Share

zanan khoshounat

در ایران اگرچه شواهد و مصادیق خشونت علیه زنان در زندگی روزمره به طور آشکارا قابل مشاهده است، اما آمار دقیقی از میزان آن وجود ندارد. هرچند گاه آمار و نتایج تحقیقات مختلف درباره این موضوع در ایران منتشر می‌شود، اما این آمارها کمتر رسمی و همه جانبه هستند.

در چنین شرایطی و در نبود آمار دقیق از میزان خشونت نسبت به زنان در ایران، رسانه‌های وابسته به حکومت، پوشش خبری به نسبت وسیعی به آمار آژانس حقوق اساسی اتحادیه اروپا درباره خشونت گسترده علیه زنان در کشورهای اروپایی دادند. در بیشتر اخبار منتشر شده از این گزارش به ویژه در خبر واحد مرکزی خبر و پرس تی‌ وی، تلاش شده بود این موضوع در مقابل وضعیت زنان در ایران قرار بگیرد و ادعای برابری جنسیتی در کشورهای اروپایی مورد تردید قرار بگیرد.

در گزارش آژانس اروپایی حقوق اساسی از خشونت علیه زنان در اروپا   (FRA) اما آمده بود که از هر سه زن اروپایی یک نفر قربانی خشونت جسمی یا جنسی می‌شود.

این نهاد اروپایی در ۲۸ کشور اروپایی تحقیق خود را انجام داده و با ۴۲ هزار زن ۱۸ تا ۷۴ سال گفت‌وگو کرده است. نخستین‌بار است که پژوهشی با چنین ابعاد گسترده‌ای انجام شده است و پژوهشگران این طرح معتقدند نمی‌توان آن را با داده‌های سال‌های قبل مقایسه کرد.

اعتقاد به برابری‌های جنسی و منع قانونی خشونت علیه زنان، مرزها و محدوده‌های تعریف خشونت را در کشورهای اروپایی تا حدود زیادی تغییر داده است. در حالی که در این کشورها، رابطه جنسی اجباری با همسر هم نوعی تجاوز به حساب می‌آید و کمتر زنی خشونت فیزیکی را در خانه تحمل می‌کند.

دانویس مورتن کی رو، رئیس آژانس اروپایی حقوق اساسی، ضمن ارائه این گزارش بیانیه‌ای نوشته و در آن اعلام کرده است: «باید به این مسئله واکنش نشان داد. زنان بسیاری در اروپا رنج می‌کشند و نباید آمار ارائه شده را نادیده گرفت.»

این تحقیق، هچنین نشان می‌دهد که آمار خشونت علیه زنان در اروپای شمالی از مناطق دیگر بیشتر است، طوری که در دانمارک ۵۲ درصد، در فنلاند ۴۷ درصد، در سوئد ۴۶ درصد و هلند ۴۵ درصد زنان مورد خشونت قرار می‌گیرند. لهستان و اتریش کمترین میزان خشونت علیه زنان را بر اساس این فهرست دارند. این گزارش می‌گوید در لهستان ۱۹ درصد و در اتریش ۲۰ درصد زنان مورد خشونت قرار می‌گیرند.

پژوهش آژانس اروپایی حقوق اساسی خشونت را تنها به خشونت در ساختار خانواده محدود نکرده است. از انواع خشونت که مورد بررسی این آژانس قرار گرفته است می‌توان به «خشونت جنسی»، «تجاوز جنسی» و «خشونت فیزیکی» و «خشونت روانی درون روابط ازدواج و خانواده، بیرون روابط همسری، از جانب شرکای جنسی، در محل شغل زنان و از جانب افراد غیر‌شناس در خیابان و فضای عمومی» اشاره کرد. در این پژوهش هر نوع آزار و اذیت از جمله آزار و اذیت‌های خیابانی نیز از مصادیق خشونت به زنان شمرده شده‌اند که ازجمله در ایران وجود دارد.

زنان در تحقیق آژانس اروپایی حقوق اساسی به دو گروه بالای ۱۵ سال و زیر ۱۵ سال تقسیم شده‌اند و مسئله خشونت جنسی، روحی و فیزیکی نسبت به کودکان دختر نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

گزارش بیشتر خشونت به دلیل آگاهی جنسی

در بخشی از این گزارش آمده که آمار خشونت علیه زنان در جنوب اروپا کمتر است و تنها ۲۲ درصد زنان در اسپانیا، قبرس و مالت مورد خشونت جسمی و جنسی قرار گرفته‌اند که این مسئله در مقابل آمار بالای خشونت در کشورهای اسکاندیناوی برجسته‌تر می‌نماید.

با وجود این، یکی از پژوهشگران این طرح، یوانا گودی توضیح داده است که تعداد زنان اسکاندیناویایی که کار می‌کنند و وقت زیادی را در خارج از محیط‌های سنتی می‌گذرانند، بسیار بیشتر از دیگر کشورهاست و از این لحاظ آنها با کشورهایی که زنان آنها در خانه می‌مانند تفاوت دارند. او همچنین تاکید می‌کند که در این کشورها زنان از محدودیت‌ها آگاه‌ترند.

لزوم اجازه پدر برای ازدواج دختر باکره ولو اینکه به سن بلوغ رسیده باشد، منحصر دانستن حق طلاق به مردان و اجبار زن به سکونت در محلی که مرد تعیین می‌کند، تنها نمونه‌ای از این خشونت‌های قانونی است.

تفاوت معنادار میزان خشونت در شمال و جنوب اروپا هرچند از یک سو هشداردهنده است، اما از سوی دیگر می‌تواند نشانگر این واقعیت باشد که درک معنای خشونت حتی در شمال و جنوب یک قاره متفاوت است. به این معنی که در بسیاری از کشورهای اروپایی به دلیل سال‌ها فعالیت مستمر گروه‌های مدافع حقوق زنان، اعتقاد به برابری‌های جنسی و منع قانونی خشونت علیه زنان، مرزها و محدوده‌های تعریف خشونت را در این کشورها تا حدود زیادی تغییر داده است. در حالی که در این کشورها، رابطه جنسی اجباری با همسر هم نوعی تجاوز به حساب می‌آید و کمتر زنی خشونت فیزیکی را در خانه تحمل می‌کند.

بر این اساس، معیار بسیاری از زنان برای اعمال خشونت از سوی مردان، با زنان کشورهایی که در آنها برابری جنسی پایین‌تر است تفاوت دارد. با این حال برخی از کارشناسان کشورهایی اسکاندیناوی مثل سوئد، مصرف بالای الکل در این کشورها را به عنوان یکی از عوامل اعمال خشونت علیه زنان مطرح کرده‌اند.

یکی دیگر از نکاتی که خشونت علیه زنان در کشورهای اروپایی را با نقاط دیگر دنیا مانند ایران متفاوت می‌کند، آموزش مقابله با خشونت‌های خانگی و جنسی در این کشورها و وجود نهادهای حمایتی برای زنان آسیب‌دیده است.

در بسیاری از این کشورها نه تنها خود زنان در معرض خشونت که حتی رهگذران شاهد خشونت، اطرافیان و همسایگان هم می‌توانند خشونت را به پلیس گزارش کنند. با این حال، حتی در این کشورها هم مواردی از خشونت پنهان می‌ماند.

پژوهشگران آژانس اروپایی حقوق اساسی، شاخص مهاجرت و زندگی در خانواده‌های مهاجر را نیز با توجه ویژه به انواع خشونت مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش از افراد خواسته شده است تعلق خود به گروه های زیر را مشخص کنند: «کسانی که همه عمر شهروند و ساکن کشوری که اکنون در آن زنگی می‌کنند هستند»، «کسانی که در ۳۰ سال گذشته شهروند و ساکن کشوری که اکنون در آن زندگی می‌کنند هستند»، «کسانی که کمتر از ۳۰ سال است شهروند و ساکن کشوری که اکنون در آن زندگی می‌کنند هستند» و «کسانی که شهروند کشوری که اکنون در آن زندگی می‌کنند نیستند».

بر خلاف کلیشه‌های معمول در مورد مهاجران و افزون بودن خشونت در میان آنها، پژوهشگران آژانس اروپایی حقوق اساسی متوجه شدند که میزان خشونت در چهار گروه بالا تفاوت اندکی دارد. زنان غیر شهروند با حاشیه کمی بیشتر از بقیه خشونت را تجربه کرده‌اند، اما این حاشیه از لحاظ آماری آنقدر زیاد نیست که شاخص مهاجرت اهمیت ویژه پیدا کند. زنان بالای ۱۵ سال غیر شهروند با توجه به نوع خشونت (خشونت خانگی، جنسی، خیابانی، روانی، فیزیکی)، در هر دسته بین دو تا هفت درصد بیشتر خشونت تجربه کرده‌اند.

آژانس اروپایی حقوق اساسی، پس از انتشار این گزارش، از کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواسته کنوانسیون استانبول را در زمینه پیشگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان و خشونت‌های خانگی امضا کنند. بر اساس این گزارش، تا امروز تنها اتریش و ایتالیا و پرتغال این کنوانسیون را تصویب کرده‌اند.

خشونت علیه زنان در ایران

در ایران آمار دقیقی از خشونت نسبت به زنان وجود ندارد. هرچند گاه آمار و نتایج تحقیقات مختلف درباره این موضوع در ایران منتشر می‌شود، اما این آمارها کمتر رسمی هستند.

آژانس اروپایی حقوق اساسی، پس از انتشار این گزارش، از کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواسته کنوانسیون استانبول را در زمینه پیشگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان و خشونت‌های خانگی امضا کنند.

سال گذشته، روزنامه اعتماد گزارشی منتشر کرد که در آن میزان خشونت خانگی در تهران، ۱۸/۹ درصد جسمی و ۵۲/۴ درصد روانی اعلام شده بود. همچنین  بر اساس برخی آمارها، در سطح کشور، در هر ۹ ثانیه یک مورد خشونت اتفاق می‌افتد.

یکی از تفاوت‌های جامعه ایران با غرب، خشونت ساختاری، قانونی، نهادی و رسمی علیه زنان است به این معنی که جامعه در لایه‌های مختلف اجتماعی، نسبت به زنان خشن است. در حالی که مواردی از قانون مدنی ایران به صورت آشکار یا ضمنی دربردارنده خشونت علیه زنان هستند، امکان حمایت‌های رسمی از زنان خشونت دیده در حداقل خود فراهم است و مراجع رسمی و نهادهای حمایتی زیادی وجود ندارند که از زنان خشونت دیده حمایت کنند. به عبارت دیگر گاه این نهادها خود به خشونت دامن می‌زنند.

لزوم اجازه پدر برای ازدواج دختر باکره ولو اینکه به سن بلوغ رسیده باشد، منحصر دانستن حق طلاق به مردان و اجبار زن به سکونت در محلی که مرد تعیین می‌کند، تنها نمونه‌ای از این خشونت‌های قانونی است.

 زنان بسیاری به دلیل حق ولایت مرد و پدر مرد درباره فرزند و حضانت از او تحت خشونت‌های عاطفی قرار می‌گیرند و در مقابل حق مرد برای ازدواج دوم یا بیشتر یا منع زن توسط شوهر برای اشتغال و تحصیل راهی برای مخالفت ندارند، چون این موارد در قانون ایران رسمیت دارد.

علاوه بر این در سطوح دیگر اجتماع هم خشونت نسبت به زنان رواج دارد. در محیط‌های کاری و برای استخدام زنان انواع  و اقسام محدودیت‌ها وجود دارد و زنان از سوی کارفرمایان و همکاران مرد مورد آزار جنسی هم قرار می‌گیرند. کنترل پوشش زنان یکی دیگر از نمودهای اعمال خشونت در جامعه نسبت به زنان است. حجاب اجباری زمینه انواع برخوردهای انتظامی را با آنچه که بدحجابی خوانده می‌شود فراهم آورده است و زنان زیادی به همین بهانه در معرض خشونت پلیس قرار می‌گیرند و علاوه بر آن باید پاسخگوی رفتار خشن گروه‌های غیررسمی هم باشند که آنها را برای رعایت حجاب تحت فشار قرار می‌دهند.

آزار و اذیت‌ها و مزاحمت‌های جنسی و فیزیکی خیابانی از جمله دیگر خشونت‌هایی است که زنان ایرانی به طور مداوم در فضای بیرون از خانه تجربه می‌کنند. آژانس حقوق اساسی اروپا، این خشونت‌ها را در پژوهش خود در نظر گرفته است و در نبود پژوهش مشابه در ایران مسأله خشونت‌های خیابانی تنها از دریچه تجربیات شخصی و پژوهش‌های میدانی قابل گزارش است.

تمام اینها در حالی صورت می‌گیرد که خشونت خانگی و غیرخانگی برای بسیاری از زنان ایرانی شناخته شده نیست. بسیاری از زنان در مقابل رفتارهای خشن سکوت می‌کنند تنها به این دلیل که آن را عادی و روزمره می‌دانند.  بسیاری از رفتارهای خشن با زنان، به عنوان طبیعت رفتار با زنان تعریف می شوند و جامعه از آنها توقع دارد که این سطح از خشونت را به عنوان وظیفه مادری و همسری و بخشی از زن بودن خود بپذیرند.

Share