Share

در خبرها آمده اعظم‌السادات حسینی ‌کوهستانی، عضو و سخنگوی شورای شهر بهشهر در استان مازندران، به‌دلیل عضویت در «فیس‌بوک» از سمت «سخنگو»یی شورا عزل شده است. این تصمیم را اعضای دیگر شورا در جلسه‌ای گرفتند که خانم حسینی در آن حضور نداشت.

اعظم‌السادات حسینی ‌کوهستانی و سامیه بلوچ‌زهی

بر اساس گزارشی که روزنامه شرق منتشر کرده، اعظم السادات حسینی، تنها عضو زن شورای ۹ نفره بهشهر است. احتمالاً او تنها عضو این شوراست که عضو فیس‌بوک است، آن هم در حالی که رئیس شورای شهر بهشهر که مردی ۶۰ ساله است، خود اعلام کرده که «من نه فیس‌بوک دارم و نه در خانه‌ام کامپیوتر هست».

اعضای شورای شهر گویا از محتوای مطالبی که اعظم‌السادات حسینی در فیس‌بوک خود منتشر می‌کند خوش‌شان نیامده، هرچند که رئیس شورا محتوای فیس‌بوک او را از طریق دیگران می‌دیده است: «فقط  در شورا گاهی به من نشان می‌دهند، من اصلاً در جریان نیستم. چیزهایی که می‌نویسد نظر شخصی‌اش است.»

محتوای نوشته‌های این زن اما چیزی نیست جز گزارش‌هایی از حضورش در جلسه‌های شورا و گاهی اظهار نظری همراه با طنز.

اعظم السادات حسینی،  دلیل عزل خود را «طرح شفاف موضوعات مربوط به شهر و شورای شهر با مردم و اهالی بهشهر» می‌داند که به باور آنها غیرقانونی و خلاف بوده است. او گفته است: «به من می‌گفتند تو اخبار محرمانه شورا را در “فیس‌بوک” منتشر می‌کنی، در حالی‌که هیچ چیزی که بتوان آن را محرمانه دانست ننوشته‌ام.

 او گاهی هم از زندگی شخصی خود می‌نویسد؛ از فرصتی برای گردش یا خرید و غذا پختن. از این نظر کار او شبیه محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران است. با این‌ حال او نه تنها در جایگاه وزیر امور خارجه ایران نیست، بلکه یک زن است که تحمل انتقادهایش که گاهی شهردار و گاهی اعضای شورا را هدف قرار داده، برای آنها آسان نبوده است؛ به خصوص که این انتقادها را نه یک مرد، که زنی جوان مطرح می‌کرده است و در نهایت تصمیم گرفته‌اند او را بدون اطلاع خودش و تنها چند دقیقه بعد از خروجش از جلسه، از سمت سخنگویی عزل کنند.

خود اعظم‌السادات حسینی، در مصاحبه‌ای درباره این موضوع به روزنامه «شرق» گفته که پیش از این اتفاق هم بعضی اعضای شورا درباره عضویت او در فیس‌بوک و مطالبش «تذکراتی پدرانه و خیرخواهانه» می‌دادند، تذکراتی که تردید نیست که اگر او یک مرد بود، هرگز آنها را نمی‌شنید.

برگرد به آشپزخانه

اعظم‌السادت حسینی آنقدر تیزبین بوده است که از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک آگاه باشد و از آن برای ارتباط با مردم استفاده کند، اما گویا غلبه نگاه سنتی و زن‌ستیز در فضای ایران به حدی است که رئیس این شورا نه تنها در حذف یک زن از سمت سخنگوی شورای شهر، عضویت او در فیس‌بوک را بهانه می‌کند، که از ابراز نظرات زن‌ستیزانه و مردسالارانه خود هم ابایی ندارد.

به اعتقاد او، شورای شهر یک روز او را انتخاب کرده و یک روز «بدون هیچ دلیلی»، او را عزل کرده و اکنون او که رئیس است، سخنگو هم هست.

علی عسگریان اما هرچند ارتباط عزل او را با عضویتش در فیس‌بوک رد می‌کند، این را پنهان نمی‌کند که: «سن خانم حسینی پایین است، او جوان است و من پیرمردی هستم با ۶۰ سال سن، تجربه دارم، به او گفتم این چیزها را ننویس، اما نوشت.»

علی خامنه‌ای خود در فیس‌بوک عضو است

علی خامنه‌ای خود در فیس‌بوک عضو است

 او همچنین اشاره می‌کند که «مردم و اعضای شورای شهر می‌گفتند که ایشان در حد سخنگوی شورا نیست، چیزهایی را در فیس‌بوک می‌نویسد که نمی‌شود آنها را جمع کرد».

اعظم‌السادات حسینی که همزمان به عنوان سخنگو و رئیس کمیته بانوان انتخاب شده بود، حالا سمت اول را از دست داده است، اما رئیس شورای شهر می‌گوید که او هنوز هم رئیس کمیته بانوان شوراست، اما وظیفه رئیس کمیته بانوان را این‌طور توضیح می‌دهد: «الان فقط می‌تواند در این زمینه اظهار نظر کند نه به‌عنوان سخنگوی شورا،  به نظر من هم بهتر است در این زمینه بیشتر برای بانوان شهر کار کند، مثلا موضوعاتی مثل آشپزی خانم‌ها، جنگ شادی و… نظر من اینهاست ایشان باید دنبال این چیزها باشد.»

 این در حالی است که خود اعظم السادات حسینی،  دلیل دیگرعزل خود را «طرح شفاف موضوعات مربوط به شهر و شورای شهر با مردم و اهالی بهشهر» می‌داند که به باور آنها غیر قانونی و خلاف بوده است.

این عضو شورای شهر گفته است: «به من می‌گفتند تو اخبار محرمانه شورا را در “فیس‌بوک” منتشر می‌کنی، در حالی‌که همه نوشته‌های من معلوم است و هیچ چیزی که بتوان آن را محرمانه دانست ننوشته‌ام، به‌نظر خودم این مسئله بیشتر ناشی از محافظه‌کاری و عدم شناخت این اعضا از موضوعات جدید باشد.»

به نظر می‌رسد حضور زنی که از مرزهای حضور نمایشی زنان در پست‌های اجرایی و برگزاری برنامه‌هایی در حوزه آشپزی و جُنگ شادی فراتر برود، کمتر تحمل می‌شود. زنی که امروز درباره تصمیم‌های مردانه شورای شهر قضاوت کند، شاید فردا سودای دیگری داشته باشد، شاید بخواهد نماینده مجلس شود و روزگاری به هیئت وزیران راه پیدا کند.

بر نمی‌گردم

این سو ماجرای دیگری هم هست: سامیه بلوچ‌زهی،  ۲۶ ساله، مجرد و اهل سنت مدتی است شهردار کلات (مرکز شهر سرباز) در سیستان ‌و‌ بلوچستان شده است.

سامیه بلوچ‌زهی و اعظم السادات حسینی تنها زنانی نیستند که از شهرهای کوچک حضور در عرصه‌های مدیریتی را شروع کرده‌اند. تنها در شورای شهر، زنان دیگری هم به ریاست رسیده‌اند مثل لیلا برزمینی رئیس شورای شهر دلند، زهرا راوی، رئیس شورای شهر چناران، فخرالسادات هاشمی رئیس شورای شهر خورموج.

اعضای شورای شهر کلات، با اکثریت آرا او را به این سمت انتخاب کرده‌اند. سیستان ‌و بلوچستان، سنتی است و حالا این شهردار جدید گفته که با آمدنش، طلسم مدیریت زنان در این منطقه را شکسته است.

خود سامیه بلوچ‌زهی می‌داند که  انتخاب یک شهردار زن به خودی‌خود رویداد بسیار نادری در ایران است، اما در واقع انتخاب او که از اقلیت قومی بلوچ و از اهل‌سنت است، اتفاق نادرتری بوده است.

او اما امیدوار است که انتخابش، خودباوری را در بین زن‌های بومی زنده کند. خودش را صف‌شکن نبردی می‌داند که با پیروزی در آن، زنان بسیاری بتوانند وارد عرصه‌های مدیریتی و سیاسی شوند و فرصتی فراهم شود تا «تمام کسانی که با وجود داشتن تخصص در انزوا قرار گرفته بودند»، به کار گرفته شوند.

سامیه زنی است که از ساختار مردسالار جامعه و به خصوص محل زندگی‌اش آگاه است و در گفت‌و گوهای خود بر آن تاکید می‌کند و می‌داند که همیشه گروهی قصد به حاشیه راندن زنان را خواهند داشت.

سامیه بلوج‌زهی و اعظم السادات حسینی تنها زنانی نیستند که از شهرهای کوچک حضور در عرصه‌های مدیریتی را شروع کرده‌اند. تنها در شورای شهر، زنان دیگری هم به ریاست رسیده‌اند مثل لیلا برزمینی رئیس شورای شهر دلند، زهرا راوی، رئیس شورای شهر چناران، فخرالسادات هاشمی رئیس شورای شهر خورموج.

غیر از اینها تجربه زنان در آموزش وپرورش، مدیریت در حوزه بهداشت و درمان و ریاست اداره‌ها و نهادهای دولتی هم چشمگیر است، اما به خصوص در شهرهای کوچک همچنان با تردید به توانایی‌ها و تجربه‌هایشان نگاه می‌شود و به شیوه‌های گوناگون در مقابل‌شان سنگ‌اندازی می‌کنند؛ از اتهام و تهمت اخلاقی گرفته تا ایجاد مانع بر سر راه فعالیت‌های حرفه‌ای.

با این همه تصویرسامیه بلوچ‌زهی، زنی که در هفته‌های آغازین کارش به عنوان شهردار، احساس می‌کند برای شهر محرومش قدم مثبتی برداشته و برداشتش این است که مردم هم از حضور او استقبال کرده‌اند، تصویر روشنی است که خواست زنان ایرانی را برای دستیابی به فرصت‌های برابر برای حضور در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی نشان می‌دهد، اما از سوی دیگر ماجرای اعظم‌السادات حسینی، خبر از عمق و ریشه باورهای تبعیض‌آمیز می‌دهد؛ باورهایی که گاهی صلاحیت زنان را به خاطر زیبایی صورت برای حضور در انتخابات رد می‌کنند، گاهی به خاطر سن حاضر نیستند با آنها سر یک میز بنشینند، گاهی جسارت‌شان آنها را آزار می‌دهد و در همه موارد، جنسیت نقطه اشتراک همه این تبعیض‌هاست.

کوتاه کردن دست زنان از قدرت، پیش‌بینی آینده است برای ساختار تبعیض‌آمیزی که حضور زنان را در خانه و برای اجرای نقش‌های باروری و مادری – که مطابق با سیاست‌های امروز نظام هم هست-  ترجیح می‌دهد. در این دیدگاه، عرصه سیاست جایی برای تمرین زنان نیست تا بتوانند زمانی که نوبت تشکیل کابینه و ثبت‌نام زنان برای ریاست جمهوری رسید، یادآوری کنند ما به تعداد انگشتان دست زنانی که شایستگی وزارت داشته باشند نداریم و زنان هرگز میدان‌های کار اجرایی را آن هم در سطوح بالا نیازموده‌اند. جایی که برای زنانی برآمده از ساختار رسمی جمهوری اسلامی مجالی برای حضور نیست و راه پر از سنگ و گودال است، آیا می‌توان انتظار داشت زنان از رده‌های پایین‌ کار سیاسی را آغاز کنند و آیا هرگز می‌توان توقع داشت که روزی زنانی با دیدگاه‌هایی متفاوت با این دیدگاه رسمی، فرصت حضور در صحنه سیاست ایران را داشته باشند؟

Share