شعر و داستان زمانه

 

در «زمانه»، در ادامه سنت سالیان پیش، صفحه‌ای گشوده‌ایم که به ادبیات خلاق اختصاص دارد.

از نویسندگان و شاعران دعوت می‌کنیم یکی از اشعار/ یا داستانی کوتاه یا فرازی از یک داستان بلندشان را به انتخاب خودشان برای انتشار در این صفحه در اختیار ما قرار دهند. بسی نیکوست که اثر را با صدای آفریننده آن بشنویم. پس خواهش می‌کنیم در صورت امکان متن با فایل صوتی همراه گردد.

در این مورد لطفا با بخش فرهنگ زمانه تماس بگیرید.
culture (at) radiozamaneh.com

آبادان زن زیبایی بود که یک روز از ره کین روی صورتش اسید پاشیده‌اند و حالا هم با هزار...

شعری درباره ضدیت‌های اخیر با پناهجویان در آمریکا بر اساس سطری از سروده‌های لنگستون هیوز به قلم شاعر ایرانی...

ناصر زراعتی، به یاد علی اصغر حاج‌سیدجوادی، داستانی از دوره جوانی او را معرفی می‌کند. حاج‌سیدجوادی در ۵ تیر...

"چرا تو را به بند کشیدند و از آفتاب و باران جدا کردند؟ و چون شورشیان این درها را...

حضور نویسنده نامدار «جای خالی سلوچ» در ضیافت افطار رئیس جمهوری اسلامی پربازتاب بود. شعری خطاب به محمود دولت‌آبادی.

ای‌میلی از حبیب آمده. مردد است بین این‌که موضوع سریال فرار رضاشاه از مملکت باشد یا به توپ بسته...

پاره‌ای از رمان تازه نویسنده نام‌آشنا با مضمون فعالیت‌های اقتصادی باندهای حکومتی که به مشارکت یکی از شخصیت‌های رمان...

بریده ای از تازه‌ترین رمان نویسنده نام‌آشنای ایرانی که به ترجمه سارا خلیلی توسط انتشارات «سیمون اند شوستر» منتشر...

نشر آوانوشت دومین مجموعه از شعرهای دوره‌ نوجوانی مجید نفیسی را با نام "بدرود و شعرهای کوتاه دیگر" در...

داستانى روان كه با ايجاز اما بدون ابهام مناسبات مبتنى بر آزاركامى و خودآزاركامى در زندگی اجتماعی نسلی از...

در خواب: صبح روستا سرشار از رقص علف و پرواز دانه‌های شبنم – تمدن آب و علف. در بیداری:...

شاعر و منتقد برجسته ایران دو شعر نوروزی سروده است، بیانگر حال و هوای روزهای بلاتکلیفی در موسم شیدایی...

شعری از شاعر برجسته ایران درباره دوران از یاد رفته رودی که زندگی در مرکز فلات ایران بدان وابسته...

‌ای ماه بلند! منتظر چه هستی؟ زودتر به راه خود برو و از پشت پنجره‌ی خوابگاه من پیغام مرا...

شعری با مایه‌هایی از طنز و با الهام از تصویری از زنان ایرانی در پاسخ به امر شارحان اسلام...

در آوازها و داستان‌های خاور آمده که مردم هفت کشور با دیدن کورش به خاک می‌افتادند و می‌خواستند...

در بغض چهل ساله‌ی ابری که سایه‌اش گاهی بر بال‌هایم می‌نشیند و گاهی در کنج سینه‌ام. پیاده‌رو پر...

تجربه چهارده‌سالگی‌ام چندین و چند بار تکرار شد. سمیرای یازده‌ساله، شاگرد بی‌نظیرم در تابوت. موهای پرپشت و مجعد و...

شعری از شاعر برجسته ایران درباره دیدار پدرش با خمینی. پزشکی به بالین بیماری می شتابد که سال‌ها بعد...

جَخت اینک از خوابی پریشان رَستم و از تابوت خود بیرون جستم. ماه از پشت بام همسایه سرک می‌کشد....