شعر و داستان زمانه

 

در «زمانه»، در ادامه سنت سالیان پیش، صفحه‌ای گشوده‌ایم که به ادبیات خلاق اختصاص دارد.

از نویسندگان و شاعران دعوت می‌کنیم یکی از اشعار/ یا داستانی کوتاه یا فرازی از یک داستان بلندشان را به انتخاب خودشان برای انتشار در این صفحه در اختیار ما قرار دهند. بسی نیکوست که اثر را با صدای آفریننده آن بشنویم. پس خواهش می‌کنیم در صورت امکان متن با فایل صوتی همراه گردد.

در این مورد لطفا با بخش فرهنگ زمانه تماس بگیرید.
culture (at) radiozamaneh.com

صدای زوزه‌ش هنوز تو گوشمه… قبل کشیدن ماشه چشامو بستم… وقتی زدم شنیدم پرت شد و تِپی خورد زمین…

اگر این سرب‌ها و آتش‌ها بگذارند / تو را خواهم بوسید / اگر این دودها و خاکسترها بگذارند /...

اگه فروشنده نباشی همه می‌افتن تو خطّ‌ِ تجاوز و دروغ؛ که فقط وقتی فروشنده‌ای، آزادی؛ که فقط کافی‌ئه مشتری...

در سکوت بی‌قواره‌ی این نیم روز نیمه ابری، می‌شنوم خش خش قدم‌های خودم را. عاصی از تلخ‌کامگی‌های روزگارم و...

به‌خاطر زبان مادری آوارە شدیم. / و اکنون مادرم / کبوتر خونین‌بال خاورمیانە است؛/ نە آسمانی برای پرواز دارد...

جواد موسوی خوزستانی – این داستان تقدیم می‌شود به انسانی شریف که پس از تحمل چند دور عمل جراحیِ...

بخش "شعر و داستان زمانه" − این داستانی است به قلم جواد موسوی خوزستانی که در قالب نامه‌نگاری بیان...

او یکی از نسل شاعران آرزومند بود که نقشی از آرزوهایشان را در انقلاب دیدند اما جز زندان و...

محمد صفوی- قصه "قنات" به عنوان یک اثر ضد جنگ با خلق تصاویر و دیالوگ‌های تکاندهنده، ویران‌گری جنگ را...

محمد علی با کمر تا شده، خورجین به پشت روی سنگلاخهای سربالائی کوه آهسته پا برمی‌داشت. مواظب پسرش عطا...

بخش "شعر و داستان زمانه" − این قسمتی از داستانی است به قلم جواد موسوی خوزستانی که در قالب...

از خواب که بیدار شد نرگس رفته بود. به پهلو غلتی زد، چشمش به در نیمه باز اتاق افتاد،...

گفت: «زیبا بود و داستان از همین‌جا شروع می‌شود.» نگاهت كردم. زیبا بودی. گفتم: «من دنبال زیبایی نیستم. هرگز...

جواد موسوی خوزستانی − نامه‌ی قدیسه‌ی تِرسا به فریدالدین عطار نیشابوری در واقع خوانش داستان تحسین‌شده‌ی «شیخ صنعان و...

گفتی / ببین هوا چه سرد و / باغچه چه غمگین و / صدای پای عابر / چقدر مغموم...

کلماتی که به‌سختی قابل فهم بود همراه با بوی تند ودکا از دهانش خارج می‌شد. انگلیسی را با لهجه‌ی...

در یک دیماه سرد، از یک سال دور، کلاس چهارم دبستان قدسیه بودم. برف، دور قاب پنجره را پوشانده...

نویسنده‌ای که در چند اثر، دیدش را با صمیمت نوشته، شور زندگی داشته، کار کرده و نهایتاً میراثی به‌جا...

عباس شکری - داستان «دمدمای دم» مانند بیشتر قصه‌های حسین رحمت، قصه‌ی تنهایی انسانِ تنها است. تنهایی در...

بعد از معاینات پزشکی فهمیدم مرض هیچ علاجی ندارد و کارم تمام است. در برگشت به خانه به لحظه‌ی...