شهرنوش پارسی پور

شهرنوش پارسی‌پور -آذرماه متوجه مى‌شود كه ايرج از ازدواج ناموفقى صاحب يك دختر شده. مادر ايرج از بچه نگهدارى...

شهرنوش پارسی‌پور - هنگامى كه بامداد ايرج به بيمارستان مى‌رسد پاسبان‌ها منتظر او هستند. افسرى كه به بيمارستان آمده...

شهرنوش پارسی‌پور - ايرج بايد مادرش را كه به دست پسرش چاقو خورده و همچنين آذر ماه را كه...

شهرنوش پارسی‌پور - آغاز سال نو براى آذرماه آمد نداشت. شبى از شب‌ها مادر شوهرش نیمه‌شب به خانه...

شهرنوش پارسی‌پور - فروغ به خانه احمد آرامش مى‌رود. چاى درست مى‌کند. مرد نمى‌داند با او چه باید...

شهرنوش پارسی‌پور - آذرماه و شوهرش در خیابان به فروغ برمى‌خورند. آن‌ها چند لحظه پیش از آن با...

شهرنوش پارسی‌پور - لعیا دارد بزرگ مى‌شود. او داراى هوش شگفت‌انگیزى است. تقریباً تمام اشعار حافظ را از بر...

شهرنوش پارسی‌پور - در حالى كه فروغ در مشكلات خود سرگردان است شوكت از شوهرش طلاق مى‌گيرد و...

شهرنوش پارسی‌پور - دكتر الهيار فرامرزى همان‌طور كه نقشه كشيده بود در فرصتى غده كليتوريس فروغ را بريد تا...

شهرنوش پارسی‌پور - دكتر الهيار فرامرزى هشت ساله است كه پدر و مادرش از يكديگر جدا مىشوند. او...

شهرنوش پارسی‌پور - فروغ كه يك پسر يك كيلويى به دنيا آورده در بيمارستان بسترى است. شوكت به ديدار...

دو ماه از اقامت شوکت در خانه مادرش مى‌گذشت که پسرش سهراب حصبه مى‌گیرد. شوکت براى مراقبت از بچه...

در حالى که آرین اشکانى از خشم به خود مى‌لرزید آذرماه با ایرج اغیار ازدواج کرد. فروغ نیز که...

ایرج اغیار و آذرماه جدا عاشق یکدیگر شدند و تصمیم به ازدواج گرفتند. آرین اشکانى داشت دیوانه مى‌شد.

آرین اشکانى، فروغ و آذرماه مقابل سفارت شوروى مىروند. آذرماه به طرف سرباز روس مىرود و چاقوى ضامندارش را...

شوكت پس از پايان شام به سپهدار مى‌گويد كه فردا به خانه مادرش می‌رود و بچه‌ها را هم با...

ماجراى شوكت و بهروز عاملى از حدود عادى تجاوز مى‌كند و آنها رسماً درگير ارتباطى نزديك‌تر مى‌شوند.

ملاقات‌هاى شوكت و بهروز ادامه دارد و مسئله اين عاشقى دارد جدى مىشود.

آرين اشكانى از «آذرماه» خواستگارى مى كند، اما «آذرماه» اعلام مى‌كند كه مى‌خواهد پرستار يا پزشك بشود.

سیمین بهبهانی زنانه، تمام‌قامت در برابر زمانه‌اش ایستاد. او فراى یک شخصیت عادى قرار دارد و یک زن استثنایی...