تاریخ را به یاد آر: بنو اونهزورگ نمرده است
از رضا پهلوی در برلین استقبال گرمی نشد. همانطور که ۵۹ سال قبل در سفر پدرش به برلین خون بر خیابان جاری شد. این بار هم کت او با سس قرمز شد؛ یادآوری یک گذشته.

از اعتراض دانشجویان به سفر محمدرضا پهلوی به برلین ژوئن ۱۹۶۷
در سفر رضا پهلوی به برلین که از قبل هم با واکنشهای بسیاری همراه بود، یک تن به او سس قرمز رنگ پرتاب کرد. حامیان بازگشت به نظام سلطنتی تلاش کردند این واقعه را «تروریستی» و از سوی هواداران جمهوری اسلامی جلوه دهند. آنچه که آنها و البته رسانه مسلط به عمد از آن چیزی نگفتند رویدادی است در ۵۹ سال قبل؛ دوم ژوئن ۱۹۶۷.
بنو اونهزورگ سالهاست به نامی فراموش نشدنی در تاریخ جنبش دانشجویی آلمان تبدیل شده است و البته مبارزه دانشجویان ایران در اروپا همزمان با سلطنت پهلوی. دوم ژوئن ۱۹۶۷، دومین روز حضور محمدرضا پهلوی و همسرش در برلین معترضان به سرکوب در ایران مقابل «دویچه اپرا» تجمع کردند. حداقل ۴۰۰۰ پلیس برای «حفظ امنیت» شاه ایران در محل حاضر بودند. پلیس یک روز قبل، یک ژوئن ۱۹۶۷ معترضان به حضور پهلوی را با خشونت سرکوب کرده بودند. رسانههای راستگرای آلمان معترضان را «اوباش» و «خرابکار» خواندند که قصد دارند آشوب به پا کنند.
دوم ژوئن ساعت ۱۹ به روایت رسانههای آلمان حدود ۲۰۰۰ دانشجوی معترض به حضور پهلوی در برلین مقابل ساختمان «دویچه اپرا» تجمع کردند. پلیس با گاز اشکآور، ماشین آبپاش و .. بارها تلاش کرد معترضان را با خشونت متفرق کند. دیکتاتور ایران قرار بود یک ساعت بعد، ۲۰ به «دویچه اپرا» بیاید. پیش از رسیدن او ۴۰۰۰ پلیس حاضر معترضان را با خشونت سرکوب کردند. چماقداران پهلوی که در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بخشی از کودتا علیه دولت محمد مصدق بودند، همراه با پلیس آلمان معترضان را سرکوب کردند.
بنو اونهزورگ، دانشجوی ۲۶ ساله دانشگاه آزاد برلین یکی از معترضان حاضر در محل بود. پلیس او و دوستانش را به تقاطع خیابان بیسمارک/ کرومه فرستاد و سپس نیروهای لباس شخصی پلیس در عملیاتی که «شکار روباه» نامیدند، دانشجویان معترض را تعقیب کرد. در حیات یکی از ساختمانها پلیس چند معترض را محاصره با خشونت کتک زد. بنو کمی دورتر شاهد این صحنه بود. او چند دقیقه بعد در محاصره نیروهای امنیتی قرار گرفت و به فاصله کوتاهی هدف شلیک مامور پلیس قرار گرفت. شاهدان عینی گفتند که صدای بنو را هنگامی که دستانش را به نشانه تسلیم بر روی سرش گذاشته و فریاد میزد «لطفا شلیک نکنید» شنیدند. پلیس اما بدون توجه به این وضعیت، به سر بنو شلیک کرد.
قتل بنو ابتدا به سازمان امنیت آلمان شرقی ـ اشتازی ـ نسبت داده شد و در برخی از گزارشها هم به خود معترضان. روزنامه نفرتپراکن بیلد که امروز هم به تبلیغ برای پهلوی مشغول است، از مردم خواست به پلیس برای شناسایی «آشوبگران» کمک کنند. این روزنامه در توضیح سرکوب معترضان چنین نوشت:
دیروز در برلین آشوبطلبانی که خود را معترض میپندارند، دست به خشونت زدند. سر و صدا دیگر برای آنها کافی نبود؛ آنها تشنه دیدن خون هستند. آنها پرچم سرخ را برافراشتهاند و مقصودشان واقعاً همان پرچم سرخ است. اینجا جایی است که شوخی و مدارای دموکراتیک به پایان میرسد. ما با روشهای اساِی (SA) مخالفیم. […] هر کس در کشور ما قصد تظاهرات دارد، باید این کار را مسالمتآمیز انجام دهد. و هر کس که نمیتواند مسالمتآمیز اعتراض کند، جای او در زندان است.
این روزنامه در یک گزارش دیگر رویداد را وارونه جلوه داد؛ «تظاهرکنندگان چپگرای افراطی با بمبهای دودزا، سنگ و تخممرغ به پلیس حمله کردند». در سرمقاله دوشنبه سوم ژوئن ۱۹۶۷ روزنامه بیلد هم به معترضان حمله شد: «مردم برلین هیچ تمایل و درکی ندارند که شهرشان به سیرکِ نادانانِ ناپختهای تبدیل شود که مخالفان خود را با کیسههای رنگ و تخممرغهای گندیده هدف قرار میدهند. […] هر کس وحشت ایجاد میکند، باید تبعات برخورد سخت را هم بپذیرد.»
جعل روایت به همین یک روزنامه محدود نبود. مثلا روزنامه «برلینر مورگن پست» بنو اونهزورگ را برای تحقیر «شهید چینی دانشگاه آزاد» نامید که «قربانی» آنها شده است و به صراحت نوشت پلیس مقصر نیست:
بنو اونهزورگ شهیدِ چینیهای دانشگاه آزاد برلین نیست، بلکه قربانی آنهاست. […] تعدادی بیسر و پا خواستار استعفای رئیس پلیس، دوئنزینگ، شدهاند. […] دیگر پیمانه صبر لبریز شده است. شکیبایی مردم برلین به پایان رسیده. ما دیگر واقعاً خسته شدهایم از اینکه توسط اقلیتی نیمهبالغ که اغلب هنوز از حق مهمانی (تحصیل) نزد ما بهرهمندند، مورد ارعاب و ترور قرار بگیریم.
تمام تلاش سیاستمداران و رسانهها در آلمان غربی رفع اتهام از پلیس و نسبت دادن قتل بنو به آلمان شرقی یا معترضان بود. با این حال بعدتر مشخص شد یک افسر پلیس آلمان غربی به نام کارل هاینز کوراس از فاصله نزدیک به بنو شلیک کرده است. طی چند مرحله دادرسی، علیرغم شهادت شاهدان و همچنین اقرار این مامور امنیتی به دلیل فقدان مدارک کافی او از مجازات مصون ماند. سالها بعد، پس از فرورریختن دیوار برلین اسنادی مبنی بر عضویت غیررسمی او در حزب «اتحاد سوسیالیستی آلمان» که یک حزب کمونیستی بود، منتشر شد. برخی از رسانهها و همچنین نظام قضایی آلمان غربی به اتهام جاسوسی برای او پرونده تشکیل داد.
قتل بنو اونهزورگ در دوم ژوئن ۱۹۶۷ سرآغاز تشکیل گروه «جنبش دو ژوئن» در آلمان غربی شد. در آلمان غربی این گروه را «چپ افراطی تروریست» نامیدند؛ گروهی از دانشجویان که به مبارزه مسلحانه باور داشتند. از تابستان ۱۹۷۱ تا میانه ۱۹۸۰ که گروه «دو یونی» اعلام انحلال کرد، اعضای این گروه چند حمله نظامی و گروگانگیری را انجام دادند. پلیس آلمان غربی هم چند عضو این گروه را زندانی و شکنجه کرد. سرانجام در ژوئن ۱۹۸۰ این گروه به صورت رسمی انحلال خود را اعلام کرد. برخی از اعضای آن به فراکسیون ارتش سرخ پیوستند و برخی از آنها همچنان تحت تعقیب هستند.
تکرار تاریخ علیه فراموشی
پنجشنبه ۲۳ آوریل ۲۰۲۶، ۵۹ سال پس از قتل بنو اونهزورگ در تظاهرات علیه محمدرضا پهلوی در مقام شاه و دیکتاتور ایران، فرزند او که تلاش دارد از سوی دولتهای اروپایی و منطقه غرب آسیا به عنوان «رهبر ایران» به رسمیت شناخته شود، به برلین رفت.
او که پیشتر در سوئد تنها از سوی شمار محدودی از اعضای پارلمان پذیرفته شد، در برلین هم با استقبال گرم سیاستمداران روبرو نشد؛ تنها شمار محدودی از نمایندگان با او دیدار کردند. هواداران او که از قبل برای استقبال از رضا پهلوی فراخوان داده بودند، با اتوبوس از شهرهای مختلف به برلین رفتند تا با پرچمهای آمریکا، اسرائیل و عکسهای بزرگ از پهلوی، او را تنها گزینه «رهبر دوره گذار» و مورد حمایت «اکثر ایرانیان» معرفی کنند. برخلاف انتظار این بار حتی شمار طرفداران او که خواستار ادامه حمله به ایران شدند، کمتر از آنچه که انتظار داشتند، بود.
پهلوی در گفتوگو با رسانهها به صراحت از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران دفاع کرد و بار دیگر خواستار «پایان مماشات» با آنچه که «رژیم ملاها» خواند، شد. او حتی در واکنش به پرسشی در باره کشته شدن غیرنظامیان، تکرار کرد که «تلفات» جنگ هستند.
مهمتر از سخنان او اما لحظهای بیرون از محل برگزاری نشست مطبوعاتی بود؛ یکی از حاضران از پشت یک سس قرمز خرسی را به سمت پهلوی پرتاب کرد. بر اثر این اقدام لکه قرمز رنگی بر کت پهلوی نشست که نمادی از خونآلود بودن دستهای او هم تفسیر شد؛ آلوده به خون معترضان در دی و کشتهشدگان به دست اسرائیل و آمریکا که او و هوادارانش همچنان اصرار دارند بگویند «برای کمک به مردم» است و از آمریکا بخواهند کار را تمام کند؛ چرا که به گفته مشاور ارشد او، سعید قاسمینژاد در نقش «نخست وزیر» احتمالی دوره گذار محاصره دریایی کافی نیست بلکه آنچه که فشار را بیشتر میکند ترکیب محاصره و بمباران است.
پهلوی و همراهانش بدون اینکه موفق شوند در آلمان محصول ویرانگرانه خود را تبلیغ کنند و بفروشتند، با دلخوری از سیاستمداران آلمانی که حاضر نشدند با پسر شاه سرنگون شده دیدار کنند، و البته کت آغشته به سس قرمزرنگ برلین را ترک کردند تا به یاد بیاورند با اینکه نه وضعیت نیروهای سیاسی به ۱۹۶۹ شباهتی دارد و نه معترضان به او، سازمان یافته واکنش نشان دادند اما برلین هیچگاه از سلطنتطلبان، چه در قدرت و چه در حسرت قدرت استقبال گرمی نکرده است. شاید تنها دستاورد او از این سفر به خاطر سپردن نام بنو اونهزورگ باشد.


نظرها
نظری وجود ندارد.