هسته‌ای، تهران می‌خواهد امتیازهای تاکتیکی بدهد و نه تغییر راهبرد. رویترز می‌گوید تهران از گزینه‌هایی مثل خارج کردن بخشی از ذخایر، رقیق‌سازی، و کنسرسیوم منطقه‌ای حرف زده و در برابر، «رفع تحریم‌ها» و «به‌رسمیت شناختن حق غنی‌سازی» را می‌خواهد.

اما همین‌جا گره اصلی باقی می‌ماند: طبق گزارش‌ها، واشنگتن همچنان به‌دنبال توقف غنی‌سازی است و علاوه بر آن، می‌خواهد پرونده را به حوزه موشکی و نیروهای نیابتی هم بکشاند؛ چیزی که تهران آن را رد کرده است.

در حوزه اقتصادی، پیشنهاد تهران چراغ سبز برای ورود آمریکا به حوزه نفت و گاز است و قراردادهای جذاب برای شرکت‌های آمریکایی.

نقطه متفاوت این بسته، همان چیزی است که رویترز برجسته کرده: پیشنهاد فرصت سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های آمریکایی در نفت و گاز. اینکه این چراغ سبز یک بسته امنیت اقتصادی در رابطه با چین هم دارد یا نه محل سوال است. آیا آمدن آمریکایی‌ها به حوزه نفت و گاز به اختیار داشتن آن‌ها برای آنکه چه کسی مشتری نفت ایران باشد هم تعمیم می‌یابد؟ یعنی ایران سبد انرژی‌اش را به دست آمریکایی‌ها می‌سپرد تا از آن برای فشار گذاشتن بر چین استفاده کنند یا نه؟

منطق تهران روشن است: اگر ترامپ بتواند توافق را به شکل یک معامله اقتصادی بفروشد، شاید برایش از «جنگ» کم‌هزینه‌تر شود. به‌خصوص وقتی خودش دنبال نمایش موفقیت است. این همان منطق «توافق به‌مثابه پیروزی» است که تحلیل‌های رسانه‌ای هم روی آن تاکید می‌کنند. اما آیا منطق جمهوری اسلامی بیش از حد خوشبینانه نیست؟ آیا در این منطق عناصر رقابت راهبردی قدرت‌های بزرگ لحاظ شده؟ و اگر شده، جمهوری اسلامی این تغییر بازی بنیادین را چگونه می‌تواند انجام دهد که چاله امنیتی به چاه نیفتد؟

«بسته» را چه کسی می‌برد؟

در روایت رسمی مسیر مذاکرات همچنان با میانجی‌گری عمان پیش می‌رود. خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که دور بعدی گفت‌وگوها در ژنو برگزار می‌شود و عمان آن را تایید کرده است.

درباره نقش علی لاریجانی نیز چند گزارش رسانه‌ای وجود دارد. در رسانه‌های فارسی نیز گزارش‌هایی منتشر شده که  لاریجانی بسته پیشنهادی تهران را به مسقط می‌برد. هم‌زمان، سخنگوی وزارت خارجه ایران در یک موضع‌گیری گفته از توشه سفر لاریجانی خبر ندارد.

در شبکه‌های اجتماعی هم یک روایتِ مکمل دیده می‌شود: محمد العریمی، رئیس انجمن روزنامه‌نگاران عمانی، در ایکس نوشته «انتظار می‌رود علی لاریجانی روز سه‌شنبه وارد مسقط شود و پاسخ ایران را به همراه داشته باشد».

ترامپ در این دور با یک ضرب‌الاجل کوتاه بازی می‌کند: «۱۰ تا ۱۵ روز». این ضرب‌الاجل، دیپلماسی را شبیه یک شمارش معکوس می‌کند: یا توافق، یا «عواقب بد».

در چنین فضایی، پیشنهاد اقتصادی تهران یک کارکرد مهم دارد: خریدن زمان و ساختن یک مسیر خروج که به ترامپ اجازه دهد توافق را «پیروزی» معرفی کند، حتی اگر امتیازها محدود باشد.

اما مشکل اینجاست که اختلاف‌ها تاکتیکی نیست؛ ساختاری است. و برای اختلاف ساختاری در رقابت قدرت‌های بزرگ نمی‌توان روی روانشناسی فردی و قمارباز یا معامله‌گر بودن طرف مقابل حساب کرد. اما جمهوری اسلامی چه چاره دیگری دارد جز اینکه بگوید: انشاالله گربه است.  

اگر واشنگتن هدفش تغییر بنیادین در رفتار ایران و اضافه کردن آن به سبد خودش برای رقابت غایی با چین باشد پیشنهاد «کنسرسیوم» یا «رقیق‌سازی» به کارش نمی‌آید. پیشنهاد قرارداد نفتی و هواپیما هم در این صورت جذاب نیست.

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی در مورد هدف اصلی از فشار کنونی دچار اشتباه محاسباتی شده است. بسته پیشنهادی ایران باید چیزی داشته باشد که بر فراز این پیشنهادهای فنی بر سر هسته‌ای و قراردادهای نفتی پرواز می‌کند. حرف حساب یا ناحساب آمریکا به جمهوری اسلامی این است: بازیگر معقول خاورمیانه باش و بین آمریکا و چین یکی را انتخاب کن و اگر انتخابت پکن و سیاستت، ادامه وضع کنونی است، منتظر ساعت حمله باش.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • بی نام

    اگر اینگونه باشد پس مردم با آواری از مشکلات و ناکامی ها و دادن چندین هزارکشته ، چندین هزار زندانی که هم‌اکنون زیر شکنجه هستند چه می شود .