بایگانی بخش هنر و ادبیات



الفبای گورکن‌ها، نوشته هادی کیکاووسی

شخصیت‌های معترض، ناامید، گاه ترس‌خورده و در حال فروپاشی‌‌‌‌‌، در جامعه‌‌‌‌‌ای با نگرش‌های حقیر در مجموعه‌ای از داستان‌های هادی کیکاووسی. نگاهی به این مجموعه.

کمیاب در قلمرو «نقد ادبی»

ملیحه تیره‌گل - قطعه‌ای درباره‌ی عشق» به قلم شاهرخ رئیسی یک نوشته کمیاب است: نقدی بر ترانه‌ای از ژاک برل و فیلمی از کیشلوفسکی.

زنان سرکش ایبسن

عباس مودب- چهار زن با چهار شخصیت مختلف، چهار زندگی مختلف و چهار گذشته متفاوت در یک چیز با هم مشترک‌اند: تلاش برای رهائی از چهاردیواری خانه.

بیان ادبی زندگی یک چریک در سال‌های دور

داستانخوانی و جلسه پرسش با مریم سطوت، نویسنده رمان «مادی نمره بیست» در کانون ره‌آورد آخن.

شناخت خود، مغاکی به ژرفای «تردید»

ملیحه تیره‌گل - زبان پرنیانیِ فهیمه‌ فرسائی در رمان «پیش از تردید» ، پشتوانه‌ی محکمی از فرهنگ دارد و سیلان ذهن و جهش‌های تکنیکی را به زیبائی از عهده برمی‌آید.

«یولسیز» برای ایران

اکرم پدرام‌نیا: مردم ایران باید بتوانند بدون ترس از دخالت صحنه‌گردانان جهانیِ شکل‌دهنده‌ روابط اجتماعی، از مبارزات ضد سانسور خود آزادانه حمایت کنند.

پاسخ حسین دولت‌آبادی به پیام محمود دولت‌آبادی در رثای قاسم سلیمانی

پیام حسین دولت‌آبادی از تبعید به برادرش محمود دولت آبادی هشداری است درباره ضرورت پایبندی روشنفکران به حقیقت و وفاداری آن‌ها به مردم و نه به حکومت‌ها.

اسماعیل زرعی: می‌رویم هیزم بچینیم

خبر‌، مثل توپ‌ ترکید: (حضرتِ استاد الف‌‌‌‌‌‌‌. ز. زکی)‌، خالق‌ِ (گُل و گلشن)‌، بزرگترین‌ِ رمانِ قرن ترور شد.

فرهاد کشوری: آلبوم

اسد دوزانو نشسته بود روی قالی ماشینی کف اتاق و به عکس توی آلبوم نگاه می‌کرد. ندا روی پله‌ی جلو دانشکده ایستاده بود.

ناصر زراعتی: اطمینان

چه می‌توان کرد؟/ وقتی رذالت/این‌گونه دست در دستِ شقاوت/دوش به دوشِ شرارت/همپایِ قساوت/با وقاحتِ تمام/ دیگِ جنایت بار گذاشته

کاوه‌ کرامت: بیا ‌حرف‌ بزنیم

حالا شونزده آذر است ترم پیش کش آمده، زمان محفظه مزخرف تو خالی‌ که همه چیز را می‌بلعد و توی صورت تو تف می‌کند

سرودن حماسه خیابان، از شرق تا غرب

داریوش معمار- " کفِ خیابان، فراقِ سالی بود" از سپیده جدیری از سیاسی‌ترین آثاری‌ست که با درون مایه شکست و با لحنی حماسی سروده شده است.

حسین نوش‌آذر: نیمکت‌های خالی

اعتراضات آبان ۹۸ در شهریار از دریچه چشم یک معلم که از جای خالی دانش‌آموزان کشته شده رنج می‌برد.

شهریار مندنی‌‌پور: هفت ناخدا (ماهیگیرها رفته‌‌اند…)

قرص خورشید دارد فرو می‌‌رود گوشه‌‌ی دریا. رگهٔ خون روی پیشانی کوکب پایین می‌‌آید، کنار طره طرهٔ مویش، روی پیشانی‌‌اش پایین می‌‌آید...

فروپاشی اجتماعی در سایه اتم

حسین نوش‌آذر - انزوایی وهم‌انگیز عقوبت عشق راوی داستان به کوکب است. «هفت‌ناخدا»ی مندنی‌پور بیانگر مفهوم عزاداری برای آن عشق تباه‌شده است.

 رؤیاهای بشریت: آثار رضا دقتی در نمایشگاه عکس تول

سینا معتمدراد- عکاس سرشناس ایرانی – فرانسوی مهمان ویژه نمایشگاه عکس در تول فرانسه بود. در سخنرانی دقتی فرانسوا اولاند هم حضور داشت. گزارشی از این رویداد.

ن. ابوعطا: آشغال‌گرد

نام من طاهر است. نام شهری که در آن زندگی می‌کنم، کرج است. نام شهری که از آن می‌آیم، هرات است. ما در «شهر کهنه» زندگی می‌کردیم.