بحرانهای پساجنگ: ناامنی روانی زیر آوار گرانی
آشکارترین پیامدهای جنگ ۴۰ روزه بر سفره و معیشت همگان نمایان شده؛ گرانی، کاهش مصرف و البته اضطراب بیکاری و درمان.

یک ساکن ایرانی پس از حملات اسرائیل و آمریکا که طبق گزارش رسانههای محلی، کنیسه رفیع نیا و ساختمانهای مسکونی مجاور آن در تهران را ویران کرد، در ۷ آوریل ۲۰۲۶، در خانه آسیبدیده خود ایستاده است. منبع:AFP
روایت ساکنان ایران از افزایش قیمت کالا و خدمات بخش دیگری از «دستاورد»های حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را به ایران شفافتر میکند: «ما را امیدی به خیر شما نبود، شر نرسانید».
در روزهایی که خبرهای مربوط به مذاکره میان ایران و آمریکا جایگزین خبر حملات اسراییل و آمریکا به ایران شده است، زخمهای جنگ بر تن و روان مردمان نمایانتر میشود؛ تورم جهش یافته، بیکاری گسترده، خطر بیخانمانی و روان زخمی.
اندک ساکنان ایران که امکان دسترسی به اینترنت را، با هزینه کلان، دارند میگویند پس از جنگ از فاجعهای خزنده زیرپوست شهر در جریان است.گلشن، ساکن تهران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تورم را با آمارهای رسمی نمیشود فهمید.»
به روایت او هزینه «زندگی حداقلی، برای فقط زنده ماندن و بدون هیچ آینده یا پساندازی حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان در ماه. این عدد از بقا حرف میزند. این واقعیت دردناک امروز ایران است…برای زنده ماندن باید زندگی را حذف کنید! مرزهای زندگی روزبهروز کوچکتر از بدن انسان میشود و مرگ گلوی زندگی را میفشارد.».
روزنامه دنیای اقتصاد ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ هزینه تامین سبد استاندارد خوراکی برای یک خانوار ۴ نفره در فروردین را ۲۵میلیون و ۱۵۹ هزار تومان گزارش کرد. بر این اساس خوراکیهای اساسی به تنهایی ۸۵ درصد از حداقل درآمد یک خانوار را به خود اختصاص میدهند.
بر اساس مصوبه شورای عالی کار، حداقل دستمزد کارگر متاهل با دو فرزند ـ خانواده چهار نفره ـ ۲۵ میلیون و ۵۷۵ هزار تومان است. به فرض تداوم طرح کالابرگ مجموع درآمد نقدی و کالابرگی کارگر حداقلبگیر با دو فرزند کمتر از ۳۰ میلیون تومان است. این میزان از درآمد در صورتی ممکن است که مصوبه حداقل دستمزد ابلاغ شود.
بر اساس روایت این روزنامه که تریبون غیررسمی جریان نئولیبرال در ایران به شمار میرود، «بررسی دادههای دادههای خردهفروشیهای آنلاین، بیانگر رشد ۶۸درصدی متوسط مواد خوراکی در ۴ماه اخیر و رسیدن هزینه سبد خوراکی به ۸۵درصد حداقل درآمد است.»
مرکز آمار ایران در گزارش میانگین قیمت کالا و خدمات، نرخ تورم مواد غذایی را ۱۱۲ اعلام کرد که رکورد تازهای طی ۱۵ سال اخیر به شمار میرود. این رقم حتی از نرخ تورم در سال ۱۴۰۱ که دولت وقت ارز ۴۲۰۰ تومانی کالاهای ضروری را حذف کرد، بزرگتر است.
کاهش اجباری مصرف
دنیای اقتصاد در یک گزارش دیگر با تیتر «مصرفکنندگان محافظهکار شدهاند»، به نقل از فروشندگان مواد غذایی، پوشاک، اسباببازی و کافهداران در تهران نوشت که تقاضا به شکل چشمگیری کاهش یافته است. یک فروشنده سوپرمارکت مواد غذایی در تهران گفت:
در ماههای اخیر تقاضا برای خرید شکلات، بیسکویت، قهوه و نوشیدنیهای خارجی به شدت افت کرده است. این کاهش تقاضا در هفتههای اخیر شدت گرفته است. درهمینحال تقاضا برای خرید ساندویچهای سرد کارخانهای، قهوههای آماده ایرانی، چای با برندهای خارجی و حتی محصولاتی همچون چیپس و پفک نیز کاهش داشته است.
در همین رابطه، به نقل از فروشنده فروشگاه زنجیرهای در تهران وضعیت چنین توصیف شد: «در طول هفتههای گذشته از میزان تقاضا برای برخی محصولات نیمهآماده غذایی کاسته شده است. البته این مساله تاثیر چشمگیری بر روند تولید صنایع غذایی نداشته است.»
او علت این وضعیت را «محدود شدن منابع درآمدی بسیاری از خانوادهها در ماههای اخیر» بیان کرد و گفت که در این شرایط «بسیاری از خانوادهها اولویت مصرف خود را بازتعریف کردهاند. بهعلاوه آنکه مشتریان روزانه ما محدود شدهاند. گویی افراد ترجیح میدهند در فاصلههای زمانی طولانیتر خرید کنند تا امکان مدیریت خرید برایشان سادهتر باشد.»
۲۴ فروردین ۱۴۰۵ روزنامه شرق در گزارش «ترکش جنگ بر بازار خوراکیها» روایت ساکنان ایران از افزایش قیمت مواد غذایی را منتشر کرد که از رشد شتابان قیمتها شاکی بودند. به گفته یکی از ساکنان تهران؛ «بسته یککیلوگرمی گوشت چرخکرده که تا قبل از جنگ ۸۰۰ هزار تومان قیمت داشت، حالا به یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده است. البته تا قبل از حذف ارز ترجیحی قیمت دو بسته گوشت چرخکرده به حدود یک میلیون تومان میرسید و قیمت یک عدد مرغ منجمد ۸۰۰ گرمی به ۸۰۰ هزار تومان رسیده است؛ قبل از جنگ بهای همین کالا ۵۰۰ تا ۵۵۰ هزار تومان بود».
یکی دیگر از ساکنان تهران در گفتوگو با روزنامه شرق گفت: «قیمت یک کیلوگرم برنج هاشمی در زمان جنگ به ۵۰۰ هزار تومان افزایش داشته است. قبل از جنگ بهای هر کیلوگرم برنج هاشمی حدود ۴۰۰ هزار تومان بود و البته باید گفت کیفیت برنج هم پایین آمده و معمولا با برنج پاکستانی یا هندی مخلوط میشود».
همچنین به گفته یکی دیگر از افرادی که با خبرنگار این روزنامه گفتوگو کردند؛ «روغن مدتهای مدید است در بازار کمیاب است و هر قوطی دو لیتری روغن مایع حدود ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد».
یکی دیگر از ساکنان تهران گفت که «قیمت سه عدد موز ۴۰۰ هزار تومان است و بهای سه قلم شوینده ساده که کاربرد خانگی و نظافت منزل دارد، یک میلیون تومان شد».
البته که رشد قیمت به مواد خوراکی محدود نماند. هزینه حمل و نقل به روایت یک شهروند که میان تهران و قزوین رفت و آمد میکند هم افزایش یافت. او گفت: «کرایه تاکسی بینشهری از قزوین تا تهران ۳۶۰ هزار تومان شد، در حالی که قبل از جنگ کرایه این مسیر ۲۰۰ هزار تومان بود».
دارو کمیاب و گران شد: تهدید حیات بیماران خاص
مهمتر از همه که میتواند حیات بیماران خاص را تهدید کند، افزایش قیمت همراه با کمبود دارو است. حداقل حمله به دو کارخانه داروسازی و موسسههای پژوهشی مرتبط با صنعت دارو و سلامت از سوی آمریکا و اسرائیل طی جنگ ۴۰ روزه تایید شده است.
سرپرست اداره کل تجهیزات پزشکی سازمان غذا و دارو ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ گفت که آمریکا و اسرائیل شرکتهای «فناوران تجهیزات پزشکی پارس، تجهیز گستر سلامت، نوآوران طب ایرانیان، کارخانه پیک مد، شرکت سها، شرکت شالچیلار و کارخانه صا ایران» را که در حوزه تجهیزات پزشکی و درمان فعال بودند، بمباران کردند.
همچنین روزنامه همشهری ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ به نقل از مدیرعامل شرکت توفیقدارو نوشت که بازسازی کامل این مجموعه تا سه سال زمان خواهد برد. او البته مدعی شد که خط تولید کارخانه متوقف نشده است.
سخنگوی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت ایران هم شمار شرکتهای داروسازی و تجهیزات پزشکی که هدف حملات اسرائیل و آمریکا قرار گرفتند را «۳۰ واحد» اعلام کرد. او اما ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ کمبود دارو در ایران را منکر شد و گزارشهای مربوط به کمیاب بودن انسولین در بازار دارویی را «نادرست» و «تقاضا برای تولید خارجی» توصیف کرد.
بهمن صبور، عضو انجمن داروسازان هم ۲۹ بهمن گفت که تحت تاثیر تحریمها و جنگ «امکان واردات همه انواع برندهای دارویی از خارج کشور وجود ندارد، اما داروهای تولید داخل یا ژنریک موجود است و بیشتر گزارشها مبنی بر کمبودها مربوط به برندهای خارجی است.»
به گفته او، اثر حمله به شرکتهای دارویی «شش ماه دیگر مشخص خواهد شد.»
در پیوند با کمبود یا افزایش قیمت دارو، روزنامه «هموطن» ۲۷فروردین ۱۴۰۵ در گزارش «بحران دارو در ایران؛ از کمبود و گرانی تا فشار بر بیماران و تولیدکنندگان»، افزایش قیمت دارو را تایید کرد:
بخشی از داروهای پرمصرف و رگولار که پیشتر در بازهای نسبتاً ثابت عرضه میشدند، حالا با جهشهای قابل توجهی روبهرو شدهاند. شرکتهای داروسازی افزایش ۲۰۰ تا ۴۰۰ درصدی قیمت برخی داروها را تایید کردهاند. داروخانهها نیز از گرانی بیش از ۵۰ درصدی داروها، از جمله اسپریهای آسم خبر دادهاند.
بر اساس این گزارش؛ «داروهایی که پیش از این دوره با قیمت حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان در دسترس بودند، در حال حاضر به حدود یک میلیون تومان رسیدهاند. در مواردی دیگر، قیمت برخی اقلام از حدود چهارصد هزار تومان به ۳ میلیون تومان افزایش یافته که به معنای رشدی نزدیک به هفت برابر است.»
قیمت داروهای حیاتی و تخصصی، به ویژه داروهای بیماران سرطانی و خاص با افزایش چندبرابری همراه بوده است و «دارویی که پیش از این با یک سطح هزینه مشخص و قابل پیشبینی تهیه میشد، اکنون برای بسیاری از بیماران به کالایی تقریباً خارج از توان مالی تبدیل شده است.»
این گزارش به نقل از چند تن از ساکنان ایران گفت که برخی داروها کمیاب شدهاند. مادر یک بیمار مبتلا به سرطان خون که بعد از جستجو در چند داروخانه نتوانست داروی ضروری را تهیه کند، ناچار شد «در نهایت دارو را با قیمتی چند برابر و از بازار سیاه تهیه کند.»
در روایت دیگری، یک بیمار دیابتی گفت که سهمیه انسولین او کاهش یافته و مجبور شده مصرف خود را مدیریت کند، موضوعی که مستقیماً بر کنترل بیماریاش اثر گذاشته است. کمبود دارو سبب هشدار پزشکان نسبت به حیات بیماران تالاسمی شده است. همچنین بیماران قلبی به دلیل افزایش قیمت و کمبود نمونههای داخلی «بخشی از نسخه خود را حذف کردهاند.»
دولت ایران پیش از جنگ هم تصمیم داشت ارز واردات دارو را حذف کند. در سال ۱۴۰۴ دولت از تخصیص ارز پیشبینی شده برای واردات دارو امتناع کرد تا کمبود دارو بروز بیشتری داشته باشد. بر اساس اعلام دولت، در سال ۱۴۰۵ در مجموع سه میلیارد دلار اعتبار برای واردات دارو، تجهیزات پزشکی و شیرخشک پیشبینی شده است.
اکبر عبداللهی اصل، مدیرکل دارو سازمان غذا و دارو ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ سهم دارو و مواد اولیه از ارز ترجیحی پیشبینی شده را ۱٬۵ میلیارد دلار اعلام کرد. او نیاز صنعت دارو به واردات را حدود ۲٬۲ میلیارد دلار برآورد کرد و گفت که نیمی از ارز مورد نیاز برای واردات باید از بازار آزاد تامین شود. تامین ارز با نرخ آزاد که سه تا چهار برابر ارز ترجیحی است موجب افزایش قیمت دارو خواهد شد.
تقلا برای زنده ماندن
هنوز هم مشخص نیست آتشبس پایدار خواهد بود یا اینکه موج بعدی حملات نظامی به قصد ویرانی بیشتر آغاز خواهد شد. خسارت مالی جنگ به صورت رسمی اعلام نشده است اما تا همین حالا هم بخش بزرگی از مشاغل صنعتی در حوزه فولاد، پتروشیمی و صنایع وابسته از بین رفته است.
کاهش تقاضا و افزایش هزینه تولید اخراج کارگران را بیشتر کرده است. در یک مورد دبیر اجرایی خانه کارگر استان فارس در آستانه «هفته کارگر» گفت: «کارخانههایی که سابقاً ۲هزار نفر نیرو داشتند، امروز بدون جذب نیروی جایگزین، تعداد کارگران خود را به حدود یک هزار نفر یا کمتر رساندهاند.»
برآورد میشود تحت تاثیر قطع اینترنت حداقل ۳۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار از شاغلان اقتصاد گیگ شغل خود را از دست داده باشند. همچنین با کاهش تقاضا برای خدمات تفریحی و رستوران، شاغلان این بخش هم بیکار شدهاند. بر اساس برآوردهای کارشناسان ممکن است حدود دو میلیون شاغل تحت تاثیر جنگ بیکار شوند. دولت برای مقابله با این وضعیت یک بسته حمایتی تصویب کرده است. با این حال کارگران نگران هستند بیکاری موقت به دائمی تبدیل شود. ایلنا به نقل از یک کارگر مجتمع پتروشیمی در جنوب ایران نوشت: «حدود دو هزار و دویست نفر از نیروها بیرون از مجتمع در وضعیت نامشخص هستند. حقوق را علیالحساب دادهاند، اما بعد از آن هیچچیز شفاف نیست.»
این کارگر گفت: «میگویند تولید متوقف شده و میخواهند نیروها را به بیمه بیکاری بفرستند. شاید بخشی از این موضوع واقعی باشد، اما ترس ما این است که این به یک روند دائمی تبدیل شود.»
بیکاری، تورم و رکود اقتصادی آشکارترین پیامدهای جنگ ۴۰ روزه هستند. گذر زمان پیامدهای زیانبار بیشتری از جنگی که به دروغ «کمک به مردم» تبلیغ شد را آشکار خواهد کرد.




نظرها
نظری وجود ندارد.