Share

خیلی پیش‌تر از اینکه موضوع تجاوز به بچه‌ها و آزار جنسی آن‌ها به پرده سینماهای ایران راه پیدا کند تا به فرهنگ لاپوشانی و «هیس» کردن رایج در جامعه تلنگری بزند، یک ایرانی در ینگه دنیا به فکر انتشار کتابی آموزشی در این زمینه افتاد؛ کتابی که با زبانی ساده و منطبق بر اصول روان‌شناسی به کودکان آموزش‌های لازم را در مقابل سوءاستفاده جنسی و یا پس از وقوع این اتفاق ارائه کند.

NSARANV05

یک کودک افغان که به دنبال بادبادکش به کوچه پس‌کوچه‌ها می‌دود و چند نوجوان شرور که نقشه تجاوز به او را کشیده‌اند و موفق به عملی کردنش می‌شوند؛ تصویری که خالد حسینی در کتاب «بادبادک‌باز» ارائه داد و سحر انواری، ایرانی مقیم آمریکا را به شدت متأثر کرد: «با خودم گفتم باید کاری کنم. وقتی شروع به تحقیق در این زمینه کردم متوجه شدم چقدر درباره این مسایل بی‌اطلاع هستم! اطلاعات من در این مورد به نگاه‌های گذرا از صفحات حوادث روزنامه‌ها محدود می‌شد.»

سحر که فارغ‌التحصیل رشته طراحی صنعتی دانشگاه هنر تهران است و از سال ۸۴، فعالیت ادبی را از مجله «کوشش»ِ کانون پرورش فکری آغاز کرده، دست به تحقیقات زده و با واقعیت‌های تکان‌دهنده‌تری هم مواجه می‌شود که عزم او را جزم‌تر می‌کند. «در کتاب “روان‌شناسی رشد انسان” نوشته فیلیپ رایس خواندم که بسیاری از مردم از این مسأله مهم اطلاع ندارند که اگر سوء‌استفاده‌کننده از خویشاوندان نباشد معمولاً کسی است که کودک او را می‌شناسد یا به او اعتماد دارد؛ فقط درصد اندکی از افراد مزاحم برای کودک کاملاً غریبه‌اند. فرد غریبه مجبور است ساعت‌ها یا روز‌ها وقت صرف کند تا اعتماد کودک را جلب کند و خیلی از این افراد طبق گفته آقای رایس، خود را در موقعیت‌هایی مانند گروه‌های ورزشی، مدارس و مهد کودک‌ها قرار می‌دهند تا امکان برقراری تماس با کودکان را داشته باشند و حتماً لازم نیست برای سوء‌استفاده جنسی فرد به زور متوسل شده باشد. کودکان به راحتی اعتماد می‌کنند و به دلیل وابستگی، نیاز به تأیید شدن و محبت، هر کاری که از آن‌ها خواسته شود را انجام می‌دهند.»
حاصل این پژوهش‌ها کتابی شده با عنوان «هیس بی‌هیس» که در سال ۸۸ توسط نشر توکا منتشر شد. کتاب ۳۲ صفحه دارد و تصویرگری‌اش را لیدا طاهری انجام داده است. «هیس بی‌هیس» برای گروه سنی ب و ج در نظر گرفته شده و در سال ۸۹، برنده جایزه «گام اول» شد.

NSARANV02سحر انواری از دغدغه‌ای مهم در هنگام تألیف این کتاب برایم حرف می‌زند؛ دغدغه اینکه قرار است موضوعی تا این حد پیچیده را در ساده‌ترین قالب ممکن به کودکان کم‌سن و سال آموزش بدهد. به عنوان مثال یک کودک پس از خواندن کتاب باید بتواند حرکات مشکوک فیزیکی را شناسایی کند. از سوی دیگر داستان باید کشش و جذابیت ایجاد کند اما در عین حال کاملاً منطبق بر مطالعات علمی باشد: «یک دوست نویسنده‌ام به من پیشنهاد داد در داستان، خودِ کودک از پس “هیس‌گو” (شخص متجاوز) بربیاید و زبل باشد. شاید با قهرمان‌سازی داستان جالب‌تر می‌شد اما در داستان “نیک” خود به جنگ هیس‌گو نمی‌رود تا کودک به انجام کار خطرناکی تشویق نشود و در عین حال اگر یک کودک قربانی آن را بخواند، داستان برایش غیر واقعی نباشد. کودک خود نباید به جنگ یک بزرگسال مجرم برود فقط باید جریان را به یک بزرگسال قابل اعتماد بازگو کند.»

تابو بودن موضوع آزار جنسی کودکان، بدیهی‌ترین حساسیتی است که در راه نوشتن چنین کتابی با آن مواجه خواهید بود اما دشواری‌های دیگر را از زبان سحر انواری بخوانید: «موضوع بسیار حساس بود و حتی در جزییات کار هم باید این حساس بودن را در نظر می‌گرفتم! مثلاً جالب است که بدانید عکس‌العمل ما پس از اطلاع دادن کودک نسبت به سوء‌استفاده جنسی، بسیار مهم است. خشم نسبت به سوء‌استفاده‌کننده و زد و خورد در برابر کودک، می‌تواند پریشانی و اضطراب کودک را بیشتر کند و حتی این اضطراب در قالب مقصر قلمداد کردن خود و عذاب وجدان ظاهر شود. در این داستان، بزرگ‌تر‌ها “هیس‌گو” را در برابر کودک به پایین نمی‌اندازند و اشتباه خود “هیس‌گو” باعث افتادنش شده و به سزای عملش می‌رسد.»

شاید در نظر خیلی‌ها، ادبیات کودک و نوجوان باید به سرگرم و شاد کردن کودکان و نوجوانان بپردازد، نه آگاهی از واقعیت سخت و بی‌رحمی که ممکن است در انتظارشان باشد اما انواری می‌گوید: «ما برای حفظ اطمینان و اعتماد بچه‌ها به اطرافیانشان، بخشی از واقعیت دنیا را از آن‌ها پنهان می‌کنیم اما آیا کار درستی می‌کنیم؟ بیایید فکر کنیم که ما با بچه‌های آسیب‌دیده و یا در معرض خطر چه می‌کنیم؟ ما چقدر این بچه‌ها را با داستان‌های شاد و سرشار از اطمینان سرگرم می‌کنیم اما با برخی واقعیت‌های این دنیا تنهایشان می‌گذاریم؟ راستی چقدر برای تنهایی آن‌ها کوتاهی کرده‌ایم؟»

NSARANV04

او ادامه می‌دهد: «برخلاف تصور، برخورد کودکان با این داستان بسیار خوب و راحت‌تر از برخورد بزرگسالان بود. این مسأله می‌تواند ریشه در ذهن پاک کودکان داشته باشد. در مورد بزرگسالان به علت یادآوری بسیاری دانسته‌ها و آکنده شدن ذهن آن‌ها با صفحات حوادث، خواندن داستان می‌تواند تا حدودی دردآور باشد. اما با این حال آموزش کودکان در سطح درک آن‌ها، می‌تواند منجر به پیشگیری از حوادث دردناک آتی شود. در واقع نمی‌شود که به بهای دردآور بودن آن برای بزرگسالان، از آموزش در مورد این مسأله چشم‌پوشی کنیم. به عبارت دیگر آموزش بهتر از آن است که سر خود را زیر برف کنیم.»

اما با این همه حساسیت، کتاب چگونه توانسته از گزند سانسور در امان بماند؛ آیا اساساً سانسور شده است؟ «خیر! آقای نیک‌طلب که ویراستار بودند شخص بسیار حساس و محتاطی هستند و از اول به صورتی کار کردند که قضیه به کار دوباره کشیده نشود. به طور مثال از من خواستند که واژه فرشته را حذف کنم چون در اسلام فرشته جنسیت ندارد و نمی‌تواند خانواده داشته باشد.»

NSARANV06وزارت ارشاد و مقررات خاص آن برای چاپ کتاب، یکی از دغدغه‌های همیشگی نویسندگان و هنرمندان ایرانی است، اما سحر انواری برای چاپ این کتاب در حدود سه ماه، انتظار کشیده تا مجوز صادر شود که با توجه به موضوع و رویه رایج، می‌توانست طولانی‌تر هم باشد. اما او می‌گوید که بیشتر از آنکه با وزارت ارشاد مشکل داشته باشد با منفی‌بافانی مشکل داشت که می‌گفتند ارشاد به داستان‌های ساده‌تر از این، مجوز نداده است و این کار وقت تلف کردن است: «قبل از رسیدن به وزارت ارشاد اصلی با چه وزارت ارشادهای قلابی ساخته ذهن افراد مقابله نکردم! افرادی که در این زمینه‌ها کار می‌کنند باید فکر خیلی بازی داشته باشند و البته جسارت! بعضی‌ها حتی از کار کردن در این زمینه حذر می‌کنند و می‌شود حدس زد در ذهنشان چه می‌گذرد. مشکل از تابو بودن این قضیه است که باید عوض شود.»

اما آیا به‌راستی چنین کتابی در ایران موضوعیت دارد؟ مگر آزار جنسی کودکان در ایران چقدر رایج است؟ آیا آماری درباره آزار جنسی کودکان وجود دارد؟ مؤلف کتاب «هیس بی‌هیس» پاسخ می‌دهد: «مسأله کاهش و افزایش نیست. مسأله این است که ما تا به حال چه کار کردیم؟ یکی از دلایل متعددی که می‌تواند یک کودک را در معرض آسیب‌های جنسی قرار دهد، ناآگاهی او از مسائل جنسی و چگونگی واکنش نشان دادن نسبت به آن است. برنامه‌های آموزشی می‌توانند به کودکان بیاموزند تا پیشروی‌های جنسی نامناسب را تشخیص دهند و به آن‌ها نشان می‌دهند که برای دریافت کمک به کجا می‌توانند مراجعه کنند.»

او با یادآوری اینکه در نیوزلند این آموزش از پنج‌سالگی شروع می‌شود، می‌گوید: «تعبیر و تفسیر کودک از آزار جنسی و سرعت در میان گذاشتن آن با سایرین از عواملی است که می‌تواند بر روی عواقب کوتاه مدت و دراز مدت سانحه تأثیر به‌سزایی بگذارد. کودکانی که می‌توانند جریان را به یک بزرگسال قابل اعتماد بازگو کنند در مقایسه با کودکانی که قضیه را همچنان بازگو نشده نگه می‌دارند، با آسیب کمتری مواجه خواهند شد. همچنین کودکانی که به محض قربانی شدن قضیه را بازگو می‌کنند، خیلی کمتر از کودکانی که این مطلب را برای سال‌ها مانند یک راز نگه می‌دارند لطمه می‌بینند. نصیحت کلیشه‌ای “با غریبه‌ها صحبت نکن” و یا “کسی حق ندارد دست به لباس تو بزند” کافی نیست و حتی با گفتن این‌ها، شاید کودک قربانی از تجربه تلخش چیزی به شما نگوید. اول باید والدین اطلاعات خودشان را بالا ببرند و بعد اطلاع دادن را به کودک بیاموزند.»

Share