ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

چه کسی از کودکان آسیب‌دیده محافظت می‌کند؟

روایت یک مددکار از کار با کودکانی که زخم‌ها برایشان عادی شده بود

چیچک درفش ـ کودکانی که از اعتیاد، کارتن‌خوابی و خشونت جان به در برده‌اند، قرار است در مراکز حمایتی امنیت و مراقبت پیدا کنند. اما چه تضمینی وجود دارد که این مراکز برایشان پناهگاهی امن باشند؟ یک مددکار اجتماعی با نزدیک به ۹ سال تجربه کار با کودکان آسیب‌دیده در ایران، از نبود آموزش تخصصی کافی، ضعف نظارت بر صلاحیت مددکاران و مواردی از سوءاستفاده روایت می‌کند؛ شکاف‌هایی که می‌توانند کودکان را حتی در نظامی که مسئول حفاظت از آن‌هاست، آسیب‌پذیر نگه دارند.

برای بعضی کودکان، کودکی نه با  حس مهر مادری و پدری و نه با حمایتی از خانوادە که با تجربه‌ای تلخ آغاز می‌شود؛ با فروختن مواد در شش‌سالگی، با کارتن‌خوابی در ۱۲ سالگی، با دیدن صحنه‌های جنایت و با تجربه‌ای که هیچ کودکی نباید تجربه کند. رادیو زمانه در گفت‌وگو با یک مددکار اجتماعی با نزدیک به ۹ سال تجربه در مراکز تحت نظارت سازمان بهزیستی نشان می‌دهد چگونه خلأ آموزش اجباری، نبود ارزیابی سلامت روان مددکاران، نبود پروتکل عملیاتی و فشارهای ساختاری، هم مددکاران و هم کودکانی را که به آنان سپرده شده‌اند، در معرض خطر قرار می‌دهد؛ تا جایی که این مددکار می‌گوید یک مددکار باید از بسیاری از لحاظ توانا باشد و این شغل برای قشر آسیب‌دیده‌ی جامعه است. او در ادامه می‌گوید:

نزدیک به ۹ سال است مددکار اجتماعی در حوزه کودکان هستم. این کودکان شامل کودکان کار، بدسرپرست، بی‌سرپرست، کارتن‌خواب، فراری و بچه‌های اعتیاد هستند. بهزیستی این کودکان را نزدیک به یک ماه به مراکزی که تحت پوشش خودشان نگهداری و ارزیابی می‌کند، ما در آنجا فعالیت می‌کنیم. در آنجا کارهای ارزیابی کودک روانی و جسمی و... برای آنان انجام می‌شود و بعد از آن با توجه به ارزیابی‌های صورت گرفته، کودکان را به مراکز خیریه یا درمانی منتقل می‌کنند. سمن‌ها تا سن ۱۸ سالگی از این کودکان حمایت می‌کنند و بعد از آن برای اشتغال، ازدواج و دانشگاه حمایتشان می‌کند تا مستقل شوند.

به گفته این مددکار بحران‌های جامعه مستقیماً بر روی این کودکان و شرایطی که در آن قرار دارند تأثیر گذاشته است. تعدادشان روز به روز افزایش پیدا کرده است. او می‌گوید کودکانی هستند که از سن شش سالگی دچار اعتیاد شده‌اند. یا مثلاً کودکانی هستند که در سن ۱۲ سالگی مجموعه‌ای از آزارها را تجربه کرده‌اند، از تجاوز تا اعتیاد و کارتن‌خوابی و حتی دیدن صحنه‌های وحشتناک جنایت.

به این دلیل این مددکار می‌گوید که کار کردن با این کودکان مهارت و توانایی‌های خاص خودش را می‌خواهد و باید یک مددکار از بسیاری از لحاظ توانا باشد و می‌افزاید:

مسئله‌ای که اینجا وجود دارد برای مددکاری دوره‌ی مربیگری اجباری وجود ندارد و دوره‌هایی که وجود دارد اختیاری هستند همانند کلاس‌های تقویتی! کمتر پیش می‌آید مددکاری به این دوره‌ها برود و همین که مدرک تخصصی در این حوزه داشته باشد برای استخدامی‌شان انگار کفایت می‌کند. این مسئله هم در سمن‌ها، خیریه‌ها و هم در بهزیستی وجود دارد. حتی نمی‌آیند این مددکار را از لحاظ سلامت روحی و توانایی بسنجند.

«ما بارها شنیده‌ایم که مددکاری... با کودکان بدرفتاری کرده است»

این مددکار اجتماعی در ادامه به جزییاتی اشاره می‌کند که رادیو زمانه نمی‌تواند صحت آنها را راستی‌آزمایی کند اما روایت او را برای شما بازگو می‌کند:

کار با کودکان بسیار سخت است، مددکاری که با این کودکان کار می‌کند باید از همه لحاظ صلاحیت و توانایی داشته باشد. ما بارها شنیده‌ایم که مددکاری که خودش دچار اختلالات روانی است با کودکان بدرفتاری کرده است، یا حتی مواردی هم از تجاوز این مددکاران به کودکان داشته‌ایم، که صدایش را وقتی فهمیده‌اند درنیاورده‌اند، حتی کودک جرأت بیان این را نداشته که بگوید مددکارش به او تجاوز کرده است.

به گفته این مددکار اجتماعی بعضی از این کودکان آن‌چنان در شرایط سخت و در معرض رفتارهای خشونت‌بار قرار گرفته‌اند که گویی خیلیاز مسائل همانند تجاوز و خشونت برایشان عادی شده است و هیچ واکنشی نسبت به آن ندارند. او ادامه می‌دهد و می‌گوید گاهی حتی این کودکان به مددکارهایشان وابسته می‌شوند و مددکار باید آن‌قدر توانا باشد که اجازه‌ی پیش آمدن این وابستگی را به آنان ندهد. همین است که گاهی سوءاستفاده از این شرایط پیش می‌آید.

او علت این رفتارها را نداشتن یک پروتکل و چارچوب اساسی می‌داند. او می‌پرسد: چرا باید کسی که فقط مدرک روانشناسی، علوم تربیتی یا اجتماعی و... داشته باشد بدون هیچ دوره‌ی اصولی از مددکاری در این شغل استخدام شود؟ و ادامه می‌دهد:

این شغل برای قشر آسیب‌دیده‌ی جامعه است، برای حساس‌ترین آدم‌هایی که روح و جسمشان آسیب دیده‌اند و به راحتی هر انسانی می‌تواند از آنان سوءاستفاده کنند. مددکاری مهارت و توانایی می‌خواهد اما متأسفانه در اینجا هیچ توجهی به این مسائل نمی‌شود.

«ساختار حکومت اجازه‌ آگاهی‌رسانی مددکارهای توانا به جامعه را نمی‌دهد»

این مددکار در ادامه سخنانش می‌گوید جامعه پر از ناهنجاری شده است و برخورد با این ناهنجاری‌ها باید اصولی باشد:

مواردی را از تجاوز به کودکان دیده‌ایم و گروه‌هایی را پیدا کرده‌ایم که ترس از بیان آن را داشته‌ایم. از طرفی ساختار حکومتی اجازه‌ی آگاهی‌رسانی به جامعه هم به مددکارهای توانا نمی‌دهد و پیش آمده که موضوعاتی را مسکوت نگه داشته‌اند، حتی ما را هم تهدید کرده‌اند.

این مددکار معتقد است که مددکاری شغلی است که سرشتی انسان‌دوست می‌خواهد و روانی سالم تا بتوان مرهمی بر درد آدم‌های آسیب‌دیده گذاشت. اما با این وضعیتی که برای جامعه پیش آمده است و افزایش بی‌شمار آدم‌های آسیب‌دیده، نبود مددکارهای توانا و اصولی و حتی نبود حمایت‌های کمی که قبلاً بود، به‌نظر این مددکار اوضاع در ایران روز به روز بدتر می‌شود. او می‌گوید:

مددکاری کودکان یعنی پرستاری از کودکی که می‌بایست قلم به دست می‌گرفت و در مدرسه می‌بود، در شرایطی سخت آنان را وادار به فروختن مواد می‌کردند و گرفتار اعتیاد می‌شد؛ کودکی که به‌جای دیدن کارتون‌های کودکانه شاهد صحنه‌های خشونت و قتل شده؛ کودکی که به‌جای داشتن سرپناهی در خانه و در میان خانواده، کارتن‌خواب شده بود و سر چهارراه‌ها دست‌فروشی می‌کرد؛ و کودکی که به‌جای نوازش‌های والدینش به او تجاوز شده بود و... مرهم گذاشتن و ترمیم روح این کودکان کار بسیار ظریف و حساسی است. ساختاری که خودش باعث و بانی این اتفاقات شده است، عادی است که برای این کودکان نیز اهمیتی قائل نمی‌شود و به راحتی هرکسی را مددکار اجتماعی می‌کند و مددکارهای توانا را تحت فشار قرار می‌دهد. گاهی ما از بیان خیلی چیزها می‌ترسیم.

این مددکار در ادامه به دستگیری زندانی سیاسی، پخشان عزیزی اشاره می‌کند:

ما دیدیم که برای مددکاری همچون پخشان عزیزی حکم اعدام صادر کردند. پخشان یک مددکار شریف و توانا بود ولی این ساختار به راحتی با برچسب زدن به تو حتی می‌تواند حکم اعدام را برایت صادر کند. اینکه ما هنوز هستیم و کار می‌کنیم فقط برای این است که تمام تلاشمان را بکنیم بخشی از دردهای این فرشته‌های آسیب‌دیده کمتر شود. متأسفانه از لحاظ اقتصادی نیز بهزیستی و حتی خیریه‌ها نیز دیگر مثل قبل توان حمایت ندارند. امیدوارم روزی باشد که در جامعه‌ای بدون آسیب باشیم و هر مددکاری به درستی مسئولیت و وظیفه‌ی خودش را به جا بیاورد.

خلأ آموزش اجباری و اعتبارسنجی صلاحیت

مطالعه تطبیقی کشورهای اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که پنج کشور عضو، رویه‌های صدور گواهینامه برای مددکاران اجتماعی همراه با الزامات آموزشی دارند و مددکاران تأییدشده باید تعداد مشخصی از ساعات آموزش اجباری را در بازه‌ای یک تا سه ساله تکمیل کنند. در لتونی، قانون حقوق کودک الزام می‌کند که تمام متخصصانی که با کودکان در تماس هستند، یک دوره آموزشی ۴۰ ساعته شامل حقوق کودک، همکاری بین‌نهادی و پیشگیری از خشونت را بگذرانند و هر پنج سال نیز دوره ۲۴ ساعته را تکمیل کنند.

مرور نظام‌مند مطالعات بین‌المللی (۲۰۱۳–۲۰۲۳) با پیروی از دستورالعمل‌های PRISMA 2020 که در مجله Cuadernos de Trabajo Social منتشر شده است، «شکاف‌های آموزشی در میان کارکنان فنی» را به عنوان یکی از چهار چالش اصلی مددکاران اجتماعی در مراکز مراقبت مسکونی شناسایی کرده است.

در ایران نیز، مطالعه کیفی که در ژورنال Discover Public Health منتشر شده، ضعف سیاست‌گذاری را به عنوان یک محدودیت نهادی مهم شناسایی کرده و تصریح می‌کند که این چالش با «فقدان زبان برنامه‌ریزی مشترک و مدیریت یکپارچه» مشخص می‌شود. یکی از مصاحبه‌شوندگان در آن مطالعه می‌گوید: «ما هنوز نقش مددکاران اجتماعی را در قوانین خود به وضوح تعریف نکرده‌ایم».

خلأ نظارت بر سلامت روان مددکاران

ادبیات علمی به‌طور گسترده‌ای به آسیب‌پذیری روانی مددکاران حفاظت از کودکان پرداخته است. ارزیابی FAN که بر روی ۶۳ متخصص رفاه کودک انجام شد، نشان داد که آسیب جانشینی در زمان نخست به‌طور مستقیم و معنادار فرسودگی شغلی را در زمان دوم پیش‌بینی می‌کند. همچنین، مواجهه تروماتیک ثانویه در میان متخصصان رفاه کودک با افزایش قصد ترک نیروی کار، پیامدهای ضعیف سلامت روانی و جسمی و کاهش کیفیت کار مرتبط است.

در سطح بین‌المللی، کشورهایی مانند مجارستان ارزیابی‌های روان‌شناختی اجباری مقدماتی، دوره‌ای و فوق‌العاده را برای متخصصان حفاظت از کودکان معرفی کرده‌اند. هدف اصلی این ارزیابی‌ها «حذف افرادی است که ویژگی‌های آنان ممکن است خطر آزار کودکان را ایجاد کند».

این در حالی است که مددکاری کە با او مصاحبە کردیم تصریح می‌کند در ایران نه ارزیابی صلاحیت روانی در زمان استخدام وجود دارد و نه نظارت بالینی مستمر. خلأ این ارزیابی‌ها، هم مددکاران را در معرض فرسودگی و آسیب روانی قرار می‌دهد و هم کودکان را در معرض خطر سوءاستفاده.

وابستگی کودکان و مرزهای حرفه‌ای

مطالعات نشان می‌دهد که عدم رعایت مرزهای حرفه‌ای می‌تواند به سوءاستفاده از قدرت منجر شود. در یک پرونده ثبت‌شده در Social Work England، مددکار اجتماعی به دلیل نقض استانداردهای حرفه‌ای از طریق سوءاستفاده جنسی از یک مددجوی آسیب‌پذیر سابق، از حرفه مددکاری محروم شد. هیئت بررسی تصریح کرد که این رفتار «مصداق سوءاستفاده از موقعیت اعتماد و قدرت» بوده و «نقض بنیادین اصول حرفه‌ای از جمله حفظ مرزهای شفاف حرفه‌ای» محسوب می‌شود.

مددکار در گفت‌وگو با ما چنین گفت که «بعضی از این کودکان آن‌قدر در شرایط سخت... قرار گرفته‌اند که انگار خیلی مسائل همانند تجاوز و خشونت برایشان عادی شده است و هیچ واکنشی نسبت به آن ندارند.» این پدیده در ادبیات علمی به عنوان «عادی‌سازی تروما» شناخته می‌شود و نشان‌دهنده عمق آسیب‌های واردشده به این کودکان است.

خطرات امنیتی و فشارهای ساختاری

خطرات امنیتی مددکاران در ایران به‌طور رسمی تأیید شده است. به گفته معاون بهزیستی، در موارد مداخله، مددکاران گاه با خشونت مستقیم خانواده کودک مواجه می‌شوند و «حتی با وجود همراهی پلیس نیز امنیت کافی وجود ندارد». ماده ۳۱ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تصریح می‌کند که مددکاران اجتماعی در صورت نیاز به تأمین امنیت خود یا کودک، «از هر طریق ممکن موضوع را به نیروی انتظامی اعلام می‌کنند، مأموران این نیرو مداخله فوری به عمل می‌آورند».

از طرفی خود حکومت نیز در موادی مددکاران را تحت فشار قرار دادە است. حتی آنان را بازداشت و تهدید کردە است. همانند بپخشان عزیزی، مددکار اجتماعی که به اتهام «بغی» به اعدام محکوم و حکم او در دیوان عالی کشور تأیید شد. این مورد، نمادی از خطرات سنگینی است که مددکاران اجتماعی در ایران با آن مواجه‌اند.

کمبود حمایت‌های اقتصادی و نهادی

مطالعه کیفی در Discover Public Health نشان می‌دهد که «کمبود منابع یکی دیگر از زیرمجموعه‌های اصلی محدودیت‌های پیش روی مددکاران اجتماعی در انجام نقش‌های خود در دادگاه‌های اطفال و اجرای عدالت ترمیمی است». یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید: «مددکاران اجتماعی واقعاً به منابعی نیاز دارند که در اختیار داشته باشند تا مؤثر باشند... بدون منابع، نمی‌توانند کار زیادی انجام دهند».

همچنین، گزارش‌ها نشان می‌دهد که نبود تناسب میان تعداد مربیان و کودکان، نبود مستمری پس از مستقل‌شدن، مشکلات اشتغال و مسکن، و گسست از جامعه از مشکلات اصلی کودکان ترخیص‌شده از مراکز بهزیستی است.

پنج شکاف ساختاری را در مددکاری اجتماعی کودکان در ایران وجود دارد:

نخست، شکاف آموزش و صلاحیت حرفه‌ای. ادبیات علمی بر ضرورت آموزش تخصصی و اجباری تأکید می‌کند  از جمله پنج کشور اتحادیه اروپا با الزامات آموزشی اجباری و کشورهایی مانند لتونی با دوره‌های الزامی ۴۰ ساعته. در ایران، دوره‌های آموزشی اختیاری هستند و صرف داشتن مدرک دانشگاهی برای استخدام کافی تلقی می‌شود.

دوم، شکاف نظارت بر سلامت روان. ارزیابی FAN نشان داده که آسیب جانشینی به‌طور مستقیم فرسودگی شغلی را پیش‌بینی می‌کند (β = 0.42)، و کشورهایی مانند مجارستان ارزیابی‌های روان‌شناختی اجباری را معرفی کرده‌اند. در ایران، نه ارزیابی صلاحیت روانی در زمان استخدام وجود دارد و نه نظارت بالینی مستمر.

سوم، شکاف چارچوب حرفه‌ای و پروتکل عملیاتی. مددکار از «نبود پروتکل درست و حسابی و چارچوب اساسی» خبر می‌دهد. مطالعه کیفی در Discover Public Health نیز ضعف سیاست‌گذاری و فقدان زبان برنامه‌ریزی مشترک را به عنوان محدودیت نهادی مهم شناسایی کرده است.

چهارم، شکاف امنیت و حمایت نهادی. خطرات امنیتی مددکاران در ایران به‌طور رسمی تأیید شده است، اما حمایت‌های نهادی و حقوقی کافی برای حفاظت از آنان وجود ندارد.

پنجم، شکاف منابع اقتصادی. مطالعه کیفی نشان می‌دهد که کمبود منابع یکی از محدودیت‌های اصلی مددکاران اجتماعی در ایران است.

منابع:

1. Capella Castillo, S., & Salinas Tomas, M. F. (2026). Contemporary challenges in child and adolescent protection systems from a social work perspective: A systematic review following the PRISMA Guidelines. Cuadernos de Trabajo Social, 39(1), 33-52.

2. Kinderombudsman. (2015). De huidige status in de EU: Aanpak kindermishandeling in Europa.

3. Government of Latvia. Law on the Rights of the Child, Article 10.

4. Springer. (2026). Identification of restorative services of social work in juvenile proceedings from the perspective of criminal justice stakeholders in Iran: A qualitative study. Discover Public Health.

5. ScienceDirect. (2020). Evaluating the Facilitating Attuned Interactions (FAN) approach: Vicarious Trauma, professional Burnout, and reflective practice. Children and Youth Services Review.

6. Government Decree No. 191/2024 (VII. 8.) – Hungary. Mandatory psychological assessments for child protection professionals.

7. خبرآنلاین. (۱۴۰۴). ببینید| در یک پرونده کودک‌آزاری پلیس و مددکار اجتماعی را کتک زدند.

[10/12/2026 11:36 PM] Setare Karimi: 8. سازمان بهزیستی کشور. (۲۰۲۶). مددکاران اجتماعی خط مقدم حمایت از کودکان در وضعیت مخاطره‌آمیز هستند.

9. هم‌میهن. (۱۴۰۴). زندگی زیر سایه رهاشدگی: فعالان اجتماعی از مشکلات پیش روی فرزندان ترخیص‌شده از بهزیستی می‌گویند.

10. قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، ماده ۳۱.

11. Social Work England. (n.d.). Hearing Details: Ms Hornby – Professional Standards 5.1 and 5.2.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.