شعر و داستان زمانه

 

در «زمانه»، در ادامه سنت سالیان پیش، صفحه‌ای گشوده‌ایم که به ادبیات خلاق اختصاص دارد.

از نویسندگان و شاعران دعوت می‌کنیم یکی از اشعار/ یا داستانی کوتاه یا فرازی از یک داستان بلندشان را به انتخاب خودشان برای انتشار در این صفحه در اختیار ما قرار دهند. بسی نیکوست که اثر را با صدای آفریننده آن بشنویم. پس خواهش می‌کنیم در صورت امکان متن با فایل صوتی همراه گردد.

در این مورد لطفا با بخش فرهنگ زمانه تماس بگیرید.
culture (at) radiozamaneh.com

به زمین خیره ماندم. به زمین مردگان، به زمین لعنت‌شدگان، به زمین فقیر، به زمینِ انسانی، به زمین...

وسط خیابان مردی ایستاده بود و تکان نمی‌خورد. آن مرد از هیچ‌کجا نیامده بود.راننده‌ها نگران بودند مبادا روی پوست...

یحیا پهلو به پهلو شد. ساعت روی دیوار از دو گذشته بود. عقربه‌ی بزرگ توی تاریکی دیده نمی‌شد. با...

بیژن رهسپار – مجموعه شعر «بغضم را بغل کن» دستاورد نعیمه دوستدار است از سال‌های مهاجرت. او در این...

علی نگهبان – در ژانر ادبیات زندان شخصیت‌های زن و مرد تجربه یکسانی دارند، اما شیوه بیان این تجربه‌ها...

شب پیش از مراسم سوگند سیتیزن‌شیپی، وارتِگز خواب مشوشی می‌دید. او را با یک دست لباس راه‌راه به حضور...

از کنارت، چندان آرام گذشتم که پنداشتی نسیمی از گیسوانت، عبور کرده است. دستی به موج موهات می‌کشی و...

این سنگ تا بود نشان مغازه بود و پاتوق. مالدارهای تالش و فروشنده‌های دوره گرد همه کاس آقا خوش...

لبانت لات، چشمانت هُبَل، و اما سیبِ پر گناهِ گلویت، شانه‌هایت عُزّیٰ، کنارِ اورادِ تنت مبعوث می‌شوم- آغوشِ تو...

امیر حسین را یک ماه بعد دوباره آوردند به بند عمومی. رنگش پریده بود. ریشش بلند شده بود و...

علی نگهبان - ابراهیمی رودبارکی شاعری تجربه‌گراست، اما اهل چرخش‌های ناگهانی و دگرگونی‌های جریانی نیست. شعر او آهسته، اما...

ناصر زراعتی – یک روز بارانی در تهران. کشش و کوشش یک نقاش با کنده به جای مانده از...

بیژن بیجاری در متن حاضر از میان داستان‌های منتشر شده در رادیو زمانه، ده داستان برتر را برمی‌گزیند. او...

در ستون «شعر و داستان زمانه» بیش از ۱۰۰ شعر و داستان منتشر شده است. بیژن بیجاری، نویسنده نام‌آشنا...

آدم اگر رود بود، وقتی که موج در موج چون نانِ بر تنور می‌بست زندگی، اسطورۀ آب را خشکانده...

کافیست کسی قفل پشت در را بردارد، تا یک هزار واژه‌ی پرنده، در این فضای خالی از ترانه، همگام...

دوربین‌های مداربسته‌ی شرکت چند دقیقه تأخیر دارد. می‌توانی هر واقعه‌ای را دو بار ببینی. یک ‌بار در واقعیت، یک‌...

هر بار که در بانک باز می‌شود بوی گوشت سوخته می‌پیچد زیر دماغم و بعد می‌زند زیر دلم. دستم...

گفته بود «این روزها چقدر لاغر شدی.» خودم را یک بار دیگر در آینه برانداز می‌کنم. «تو این چند...

عباس شکری - «عروس نخل‌»‌های حسن زرهی بیانگر تفاوت دنیای شهر و روستاست. خنکای باد کولر در یک سو...