ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

پیکر جواد مجابی به خاک سپرده شد

پیکر جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز و منتقد ادبی و هنری، پس از مراسم بدرقه در کوی نویسندگان تهران، در امام‌زاده طاهر کرج و در نزدیکی مزار احمد شاملو، احمد محمود، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، به خاک سپرده شد.

مراسم بدرقه پیکر جواد مجابی صبح چهارشنبه ۱۸ شهریور با حضور جمعی از نویسندگان، هنرمندان، دوستان و دوستداران او در کوی نویسندگان تهران برگزار شد. محمود دولت‌آبادی، امیرحسن چهلتن، رضا سرور، محمد حسینی، پوریا عالمی، پوریا سوری، ناستین جوادی، همسر مجابی، و پوپک مجابی، دختر او، در این مراسم سخن گفتند و از جایگاه او در ادبیات و هنر معاصر ایران یاد کردند. یغما گلرویی نیز شعری برای مجابی خواند.

پیکر این نویسنده سپس در امام‌زاده طاهر، در نزدیکی مزار احمد شاملو، احمد محمود، هوشنگ گلشیری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده به خاک سپرده شد.

جواد مجابی، متولد ۱۳۱۸ در قزوین، بیش از شش دهه در عرصه فرهنگ و هنر ایران فعالیت کرد. او در کنار شعر و داستان، رمان، طنز، نمایشنامه و فیلمنامه نوشت و در زمینه نقد و پژوهش ادبی و هنری نیز فعالیت داشت. «شب ملخ»، «شهربندان»، «بنفشه‌های سراشیب»، «باغ گمشده»، «عبید بازمی‌گردد»، «نیشخند ایرانی» و «مومیایی» از جمله آثار او هستند.

مجابی روزنامه‌نگاری را نیز از دهه ۱۳۴۰ به‌طور جدی دنبال کرد و سال‌ها در روزنامه اطلاعات و نشریاتی مانند «فردوسی»، «جهان نو»، «خوشه»، «آدینه» و «دنیای سخن» فعالیت داشت. او مدتی نیز سردبیر «دنیای سخن» بود.

یکی از محورهای مهم فعالیت و سخنان مجابی در چند دهه گذشته، مسئله سانسور بود. او سانسور را تنها به حکومت محدود نمی‌کرد و از آن‌چه «سانسور روشنفکران»، نهادها، محدودیت‌های اقتصادی و افکار عمومی می‌خواند نیز انتقاد داشت.

مجابی در سال ۱۳۹۰ گفته بود حدود شش هزار صفحه از آثارش در انتظار دریافت مجوز وزارت ارشاد است و درباره وضعیت سانسور در ایران گفته بود: «ما به عنوان نویسنده از سال ۱۳۴۶ تا به حال درباره سانسور صحبت می‌کنیم و متأسفانه در طول این دهه‌های مختلف نه تنها بهتر نشده بلکه بدتر شده است.»

«شب ملخ» یکی از نمونه‌های این تجربه بود. مجابی گفته بود از او خواسته شده بود هشت فصل این رمان حذف شود، اما او در عمل چیزی از کتاب حذف نکرد. کتاب پس از انتشار، دو هفته بعد توقیف شد و حدود ۳۵ سال بعد دوباره در اختیار خوانندگان قرار گرفت.

او درباره دشواری سال‌ها انتظار برای انتشار آثارش گفته بود: «برای من که عادت ندارم سخت است. چون من روزنامه‌نگار بودم و عادت داشتم هرچه می‌نویسم فردایش منتشر شود.»

مجابی با وجود این محدودیت‌ها تا سال‌های پایانی زندگی به نوشتن ادامه داد. او در یکی از آخرین سخنانش درباره «شب ملخ» از ضرورت حفظ امید در شرایط دشوار گفته بود: «پیرامون ما آن‌قدر جنگ و مرگ استیلا دارد که امید انسانی همواره کمرنگ به نظر می‌رسد. کار ما این است که این امید و شعله کوچک را فروزان نگه داریم، بدون این‌که به دیگران امید واهی بدهیم.»

او در سال ۱۴۰۲ نیز مجموعه شعر «روزگار کرونایی ما» را به‌صورت رایگان منتشر کرد و آن را «هدیه‌ای کوچک به فرهنگی بزرگ» نامید.

جواد مجابی روز شنبه ۱۴ شهریور، پس از یک دوره بیماری، در ۸۷ سالگی درگذشت.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.