شهرنوش پارسی‌پور

شهرنوش پارسی‌پور- به دلیل نگرانی ازدرگیری‌های منطقه، ابدا علاقه‌ ندارم که جمهوری اسلامی سقوط کند و یکی از راه‌های...

شهرنوش پارسی‌پور - زندگى براى گلپر در خانه فروغ بسیار سخت است. او هر روز مجبور است ساعت...

شهرنوش پارسی‌پور - نیر به بیمارستان که رسید در پشت در دختربچه‌اى را یافت. چهار مرد به او...

شهرنوش پارسی‌پور - عبدالله که از تأثیرگذارى بر الیاس خان نا‌امید شده است خود به تنهایى مى‌کوشد به محفل...

شهرنوش پارسی‌پور - الیاس خان قصد داشت دستگاه‌هاى شیرینى‌پزى وارد کند. مردم در آن اواخر به گرفتن جشن تولد...

شهرنوش پارسی‌پور – نیر گرچه نمى‌تواند در مجلس احضار به خواب مصنوعى فروبرود، اما به شدت کنجکاو است که...

شهرنوش پارسی‌پور − هرشب صداى تیربار مى‌آمد و بامداد روز بعد در روزنامه نام کسانى را که اعدام شده...

خانم لقا به خانه‌ى استاد عاملى مى رود و آن‌ها عاقبت در آغوش هم فرو مى روند.

ممکن بود که مردم محله شوکت را به خاطر نیاورند. او قبل از کشف حجاب به مشهد رفته بود...

نیرسادات به شوکت تعارف کرد تا در خوراک محقر بچه‌ها که نان و پنیر بود سهیم شود. شوکت کاسه...

خانم لقا كه متوجه شد زن، خود را باخته است گفت: نير جان، مردها شلوارشان كه دوتا مى شود...

در روزی که عزت ماجرای عشقی‌اش با شازده ملوک را برای مادرش تعریف کرد، خانم لقا غرق تماشای بدن...

او که در سن پنج سالگی در اثر بیماری حصبه کر شده بود، اتاقی در خانه برادرش که پدر...

فخری گفت بچه‌ها گوش کنید. توی این قطار یک مرد است که می‌آید با این دختر حرف می‌زند. بعد...

داگمار و شوكت مشغول جمع كردن پول هستند تا به آلمان فرار كنند، اما داگمار سل مى گيرد و...

شوهرشوکت فکر می‌کند که زنش باکره نبوده است، چون در شب زفاف خونریزی نداشته است. تحمل این مسئله برای...

تمام مردم انگلستان و انگلیسی زبانان دنیا عاشق این صحنه شده‌اند؛ سوار شدن در قطاری که هیچ کس دیگر...

در سحرگاه روز ٢٩ اسفند سال ١٣١٢، ياور نبيلى و تمام بچه‌ها، دختر و پسر به بالاى كوه مى...

ياور نبيلى، در سر بساط ترياك احمد امانى، درباره جنگ با لرها حرف مى زند. او كه در جريان...

مسعود نقره كار، پزشك و در عين حال نويسنده‌اى است با بيست اثر گوناگون در رشته هاى مختلف اجتماعى،...