Share

شاه مرغدلی بود که چون شیر‌ گاه می‌غرید

در کتاب نگاهی به شاه همچنین به فرازهایی از زندگی شخصی و دوران کودکی شاه هم پرداخته شده است. از جمله اینکه او در مدرسه لوروزه در سوئیس که مخصوص اشراف‌زادگان و ثروتمندان بود، تحصیلاتش را آغاز کرد. همچنین اولین دوستش که خودش هم او را انتخاب کرده بود، فردی بود به نام ارنست پرون که گرایش جنسی متفاوتی داشت و ۱۰ سال از او بزرگ‌تر بود. تا آن زمان پدرش دوستان او را تعیین می‌کرد.

نگاهی به شاه، نوشته دکتر عباس میلانی، نشر باران، سوئد

نگاهی به شاه، نوشته دکتر عباس میلانی، نشر باران، سوئد

در بخشی از سمینار یکی از شرکت‌کنندگان درباره پیچیدگی‌های شخصیت شاه از عباس میلانی سؤال کرد. آقای میلانی در پاسخ گفت: «روان‌شناس نیستم. حتی‌الامکان سعی کردم از تحلیل‌های روان‌شناسی احتراز کنم. کسانی هستند که سعی کردند شاه را روان‌شناسی کنند. بدون اغراق پنج سال زحمت کشیدم. تمام نامه‌ها را دارم. هفت نامه به سازمان سیا نوشتم. در آمریکا قانونی هست به نام “فریدم اینفرمیشن”. می‌توانید بنویسید که فلان پرونده را می‌خواهم. نامه نوشتم پرونده تحلیلی روانکاوانه شما از شاه را می‌خواهم. دایره‌ای دارند در سازمان سیا که تحلیلی روانکاوانه از همه رهبران جهان به‌دست می‌دهد. بالاخره بعد از پنج سال سه صفحه برایم فرستادند. معلوم بود آن نبود که در اصل در پرونده شاه در سیا موجود است. دیدم نمی‌دهند.»

عباس میلانی: شاه خیلی شبیه ریچارد دوم بود. یعنی وقتی احساس قدرت می‌کرد، قدرقدرتی می‌کرد. دستش را به کمرش می‌گذاشت و می‌گفت از فردا ایران تک‌حزبی‌ست. اما به محض اینکه احساس ضعف می‌کرد می‌‌گریخت.

دکتر میلانی به نقل‌قول‌هایی که از شکسپیر آورده است اشاره کرد و گفت: «هر فصل از کتاب با نقل قول‌هایی از ریچارد دوم شکسپیر شروع شده. این تصادفی نیست. به شکسپیر علاقه دارم ولی فقط این نبود. شاه خیلی شبیه ریچارد دوم بود. یعنی وقتی احساس قدرت می‌کرد، قدرقدرتی می‌کرد. دستش را به کمرش می‌گذاشت و می‌گفت از فردا ایران تک‌حزبی‌ست. اما به محض اینکه احساس ضعف می‌کرد می‌‌گریخت.»

آقای میلانی برای اثبات این نظر به چندین نمونه هم اشاره کرد و گفت: «در سال ۱۹۲۵ روزی که پدرش پادشاه شد، می‌خواست برود. ۱۹۴۴ می‌خواست برود. در دعوای با قوام نزدیک بود برود. ۱۹۴۹ وقتی می‌خواست قانون اساسی را عوض کند و آمریکا و انگلیس گفتند نمی‌شود، گفت: پس می‌روم. در دوران مصدق دو بار سعی کرد برود، یک بار در اسفندماه نزدیک بود برود‪. اگر سفارت آمریکا آیت‌الله کاشانی و انگلیسی‌ها نبود، رفته بود. به علم می‌گوید چمدان من را ببندید که مجلس جلسه تشکیل ندهد. مجلس می‌خواست جلسه تشکیل دهد که نباید اعلیحضرت از ایران برود. گفت ببندید که من بروم. علم به سفارت زنگ می‌زند که زود بیایید، این می‌خواهد برود. بعد تظاهرات می‌کنند. به‌طور خلاصه از شکسپیر نقل قول کردم: شاه مرغ‌دلی بود که چون شیر‌ گاه می‌غرید.»

قدرت‌طلبی ایران و مسئله اتمی

برنامه اتمی ایران به دلیل عدم شفافیت کافی بیش از یک دهه است که به بحث‌برانگیز‌ترین مسئله ایران در افکار عمومی تبدیل شده است. این برنامه در زمان شاه ایران آغاز شد. به گفته آقای میلانی بر اساس تحقیقاتی که انجام داده است، شاه نیز اهداف نظامی و ساخت بمب اتمی را در سر داشته است. او در پاسخ به پرسش یکی از شرکت کنندگان درباره قدرت‌طلبی ایران چنین توضیح داد: «در خلیج فارس، ایران قدرت فائق است. در ۱۹۶۵ نیمی از کشورهایی که خودشان را قدرت بزرگ می‌دانند اصلاً مملکت نبودند. تحت‌الحمایه انگلیس بودند. اینکه ایران قدرت فائق آن منطقه است نه خیال آقای خمینی و خامنه‌ای‌ست نه شاه. یک واقعیت طبیعی‌ست. شاه می‌خواست این واقعیت طبیعی را به یک قدرت تثبیت‌شده تبدیل کند که مقارن شد با شکست آمریکا در ویتنام و ضعف این کشور. شاه متوجه بود و می‌گفت اگر ایران قدرت فائق نظامی نمی‌شد، آمریکا و انگلیس باید می‌رفتند. ایران در ظفار جنبش کمونیستی را سرکوب می‌کرد. خوب و بدش را کاری ندارم.»

آقای میلانی در ادامه افزود: «برنامه اتمی ایران را شاه آغاز کرد. تفاوت شاه با جمهوری اسلامی این نیست که شاه برنامه اتمی نمی‌خواست. اتفاقاً برنامه اتمی شاه وسیع‌تر از برنامه این‌ها بود. تفاوتش این است که مقامات جمهوری اسلامی اینقدر بی‌کفایت هستند که هنوز نتوانسته‌اند بعد از ۳۲ سال نیروگاه بوشهر را که قرار بود ۱۹۸۱ راه بیفتد به مرحله بهره‌برداری برسانند. جمهوری اسلامی یک برنامه دو منظوره دارد. می‌خواهد برنامه اتمی غنی‌سازی را پیش ببرد و ایران را به مرحله‌ای برساند که اگر خواست بمب بسازد فوراً بتواند این‌کار را بکند. دقیقاً حرفی است که شاه به اکبر اعتماد، رئیس سازمان انرژی اتمی می‌زند. اعتماد می‌گوید رفتم به شاه گفتم که این خریدهایی که شما می‌کنید با یک برنامه اتمی کوچک اتمی صلح‌آمیز همخوانی ندارد. شاه گفت: بنشین. ما فعلاً نمی‌خواهیم. اما اگر در منطقه یک کشور بتواند بمب پیدا کند ما باید فوراً با او مقابله کنیم.»

قاچاقچی‌گری و شکستن سانسور در ایران

«نگاهی به شاه» ابتدا به زبان انگلیسی چاپ شد و در ایران اجازه چاپ آن به فارسی داده نشد. به همین خاطر نشر «پرشین سیرکل» ترجمه فارسی آن را در سوئد منتشر کرد.

آقای میلانی در سمینار برلین گفت: «برای کسانی که در ایران زندگی می‌کنند و برای اینکه فضای سانسور شکسته شود، این کتاب به‌طور رایگان در اینترنت قابل دسترسی است. البته یک ترجمه مخشوش و مغلوط از آن به بازار آوردند و هم عین همین نسخه اینترنتی را چاپ کردند و در بازار می‌فروشند. می‌توان گفت تنها موردی در تاریخ است که قاچاقچیگری نقش شکستن سانسور را ایفا می‌کند. به قول مارکسیست‌ها نقش تاریخی مثبت دارند.»

این پژوهشگر تاریخ معاصر در وب‌سایت شخصی‌اش نوشته است: «‫اگر توان مالی خرید کتاب را دارید، چیزی برابر قیمت عادلانه آن را به یک بنیاد خیریه مانند (کهریزک، محک، مهر) پرداخت فرمائید. ‬‫کارهای بزرگ با گام‌های کوچک می‌‌آغازند و دامن نزدن به قاچاق، تسلیم نشدن به سانسور هم از جمله چنین گام‌های کوچک‌اند. ‬»

Share