پورنوگرافی آنلاین، پدیدآورندهٴ الگوی «سرمایهداری پلتفرمی»
چه نسبتی میان صنعت پورنوگرافی، شبکههای اجتماعی و اقتصادی وجود دارد که از توجه و صمیمیت انسانها سود میبرد؟ پاتریشیا نیلسون، روزنامهنگار تحقیقی فایننشال تایمز، معتقد است بسیاری از سازوکارهای امروز اینترنت، از ردیابی رفتار کاربران تا فروش تصویر شخصی و ایجاد وابستگی عاطفی، نخست در صنعت پورن شکل گرفتند. او در گفتوگو با ژاکوبن توضیح میدهد چگونه منطق پورنوگرافی به قلب سرمایهداری پلتفرمی راه یافته و مرز میان کار، زندگی خصوصی، روابط انسانی و کالاییشدن خویشتن را کمرنگ کرده است.

Nilsson, Patricia. Guilty Pleasure: The Pornification of the Internet, the Economy, and Everything Else. New York: Farrar, Straus and Giroux, 2026.
پورنوگرافی آنلاین اغلب بهچشم بخشی از وب دیده میشود که ارزش تحلیل و بررسی چندانی ندارد؛ با این حال، نمیتوان آن را نادیده گرفت. دلیل نخست به ابعاد عظیم صنعت تولید محتوا برای «بزرگسالان» برمیگردد. این بخش بهتنهایی سالانه حدود ۹۷ میلیارد دلار در سطح جهان ارزش مالی دارد و در ساعات اوج، ۱۰ درصد از کل ترافیک اینترنت را به خود اختصاص میدهد. اما فراتر از این، موشکافی کارکرد درونی آن به شفافسازی سازوکارهایی کمک میکند که بر نوع خاصی از «اقتصاد توجه» و «سرمایهداری پلتفرمی» حاکماند، سازوکارهایی که همهٔ ما ناخواسته درگیرشان شدهایم.
پاتریشیا نیلسون، روزنامهنگار، در کتاب خود با عنوان «لذت گناهآلود: هرزهنگاری اینترنت، اقتصاد و چیزهایی دیگر» (۲۰۲۶) جایگاه پورن را در قلب زیستبوم دیجیتال امروز بررسی میکند. این روزنامهنگار نشریهٔ فایننشال تایمز توضیح میدهد که بسیاری از فناوریهایی که برای نگهداشتن توجه ما و کسب درآمد از آن طراحی شدهاند، نخستین بار در سایتهای پورن آزموده شدند؛ تا جایی که میتوان گفت حیات دیجیتال بهطور کلی طبق همان منطقِ «تحریک و وسوسهٔ بیپایان» پیش میرود.
به تعبیر نیلسون، «فرهنگ آنلاین بر اساس منطق خودارضاییِ پورن میچرخد.» در این اقتصاد نوین تولیدکنندگان محتوا (creator economy)، همه وادار میشوند نسخهای اغراقشده و اغلب بهوضوح جنسیشده از خود به نمایش بگذارند. او در گفتوگویی برای ژاکوبن (Jacobin)، با بارتولومئو سالا دربارهٔ تأثیرات این پدیده بر روابط انسانی، کاربران و خود تولیدکنندگان محتوا سخن گفته است.
مصاحبه با پاتریشیا نیلسون
بارتولومئو سالا: شما کتاب «لذت گناهآلود» را با بررسی استدلالهای موافق و مخالف پورنوگرافی آغاز میکنید؛ مباحثاتی که ریشه در دههی ۱۹۷۰ دارند.

شما دیدگاه مشترک فمینیستهای موج دوم و محافظهکاران را بازگو میکنید مبنی بر اینکه پورن باید سانسور شود، زیرا زنان را تحقیر میکند («پورن نظریه است و تجاوز عمل به آن») و پیوندهای اجتماعی را فرومیپاشد. در سوی دیگر، به تجربهٔ کارگران جنسی و حرفهایهای صنعت پورن میپردازید که به پتانسیل رهاییبخش و هنجارشکنانهٔ آن بها میدهند.
با این حال، در ادامه نشان میدهید که چگونه این بحث اخلاقی از توجه به اکوسیستم دیجیتال خاصی که پورن در آن تولید، توزیع و مصرف میشود بازمیماند. چرا معتقدید این نگرشهای قدیمی دیگر پاسخگو نیستند و چه جنبههایی از اقتصاد سیاسی فعلی صنعت پورن را نادیده میگیرند؟
پاتریشیا نیلسون: پرسش بزرگی است. دو نکتهٔ اساسی را مطرح میکنم.
نخست، از منظر نقد سنتی فمینیستی به پورن و اینکه باید موافق باشیم یا مخالف: گمان میکنم در جایی از کتاب نوشتهام که ما تا به امروز هنوز به این پاسخ نرسیدهایم که «سکس واقعاً برای زنان چه معنایی دارد.» این همان معضل ناگفته و بنیادین است. دیدگاه افرادی چون الن ویلیس برای من جالب است: اینکه زنان باید امیال و فانتزیهای جنسی خودشان را صورتبندی کنند و بهعنوان موجوداتی برابر در جهان مشارکت داشته باشند. اما واقعیت این است که این عرصه همچنان تحت سلطهٔ تجربیات و نگاه مردانه قرار دارد.
بسیاری از گفتوگوهای امروزی دربارهٔ کار جنسی، این نکته را نادیده میگیرند که ما اکنون با اقتصادی مجازی روبهروییم که کاملاً متکی بر خوداستثماری (self-exploitation) است؛ پدیدهای که فراتر از حیطهٔ صرفاً هرزهنگارانه میرود.
دربارهٔ اینکه چرا این مناقشات امروزه کارایی چندانی ندارند: گمان میکنم آنقدر روی خودِ سکس متمرکز شدهایم که نتوانستهایم به درک بهتری از معنای پورنوگرافی در جهان امروز دست یابیم. چرا کارگر جنسی بودن اینقدر شرمآور و تابو است؟ این ایده که فرد «دارد خودش را میفروشد»؟ در این اقتصاد دیجیتال کارگر جنسی بودن چه معنایی دارد؛ جایی که با الگویی از کار پلتفرمی روبهروییم و همه کموبیش ترغیب میشویم از تصویر خود پول دربیاوریم و برای جلب توجه آنلاین رقابت کنیم؟ بسیاری از این ابعاد را میشد بیش از سی سال پیش در کارگران جنسی، بهویژه مدلهای کمرا (cam workers)، مشاهده کرد: تأمل دربارهٔ هویت آنلاین، ساختن یک «خودِ مجازی» برای جلب توجه، و فروش توهم یا فانتزیای که دیگران بتوانند آن را مصرف کنند.
این دقیقاً هستهٔ مرکزی کار پلتفرمی امروز است. بنابراین بخش عمدهای از گفتوگوهای فعلی ما پیرامون کار جنسی و بهویژه پورنوگرافی، از این واقعیت غافلاند که اقتصاد مجازی امروز تماماً بر این نوع خوداستثماری سوار شده است؛ چیزی که دامنهاش بسیار فراتر از مسائل صرفاً جنسی کشیده شده است.
بارتولومئو سالا: ایدهٔ محوری کتاب شما این است که پورن، فراتر از یک «موضوع حاشیهای و کماهمیت»، یکی از ویژگیهای کلیدی سرمایهداری پلتفرمی است که بر تمام ابعاد زندگی ما سایه انداخته است. پیشگام بسیاری از فناوریهایی که ما را به دستگاههایمان زنجیر میکنند و تکتک رفتارهایمان را ردیابی، پایش و تحلیل مینمایند، وبسایتهای پورن بودهاند.
امروزه اکثر سایتهای استریم پورن (tube sites) مانند «پورنهاب» و «یوپورن» در انحصار شمار اندکی از مالکان تحت حمایت غولهای مالی قرار دارند که در کنار پردازندههای پرداخت نظیر ویزا و مسترکارت، داوران نهایی تعیین محتوای مجاز آنلاین به شمار میروند. میتوانید کمی بیشتر توضیح دهید که چگونه ساختار اقتصاد توجه محصول پورن آنلاین است؟
پاتریشیا نیلسون: وقتی میگویم منطق پورن به مدل کسبوکار اینترنت شکل داد، منظورم این است که نخستین کسانی که توانستند از اینترنت پول دربیاورند، در حوزهٔ پورنوگرافی فعال بودند. به یاد دارم با فردی صحبت میکردم که در دههٔ ۱۹۹۰ پول زیادی به جیب زده بود. او به من گفت: «من هرگز نمیخواستم پورنوگراف باشم. فقط میخواستم از اینترنت پول درآورم؛ پورنوگرافی صرفاً راه این کار شد.» بسیاری از همین سایتهای اولیه نخستین پایگاههایی بودند که سازوکار جذب انبوه کاربران به فضای آنلاین را آزمودند؛ اینکه چگونه آنها را تا جای ممکن پای صفحه نگه دارند، به بازگشت دوباره ترغیب کنند، و در نهایت از توجه آنها پول بسازند.
برای نمونه، بازاریابی وابسته یا واسطهای (affiliate marketing) را در نظر بگیرید: لینکی در سایت خود قرار میدهید و اگر کاربری روی آن کلیک کند و وارد سایت دیگری شود، پولی دریافت میکنید. فابین تیلمن، همان آلمانیای که با پیوند زدن والاستریت به این حوزه، مدل تجاری سایتهای استریم محتوا را اختراع کرد، اصلاً این سایتها را نساخت؛ کار اصلی او تولید یکی از نخستین نرمافزارهای بازاریابی وابسته بود که به این سایتها امکان میداد رفتار کاربران را حین حضور در پلتفرم ردیابی کنند. یا اگر به پدیدهٔ پخش زنده با وبکم (camming) نگاه کنید، در واقع پیشگام لایو استریم بود؛ بستری که برای نخستین بار در آن مدلهایی چون پرداخت به ازای هر دقیقه، بردن مخاطب به اتاقهای خصوصی، و استفاده از توکنهای پیشپرداخت برای دادن انعام (tip) آزمایش شد. تمامی این سازوکارها امروز موتور محرک مدل کسبوکار پلتفرمهایی مثل «توییچ» و «تیکتاک» هستند و افراد بیشتری را به کام این اقتصاد مجازی میکشانند.
اما پخش آنلاین وبکم پدیدهٔ شگفتانگیز دیگری را هم پدید آورد: مفهوم «پرسونا یا شخصیت آنلاین»؛ این تصور که ما میتوانیم هر که دلمان میخواهد باشیم، یا هر آنکس که فرد پشت صفحه از ما میخواهد. این ماجرا فقط به بازنمایی هویت خودمان محدود نمیشود، بلکه به این نکته نیز برمیگردد که مصرف کردنِ دیگران و مصرف تصویر دیگران چقدر عادی شده است. منظورم فقط دیدن پورن یا دنبال کردن اینفلوئنسر مورد علاقهتان در اینستاگرام نیست؛ همهچیز به این شکل از مصرف بدل شده است. ما به همین شکل قرار عاشقانه میگذاریم و دوستانمان را دنبال میکنیم. من اکنون در آلمان زندگی میکنم و قبلاً ساکن بریتانیا بودم. اخبار زندگی بسیاری از دوستانم را صرفاً با مصرف کردن فیدهایشان متوجه میشوم. مقصودم از رخنه کردن منطق پورن در سرتاسر اینترنت و اثرگذاری بر همهچیز دقیقاً همین است.
بارتولومئو سالا: فکر میکنم دقیقاً به پرسش بعدی من پاسخ دادید، پرسشی که دربارهٔ این شماست که «فرهنگ آنلاین بر اساس منطق خودارضاییِ پورن میچرخد.»
با این حال، پیش از آنکه به نتیجهگیری اصلی کتاب بپردازیم، میخواستم کمی بیشتر توضیح دهید که چگونه اکوسیستم نوین پورن بازتابدهندهٔ همان سرمایهداری خاصی است که همه زیر سایهٔ آن زندگی میکنیم. برای نمونه، شما بهطور مفصل بحث میکنید که چگونه وضعیت فعلی که در آن تمرکز فوقالعادهٔ قدرت دوشادوش پاسخگو نبودن پیش میرود، از دل قانون فدرال ایالات متحده موسوم به «بخش ۲۳۰» (Section 230) زاده شد، قانونی که به بهانهٔ آزادی بیان، پلتفرمهای مبتنی بر محتوای تولیدشده توسط کاربران را از مسئولیت حقوقی مصون میدارد، مشروط بر اینکه محتوای خشن، غیرقانونی یا بدون رضایت را حذف کنند.
میتوانید توضیح دهید این سازوکار چگونه شکل گرفت؟ و چگونه این روند که در آن حق سانسور به صلاحدید بازیگران قدرتمند مالی واگذار میشود، تهدیدی کلیتر علیه آزادی بیان است؟
پاتریشیا نیلسون: پیش از پرداختن به بخش ۲۳۰، چون اشاره کردید، منظورم از «مدل کسبوکار خودارضا کننده اینترنت» این است: کل اکوسیستم مجازی طوری طراحی شده که خودارضاکننده باشد، تا جایی که تماشای پورن اساساً ارضای یک نیاز روانی-اجتماعی بهصورت انفرادی از طریق خیره شدن به محتوایی است که با مهندسی الگوریتمی برای جلب نظر شما طراحی شده است. تماشای پورن امروز یعنی همین؛ و خیره شدن بر گوشی هم امروز دقیقاً یعنی همین. هر دو یک چیزند. آیا با اصطلاح «گونینگ» [gooning - غرق شدن وسواسگونه در محتوای پورن و خلسه ناشی از آن] آشنایی دارید؟
بارتولومئو سالا: متأسفانه بله؛ گزارش مجلهٔ هارپرز را وقتی منتشر شد به خاطر دارم.
پاتریشیا نیلسون: آنقدرها هم که مدعیاند، موضوع عجیبی نیست. گونینگ در واقع انتهای افراطی همان طیفی است که همهٔ ما به شکلی در آن حضور داریم. منظورم از مدل کسبوکار خودارضاکننده اینترنت دقیقاً همین است: آنچه انجام میدهیم گرفتار شدن در چرخهای از ارضای فردی و تسکین دادن به خود است. به همین دلیل گوشیهایمان را دست میگیریم؛ میخواهیم خودمان را آرام کنیم.
دربارهٔ بخش ۲۳۰ و آزادی بیان: من کارشناس حقوقی حوزهٔ تنظیمگری نیستم و کورکورانه مدافع بخش ۲۳۰ هم نیستم. برای همه آشکار است که فضای مجازی ایراد بنیادینی دارد و باید به شکلی تغییر کند. در عین حال، در کتاب استدلال میکنم که تلاش برای قانونگذاری اینترنت در طول تاریخ تا حد زیادی از تلاش برای مهار پورنوگرافی ناشی شده و پیامدهای ناخواستهٔ زیادی به بار آورده است. هدف اولیهٔ بخش ۲۳۰ این بود که جلوی قدرت بیش از حد شرکتهای خصوصی بر سخنان افراد را بگیرد؛ اما با تضعیف این قانون، دقیقاً شاهد وقوع همین اتفاق بودهایم.
ویزا و مسترکارت عملاً به ناظران و مهارکنندگان غیررسمی پورن تبدیل شدهاند. خودشان چنین نقشی را نمیخواستند، اما دارند. چند سال پیش، یک گروه فشار آنها را وادار کرد تا بیش از ده میلیون ویدیو را از پورنهاب حذف کنند. باز هم ممکن است بگویید: «پورنی که توسط حسابهای تأییدنشده بارگذاری میشود نباید وجود داشته باشد»، پس شاید کار مثبتی بوده است. اما نکتهٔ مهمتر این است که چنین ابزار فشاری وجود دارد و شرکتهای خصوصی میتوانند از این طریق به حذف محتوا فرمان دهند. در جهانی پرشتاب مانند جهان ما، میتوانید تصور کنید این مسیر به کجا ختم خواهد شد.
بارتولومئو سالا: یکی از جنبههای طراحی الگوریتمی پورن برای معتاد نگه داشتن ما این است که چرخهٔ «خودارضایی وسواسی: ولع، تحریک و تسکین موقت» مستقیماً به «افراطیتر شدن پورن» و در نتیجه شکلدهی به ترجیحات جنسی افراد منجر میشود. وقتی اصل ماجرا نگهداشتن توجه شما تا جای ممکن باشد، طبیعی است که با کمرنگ شدن تازگی محتوا و خو گرفتن به آن، الگوریتمها گرایشهای شما را به سمت محتوای شدیدتر و فتیشیستیتر سوق دهند.
اما بیشتر مایلم بپرسم چگونه این مشوقهای انحرافی به چیزی منجر شدهاند که شما آن را «کالاییسازی بیسابقهٔ خویشتن» توصیف میکنید؟ «اونلیفنز» (OnlyFans) شاید بارزترین نمونه از این اقتصاد جدید تولیدکنندگان محتوا باشد که نهتنها مرز بین محتوای پورنوگرافی و غیرپورنوگرافی، بلکه تمایز میان کار و زندگی روزمره، و صمیمیت و نمایشِ صمیمیت را از میان برده است. شما دربارهٔ «تلههای جذابیت جنسی» (thirst traps) مینویسید: «در اقتصاد پلتفرمی، نمایش جنسی خود صرفاً روشی دیگر برای ساخت برندی شخصی است که هم منبع اعتباریابی روانی و هم کانالی بالقوه برای درآمدزایی به شمار میرود.»
میتوانید دربارهٔ این اقتصاد نوظهور، صحنهآرایی وسواسگونهٔ "اصالت" در آن، و همچنین نوع خاص ازخودبیگانگی و فرسودگی شغلی که به بار میآورد بیشتر توضیح دهید؟
پاتریشیا نیلسون: قولی در کتاب از برایس آدامز نقل شده که در آن توضیح میدهد چرا تصمیم گرفت به عنوان مدل در «اونلیفنز» فعالیت کند. او میگوید وقتی «تیکتاک» پر از آدمهایی است −عمدتاً از میان زنانی− که مدام دارند این خودِ جنسیشده و آشکار را بازی میکنند، از نظر منطقی چرا نباید از آن پول درآورد، اگر قرار است در هر صورت به عنوان یک ابژهٔ جنسی در معرض نمایش باشم؟
به گمان من این مسئله از دو منظر قابل تأمل است. نخست از زاویهٔ مصرفکننده: با مصرف این قبیل محتواها چه بر سر ما میآید؟ آیا میتواند جایگزین واقعیت شود؟ گمان میکنم نشانههای آن را میبینیم. بسیاری از افرادی که بنا به هر علتی وقت زیادی در اینترنت میگذرانند، احساس میکنند در واقعیت هیچچیز نمیتواند با هیجان، شفافیت و سرعتی که فضای آنلاین آنها را اقناع و تأیید میکند برابری کند. درک علتش سخت نیست: وقتی مدام با تولیدکنندگانی در تعامل باشید که پرشور، خوشبین و مثبتاند، وارد شدن به دنیای واقعی و کلنجار رفتن با روابط واقعی بسیار ملالآور و ناامیدکننده جلوه میکند.
اگر نگران زنانی هستید که به کار جنسی مشغولاند، آنچه لازم است قانونیسازی و ایجاد چارچوبی است که در آن دستمزدها استاندارد شود و پای دلالان و استودیوهای استثمارگر بریده شود.
با این حال، این را بهروشنی در میان خودِ اجراکنندگان و کسانی که این کار را انتخاب میکنند نیز دیدم. بسیاری از کسانی که در «اونلیفنز» یا بخش وبکم فعالاند و با آنها گفتوگو کردم، نمیخواهند یک «شغل واقعی» داشته باشند. انگیزهٔ اصلی همین است: دوری از اینکه هر روز به اداره بروند، با آدمها مواجه شوند، رئیس داشته باشند و با همکاران تعامل کنند. بسیاری از آنها از اضطراب شدید یا احساس ناامنی در معاشرت حضوری با دیگران سخن میگفتند. کارگر جنسی آنلاین بودن و پول درآوردن از طریق این تعاملات دیجیتالیِ باواسطه برای آنها بسیار امنتر به نظر میرسد، چرا که حتی لازم نیست اتاقشان را ترک کنند.
در فصل پایانی با مجری و مدلی به نام لیزی کاپری مصاحبه کردم؛ او قبل از ورود به اونلیفنز، چهرهای شناختهشده در یوتیوب بود. او به من گفت جهان را اینگونه میبیند که همهٔ ما یا مصرفکنندهایم یا اجراکننده، و او ترجیح میدهد اجراکننده و خالق باشد. میگفت اگر انگیزهای برای فیلمبرداری از فعالیتهایش و به اشتراک گذاشتن آنها نداشت، اغلب هیچ انگیزهای برای انجام هیچ کاری پیدا نمیکرد و تمام روز روی مبل میافتاد.
بارتولومئو سالا: جنبهٔ تاریک و ویرانشهریِ «اونلیفنز» و افرادی مانند برایس آدامز دقیقاً همین است. این پدیده شبیه به آخرین مرحله از تسخیر همهجانبه توسط سرمایهداری است که در آن، خودِ زندگی به نمایشی شهوانی تبدیل میشود. برعکس سایتهای سنتی استریم پورن، این پلتفرم مثل سوپاپ تخلیه برای نیازهای اولیهٔ جنسی عمل نمیکند؛ بلکه گویی به نیازی کاملاً واقعی برای پیوند انسانی پاسخ میدهد، اما در نهایت فریبی بیش نیست که طراحی شده تا ما را هرچه بیشتر در نوعی صمیمیت فرانقشآفرین (parasocial) و چشمچرانانه غرق کند.
پاتریشیا نیلسون: فکر میکنم در کتاب گفتهام که «اونلیفنز» پیوند میان رگههای هرزهنگارانهٔ اینترنت با اقتصاد اینفلوئنسریِ برآمده از آن است. مجریان «اونلیفنز» نیاز به یادگیری مهارت جدیدی ندارند. آنها همان کار پلتفرمی را انجام میدهند که از کودکی به همهٔ ما آموخته شده است: یعنی عکس گذاشتن از خود و «واقعی و اصیل» بودن — که البته منظورم نمایشِ این نوع اصالت است. نکتهٔ جالب در گفتوگو با برایس این بود که او میگفت مردم تشنهٔ نوع جدیدی از پیوند عاطفی هستند؛ آنچه «اونلیفنز» ارائه میدهد این حس است که گویی در پشت صحنهایم و داریم برایسِ واقعی را میشناسیم.
بارتولومئو سالا: شما در این کتاب عامدانه از ارائهٔ راهکار دوری کردهاید. در بخش پایانی اشاره میکنید که هوش مصنوعی، بهعنوان ابزاری بینقص برای گردآوری و بازتولید تاریکترین فانتزیهای ما، میتواند ما را هرچه عمیقتر به درون این دنیای سایهها بکشاند؛ دنیایی که دقیقاً به این دلیل رونق میگیرد که جایگزینِ صمیمیت و پیوند ازدسترفته در زندگی واقعی ما میشود.
با این همه، مراقبید که به هراس اخلاقی علیه پورنوگرافی دامن نزنید؛ عرفهای جنسی انعطافپذیر و همواره در حال دگرگونیاند. همچنین نشان میدهید که چگونه سانسور معمولاً در نهایت به ضرر خودِ تولیدکنندگان محتوا تمام میشود، زیرا ناگهان از جریان درآمدی و مصونیتهای زندگی دیجیتال محروم میشوند. به نظر شما اصول اساسی یک برنامهٔ مترقی برای برخورد جدی با این مسئله چه باید باشد؟
پاتریشیا نیلسون: بهطور خاص دربارهٔ صنعت پورن، این کار بسیار دشوار است؛ زیرا بیشتر محتوایی که برای مثال در بریتانیا مصرف میشود، در آنجا تولید نمیشود، بهویژه اکنون که تولید پورن تقریباً غیرقانونی اعلام شده است. زنانی را در نظر بگیرید که بهویژه قبل از جنگ [اوکراین] با پرواز به پراگ فرستاده میشدند. اینها بازیگر حرفهای پورن نیستند؛ شهروندان عادی هستند که به آنها میگویند: «میتوانی ظرف یک هفته حدود ۵۰۰۰ یورو درآوری.» این رقمی است که زندگیشان را زیر و رو میکند. بنابراین میآیند و هرچه به آنان گفته شود انجام میدهند. بسیاری از آنها چکی یا انگلیسی بلد نیستند. اما ریشهٔ ماجرا اینجاست که شهروند اتحادیه اروپا نیستند، بنابراین اگر اتفاقی بیفتد دستشان از شکایت به پلیس کوتاه است.
همین سناریو در کلمبیا تکرار میشود؛ یکی از کشورهایی که صنعت پخش وبکم با سرعتی سرسامآور در آن رو به رشد است. این عرصه کاملاً بدون نظارت است و بسیاری از این مدلها ناچارند تقریباً هر روز کار کنند. خیلی از آنها مایلاند به غرب مهاجرت کنند و کارهای دیگری انجام دهند، اما نمیتوانند. ما معمولاً میخواهیم بگوییم: «زنان مجبور به این کار شدهاند و پای قاچاق انسان در میان است.» مسلماً مواردی هست که زنان را با قراردادهای اجباری به دام میاندازند. اما در بخش بسیار بزرگی از موارد، این خودِ زنان هستند که این مسیر را برمیگزینند. بنابراین مسئله این است: چرا دست به این انتخاب میزنند؟ این پرسش را میتوان تعمیم داد: چرا امروزه افراد زیادی ترجیح میدهند مجری «اونلیفنز» شوند تا اینکه به دانشگاه بروند، شغلی دستوپا کنند یا در انبارهای آمازون کار کنند؟ این تصمیمها چه نکتهای را دربارهٔ گزینههایی بازگو میکنند که انتخاب نشدهاند یا امکان انتخابشان نبوده است؟
گذشته از اینها، اگر نگران زنانی هستید که به این شکل از کار جنسی روی میآورند، آنچه باید مطالبه کنید قانونیسازی است. باید چارچوبی ایجاد شود که دستمزدها تا حدی استاندارد شوند و استودیوها و دلالان استثمارگر کنار بروند. باید محیطی ساخته شود که در آن، کارگران جنسی آنلاین و بازیگران پورن در صورت بروز اتفاق بد بتوانند به پلیس مراجعه کنند و شبکهای داشته باشند تا در مورد مشتریان سوءاستفادهگر را به یکدیگر خبر دهند.




نظرها
نظری وجود ندارد.