رویا ثابت؛ زندانی بهائی از درمان و وداع با مادر نیز محروم ماند
رویا ثابت نهتنها در ماههای گذشته از دسترسی به درمان تخصصی و مرخصی پزشکی محروم مانده، بلکه در روزهای پایانی زندگی مادرش نیز اجازه نیافت در کنار او باشد. درخواست مرخصی او برای ملاقات با مادر بیمارش در ۱۳ مهر رد شد و تنها یک روز بعد، نصرت ممتاز درگذشت. درخواست بعدی برای حضور در مراسم خاکسپاری نیز بینتیجه ماند.

رؤیا ثابت، شهروند بهائی ـ عکس از شبکههای اجتماعی
رویا ثابت، شهروند بهائی ساکن امارات متحده عربی و مادر دو فرزند، در سال ۱۴۰۲ برای مراقبت از پدر و مادر سالمند و بیمار خود به شیراز بازگشت؛ سفری که سرانجام به بازداشت و تشکیل پروندهای قضایی علیه او انجامید. نیروهای اطلاعات سپاه او را در بهمن همان سال بازداشت کردند و پس از ماهها بازداشت و رسیدگی قضایی، با اتهامهایی از جمله «عضویت در فرقه ضاله بهائیت»، «تبلیغ علیه نظام» و اتهامهای مرتبط با امنیت کشور، در مجموع به ۲۵ سال حبس محکوم شد که ۱۰ سال آن قابل اجراست. دادگاه تجدیدنظر استان فارس نیز در سال ۱۴۰۴ این حکم را تأیید کرد.
ثابت از سوم آبان ۱۴۰۳ برای اجرای حکم به زندان عادلآباد شیراز منتقل شد و از آن زمان در این زندان بهسر میبرد. در این مدت، شرایط جسمانی او نیز به یکی از نگرانیهای اصلی خانوادهاش تبدیل شده است.
در تیرماه ۱۴۰۵، او در سرویس بهداشتی زندان زمین خورد و از ناحیه گردن و کمر آسیب دید. بنا بر گزارشهای دریافتی، ثابت پس از این حادثه دستکم سه نامه برای اعزام به پزشکی قانونی و دریافت مرخصی درمانی نوشت، اما درخواستهای او و پیگیری خانوادهاش به نتیجه نرسید. در شهریورماه نیز گزارش شد که با وجود نیاز او به درمان تخصصی خارج از زندان، همچنان با مرخصی پزشکی یا انتقال او برای درمان موافقت نشده است.
نگرانیها درباره وضعیت جسمی او زمانی افزایش یافت که در مردادماه دچار سردرد و سرگیجه شدید شد و بنا بر گزارشهای منتشرشده، میزان اکسیژن خونش به ۷۰ درصد کاهش یافت. با این حال، بهگفته منابع نزدیک به خانواده، به جای انجام معاینه و درمان مناسب، تنها از او خواسته شد به فضای باز برود و نفس عمیق بکشد. همزمان گزارشهایی درباره احتمال تشکیل پروندهای تازه علیه او با اتهام «تبلیغ بهائیت» در داخل زندان منتشر شده است.
اما فشار بر رویا ثابت تنها به محرومیت از درمان محدود نماند. پدر او، ایرج ثابت، در آبانماه درگذشت؛ در حالی که دخترش در زندان بود. پس از آن، مادرش نصرت ممتاز نیز دچار سکته مغزی شد و در بیمارستان بستری شد. ثابت در نامهای به مسئولان قضایی، با اشاره به اینکه اساساً برای مراقبت از والدین بیمار خود از امارات به ایران آمده بود، خواستار استفاده از مرخصی یا آزادی موقت تحت نظارت پابند الکترونیکی شده بود.
با این حال، آخرین درخواست او برای مرخصی به منظور دیدار با مادر بستریاش در بیمارستان، در ۱۳ مهر رد شد. نصرت ممتاز تنها یک روز بعد، در ۱۴ مهر، درگذشت. پس از اطلاع از مرگ مادر، ثابت درخواست دیگری برای شرکت در مراسم خاکسپاری مطرح کرد، اما این درخواست نیز پذیرفته نشد.
بدین ترتیب، زنی که بهگفته خانواده برای مراقبت از پدر و مادر سالخوردهاش به ایران بازگشته بود، در زندان نه فرصت مراقبت از آنها را یافت، نه توانست در واپسین روزهای زندگی مادرش در کنارش باشد و نه اجازه یافت در مراسم خاکسپاری او شرکت کند.
تشدید فشار بر جامعه بهائی
پرونده رویا ثابت را نمیتوان صرفاً یک پرونده قضایی منفرد دانست. گزارشهای ماههای اخیر از افزایش چشمگیر بازداشت و زندانیکردن بهائیان در ایران حکایت دارد.
بر اساس تازهترین آمار منتشرشده از سوی جامعه بینالمللی بهائی، تا ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ دستکم ۷۱ شهروند بهائی در ایران بهدلیل باورهای خود در بازداشت یا زندان بودهاند؛ ۳۷ نفر از آنها زن و ۳۴ نفر مرد بودهاند. افزون بر این، دستکم ۲۱ نفر دیگر نیز خارج از زندان، تحت نظارت الکترونیکی یا در وضعیت مرخصی قرار داشتهاند. این افراد در زندانها و بازداشتگاههای مختلف، از جمله عادلآباد شیراز، اوین، فشافویه، کرج، اصفهان، مشهد، یزد و چندین مرکز دیگر نگهداری میشوند.
گزارشهای منتشرشده تنها از بازداشت سخن نمیگویند؛ در شماری از پروندهها، از بازجوییهای طولانی، حبس انفرادی، فشار روانی، اعترافات اجباری، بدرفتاری و محرومیت از خدمات پزشکی نیز گزارش شده است. در آوریل ۲۰۲۶ نیز کارشناسان سازمان ملل در ارتباطی رسمی درباره اتهامهایی همچون بازداشت خودسرانه، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و رفتارهای ظالمانه یا تحقیرآمیز با اعضای جامعه بهائی ایران ابراز نگرانی کردند.
این فشارها در ماههای اخیر تنها متوجه زندانیان قدیمی نبوده است. در شیراز، برای نمونه، چند شهروند بهائی دیگر نیز در سال ۱۴۰۵ بازداشت شدهاند. سیما سبتو، شهروند ۵۴ ساله بهائی، پس از بازداشت در خردادماه بیش از ۷۵ روز در عادلآباد بدون دسترسی منظم به تماس تلفنی و ملاقات خانوادگی نگهداری شد. نهید فلاحاتی و سعید حسنی نیز در همان دوره در این زندان محبوس شدند.
در مورد دیگری، پژمان زارع، شهروند بهائی شیرازی، پس از بازداشت در اسفندماه ۱۴۰۴، برای مدتی طولانی بدون تعیین تکلیف قضایی در عادلآباد نگهداری شد و گزارشهایی درباره وخامت وضعیت جسمانی او و محرومیت از درمان منتشر شد.
فشار فراتر از زندان
فشار بر بهائیان در ایران به بازداشت و احکام حبس محدود نیست. این جامعه طی دهههای گذشته با مجموعهای از محدودیتهای ساختاری در زمینه تحصیل، اشتغال، کسبوکار، فعالیتهای اجتماعی و آزادی برگزاری آیینهای مذهبی روبهرو بوده است. در سالهای اخیر نیز گزارشهایی از پلمب محلهای کسب، جلوگیری از تحصیل دانشجویان بهائی، بازداشت شهروندان بهدلیل فعالیتهای مذهبی و محدودیت در برگزاری مراسم مذهبی منتشر شده است.
آنچه در سال ۱۴۰۵ توجه نهادهای حقوق بشری را بیشتر جلب کرده، افزایش همزمان بازداشتها و شدت گرفتن اتهامهای امنیتی علیه بهائیان است. آسوشیتدپرس نیز در گزارشی در سال جاری از تشدید فشار بر این اقلیت مذهبی در ایران، از جمله بازداشت بدون اتهام رسمی، گزارش شکنجه و اعترافات اجباری و استفاده از تبلیغات حکومتی علیه بهائیان خبر داده است.
در مردادماه نیز گروهی از کارشناسان و گزارشگران ویژه سازمان ملل درباره افزایش بازداشت بهائیان و گزارشهای مربوط به شکنجه، ناپدیدسازی و محرومیت از مراقبت پزشکی هشدار دادند و تأکید کردند که برخی از زندانیان با خطر جدی برای سلامت جسمی و روانی خود مواجهاند.
پرونده رویا ثابت نمونهای روشن از پیوند چند نوع فشار است: حبس طولانی، محرومیت از درمان، محدودیت در ارتباط با خانواده و سرانجام محرومیت از حق وداع با نزدیکترین عضو خانواده. وضعیت او تصویری از وضعیت جامعهای است که در سال ۱۴۰۵ نیز، بر اساس گزارشهای متعدد، همچنان بهدلیل باور دینی اعضایش هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار میگیرد.



نظرها
نظری وجود ندارد.