شاهنامه خوانی: قسمت ۱۱۸، رزم کاووس با شاه هاماورآن
پس شاه بربرستان، ناگهان عزم جنگ با ايران را كرد. سپاهى گران فراهم آورد و دوران شادى سپاه ايران به پايان رسيد. دوباره گرد جنگ به هوا رفت و جهان تيره و تار شد.


پس از فتح مازندران درهاى جهان به سوى كاوس باز شد:
از آن پس چنين كرد كاوس راى / كه در پادشاهى بجنبد ز جاى
از ايران بشد تا به توران و چين / گذر كرد از آن پس به مكران زمين
ز مكران شد آراسته تا زره / ميان ها نديد ايچ رنج از گره
پذيرفت هر مهترى باژ و ساو / نكرد آزمون گاو با شير تاو
چنين هم گرازان به بر بر شدند / جهانجوى با تخت و افسر شدند
پس شاه بربرستان، ناگهان عزم جنگ با ايران را كرد. سپاهى گران فراهم آورد و دوران شادى سپاه ايران به پايان رسيد. دوباره گرد جنگ به هوا رفت و جهان تيره و تار شد. پيلان در گرد و غبار گم شدند و هيچ كس در اين خاك و غبار كسى را نمى ديد. گودرز كه ديد جنگ دارد مغلوبه مى شود، گرز گران را بركشيد و به همراه سپاهيان به راه افتاد. قلب سپاه دشمن را بردريد و شاه دوان از پس او همى رفت.

نظرها
نظری وجود ندارد.