از تنگه هرمز تا تهدید اتمی؛ جنگ ایران و آمریکا به کدام سو میرود؟
همزمان با ادامه مذاکرات ایران و ایالات متحده، احتمال ازسرگیری جنگ با هشدار تازهای درباره استفاده از سلاح هستهای علیه ایران همراه شده است. در حالی که تهران با تکیه بر موقعیت خود در تنگه هرمز و تهدید به پاسخ نظامی گستردهتر، برای جلوگیری از حملات دوباره تلاش میکند، ادعای فشار اسرائیل برای حمله اتمی، ابعاد خطرناکتری به بحران داده است.

همزمان با ادامه مذاکرات ایران و ایالات متحده در دوحه، احتمال ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران جدیتر شده است. تاکر کارلسون، مفسر سیاسی محافظهکار آمریکایی و مجری سابق فاکسنیوز، حتی مدعی شده که ترامپ ممکن است تا هفتم نوامبر درباره حمله هستهای به ایران تصمیم بگیرد. این ادعا در شرایطی مطرح میشود که گزارشهای دیگری از فشار اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو، متهم به نسل کشی در غزه برای آغاز دور تازه حملات و اختلاف در دولت ایالات متحده بر سر ادامه مذاکرات حکایت دارند.
پس از هشت ماه جنگ، ایالات متحده همچنان از تهدید نظامی برای گرفتن امتیاز در مذاکرات استفاده میکند، اما محاسبات تهران نیز تغییر کرده است. تهران میخواهد هزینه حمله دوباره را برای واشنگتن و تلآویو بهمراتب بیشتر از گذشته نشان دهد.
از این زاویه، مجموعه مواضعی که این روزها مقامهای دولتی و فرماندهان نظامی ایران مطرح میکنند، هر یک بخشی از تلاش برای بازدارندگی از وقوع دوباره جنگ است. تأکید عراقچی بر آمادگی نظامی همراه با ادامه مذاکره، هشدار محسن رضایی درباره استفاده از تسلیحات تازه، سخنان فرماندهان سپاه و ارتش درباره گسترش دامنه پاسخ نظامی و اصرار بر حفظ کنترل تردد در هرمز، همگی در همین چارچوب قابل فهماند.
هدف این موضعگیریها آن است که ایالات متحده و اسرائیل بدانند حمله بعدی با واکنشی گستردهتر روبهرو خواهد شد. حتی بحثهایی که درباره تغییر احتمالی دکترین هستهای ایران مطرح شدهاند، میتوانند بخشی از همین تلاش برای افزایش عدم قطعیت در محاسبات طرف مقابل باشند.
در این میان، تنگه هرمز اهمیت ویژهای پیدا کرده است. ایران با محدود کردن تردد دریایی نشان داد میتواند هزینه جنگ را از محدوده جغرافیایی خود فراتر ببرد و آنرا جهانی کند. اختلال در انتقال نفت و گاز، افزایش هزینه بیمه کشتیها و مشکلات حملونقل، بر تولید صنعتی، قیمت مواد غذایی و هزینه زندگی در کشورهای دیگر تأثیر میگذارد. به همین دلیل، هرمز به ایران امکان داده در برابر برتری نظامی آمریکا از یک اهرم اقتصادی مؤثر استفاده کند.
اهمیت این اهرم به امکان بستن تنگه محدود نمیشود. بازگشایی آن نیز به امتیازی در مذاکرات تبدیل شده است. وقتی تهران اعلام میکند در صورت اجرای شروطش، امکان برقراری تردد عادی ظرف دو روز وجود دارد، عملاً از این ظرفیت برای گرفتن تضمینهای اقتصادی و امنیتی استفاده میکند.
بااینحال، استفاده طولانی از این اهرم پیامدهای متناقضی دارد. کشورهای خلیج فارس از ادامه جنگ آسیب دیدهاند و برای جلوگیری از حملات جدید تلاش میکنند. اما همین کشورها به امنیت کشتیرانی نیاز دارند. اگر محدودیتهای هرمز ادامه پیدا کند، انگیزه آنها برای ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال انرژی و تقویت همکاریهای نظامی مستقل از ایران بیشتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، ایران ممکن است در کوتاهمدت قدرت چانهزنی بیشتری پیدا کند، اما در بلندمدت با محیط منطقهای نامساعدتری روبهرو شود. افزایش قیمت جهانی نفت نیز در شرایط محاصره الزاماً به معنای افزایش درآمد ایران نیست، در حالی که اختلال در تجارت دریایی میتواند هزینه واردات و تولید داخلی را بالا ببرد.
این تناقضی است که در ارزیابی بازدارندگی ایران باید جدی گرفت. توان تحمیل هزینه به دشمن یک ظرفیت واقعی است، اما موفقیت آن به نتیجه سیاسی و اقتصادیاش بستگی دارد. در طرف مقابل نیز محاسبات ایالات متحده و اسرائیل با محدودیتهایی روبهرو شده است. ادامه تهدید نظامی شاید در مذاکرات امتیاز ایجاد کند، اما هر حمله تازه میتواند واکنشی به دنبال داشته باشد که کنترل دامنه آن دشوارتر از گذشته باشد.
اینجاست که هشدار کارلسون درباره احتمال استفاده از سلاح هستهای ابعادی بسیار هولناکتر پیدا میکند.
کارلسون مدعی است که نتانیاهو برای حمله هستهای به تأسیسات زیرزمینی ایران فشار میآورد. اگر چنین حملهای صورت بگیرد، آمریکا برای نخستین بار پس از سال ۱۹۴۵ دوباره از سلاح هستهای در جنگ استفاده کرده است.
سخن گفتن از بمب اتمی بهعنوان یک «گزینه نظامی»، نوعی پنهان کردن واقعیت پشت زبان بیروح محاسبات نظامی است. پشت این اصطلاح، سلاحی قرار دارد که انفجار آن میتواند انسانها را در حرارتی وحشتناک بسوزاند، ساختمانها را بر سر ساکنانشان ویران کند و بازماندگان را با سوختگیهای شدید، بیماری ناشی از تشعشع و خطر ابتلا به سرطان رها کند.
استفاده از عنوان فریبنده «سلاح هستهای تاکتیکی» نیز چیزی از این واقعیت تغییر نمیدهد. کوچکتر بودن قدرت انفجار، ماهیت رادیواکتیو سلاح را از میان نمیبرد. در صورت انفجار هستهای نزدیک سطح زمین، ذرات آلوده میتوانند همراه باد جابهجا شوند و خاک، منابع آب و مناطق مسکونی را در معرض آلودگی قرار دهند. میزان گسترش آلودگی به شرایط انفجار وابسته است، اما پیامدهای آن میتواند از مرزهای یک کشور عبور کند.
در منطقهای مانند خلیج فارس که میلیونها نفر برای تأمین آب آشامیدنی به تأسیسات آبشیرینکن وابستهاند، خطر آلودگی گسترده محیطزیست اهمیت ویژهای دارد. تصمیم به انفجار یک بمب هستهای در ایران به سادگی امنیت مردمی را تهدید کند که صدها کیلومتر دورتر از محل انفجار زندگی میکنند و هیچ نقشی در تصمیمهای نظامی ندارند.
بیرحمی چنین محاسبهای زمانی آشکارتر میشود که هدف اعلامشده، نابودی چند تونل زیرزمینی اعلام شود. در این منطق، برای تخریب یک تأسیسات نظامی یا هستهای، جان انسانها، سلامت نسلهای آینده و امنیت زیستمحیطی یک منطقه وسیع در معرض خطر قرار میگیرد. هیچ اختلاف سیاسی و هیچ هدف نظامی نمیتواند ابعاد انسانی چنین تصمیمی را ناچیز جلوه دهد.
خطر به پیامدهای مستقیم انفجار هم محدود نمیشود. استفاده ایالات متحده از سلاح هستهای میتواند محدودیتی را که طی هشت دهه گذشته مانع تکرار کاربرد جنگی این تسلیحات شده است بهشدت تضعیف کند. اگر یک قدرت هستهای برای حل بنبستی نظامی به بمب اتمی متوسل شود، قدرتهای دیگر نیز ممکن است در منازعات خود به چنین الگویی استناد کنند.
حتی تهدید استفاده از سلاح هستهای نیز پیامد سیاسی مستقلی دارد. عادی شدن چنین تهدیدی، آستانه پذیرش خشونت هستهای را پایین میآورد و امکان کشتار گسترده انسانها را به موضوع چانهزنی میان دولتها تبدیل میکند. کمیته بینالمللی صلیب سرخ، تهدید به استفاده از این تسلیحات را نیز مغایر اصول انسانی دانسته است.
پس از هشت ماه جنگ، آمریکا و اسرائیل همچنان درباره اهداف نظامی محققنشده خود صحبت میکنند و ایران نیز در تلاش است با افزایش هزینه حمله دوباره، از وقوع جنگ تازه جلوگیری کند. در چنین شرایطی، مطرح شدن احتمال استفاده از سلاح هستهای، خطر عبور از مرزی را نشان میدهد که پیامدهای آن بسیار فراتر از سرنوشت این جنگ خواهد بود.
اگر ناتوانی در رسیدن به یک توافق سیاسی به استفاده از بمب اتمی منجر شود، جهان با سابقهای روبهرو خواهد شد که میتواند امنیت نسلهای آینده را به خطر بیندازد. فاجعه هستهای را نمیتوان با اعلام پیروزی نظامی پایان داد. انفجار ممکن است چند ثانیه طول بکشد، اما قربانیان آن، خانوادههایشان و مردمی که با آلودگی و بیماری زندگی خواهند کرد، هزینه تصمیمی را میپردازند که هرگز در اتخاذ آن سهمی نداشتهاند.




نظرها
نظری وجود ندارد.