Share

Opinion-small2آنچه در زیر می‌خوانید،

پیش‌نویس فارسی مقاله‌ای است که در نشریه

Foreign Affairs  منتشر شده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۷ سپتامبر خطاب به فرماندهان سپاه پاسداران گفت که قلمرو روابط بین‌الملل، عرصه گفت‌وگوی دوستان و دشمنان است. حتی دشمنان در حین مذاکره به یکدیگر لبخند می‌زنند. پس مهم فهم دشمنی دشمنان در عین مذاکره است. براین اساس، من موافق گفت‌و‌گوهای “صحیح و منطقی” در داخل کشور و با دولت‌های خارجی هستم.

2013-09-24_obama-khamenei

او سپس به سخنان ۱۷/۵/۱۳۷۵ خود در دیدار با مسئولان وزارت امورخارجه و سفرای ایران در سراسر جهان اشاره کرد که گفته بود: “نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجى میدان نرمش‌هاى قهرمانانه است، اما نرمشى که در برابر دشمن تیز باشد. بنا بر این دیپلمات‌هاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى را الگوى خود قرار دهند.”

فهم رویکرد خامنه‌ای، بدون در نظرگرفتن سیاق/متن آن ممکن است به بدفهمی منتهی شود. وی مخالف نظم جهانی کنونی است که آن را “نظام سلطه” می‌نامد. در میان سخنرانی‌های او ۱۳۱ فیش درباره “نظام سلطه” وجود دارد.

آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در تاریخ ۱۴/۶/۱۳۹۲ به اعضای مجلس خبرگان رهبری گفته بود: “در این سال‌ها جبهه‌بندى‌هاى منطقه‌اى و جهانى هم آشکار شده. البتّه نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه‌ عرصه‌هاى سیاسى، یک کار مطلوب و مورد قبولى است، لکن این مانور هنرمندانه نبایستى به معناى عبور از خطوط قرمز، یا برگشتن از راهبردهاى اساسى، یا عدم توجّه به آرمان‌ها باشد؛ اینها را باید رعایت کرد. البتّه هر دولتى، هر شخصى، هر شخصیّتى، روش‌هایى دارند، ابتکاراتى دارند، این ابتکارات را انجام خواهند داد و [کار] پیش خواهد رفت. من کاملاً خوش‌بین هستم و معتقدم مشکلاتى که وجود دارد، همه‌ى این مشکلات قابل حل، است.”

او در ادامه اضافه کرده بود: “بنده معتقد به همان چیزى هستم که سال‌ها پیش اسم‌گذارى شد نرمش قهرمانانه؛ نرمش در یک جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این کشتى‌گیرى که دارد با حریف خودش کشتى می‌گیرد و یک جاهایى به دلیل فنّى نرمشى نشان می‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کارى است؛ این شرط اصلى است؛ بفهمند که دارند چه‌کار می‌کنند، بدانند که با چه کسى مواجهند، با چه کسى طرفند، آماج حمله‌ طرف آنها کجاى مسئله است؛ این را توجّه داشته باشند.”

برای دولت‌های غربی این رویکرد امیدوارکننده است، و باید هم باشد. چرا که می‌تواند به حل مسائل ایران و آمریکا منتهی شود. خصوصاً با واگذاری “اختیارات تام” در مذاکرات هسته‌ای به حسن روحانی، و آمادگی روحانی برای تعامل با آمریکا و همه دولت‌های غربی در همین چارچوب.

اما درعین حال فهم این رویکرد، بدون در نظرگرفتن سیاق/متن آن، ممکن است به بدفهمی منتهی شود. آیت‌الله خامنه‌ای مخالف نظم کنونی جهانی است که آن را “نظام سلطه” (سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، رسانه ای، شمال/جنوب، مرکز/پیرامون، و…) می‌نامد. در سخنرانی‌های او ۱۳۱ فیش درباره “نظام سلطه” وجود دارد. در همین سخنرانی اخیر تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی در تقابل با “نظام سلطه” قرار دارد. به این معنا که نه به کسی ظلم می‌کند و نه زیر بار ظلم دولت‌های دیگر می‌رود.

خامنه‌ای طی سال‌های گذشته، در برابر الگوی توسعه غربی، “الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی” را مطرح کرده است. برای رسیدن به این هدف، مرکزی تأسیس کرده و تاکنون چندین نشست طولانی در حضور او برپا شده است.

او به فرماندهان سپاه می‌گوید: “این کتاب جواهر لعل نهرو – نگاهى به تاریخ جهان – را بخوانید؛ در بخشى که دخالت و نفوذ انگلیسی‌ها در هند را بیان می‌کند، تصویر می‌کند، تشریح می‌کند – او آدمى است هم امین، هم مطّلع – می‌گوید صنعتى که در هند بود، علمى که در هند بود، از اروپا و انگلیس و غرب کمتر نبود و بیشتر بود. انگلیسی‌ها وقتى وارد هند شدند، یکى از برنامه‌هایشان این بود که جلو گسترش صنعت بومى را بگیرند. خب، بعد کار هند به آنجا می‌رسد که ده‌ها میلیون آن وقتها، صدها میلیون در دوره‌هاى بعد، فقیر و گدا و خیابانْ‌خواب و گرسنه‌ به معناى واقعى داشته باشد؛ آفریقا همین‌جور است؛ بسیارى از کشورهاى آمریکاى لاتین همین‌جورند. پس نظام سلطه علاوه بر این که جنگ‌افروز است، فقرآفرین است.”

هدف انقلاب اسلامی “تغییر هندسه دنیا” و برساختن “نظم جدید عادلانه جهانی” است. (خامنه‌ای فقط در سال ۱۳۹۱ در ۷ سخنرانی درباره “تغییر هندسه دنیا” سخن گفته است)

خامنه‌ای طی سال‌های گذشته، در برابر الگوی توسعه غربی، “الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی” را مطرح کرده است. برای رسیدن به این هدف، مرکزی تأسیس کرده و تاکنون چندین نشست طولانی در حضور او برپا شده است. نشست نخست با موضوع “اندیشه‌های راهبردی” در ۱۰/۹/۱۳۸۹. نشست دوم با موضوع “عدالت” در ۲۷/۲/۱۳۹۰. نشست سوم با موضوع “زن و خانواده” در ۱۴/۱۰/۱۳۹۰. وی دهه کنونی ایران را هم “دهه عدالت و پیشرفت” نام گذاری کرده و می‌گوید این الگو، ضد فقر، ضد سلطه، آرمان‌گرا، عقل‌گرا، علم‌گرا، توسعه‌گرا، معنویت‌گرا، عدالت‌طلبانه، ضد فساد، و… است.

به گفته او، آرمان نظام جمهورى اسلامى در “ایجاد تمدّن نوین اسلامى” خلاصه می‌شود (در سخنرانی‌های او ۸۸ فیش درباره تمدن اسلامی وجود دارد). در تمدن اسلامی، آن چنان که او می‌گوید، انسان‌ها به لحاظ مادی و معنوی رشد کرده و از همه در این سطوح جلو می‌زنند.

خامنه‌ای به دنبال یک کشور مستقل قدرتمند پیشرفته دارای هویت اسلامی- ایرانی است. “رشد علمی” و “پیشرفت تکنولوژیک”- که پروژه هسته‌ای نمادی از آن است- مورد تأکید شدید اوست.

گفتمان ضد سلطه “الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی” او، دارای ارکان ضروری دیگری به شرح زیر است:

اول- “هویت ملی“: در سخنرانی‌های او ۵۷ فیش درباره “هویت ملی” و ۶۴ فیش درباره “هویت اسلامی” وجود دارد.

دوم- “عزت ملی“: در سخنرانی‌های او ۲۶۰ فیش درباره “عزت ملی” و ۱۳۸ فیش درباره “عزم ملی” وجود دارد.

سوم- “تولید داخلی” یا “تولید ملی“: در سخنرانی‌های او ۸۱ فیش درباره تولید ملی وجود دارد.

چهارم- “پیشرفت علمی ایران“: در سخنرانی‌های او ۸۲ فیش درباره تولید علم و ۲۸۷ فیش درباره “پیشرفت علمی ایران” وجود دارد.

پنجم- “اتحاد ملی و انسجام اسلامی“: در سخنرانی‌های او ۸۸ فیش درباره “اتحاد و انسجام ملی” وجود دارد.

ششم- “منافع ملی“: در سخنرانی‌های او ۹۹ فیش درباره “منافع ملی” و ۱۶۸ فیش درباره “مصالح ملی” وجود دارد.

هفتم- “رابطه تکالیف و نتایج“. آیت الله خمینی گفته بود که ما موظف به انجام تکالیف الهی هستیم، فارغ از نتایج آن‌ها. اما خامنه‌ای در ۶/۵/۹۲ به دانشجویان گفت که قطعا امام به نتایج آرمان‌ها توجه داشت و تعقیب آرمان‌ها و تکالیف، بدون توجه به واقعیت‌ها و نتایج قطعا نادرست است. پس تعقیب آرمان‌های جمهوری اسلامی نیازمند توجه به پیامدهای آنها در عمل است و نمی‌توان رژیم را در پای آرمان‌ها قربانی کرد. (آیت‌الله خمینی هم می‌گفت:”حفظ نظام اوجب واجبات است“)

خامنه‌ای به دنبال یک کشور مستقل قدرتمند پیشرفته دارای هویت اسلامی- ایرانی است. “رشد علمی” و “پیشرفت تکنولوژیک”- که پروژه هسته‌ای نمادی از آن است- مورد تأکید شدید اوست. دائماً زنان را به جای تبعیت از “زنان غربی” که گرفتار فسادهای جنسی و اخلاقی و فروپاشی نهاد خانواده شده اند، دعوت به علم آموزی کرده و می‌کند.

او در ۳۰/۷/۱۳۷۶ خطاب به زنان، به شدت به فمنیسم غربیان تاخت و گفت: “درباره مسئله‌ زن، حقوق زن، رفع ستم از زنان و فراهم کردن زمینه‌هاى مناسب براى زنان کشورمان، لازم است کار فرهنگى بزرگى انجام گیرد… هدف اسلام در دفاع از حقوق زنان این است که زن تحت ستم نباشد و مردْ خود را حاکم بر زن نداند. در خانواده، حدود و حقوقى هست. مرد حقوقى دارد، زن هم حقوقى دارد و این حقوق به‌شدّت عادلانه و متوازن ترتیب داده شده است.”

مجموعه سخنان خامنه‌ای نشان دهنده آن است که به احتمال زیاد “چین اسلامی” یا “برزیل اسلامی” مد نظر او است. یعنی در عین فهم “نظام سلطه” و دقت در اهداف سلطه‌گران، از طریق مذاکره و “نرمش قهرمانانه” می‌توان به روابطی چون روابط چین و آمریکا دست یافت.

او در ۳۰/۶/۱۳۷۹ خطاب به زنان گفت که “تمدن غربی به زن هیچ نداده است”، پیشرفت‌های زنان در غرب معلول کوشش خودشان بوده و آن تمدن فقط به دنبال استفاده ابزاری از آنان بوده است. زن مسلمان باید “هویت اسلامی” خود را حفظ کرده و در همه زمینه‌ها پیشرفت کنند: “زنان، زنان باسواد، زنان آگاه، زنان بامعرفت، در همه این میدان‌ها بایستى پیشروى کنند؛ الگوى زن را نشان بدهند؛ بگویند زن مسلمان زنى است که هم دین خود را، حجاب خود را، زنانگى خود را، ظرافت‌ها و رقّت‌ها و لطافت‌هاى خود را حفظ مى‌کند؛ هم از حق خود دفاع مى‌کند؛ هم در میدان معنویت و علم و تحقیق و تقرّب به خدا پیشروى مى‌کند و شخصیت‌هاى برجسته‌اى را نشان مى‌دهد و هم در میدان سیاسى حضور دارد. این مى‌شود الگویى براى زنان.”

در ۱۴/۱۰/۱۳۹۰ هم گفته است: “از جمله‌ مسائلى که مطرح می شود، مسئله‌ اشتغال بانوان است. اشتغال بانوان از جمله‌ چیزهائى است که ما با آن موافقیم. بنده با انواع مشارکت‌هاى اجتماعى موافقم؛ حالا چه از نوع اشتغال اقتصادى باشد، چه از نوع اشتغالات سیاسى و اجتماعى و فعالیت‌هاى خیرخواهانه و از این قبیل باشد؛ اینها هم خوب است. زنها نصف جامعه‌اند و خیلى خوب است که اگر ما بتوانیم از این نیمِ جامعه در زمینه‌ این گونه مسائل استفاده کنیم… ما با آن اشتغال و مشارکتى کاملاً موافق هستیم که به این قضیه‌ اصلى[نهاد خانواده] ضربه و صدمه نزند؛ چون این جایگزین ندارد.”

برای این که هیچ کس مانند مادران نمی‌تواند به ترتیب کودکان بپردازد. خانواده، حجاب، رعایت احکام دینی در روابط زنان و مردان، چارچوب‌های مقبول اوست. اگر اینها رعایت شوند، هیچ سد دیگری در برابر فعالیت‌های زنان وجود ندارد.

تشویق‌های او در زمینه علم‌آموزی، سرمایه گذاری عظیم دولتی (چون تمامی دانشگاه‌های ایران دولتی هستند. دانشگاه آزاد اسلامی هم با این که دانشجویان شهریه می‌پردازند، حکومتی است) و کوشش فراوان زنان، موجب شده است تا زنان حدود ۶۰ درصد دانشجویان ۴ و نیم میلیون نفری ایران را تشکیل دهند. زنان در همه قلمروها حضور دارند، اما حجاب به زور به همه آنان تحمیل می‌شود تا گرفتار فساد نشوند.

 خامنه‌ای در ۱۵/۱۲/۱۳۹۱ خطاب به زنان می‌نویسد: “زن، در تعریفِ غالباً شرقی همچون عنصری درحاشیه و بی‌نقش در تاریخ‌سازی؛ و در تعریفِ غالباً غربی، به‌مثابه‌ موجودی که جنسیّت او بر انسانیتش می‌چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه‌داری جدید است، معرفی می‌شد. شیرزنانِ انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند که الگوی سوّم، “زنِ نه شرقی، نه غربی” است. زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان، گشود و ثابت کرد که می‌توان زن بود، عفیف بود، محجّبه و شریف بود، و در عین حال، در متن و مرکز بود. می‌توان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه داشت و در عرصه‌ سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازی‌های جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند.”

اگر “چین اسلامی” الگوی مد نظر خامنه‌ای باشد، روابط با آمریکا را باید از حالت “تخاصم منتهی به جنگ” به حالت “روابط برابر رقابت‌آمیز” تبدیل کرد. با این که “نظام سیاسی” و “جامعه مدنی” ایران بسیار بازتر از چین است، اما احتمالاً تکرار الگوی چین در ایران امکان‌پذیر نخواهد بود.

نه تنها تصورات او از زنان غربی نادرست است، بلکه بر مبنای سبک زندگی مطلوب خود، روابط دختران و پسران را هم در قلمرو عمومی به شدت تحت کنترل درآورده تا خلاف شرعی صورت نگیرد. احکام فقهی تبعیض‌های ناروایی نسبت به زنان روا می‌دارند، او اما مدافع حضور زنان “با حجاب” در همه عرصه‌ها است. در ۲۱/۱۲/۱۳۹۱ از زنان ورزشکار ایرانی که باحجاب در سطح جهانی بر سکوهای قهرمانی می‌ایستند، تشکر فراوانی به عمل آورد، آن را “عظیم” و سمبل “هویت یک ملت” به شمار آورد (به عکس زن جودوکار ایران بنگرید که خامنه‌ای طی دیدار خصوصی هم از او تقدیر به عمل آورد). او با این که زنی با چادر به سخنگویی وزارت امورخارجه ایران انتخاب شود، هیچ مشکلی ندارد. این هم سمبل دیگری از نمایش “هویت اسلامی- ایرانی” مورد نظر اوست.

“تمدن اسلامی” و دولت مطلوب او از طریق انسجام داخلی قدرتمند می‌شود. در سطح جهانی هم نیازمند جنگ و نزاع نیست. مجموعه سخنان خامنه‌ای نشان‌دهنده آن است که به احتمال زیاد “چین اسلامی” یا “برزیل اسلامی” مد نظر او است. یعنی در عین فهم “نظام سلطه” و دقت در اهداف سلطه گران که به دنبال بسط هژمونی و نظام ستمگرانه خود هستند، از طریق مذاکره و “نرمش قهرمانانه” می‌توان به روابطی چون روابط چین و آمریکا دست یافت.

در واقع، مسیری که خامنه‌ای به دنبال آن است، الگوی تازه‌ای نیست، “راه طی شده” است. ژولیوس نایرره ‏ در تانزانیا، سدار سنگور در سنگال، جمال عبدالناصر در مصر، لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا در برزیل، دنگ شیاپینگ در چین، و…همین مسیر را به اشکال مختلف طی کرده و به نتایج متفاوتی دست یافته‌اند.

الگوی “چین با سرعت شگرف در حال توسعه و قدرتمند” را باید تا حدودی استثنایی به شمار آورد. اولاً: وسعت قلمرو و کثرت جمعیت قدرت ساز است. ثانیاً: در دوران جنگ سرد آمریکا و چین در تقابل با اتحاد شوروی به روابط دوستانه دست یافتند. ثالثاً:سرمایه و تکنولوژی تحت این شرایط به چین انتقال یافت. رابعاً: لیبرالیزه کردن اقتصاد تحت رهبری متمرکز حزب کمونیست آغاز شد و طی یک دوره ۳۳ ساله به میانگین رشد اقتصادی ۹/۹ درصد دست یافت. خامساً: براساس برخی پیش بینی‌های موسسات آمریکایی، چین بین سال‌های ۲۰۳۰ تا ۲۰۴۰ به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل خواهد شد.

خامنه‌ای “دموکراسی اسلامی” را به عنوان بدیل در برابر “لیبرال دموکراسی” آمریکا قرار داده و خواهان مذاکره در شرایط  برابر و احترام متقابل است. یعنی همان رفتاری که آمریکا با “چین کمونیست” کرد.

اگر “چین اسلامی” الگوی مد نظر خامنه‌ای باشد، روابط با آمریکا را باید از حالت “تخاصم منتهی به جنگ” به حالت “روابط برابر رقابت‌آمیز” تبدیل کرد. با این که “نظام سیاسی” و “جامعه مدنی” ایران بسیار بازتر از نظام سیاسی و جامعه مدنی چین است، اما احتمالاً تکرار الگوی چین در ایران امکان پذیر نخواهد بود. برای این که نه ایران در وضعیت دوران جنگ سرد قرار دارد (بلکه تحت “شدیدترین تحریم‌هایی که در طول تاریخ علیه کشوری وضع شده” قرار دارد)، نه فضای جامعه ایران را می‌توان به فضای بسته سیاسی چین، و… تبدیل کرد، و نه بدون دخالت مردم در تعیین سرنوشت خودشان می‌توان ایرانی قدرتمند و پیشرفته ساخت.

بدون دموکراسی، حداکثر می‌توان به مصر، تانزانیا یا عربستان سعودی دیگری تبدیل شد. سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است. رژیم قدرتمند، رژیمی است که جامعه و ساختار سیاسی اش دموکراتیزه شود، نه آن که از طریق “انسجام داخلی”، قدرت را در “بالا” هر چه بیشتر و بیشتر متمرکز سازد.

انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری، آزادی گروهی از زندانیان سیاسی، باز شدن خانه سینما، راه‌اندازی روزنامه‌های جدید، بها دادن به نهادهای صنفی و مدنی، و… نمادی از “نرمش قهرمانانه” در چارچوب الگوی مد نظر خامنه‌ای در داخل کشور هستند. اگرچه باید از هر گامی در جهت بهبود وضعیت حقوق بشر، افزایش آزادی‌ها و بسط دموکراسی حمایت به عمل آورد، اما اساساً تنها راه قدرتمند ساختن ایران در جهان معاصر، دموکراتیزه کردن جامعه و ساختار سیاسی است.

فرانسوی‌ها و اروپایی‌ها هم بر هویت متفاوت- نه متعارض- خودشان از “هویت آمریکایی” تأکید دارند. ایران هم می‌تواند بر هویت ملی خود، استقلال، عدم سلطه پذیری، و…تأکید کرده و به دنبال حفظ آنها باشد، اما بدون گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر نمی‌توان به جامعه‌ای قدرتمند، توسعه یافته و دارای هویت ملی دست یافت، حتی اگر بتوان تمامی مسائل و مشکلات ایران و آمریکا را حل و رفع کرد.

“فرهنگ خالص”، همانند “زبان خالص” دست نایافتنی است. اسلام کنونی ایرانیان، همان اسلام زمان پیامبر اسلام در جزیره العرب نیست.اسلام که وارد ایران شد، ایرانی شد. در دوران جدید که مدرنیته در عالم بسط یافت، “اسلام ایرانی” مدرن هم شد. “انقلاب” یک پدیده مدرن است که در دنیای ماقبل مدرن وجود نداشته است. پس “انقلاب اسلامی” پدیده‌ای مدرن است. “جمهوری نمایندگی” یک پدیده مدرن است. پس “جمهوری اسلامی” هم پدیده‌ای مدرن است. خامنه‌ای دائماً از “مردم‌سالاری دینی” سخن می‌گوید. اگر بتوان “دموکراسی اسلامی” داشت، آن هم پدیده‌ای مدرن خواهد بود. بدین ترتیب، “هویت تکواره” (Singular Identity) – به تعبیر آمارتیا سن در هویت و خشونت وجود ندارد و هر مسلمانی دارای هویت‌های متکثر است.

اگر می‌توان با کشورهایی که هیچ بویی از ارزش‌های دموکراتیک نبرده‌اند، روابط دوستانه داشت، چرا با کشوری که دارای اکثر پیش شرط‌های معرفتی و اجتماعی گذار به دموکراسی است، نتوان؟

با همه اینها، رویکرد آیت‌الله خامنه‌ای در سیاست خارجی و سپردن اختیار کامل مذاکرات هسته‌ای به حسن روحانی باید از سوی دولت اوباما مورد استقبال و واکنش‌های مثبت قرار گیرد. دولت اوباما باید از فرصت “شاخه زیتون ایران“- یعنی حسن روحانی- استفاده کند. اکثریت زندانیان سیاسی، چهره‌های مخالف اقتصاد‌دان، حقوق‌دان، روزنامه‌نگار، و… خواهان لغو تحریم‌های اقتصادی یک‌جانبه هستند. این تحریم‌ها “مجازات جمعی مردم ایران” بوده و به “آمریکا‌ستیزی” دامن خواهد زد. دیدار اوباما و حسن روحانی می‌تواند آغازی بر گشودن قفل روابط به شمار آید. روابط دوستانه ایران و آمریکا نه تنها به سود “منافع ملی” دو کشور است، بلکه به سود پروسه گذار ایران به دموکراسی و بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران است.

خامنه‌ای “دموکراسی اسلامی” را به عنوان بدیل در برابر “لیبرال دموکراسی” آمریکا قرار داده و خواهان مذاکره در شرایط برابر و احترام متقابل است. یعنی همان رفتاری که آمریکا با “چین کمونیست” کرد.

 آمریکا حق دارد که ارزش‌های سیاسی و اخلاقی خود را برتر از ارزش‌های سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی به شمار آورد، همان گونه که خامنه‌ای “الگوی پیشرفت ایرانی- اسلامی” را برتر از لیبرال دموکراسی قلمداد می‌کند، اما مذاکره و برقراری روابط دوستانه منوط به شرایط نابرابر نیست.

قطعاً جوامع و نظام‌های سیاسی عربستان سعودی، قطر، بحرین و امارات متحده از نظر دموکراسی، آزادی و حقوق بشر فاصله زیادی دارند تا به جمهوری اسلامی برسند، اما آمریکا با همه این کشورها دارای روابط دوستانه است. اگر می‌توان با کشورهایی که هیچ بویی از ارزش‌های دموکراتیک نبرده‌اند، روابط دوستانه داشت، چرا با کشوری که دارای اکثر پیش شرط‌های معرفتی و اجتماعی گذار به دموکراسی است، نتوان؟

Share