سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل؛ همگرایی موقت در برابر آمریکا
استقبال جناحهای مختلف جمهوری اسلامی از سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل تنشهای داخلی را کاهش داد، حسن شریعتمداری، سیاستمدار در تبعید در گفتوگو با «زمانه» اما معتقد است این همگرایی الزاماً به معنای آمادگی برای یک توافق پایدار با آمریکا نیست. به گفته او، اختلاف بر سر حدود اختیارات عباس عراقچی را باید در متن رقابت گستردهتر بر سر کنترل پرونده آمریکا و آینده قدرت در جمهوری اسلامی دید. شریعتمداری هدف فعلی تهران را حفظ وضعیت «نه جنگ، نه صلح» میداند و میگوید هنوز نشانهای از تغییر سیاست در نتیجه افزایش فشارهای اقتصادی دیده نمیشود.

(عکس از اسپنسر پلات / گتی ایمیجز آمریکای شمالی / گتی ایمیجز از طریق خبرگزاری فرانسه)
تماس عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، با طرف آمریکایی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، در نخستین ساعات انتشار خبر، اختلافی علنی در فضای سیاسی جمهوری اسلامی پدید آورد. خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، با لحنی کمسابقه توضیحات عراقچی را به چالش کشید و برخی نمایندگان مجلس نیز از او خواستند روشن کند بر اساس چه مجوزی وارد این تعامل شده است؛ تا جایی که حتی بحث «مذاکره بدون مجوز» و استیضاح وزیر خارجه مطرح شد. در مقابل، مواضع محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نشان میداد اصل انتقال شروط ایران به آمریکا در سطحی بالاتر از وزارت خارجه مورد بحث و تصمیمگیری قرار گرفته است. به این ترتیب، پرسش اصلی این بود که آیا اختلافی راهبردی بر سر اصل مذاکره با آمریکا شکل گرفته، یا مناقشه بر سر شیوه تماس و حدود اختیارات وزیر خارجه است.
اما سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی تا اندازهای فضای این مناقشه را تغییر داد. رئیسجمهوری ایران در نطقی که خود گفته متن از پیش آمادهشده آن را پس از شنیدن سخنان دونالد ترامپ تغییر داده، بر روایت رسمی جمهوری اسلامی از جنگ، حق دفاع، توان نظامی و مقابله با فشار آمریکا تأکید کرد. در همان حال، باب مذاکره را نیز نبست و بر آمادگی تهران برای گفتوگو بدون پذیرش فشار و تهدید تأکید داشت. این ترکیب، با استقبال طیفی از چهرهها و رسانههای اصولگرا روبهرو شد. تسنیم، همان رسانهای که ساعاتی پیش عراقچی را بهشدت مورد انتقاد قرار داده بود، نطق پزشکیان را «نمایش ایستادگی یک ملت» خواند؛ علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، آن را بیان «مقتدرانه» مواضع ایران دانست و غلامحسین محسنی اژهای نیز از سخنان رئیسجمهور تمجید کرد.
این واکنشها این احتمال را مطرح میکند که سخنرانی پزشکیان دستکم در سطح علنی توانسته باشد بخشی از تنش ایجادشده پیرامون سیاست خارجی دولت را فروبنشاند و چارچوبی فراهم کند که دو مؤلفه ظاهراً متعارض - ایستادگی در برابر آمریکا و باز نگه داشتن مسیر مذاکره- در کنار یکدیگر قرار گیرند. با این حال، استقبال از سخنرانی رئیسجمهور لزوماً به معنای برطرف شدن اختلاف بر سر اقدام عراقچی نیست. پرسش درباره حدود مجوز وزیر خارجه، تفاوت میان ابلاغ شروط از طریق واسطه و تماس مستقیم با نمایندگان آمریکا، و مرجع تعیینکننده حدود این تماسها همچنان باقی است.
از این منظر، تحولات نیویورک شاید بیش از آنکه نشاندهنده دو اردوگاه ساده «موافق و مخالف مذاکره» باشد، بیانگر کشمکشی پیچیدهتر در ساختار قدرت جمهوری اسلامی باشد: اصل مذاکره ممکن است در شرایط معین پذیرفته شده باشد، اما بر سر زمان، شیوه، شروط و بهویژه اینکه چه نهادی کنترل این فرایند را در اختیار داشته باشد، اختلاف وجود داشته دارد. سخنرانی پزشکیان در این میان توانسته است دستکم برای مدتی یک زبان مشترک ایجاد کند؛ زبانی که هم بر «ایستادگی» تأکید دارد و هم مذاکره را منتفی نمیکند.
اکنون پرسش این است که این همگرایی تا چه اندازه واقعی و پایدار است؟ آیا سخنرانی پزشکیان اختلافی را که در ماجرای عراقچی آشکار شد واقعاً کاهش داده، یا تنها آن را در شرایط حساس جنگ و حضور هیئت ایرانی در سازمان ملل به حاشیه رانده است؟ و مهمتر از آن، اگر گفتوگو با آمریکا از مرحله انتقال پیام و اعلام شروط به مذاکراتی برسد که مستلزم تصمیمهای دشوار و امتیازهای متقابل باشد، آیا این همگرایی همچنان دوام خواهد آورد یا اختلاف بر سر حدود اختیار دولت و کنترل پرونده آمریکا بار دیگر آشکار خواهد شد؟ با آقای حسن شریعتمداری، سیاستمدار در تبعید گفتوگو کردهایم:
سخنرانی پزشکیان برای کاهش تنش داخلی طراحی شده بود
حسن شریعتمداری در گفتوگو با زمانه معتقد است که سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل لحنی تند داشت و در بخشهایی «بوی تهدید» میداد و تنها در کنار آن به آمادگی برای مذاکره اشاره شد:
در حقیقت، هدف سخنرانی بیشتر مصرف داخلی بود تا جناحهای مختلف نظام را که منتقد مذاکرات آقای پزشکیان و عراقچی بودند، به نوعی راضی نگه دارد و فکر میکنم توانست این کار را انجام دهد.
به گفته شریعتمداری این سخنرانی از نظر بینالمللی، اگر هدف ادامه مذاکرات باشد، کمک چندانی به این روند نمیکند. او این احتمال را نیز مطرح میکند که میان مواضع رسمی و علنی جمهوری اسلامی و آنچه در مذاکرات غیرعلنی گفته میشود، فاصلهای وجود داشته باشد که اطلاعاتی درباره آن در دسترس عموم نیست:
واکنش بینالمللی به این سخنرانی، اگر هدف ادامه مذاکرات بوده باشد، کمک زیادی به آن نخواهد کرد؛ مگر اینکه بگوییم میان سطح رسمی سخنان و آنچه در خفا گفته میشود، اختلاف آشکاری وجود دارد که ما از آن خبری نداریم.
مخالفان با مذاکرهای مسئله دارند که به توافق پایدار برسد
از نگاه شریعتمداری، تقریباً هیچ جناحی در جمهوری اسلامی با مذاکرهای که صرفاً برای وقتگذرانی یا مدیریت شرایط انجام شود مخالفتی ندارد: به اعتقاد او، مخالفت اصلی متوجه مذاکرهای است که بتواند به نتیجهای ملموس و تفاهمی پایدار منجر شود و سطح تنش میان ایران و آمریکا را کاهش دهد:
در حقیقت، کسانی که مخالفاند، با آن نوع از مذاکره مخالفاند که به نتیجه ملموسی برسد، سطح تنشها را کاهش دهد یا باعث شود تصویری که ایران از خود، بهویژه در جبهه پایداری، ارائه میکند، دیگر تصویر «مقاومت» نباشد و این تصور شکل بگیرد که میخواهد با طرف آمریکایی به توافق برسد.
بعید است عراقچی بدون حمایت ساختار امنیتی مسیر مستقلی برود
شریعتمداری در ادامه گفتوگو با زمانه تأکید میکند که هنوز بیانیه رسمی شورای عالی امنیت ملی درباره حدود اختیارات عباس عراقچی منتشر نشده و مطالب منتشرشده در رسانهها ممکن است بازتاب برداشت جناحهای مختلف باشد. با این حال، او بعید میداند عراقچی مسیری را دنبال کند که شورای عالی امنیت ملی و نیروهای امنیتی و نظامی حاضر در ساختار تصمیمگیری اساساً با آن مخالف باشند، زیرا به اعتقاد او وزیر خارجه برای ادامه این مسیر به حمایت همین ساختار نیاز دارد.
شریعتمداری در عین حال پیشبینی میکند:
بنابراین باید منتظر ماند و دید چه پیش میآید. اما میتوان حدس زد که مذاکرات، طبق معمول، به علت اختلافات داخلی به جایی نخواهد رسید؛ زیرا هدف گروه مذاکرهکننده، بیش از آنکه اقناع بینالمللی باشد، جلب رضایت جناحهای داخلی و جلوگیری از افزایش اختلاف میان آنهاست.
بخشی از رقابت بر سر مذاکره به آینده قدرت مربوط است
به اعتقاد شریعتمداری، مناقشه بر سر مذاکره با آمریکا را نمیتوان صرفاً اختلافی درباره روش دیپلماسی دانست؛ رقابت بر سر آینده قدرت و رهبری جمهوری اسلامی نیز در آن نقش دارد. او معتقد است سرنوشت گروههای رقیب در ساختار قدرت به چگونگی پایان جنگ و شکل مذاکرات گره خورده است. از نگاه او، برخی جریانها نمیخواهند گروه مذاکرهکننده از طریق ارتباطات خارجی موقعیتی به دست آورد که بعداً در رقابت بر سر قدرت از آن استفاده کند:
گروههایی مانند جبهه پایداری یا حتی بخشهایی از سپاه که در میدان هستند و همچنین بخشهایی از روحانیت که بر سر کار بودند و پس از ترور خامنهای موقعیت خود را از دست دادهاند، تحلیلشان این است که در صورت شکلگیری یک حکومت عادی، آیندهای نخواهند داشت و در چنین موقعیتی دلیلی برای وجود آنها نخواهد بود. وقتی ولی فقیه وجود ندارد و ولایت فقیه به مجتبی خامنهای، که شخصیتی سمبلیک است و دیده نمیشود، منتقل شده، آنها شرایط عادی را به نفع خود نمیبینند.
بازیگران نظامی میتوانند تصمیمهای سیاسی را مختل کنند
شریعتمداری میگوید اگرچه شورای عالی امنیت ملی در ظاهر مسئول تصمیمگیری درباره پروندههایی مانند جنگ و مذاکره است، سازوکار واقعی تصمیمگیری در درون این شورا و هویت تصمیمگیرندگان نهایی روشن نیست. با این حال، به گفته او، میتوان تشخیص داد چه نیروهایی توان مختل کردن تصمیمها و روندهای سیاسی را دارند. او با اشاره به نقض تفاهمنامه اسلامآباد و ایجاد اخلال در روند آن معتقد است نیروهای نظامی موسوم به «میدان» از توان بالایی برای تأثیرگذاری بر روند سیاسی برخوردارند:
هر جا بخواهند بازی را به هم بزنند، نوعی «آتش به اختیار» در میان آنها وجود دارد که میتوانند این کار را انجام دهند. بنابراین، با وجود اینکه تصمیمگیرندگان اصلی مشخص نیستند، روشن است که همه تصمیمگیرندگان باید با توجه به تمایلات «میدان» تصمیمهای خود را بگیرند؛ در غیر این صورت، بازی به هم خواهد خورد.
فشار اقتصادی هنوز به تغییر سیاست جمهوری اسلامی منجر نشده است
شریعتمداری معتقد است دو خواسته حداکثری یعنی خروج آمریکا از خاورمیانه و آنچه جمهوری اسلامی «محو اسرائیل» میخواند از معدود محورهایی هستند که میتوانند در درون ساختار قدرت بر سر آنها اجماع ایجاد کنند. به ارزیابی او، هنوز نشانهای از شکلگیری اجماع داخلی بر سر سیاستی پایینتر از این سطح از مطالبات دیده نمیشود:
شاید بتوانند بر سر این دو خواسته به توافق برسند. درباره چیزی کمتر از این دو خواسته، هنوز هیچ نشانهای دیده نمیشود که بتوانند به توافق برسند.
او میگوید تحلیل دونالد ترامپ این است که افزایش فشار اقتصادی میتواند ضرورتهایی ایجاد کند که مواضع جناحهای مختلف جمهوری اسلامی را به یکدیگر نزدیک کند و تیم مذاکرهکننده را به توافق با آمریکا سوق دهد. با این حال، شریعتمداری میگوید تاکنون، با وجود نشانههای تشدید تنگناهای اقتصادی، آثار چنین نرمشی در سیاست جمهوری اسلامی دیده نشده و هنوز مشخص نیست محاسبه دولت آمریکا درباره تأثیر فشار اقتصادی تا چه اندازه با واقعیت منطبق خواهد بود.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.



نظرها
نظری وجود ندارد.