اینترنت طبقاتی: تعمیق شکاف اجتماعی و رادیکالیزه کردن نسل جوان
انجمن جامعهشناسی ایران، تداوم بیش از دو ماه انسداد اینترنت بینالمللی را به عنوان پروژهای برای تولید نابرابری ساختاری، فرسایش سرمایه اجتماعی و حذف نسل جوان از فضای عمومی ارزیابی کرده است. مهرداد درویشپور، جامعهشناس و تحلیلگر سیاسی، تأکید دارد که ادامه این محدودیتها در حالی که گروههای برخوردار همچنان به اینترنت آزاد دسترسی دارند، فراتر از یک راهبرد امنیتی، آینهای از بحران مشروعیت و درماندگی حکومت در برابر پویایی و نیازهای جامعه ایران است.

منبع: شاتراستاک
انجمن جامعهشناسی ایران در بیانیهای، تداوم بیش از دو ماهه انسداد اینترنت بینالمللی را عاملی جدی برای تعمیق شکافهای اجتماعی، فرسایش سرمایه اعتماد عمومی و ایجاد نابرابری ساختاری دانسته است. این انجمن دسترسی به اینترنت را «حق طبیعی» شهروندان و زیرساختی اساسی برای زندگی روزمره، کار، آموزش و پیوندهای اجتماعی توصیف کرده و تأکید دارد که محدودیت آن، حق بر فضای عمومی را مختل کرده و به تضعیف انسجام اجتماعی منجر میشود. انجمن استدلالهای امنیتی و جنگی برای توجیه محدودیتها را با تناقض مواجه میداند، زیرا دسترسی برخی گروهها و شکلگیری بازار سیاه اینترنت آزاد، این محدودیتها را به ابزاری برای ایجاد «اینترنت طبقاتی» و نابرابری تبدیل کرده است. در بخش دیگری، نسبت به آسیب به نسل جوان که بخش عمده فعالیتها و ارتباطاتشان در فضای دیجیتال شکل میگیرد، هشدار داده و آن را موجب افزایش فاصله میان این نسل و ساختارهای تصمیمگیری دانسته است. در نهایت، بیانیه با اشاره به پیامدهای اقتصادی مانند آسیب به کسبوکارهای خرد و تشدید شکاف دیجیتال، تأکید میکند که راهحل پایدار نه در انسداد، بلکه در بازگشایی کامل اینترنت، حذف تبعیضهای دسترسی و بازسازی اعتماد میان جامعه و نهادهای حکمرانی است. برخی از نکاتی را که این بیانیه یادآوری میکند با دکتر مهرداد درویشپور، جامعهشناس و تحلیلگر سیاسی به بحث گذاشتیم:
انسداد اینترنت؛ تهدید انسجام اجتماعی و رادیکالیزه شدن نسل جوان؟
قطعی اینترنت در ایران در سال ۲۰۲۶ یکی از طولانیترین اختلالات سراسری ثبتشده در جهان به شمار میرود، چنانکه تا اوایل اردیبهشت ۱۴۰۵ (اوایل مه ۲۰۲۶)، بیش از ۶۰ تا ۶۷ روز اختلال نزدیک به کامل ادامه داشته و ترافیک اینترنت بینالمللی به تنها ۱ تا ۴ درصد سطح عادی کاهش یافته است. رژیم این اقدام را با توجیه «امنیت ملی» و کنترل اطلاعات جنگ و اعتراضات انجام داده و عمدتاً توسط سپاه پاسداران و شورای عالی امنیت ملی اجرا شده است. در حال حاضر یک اینترانت محدود برای خدمات دولتی و بانکی فعال است، اما دسترسی به اینترنت جهانی برای عموم مردم بسیار محدود یا صفر باقی مانده.
درویشپور گفت انسداد طولانیمدت اینترنت نه تنها یک محدودیت فنی ساده، بلکه اختلالی اساسی در ساختار زندگی اجتماعی است که به لایههای مختلف جامعه ضربه میزند.
او تأکید کرد که امروز اینترنت بخشی جداییناپذیر از زیستجهان مدرن و شهری شده و محدود کردن آن به معنای تضعیف فضای عمومی و نقض حق طبیعی ارتباط شهروندان است.
درویشپور افزود که پیامدهای این انسداد بسیار عمیقتر از تصور عمومی است؛ زیرا اینترنت به کالایی طبقاتی تبدیل شده، گروههای برخوردار همچنان به آن دسترسی دارند، اما اکثریت جامعه با محدودیت شدید مواجهاند. این دوگانگی باعث تشدید احساس بیعدالتی، محرومیت نسبی و شکاف طبقاتی جدید شده و بیاعتمادی ساختاری به حکومت را افزایش میدهد.
این قطعی پیامدهای سنگینی داشته است؛ از جمله خسارت اقتصادی چند میلیارد دلاری، بیکاری گسترده در بخشهای آنلاین، فریلنسری و صادرات، و انزوای کامل میلیونها نفر از خانوادهها و اخبار جهان. علاوه بر این، جریان اطلاعات مستقل به شدت محدود شده و رژیم از آن برای پنهانکاری استفاده میکند. ایران سابقه طولانی در قطعیهای هدفمند دارد (مانند سالهای ۲۰۱۹، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۵)، اما قطعی فعلی به بهانه جنگ اما برای پنهان کردن ابعاد سرکوب، طولانیترین و پیچیدهترین آنهاست و همچنان بدون زمانبندی مشخص برای بازگشت کامل اینترنت ادامه دارد.
درویشپور با انتقاد از نسبت دادن اعتراضات به فضای مجازی، چنین رویکردی را به معنای دستکم گرفتن ریشههای واقعی نارضایتی جامعه دانست و گفت که حکومت به جای مبارزه واقعی با فساد و جاسوسپروری، با پلیسی کردن جامعه به نام امنیت، فشار بر مردمی را که هم از حکومت و هم از جنگ آسیب دیدهاند، بیشتر میکند و این رویکرد شکاف میان جامعه و حکومت را گسترش خواهد داد.
درویشپور در ادامه هشدار داد که این سیاست در مواجهه با نسل جوانی که هویت، آموزش، کار و فراغتش در بستر دیجیتال شکل گرفته، کاملاً نابخردانه است. او توضیح داد که چنین محدودیتی فقط شکاف میان جوانان و ساختار قدرت را عمیقتر میکند و نشاندهنده بیاطلاعی حکومت از واقعیت نسل جدید یا تلاش آگاهانه برای سرکوب و مهار آنهاست.
به گفته او، پیامدهای انسداد اینترنت فراتر از مسائل اقتصادی است و نوعی خشونت ساختاری به شمار میرود که فرصتها، ارتباطات و منابع را از مردم دریغ میکند، بر سلامت روان جامعه، کیفیت زندگی روزمره، دانشگاه و تولید دانش تأثیر منفی میگذارد و مهاجرت علمی را شدت میبخشد. زنان و گروههای آسیبپذیر نیز بیشترین آسیب را میبینند و نابرابریهای موجود تشدید میشود.
او در نگاه کلان، این رویکرد را نشانهای از حکمرانی مبتنی بر امنیتسازی در مقابل حکمرانی مشارکتی دانست که بحران مشروعیت حکومت را آشکارتر میکند.
درویشپور تأکید کرد که بستن، قطع کردن یا طبقاتی کردن اینترنت، هزینه سنگینی بر اقتصاد دیجیتال، نوآوری و آینده توسعه کشور تحمیل میکند. به اعتقاد او، بازگشایی پایدار و بدون تبعیض اینترنت نه یک مطالبه ساده، بلکه شرط لازم برای کاهش نابرابریها و بازگشت جامعه به مسیر عادی است. او حکومت را متهم کرد که تنها به فکر بقای خود است و با وجود همه پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت، محدودیت را به هر قیمتی حفظ میکند و این سیاست در نهایت ایران را به سمت انزوای بیشتر سوق خواهد داد.
آیا قطعی اینترنت ایران را به کره شمالی تبدیل میکند؟
در کره شمالی اساساً توقعی از اینترنت وجود ندارد، اما در ایران دسترسی به اینترنت برای برخی اقشار برخوردار از طریق سیمکارتهای سفید یا در ازای مبالغ گزاف همچنان ممکن است، در حالی که اکثریت مردم از آن بیبهره ماندهاند.این یک وضعیت تبعیضآمیز و دوگانه است. هدف حکومت از این سیاست چیست؟ آیا جمهوری اسلامی تصور میکند با ترکیب سانسور، اعدام و جنگ میتواند به ثبات برسد؟ و اگر چنین است، چرا برای برخی افراد خاص با پرداخت مبالغ هنگفت، دسترسی به اینترنت آزاد را فراهم میکند؟
درویشپور تأکید کرد که جامعه ایران برخلاف کره شمالی، جامعهای بسته و منزوی نیست؛ بلکه بسیار پویا و دینامیک است و سطح زیست و انتظارات مردم به مراتب جلوتر از نوع حکمرانی حکومت قرار دارد. به گفته او، حتی چند ماه پیش علیرغم تمام سیاستهای اقتصاد مقاومتی و ایدئولوژیک سختگیرانه، مردم ایران ارتباط بسیار فعال و پویایی با جهان خارج، خانوادههایشان در خارج از کشور، فعالیتهای اقتصادی، تجاری، علمی و فرهنگی داشتهاند.
او افزود که تصور ایجاد موقعیتی شبیه کره شمالی تنها با قطع اینترنت یا افزایش کنترل پلیسی، واقعبینانه نیست. نتیجه این سیاست آن است که حکومت حتی با وجود تلاش برای پلیسی کردن جامعه، در نهایت ناکام میماند؛ زیرا فشار نیازهای اقتصادی، معیشتی، علمی و دیجیتال جامعه چنان قوی است که حکومت را ناگزیر به عقبنشینی جزئی و کالایی کردن اینترنت کرده است.
درویشپور این رفتار را یک رفتار «شترمرغی» نامید: حکومتی که نه توان اجرای یک سیاست سانسور مطلق مانند کره شمالی یا چین را دارد و نه حاضر است به اینترنت نسبتاً آزاد سابق تن دهد. به اعتقاد او، این موقعیت دوگانه ناشی از ضعف حکومت در برابر نیازها و فشارهای جامعه مدنی و اقتصادی است و نشان میدهد که ایران هرگز به راحتی به سمت مدل کره شمالی یا چین نخواهد رفت.




نظرها
نظری وجود ندارد.