Share

Shahnameh-khaaniدیدیم که رستم و پهلوانان ایران در نخجیرگاه افراسیاب شکار مى کردند و مى دلیر مى نوشیدند، که به ناگاه افراسیاب بدانان یورش برد. گیو به پهلوان گفت که اى دلیر شهریار و گوان، من به پیشباز افراسیاب خواهم رفت و نخواهم گذاشت تا از آب بگذرد. سر پل را خواهم گرفت و در آن سوى پل او را سرگرم خواهم کرد. در این میان سپاه ما آماده خواهد شد که هنگام مى خوردن به پایان رسیده است:

بشد تازیان تا سر پل دمان / بزه برنهاده دو زاغ کمان
چنین تا به نزدیکى پل رسید / چو آمد درفش جفاپیشه دید
که بگذشته بود او ازین روى آب / به پیش سپاه اندر افراسیاب
تهمتن بپوشید ببر بیان / نشست از بر ژنده پیل ژیان

[podcast]http://www.zamahang.com/podcast/2010/20131013_Shahnameh_124_Parsipur.mp3[/podcast]

Share