پیمان یاریان

زنی سالمند که با عصایی از چوب بلوط، آرام راه می‌­رفت، ایستاد و گفت: «ژاله بیدار شدی؟» میدان ژاله...

پیمان یاریان نویسنده ایرانی ساکن هلند در گفت‌گویی با زمانه می‌گوید مجموعه داستان «کلاغ‌ها» برشی کوتاه از زندگی خود...

در سکوت بی‌قواره‌ی این نیم روز نیمه ابری، می‌شنوم خش خش قدم‌های خودم را. عاصی از تلخ‌کامگی‌های روزگارم و...