Share

Opinion-small2ولایت‌مداران فتنه‌زده شده‌اند، آنان سستی اقتدارشان را به انواع و اقسام “فتنه” نسبت می‌دهند و هر چه بحران‌زده‌تر می‌شوند حمله‌ به “فتنه” را شدیدتر می‌کنند.

حجم بی‌نظیر تهمت‌ها، دروغ‌ها و دشنام‌هایی که در هفته‌های اخیر متوجه “سران فتنه” شد، هیچ زیانی برای موسوی، کروبی و رهنورد نداشته و بر مظلومیت آنان می‌افزاید.

موسوی کروبی رهنورد

“ایستادگی” و “ستم دیدگی”، آن هم در شرایطی که حق دفاع به طور مطلق از ستم دیده سلب شده باشد، بر “اعتبار اجتماعی” آنان افزوده و در جوامعی شبیه جامعه ما، از آنان “قهرمان” می‌سازد.

اعتبار اجتماعی ستم‌دیدگان در شرایطی که حق دفاع به طور مطلق از آنها سلب شده باشد، بیشتر می‌شود و در جوامعی چون ایران از آنان “قهرمان” می‌سازد.

 فرایند دیگر در جوامعی چون جامعه ما این است که این گونه ستم‌دیدگان را در موضع “حقانیت” می‌نشاند. منظور از “حقانیت” در اینجا فقط این نیست که مدعای آنان در مورد وقوع تقلب تأثیرگذار در انتخابات حقیقت به شمار رود، بلکه مواضع دیگرشان نیز به دلیل زندانی بودن، حقیقت می‌یابد.

 دکتر محمد مصدق یک مصداق از فرایند این گونه ساخته شدن در جامعه ما است. مصدق هنوز هم برای نسلی یک “اسطوره” است. جزنی و گلسرخی و سیاهکل و…هم نمونه‌های دیگری از این فرایند ساخته شدن اجتماعی هستند. پس از این جهت خاص- یعنی اعتبار اجتماعی و سیاسی- خامنه‌ای و سپاه و اصول‌گرایان آب در هاون می‌کوبند و سودی نمی‌برند.

توانایی موسوی و کروبی برای تحرک اجتماعی

برخلاف تمامی تبلیغات دروغین مرگ سیاسی سران فتنه؛ آیت‌الله خامنه‌ای، سپاه و اصول‌گرایان به شدت نگران هستند. آنان همچنان توانی را در سران فتنه تشخیص می‌دهند که همان- احتمالاً- مهم‌ترین علت عدم رفع حصر است. به چند نمونه از سخنان روزهای اخیر سرداران سپاه پاسداران توجه کنید:

الف- حمید رضا مقدمی- معاون فرهنگی سپاه- در ۹/۱۰/۹۲ گفته است: “دغدغه امروز دلسوزان نظام اسلامی سوءاستفاده آنان پس از رفع حصر از موقعیت جدید ایجاد شده است”. ضمن این که توبه از گذشته را “لازمه رفع حصر” اعلام می‌کند.

خامنه‌ای، سپاه و اصول‌گرایان به شدت نگران هستند. آنان همچنان توانی را در سران فتنه تشخیص می‌دهند که همان- احتمالاً- مهم‌ترین علت عدم رفع حصر است.

ب- سردار عزت‌الله ضرغامی- رئیس صدا و سیما- در ۱۲/۱۰/۹۲ گفت: “سران فتنه در اتاق‌های عملیات نشستند و برای براندازی کشور کار و برنامه ریزی کرده‌اند و مجرمان امنیتی هستند نه سیاسی. اکنون امکانات برای این افراد در خانه هایشان فراهم است تا کشور را برهم نریزند”.

پ- حجت‌الاسلام قابل- رئیس شورای نگهبان در قزوین- در ۹/۱۰/۹۲ گفت:”این دو نفر در حصراند که توطئه را گسترش ندهند؛ والا تعدادی از آنها که نقش مؤثری داشتند در جامعه‌اند و هنوز هم حرف می‌زنند مانند آقای خاتمی، خوئینی‌ها، فرزندان آقای هاشمی”.

ت- سردار مسعود جزایری- معاون ستاد کل نیروهای مسلح- در ۹/۱۰/۹۲ گفت : “۲ ضلع از سران فتنه [اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی] در حصر نیستند در حالی که باید می‌بودند و آنها دارند در خارج از حصر، فتنه را مدیریت می‌کنند”. سپس می‌افزاید:”بنده دلایل متقنی دارم که حصر باید تشدید شود”.

فتنه رئیس‌جمهور کردن حسن روحانی

بدین ترتیب، در نبود موسوی و کروبی، فتنه توسط هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی مدیریت شده و می‌شود. این دو با حمایت علنی از حسن روحانی، راضی کردن عارف به کناره‌گیری، و بسیج اصلاح‌طلبان و دیگران توانستند حسن روحانی را در انتخابات به پیروزی برسانند.

اگر تحریم‌ها لغو شوند، کل شبکه فاسد رانت‌خوار تحریم‌های اقتصادی فرو خواهد پاشید. برای دور زدن این تحریم‌ها، با تصمیم بالاترین سطوح نظام شبکه‌ای از امثال بابک زنجانی ساخته شد.

اگرچه نه روحانی هیچ‌گاه یکی از اصلاح‌طلبان بوده، نه دولت‌اش دولتی اصلاح‌طلب است، اما در مدتی کوتاه توافق موقت هسته‌ای را به امضا رساند، ملاقات‌های جان کری و ظریف را عادی کرد، خود با اوباما تلفنی مذاکره کرد، تعدادی از استانداری‌ها را به اصلاح‌طلبان واگذار کرد، دو وزارت خانه مهم آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری را از دست اصول‌گرایان خارج کرد، تعدادی از اصول‌گرایان افراطی را از ریاست دانشگاه‌ها برکنار کرد، خانه سینما را بازگشایی کرد، و غیره و غیره.

خطر قطع رانت‌خواری

اما از همه اینها مهم‌تر، افشای فسادهای باورناکردنی دولت خامنه‌ای/احمدی‌نژاد بود. روحانی گزارش داد که با حدود ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی، احمدی‌نژاد دولت را با ۵۰۰ هزار میلیون تومان بدهی و رشد اقتصادی منفی ۸/۵ تحویل داده است. مهم‌ترین خطر، خطر قطع شدن رانت‌خواری‌های ناشی از تحریم‌های اقتصادی و ساختار دولتی است.

اگر توافق هسته‌ای قطعی و دائمی شود، اگر شدیدترین تحریم‌های طول تاریخ لغو گردند، کل شبکه فاسد رانت‌خوار تحریم‌های اقتصادی فرو خواهد پاشید.

برای دور زدن شدیدترین تحریم‌های اقتصادی تاریخ که علیه کشوری وضع شده‌اند، با تصمیم بالاترین سطح نظام- آیت‌الله خامنه‌ای، صادق لاریجانی، علی لاریجانی، محمود احمدی‌نژاد، حیدر مصلحی، رستم‌خانی، فرماندهی سپاه، و…- شبکه‌ای از امثال بابک زنجانی ساخته شد.

جنتی، سپاه و اصول‌گرایان نگران آنند که در انتخابات آتی مجلس، دوباره هاشمی و خاتمی به همراه ناطق نوری و حسن خمینی ائتلافی راه انداخته و مجلس را از چنگ آنان در آورند.

 این شبکه پنهانی، میلیاردها دلار از تحریم‌ها منفعت برده است. جا به جایی صد میلیارد دلار، نیازمند چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد رشوه و سهم‌گیری است. یعنی ۱۰ الی ۱۵ میلیارد دلار.

برخلاف نظر مدافعان ایرانی تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده، این تحریم‌ها به زیان سپاه پاسداران تمام نشد. تحریم‌ها مجازات جمعی مردم ایران بود و هست. به گفته تعدادی از نمایندگان مجلس، بابک زنجانی، توسط چهارتن از اعضای هیات دولت احمدی‌نژاد شامل رستم قاسمی، شمس‌الدین حسینی، حیدر مصلحی و محمود بهمنی تأیید شده بود. ب

بدون تأیید سپاه و وزارت اطلاعات امکان نداشت و ندارد فردی در چنین سطحی بتواند عمل کند. انحلال شبکه رانت‌خوار دور زدن تحریم ها، بخش مهمی از لغو تحریم‌ها خواهد بود.

دولت روحانی تمایلی به واگذاری طرح‌های اقتصادی به سپاه ندارد. اما این که در عمل تا چه حد در این زمینه موفق شود، به توازن قوا بستگی دارد. داد و بی‌دادهای فرماندهان سپاه، سخن گفتن از براندازی، انقلاب مخملی آمریکایی و توطئه‌های آمریکا، در این روزها، معلول هراس از قطع احتمالی رانت‌خواری اقتصادی است.

توطئه‌های شوم جدید

آیت الله جنتی گفته است:”شعار مرگ بر آمریکا شامل افرادی مانند سران فتنه که وصل به آمریکا هستند، می‌شود“. او افزده است: “اوباما بارها در سخنرانی‌هایش از موسوی حمایت کرد، این نشان می‌دهد که موسوی مشکلی داشته و ریگی به کفش داشت”.

داد و بی‌دادهای فرماندهان سپاه، سخن گفتن از براندازی، انقلاب مخملی آمریکایی و توطئه‌های آمریکا، در این روزها، معلول هراس از قطع احتمالی رانت‌خواری اقتصادی است.

جنتی در واقع توضیحات بیشتری پیرامون سخنان سردار جزایری- مبنی بر هدایت فتنه توسط هاشمی و خاتمی- داده است.

او در ۱۱/۱۰/۹۲ گفته است: “آنان که خواهان دوستی با آمریکا هستند، امام و راه ایشان را به درستی درک نکرده‌اند. در شرایط کنونی عده‌ای نمی‌فهمند آمریکا دشمن ایران است. این تأسف‌بار است افرادی[هاشمی رفسنجانی] که سابقه انقلابی دارند و مدام آن را به رخ می‌کشند، امروز حرف امام را به گونه‌ای دیگر تعبیر می‌کنند و به آمریکا چراغ سبز نشان می‌دهند”.

اما هدایت فتنه فقط و فقط محدود به برقراری رابطه با آمریکا نیست، مهم‌تر از آن، چنگ انداختن به قدرت است. آیت‌الله جنتی، سپاه و اصول‌گرایان نگران آنند که در انتخابات مجلس- که سال آینده برگزار می‌شود، دوباره هاشمی و خاتمی- به همراه ناطق نوری و حسن خمینی- ائتلافی راه انداخته و مجلس را از چنگ آنان در آورند. این بخشی از مدیریت فتنه مد نظر سردار جزایری است.

آیت الله جنتی به رشت رفته و به نیروهای اصول‌گرا تأکید می‌کند که وحدت آنان در این شرایط “لازم و ضروری” است. او به اصول گرایان هشدار می‌دهد: “بعضی‌ها [هاشمی و خاتمی و…] برای مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی دارند طراحی می‌کنند و نقشه می‌کشند، باید مراقب بود که به اهداف شوم خود نرسند”.

پس “هدف شوم” مدیریت فتنه توسط هاشمی و خاتمی ناظر به پیروزی در انتخابات مجلس در سال آینده است. آیت‌الله جنتی به عنوان رهبر حزب افراطیون به اصول‌گرایان می‌گوید: “امروز در شرایطی که جریان‌های سیاسی انحرافی دارند افرادی را جذب می‌کنند، برای این که جلوی آنها گرفته شود باید نیروهای حزب‌الهی وحدت و انسجام خود را بیشتر کنند. اصولگرایان حرکت کنند، از گذشته [انتخابات ریاست جمهوری] عبرت بگیرند، نقاط ضعف خود را بشناسند و آنها را برطرف کنند”.

نزاع کنونی ایران، نزاع میان اسلام‌خواهان و اسلام‌ستیزان نیست. شکاف اصلی ایران، شکاف دیکتاتوری و دموکراسی است. دموکراسی خواهان علیه فساد و تباهی و تبعیض و سرکوب و حکومت خودسرانه مبارزه می‌کنند.

البته شورای نگهبان به رهبری آیت‌الله جنتی به تکلیف قدرت‌طلبانه خود عمل کرده و کلیه چهره‌های شاخص و رأی‌آور اصلاح‌طلبان و دیگر رقبا را رد صلاحیت خواهد کرد. اما رد صلاحیت صد در صدی نمی‌تواند وجود داشته باشد.

 چهره‌های غیر شاخص و ناشناس که از دروازه جهنم شورای نگهبان گذر کنند، با حمایت خاتمی و هاشمی، ممکن است در انتخابات پیروز شوند. یا لااقل مجلسی شبیه شورای شهر فعلی تهران بسازند.

متغیر دیگری نیز می‌تواند به فرایند پیروزی در انتخابات مجلس آینده کمک کند. اگر توافق هسته‌ای به نتیجه رسد، اگر تحریم‌های اقتصادی کاهش یابد، اگر روابط با دولت‌های غربی بهبود یابد، اگر تورم رو به کاهش نهد و سال آینده کشور از رشد اقتصادی منفی خارج شود؛ همه اینها به سود جبهه مقابل اصول‌گرایان تمام خواهد شد.

با توجه به تجربه انتخابات ریاست جمهوری و تحولات احتمالی یاد شده ؛ آیت‌الله خامنه‌ای و شورای نگهبان و سپاه نیازمند اقدامات بیشتری خواهند بود تا “مجلسی سلطانی” بسازند.

اسلام‌خواهی یا قدرت‌طلبی انحصاری

نزاع کنونی ایران، نزاع میان اسلام‌خواهان و اسلام‌ستیزان نیست. شکاف اصلی ایران، شکاف دیکتاتوری و دموکراسی است. دموکراسی خواهان علیه فساد و تباهی و تبعیض و سرکوب و حکومت خودسرانه مبارزه می‌کنند.

مشکل حکومت این است که بسیج مردمی برایش بسیار دشوار شده است. پس از آن همه فضاسازی پیرامون حماسه ۹ دی، سخنرانی سردار نقدی به خاطر حضور فقط ۳۰۰- ۲۰۰ نفر لغو شد.

مدعای آنان این است که جدایی نهاد دین از نهاد دولت (سکولاریسم) شرط لازم نظام دموکراتیک و دینداری آزادانه/انتخابی است. سلطانی که مطابق میل خوسرانه حکومت می‌کند، فتنه‌ای اسلام‌ستیز در ذهن خود ساخته که در روز عاشورای ۸۸ به اصطلاح خود را آشکار کرده بود. اما این دروغی بیش نیست که حرکت دموکراسی خواهی ایرانیان را به اسلام ستیزی/شیعه ستیزی فرو بکاهند.

مشکل حکومت این است که بسیج مردمی برایش بسیار دشوار شده است. پس از آن همه فضاسازی پیرامون حماسه ۹ دی در تهران که قرار بود تجمع اصلی با سخنرانی سردار نقدی برگزار شود، حضور فقط ۳۰۰- ۲۰۰ نفر، موجب لغو مراسم شد.

یک احتمال این است که فشارها بر دولت را افزایش دهند. مجلس تاکنون به دو وزیر کابینه (امور اقتصاد و دارایی- علوم، فناوری و تحقیقات) کارت زرد داده و با فراخواندن وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ممکن است سومین کارت زرد مجلس- به دلیل روند بازگشت تجدیدنظر طلبان فکری به عرصه مطبوعات و وادادگی وزارت ارشاد در برابر این جریان– به او تعلق گیرد.

گرفتن سه کارت زرد، زمینه استیضاح را فراهم می‌سازد. ممکن است وزرای غیر همراه را حذف کنند و به او بگویند با وزرایی که ما تعیین می‌کنیم باید کار کنید. دائماً براین نکته تأکید می‌ورزند که فتنه‌گران نباید وارد قوه مجریه شوند. تا آنجا که آیت‌الله خامنه‌ای در ۸/۱۰/۹۲ به استاندار جدید قم گفته است:”اجازه ندهید فتنه‌گران به استانداری نزدیک شوند“.

احتمال دیگر افزایش سرکوب هاست. شاید هم به خشونت‌های فیزیکی توسل جویند. خشونت‌هایی که آن را هم به گردن دولت‌های خارجی و مزدوران داخلی شان خواهند انداخت. توسل به خشونت اگر صورت بگیرد، ناشی از ناتوانی در بسیج مردم به سود خویش خواهد بود.

“خواستن” و “توانستن” دو امر متفاوت هستند. اراده و خواست خامنه ای/سپاه/اصول‌گرایان یک امر است، توانایی عملی سازی آن خواست، امری دیگر. جنگ قدرتی که اصول‌گرایان به راه انداخته اند، ممکن است پیامدهای ناخواسته‌ای داشته باشد که به سود نیروهای دموکراسی خواه تمام شود

Share