Share

Opinion-small2آیت الله خامنه‌ای از قبل از انقلاب با روشنفکران و هنرمندان رابطه داشت، رمان‌های جهانی را می‌خواند و آرزو داشت که انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، هنرمندان و روشنفکران مسلمان خاص خود را بسازد که در سطح جهانی بدرخشند. رهبری جمهوری اسلامی که به دست او افتاد، فرصت ساختن روشنفکران و هنرمندان جهانی برایش مهیا شد، اما به حدی نگران است، که شب‌ها خوابش نمی‌برد.

دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی

از ابتدای در دست گرفتن رهبری جمهوری اسلامی، بحث “تهاجم فرهنگی” و “شبیخون فرهنگی” غرب را مطرح کرد و بعدها بحث “ناتوی فرهنگی” را هم بر آنها افزود.

آیت‌الله خامنه‌ای به حدی نگران است که شب‌ها خوابش نمی‌برد

آیت‌الله خامنه‌ای به حدی نگران است که شب‌ها خوابش نمی‌برد

در ۲۸/۷/۱۳۷۰ اعضای مجمع نویسندگان مسلمان به دیدار آیت‌الله خامنه‌ای می‌روند. ظاهراً حسین شریعتمداری از سوی جمع نکاتی را به عرض رسانده است. آیت‌الله خامنه‌ای در جمع خطاب به حسین شریعتمداری می‌گوید، “فرمودید” که چون در مراکز تصمیم‌گیری حضور ندارید، تصمیمات شما اجرایی نمی‌شوند. البته باید راهی برای این امر پیدا کرد. اما می‌دانید که در مراکز دیگری که تصمیم‌گیری می‌شود- از جمله سینما- “خودی”‌ها در حال تصمیم‌گیری هستند: “اگر غریبه بودند، مى‌گفتیم غلط کردند، باید توى سرشان زد و کلیدش را به دست فلانى داد، تا این‌طور کار کند.”. تک تک افراد آن جمع را خامنه‌ای “جواهر” نامید.

در این وضعیت و تحت فشارهای مداوم، سید محمد خاتمی در سال ۱۳۷۰ استعفأ داد و با وزارت ارشاد وداع گفت. علی لاریجانی در سه سال پایانی کابینه اول هاشمی رفسنجانی، سکان وزارت ارشاد را در دست داشت و آنگاه به ریاست صدا و سیما رسید.

خامنه‌ای به دنبال آن بود تا تمامی وزارتخانه‌ها و نهادهای فرهنگی را به دست “جواهرات” خود بسپارد. در ۱/۱۰/۱۳۷۲، حسین شریعتمداری را به عنوان نماینده‌ خود و سرپرست مؤسسه‌ کیهان منصوب کرد و اکنون بیش از ۲۰ سال است که به عنوان نماینده تام الاختیار او به تخریب فرهنگی مشغول است (رجوع شود به مقاله “خامنه‌ای و “جواهر تک تیرانداز”، حسین شریعتمداری“).

همزمان با این تحولات، مصطفی میرسلیم- از گروه موتلفه- وزرات فرهنگ و ارشاد (۷۶- ۱۳۷۲) را بر عهده گرفت. اما آیت الله خامنه‌ای هم‌چنان نگران فرهنگ بود. وضعیت فرهنگی کشور به گونه‌ای بود که او را بی خواب کرده و نیمه‌های شب دست تضرع به درگاه الهی بر می‌داشت تا شاید فرجی حاصل شود.

در ۲۲/۴/۱۳۷۳ فرمان داد تا هنرمندان و فرهنگیان نظیر حسین شریعتمداری، مهدی نصیری، زم، پورنجاتی، شمقدری، رهگذر، ارگانی، خانم ثقفی، و…را به بیت اش دعوت کنند تا نگرانی‌های فرهنگی خود را با آنان در میان بگذارد. به آنان گفت :

“در عرصه‌ى فرهنگ، بنده به معناى واقعىِ کلمه، احساس نگرانى مى‌کنم و حقیقتاً دغدغه دارم. این دغدغه از آن دغدغه‌هایى است که آدمى به خاطر آن، گاهى ممکن است نصفِ شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرّع کند. من چنین دغدغه‌اى دارم. البته در سخنرانیها، از این دغدغه با مردم نخواهم گفت؛ اما نمى‌شود که به شما نگویم. شما خودتان دست‌اندرکاران مسائل فرهنگى هستید و باید از این دغدغه‌ى من خبر داشته باشید. خودِ من هم آدمى بى‌اطّلاع از مسائل فرهنگى نیستم؛ همان‌طور که از مسائل کشور نیز هیچ گاه بى‌خبر نبوده‌ام. لذاست که حقیقتاً در باب فرهنگ، احساس نگرانىِ عمیقى دارم”.

آن گاه به تفصیل موارد نگرانی‌های عمیق فرهنگی خود را برای آنان بر می‌شمارد و توضیح می‌دهد. آرزو دارد که هنرمندان و فرهنگیان جدیدی از نسل مومن انقلابی مسلمان خلق کند که در قلمرو شعر، سینما، موسیقی، تئاتر، رمان، روشنفکری بدرخشند و روشنفکری آلوده (شراب‌خور، شهوت‌ران، معتاد به مواد مخدر، پابوس شاه، و…) را پشت سر بگذارند.

جمع دعوت شده (به علاوه افرادی که بر آنها افزوده گردید) را، به ۳۱۳ تنی که در جنگ بدر شرکت داشتند تشبیه کرده و می‌گوید که امروز هم گرفتار جنگ دیگری (تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمن) هستیم و شما باید نقش همان جنگندگان بدر را در میدان نبرد فرهنگی بازی کنید:

“امروز بحث ما درباره‌ى جبهه‌ى خودى است که عرض کردم: بنده آن را همان مجموعه‌ى سیصد و سیزده نفر “بدر” مى‌دانم. امروز هم روز جنگ “بدر کبرى” است. اى بسا همین‌هایى که در این بدر کبراىِ امروز شرکت خواهند کرد، ان‌شاءاللَّه همانهایى باشند که در ظهور ولىّ عصر ارواحنافداه، جزو آن سیصد و سیزده نفر یاران آن حضرت به حساب خواهند آمد”.

نکته جالب توجه این است که هاشمی رفسنجانی در گفت و گو انتقادی مفصل با روزنامه کیهان در سال ۸۲، در پاسخ به انتقادات فرهنگی آنان گفت، همه مسئولان فرهنگی دولت که از جناح شما و مورد تأیید رهبری بودند، پس انتقاد شما به خودتان باز می‌گردد.

دوران اصلاحات خاتمی

وضعیت فرهنگی دوران اصلاحات و ریاست جمهوری سید محمد خاتمی (۸۴-۱۳۷۶) به گونه‌ای از کار درآمد که آیت الله خامنه‌ای مجبور بود شب‌ها با والیوم به خواب رود. نه تنها تمامی “جواهرات” خود را بسیج کرد، بلکه به عنوان فرمانده جنگ به میدان آمد و در دوم اردیبهشت ۱۳۷۹ مطبوعات مستقل را “پایگاه دشمن” خواند که علیه انقلاب و جمهوری اسلامی توطئه می‌کنند. حدود یکصد روزنامه و هفته نامه و ماه نامه توقیف و روزنامه‌نگاران رهسپار زندان‌ها شدند. نیروی انتظامی تحت فرماندهی سردار قالیباف هم به جنگ نویسندگان و هنرمندان رفت.

آیت‌اه۳۷ خامنه‌ای: در عرصه‌ فرهنگ، بنده به معناى واقعىِ کلمه، احساس نگرانى مى‌کنم.

آیت الله خامنه‌ای: در عرصه‌ فرهنگ، بنده به معناى واقعىِ کلمه، احساس نگرانى مى‌کنم.

آیت الله خامنه‌ای در ۱۲/۲/۱۳۸۰ به جوانان و فرهنگیان رشت گفت که سال ۱۳۷۹، سال “بمباردمان فرهنگی” به وسیله “مجموعه‌اى از مطبوعات زنجیره‌اى علیه مذهب و علیه فکر مذهبى و علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه چیز” بود. در همین سخنرانی گوشزد کرد: “نه این‌که من عوامل فسادبرانگیز فرهنگى را نمى‌بینم یا نمى‌شناسم یا از آنها خبر ندارم؛ نخیر، بنده از ماهواره و اینترنت و رمان‌ها و فیلم‌ها و آهنگ‌ها و حرف‌هاى فاسد کاملاً خبر دارم و آنها را دست‌کم نمى‌گیرم”.

چهار ماه بعد، در ۱۰/۶/۱۳۸۰ خطاب به دانشجویان مشهد نوشت:

“امروز هیچ کس نمی‌تواند انکار کند که فوریترین هدف دشمنان جمهورى اسلامى، تسخیر پایگاههاى فرهنگى در کشور است. آنان درصددند بدین وسیله، باورهاى اسلامى و انقلابى را که اصلى‌ترین عامل ایستادگى ملت ایران در برابر نظام سلطه‌ى استکبارى است، از ذهنها و دلها بزدایند و باورهاى سلطه‌پذیرى و فرودستى در برابر غرب را به جاى آن بنشانند. تلاش آشکار از سوى واسطه‌ها و دست‌نشاندگان امپراتوریهاى زر و زور، در بسیارى از عرصه‌هاى فرهنگى براى تردیدافکنى در مبانى اسلام و انقلاب، امروز افراد دیر باور را نیز به دغدغه افکنده است، و کسانى که دیروز هشدار در برابر شبیخون فرهنگى را جدّى نمی‌گرفتند، امروز آن را به چشم خود مى‌بینید”.

بازگشت قطار انقلاب بر روی ریل‌های خود

جنگ علیه دوران اصلاحات را به درایت تمام مدیریت کرد و خود را از شر آنان خلاص ساخت. احمدی‌نژاد در سال ۸۴ به ریاست جمهوری رسید و خامنه‌ای دولت او را، دولت ارزش‌های انقلابی و اسلامی نامید که قطار انقلاب را به روی ریل‌های خود باز گرداند. البته در دو سال آخر، احمدی نژاد در برابر او ایستاد و از چشم رهبری افتاد.

دوران اعتدال گرایی روحانی

آیت الله خامنه‌ای با تجربه فراوان، این بار از همان آغاز کار حمله را آغاز کرد. فرایند سکولار شدن، یکی از نگرانی‌های همیشگی او بوده وهست. در ۲۰/۸/۹۲ در دیدار با “اعضای ستاد مرکزی هیئت رزمندگان اسلام”، به آنان گفت: “هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم” (رجوع شود به مقاله‌های “خامنه‌ای و مسئله “سکولار” شدن هیئت‌های حسینی“، “ویژه‌خواری فقیهانه و سکولاریسم” و ” “رحم اجاره‌ای دولت” در خدمت “سکولارها”“).

کاهش تصدی گری دولت و واگذاری امور فرهنگی یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود. آیت الله خامنه‌ای در ۱۹/۹/۹۲ به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی می گوید:

“باید خود اعضا و دستگاه‌هاى فرهنگى قبول کنند و باور داشته باشند که ما این جایگاه را به‌عنوان یک قرارگاه مرکزى [قرار دادیم‌]. تعبیر “قرارگاه” ممکن است به بعضى گوشها سنگین بیاید – قرارگاه یک اصطلاح جنگى است، اصطلاح نظامى است – و بگویند آقا، قرارگاه مال مسائل نظامى است، شما در مسائل فرهنگى هم فکر نظامى را رها نمی‌کنید! واقع قضیّه این است که کارزار فرهنگى از کارزار نظامى اگر مهم‌تر نباشد و اگر خطرناک‌تر نباشد، کمتر نیست”.

آیت‌اه۳۷ خامنه‌ای در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی

آیت‌ الله خامنه‌ای در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی

سپس ضمن تأکید بر وظیفه نظارتی و هدایتی دولت در قلمرو فرهنگ در “مقابله با مسائل مخرب فرهنگی”، هدایت و نظارت در مسائل فرهنگی را “همچون مراقبت باغبان از گلهای زیبا” به شمار آورد و گفت: “کندن علف‌های هرز در یک بوستان به معنای رشد گل‌ها و استفاده طبیعی آنها از آب و نور و هواست” (رجوع شود به مقاله “خامنه‌ای و تداوم سرهنگی در امور فرهنگی“).

اما دولت حسن روحانی- خصوصاً شخص او- به رویکرد فرهنگی خود ادامه داد. به همین دلیل “جواهرات” خامنه‌ای و شخص او به شدت فعال شده‌اند. اعضای مجلس خبر گان رهبری در ۱۵/۱۲/۹۲ به دیدار آیت الله خامنه‌ای رفتند. آنان در سخنانشان از وضعیت فرهنگی به وجود آمده انتقاد کرده و نگرانی خود را با وی در میان نهادند. خامنه‌ای ضمن تأیید مدعیات آنان گفت :

“یک مسئله هم مسئله‌ى فرهنگ است؛ که آقایان هم حالا معلوم شد که نگرانى دارید، بنده هم نگرانم…ما حتماً در مسئله‌ى فرهنگ‌[باید توجه کنیم‌]، دولت محترم هم باید توجه کند، دیگران هم توجه کنند. بنده هم در این نگرانى با شما سهیم هستم و امیدوارم که مسئولین فرهنگى توجه داشته باشند که چه می‌کنند. با مسائل فرهنگى شوخى نمی‌شود کرد، بى‌ملاحظگى نمی‌شود کرد؛ اگر چنانچه یک رخنه‌ى فرهنگى به‌وجود آمد، مثل رخنه‌هاى اقتصادى نیست که بشود [آن را] جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا داد یا یارانه‌ى نقدى داد؛ این‌جورى نیست، به این آسانى دیگر قابل ترمیم نخواهد بود، مشکلات زیادى دارد”.

حقانیت بی‌خوابی‌های خامنه‌ای

تا حدی که من می‌فهمم، هر پزشکی در تعلیل بی خوابی‌های آیت الله خامنه‌ای واقعاً به او حق خواهد داد که وضعیت فرهنگی کشور او را بی خواب و نگران کند. منتها در تشخیص معضلات و راهکارها کاملاً راه خطا را برگزیده و تداوم می‌بخشد.

یکم- او نگران فرایند سکولار شدن ساختار سیاسی است. فرایندهای سکولار کننده را هم به چشم می‌بیند. اما چه می‌توان کرد؟

دوم- او نگران حذف نیروهای مومن انقلابی از نظام جمهوری اسلامی است. یعنی اقدام دولت حسن روحانی در کنار نهادن نیروهایی که احمدی نژاد بر سر کار آورده، نگران کننده است. به اعضای خبرگان رهبری در حضور حسن روحانی می‌گوید که اجازه نخواهد داد که چنین شود:

“این جوانها را باید حفظ کرد، باید از اینها قدردانى کرد، امروز هم بحمدالله کم نیستند و زیادند. [نباید] با عناوین گوناگونى بخواهیم این جوانهاى مؤمن را طَرد کنیم و منزوى کنیم؛ که البته منزوى هم نمی‌شوند؛ آن جوانهاى مؤمنِ پرانگیزه، با این حرفها منزوى نمی‌شوند اینها؛ لکن خب، ما باید قدر اینها را بدانیم”.

آیت الله مکارم شیرازی هم گفته است که با وزیر فرهنگ و آموزش عالی دولت روحانی دیدار نکرده است، چون نیروهای احمدی نژاد را عزل کرده و نیروهای جدیدی جایگزین آنان کرده است: “من دیدم ملاقات با ایشان تأیید آن عزل و نصب‌هاست و در پیشگاه خداوند متعال مسئولم و لذا ملاقات را نپذیرفتم“.

تعداد تذکرهای داده شده مجلس اصول گرا به رئیس جمهور و اعضای کابینه در شش ماه اول عمر دولت حسن روحانی به ۲۶۴۲ مورد رسید. برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش نیز تاکنون ۸۰ امضا جمع شده است.

سوم- یکی از نگرانی‌های خامنه ای، نهاد خانواده است. او دائماً از فروپاشی نهاد خانواده در جهان غرب به عنوان یکی از نشانه‌های انحطاط اخلاقی و فروپاشی غرب سخن می‌گوید. در مقابل، بر اهمیت نهاد خانواده به عنوان یکی از اصول فرهنگی اسلام اشاره کرده که باید حفظ شود تا جامعه گرفتار انواع و اقسام ناهنجاری ها- از جمله فساد و شهوت رانی- نشود.

از نظر آماری، سخن او درباره کشورهای توسعه یافته و دموکراتیک غربی درست است. طی شصت سال گذشته، طلاق در این جوامع دائما افزایش یافته است. خامنه‌ای به آمریکا بیش از هر کشور دیگری استناد می‌کند. در این کشور در سال‌ها ۱۹۷۰، ۱۹۸۰، ۱۹۹۰، به ترتیب، ۴۲ درصد، ۵۹ درصد و ۵۵ درصد ازدواجها به طلاق انجامیده است. روندهای ازدواج و طلاق آمریکا در دوره ۲۰۱۱- ۲۰۰۰ را در این منحی ببینید. در اروپا، در سال ۲۰۱۰، دو میلیون و دویست هزار ازدواج صورت گرفته و در سال ۲۰۰۹، یک میلیون طلاق صورت گرفته است. به تعبیر دیگر، کمی بیش از ۴۵ درصد ازدواج‌ها به طلاق منتهی شده است.

مسئله ما تحلیل علل و دلایل این فرایند رو به رشد نیست، بلکه فرض را بر این می‌گذاریم که حق با آیت الله خامنه‌ای است. با ملاک‌های او، میزان طلاق در جامعه ایران می‌بایست کاهش می‌یافت، اما طلاق، خصوصاً در چند سال اخیر، افزایش یافته است. به آمارها بنگرید:

۱۳۸۰- ازدواج: ۶۴۰۷۱۰. طلاق: ۶۰۵۵۹. نسبت ازدواج به طلاق:  ۴۵/۹
۱۳۸۱- ازدواج: ۶۵۰۹۶۰. طلاق: ۶۷۲۵۶. نسبت ازدواج به طلاق: ۳۳/۱۰
۱۳۸۱- ازدواج: ۶۸۱۰۳۴. طلاق: ۷۲۳۵۹. نسبت ازدواج به طلاق: ۶۲/۱۰

به گزارش سازمان ثبت احوال کشور، میزان ازدواج و طلاق طی ۱۰ سال اخیر به شرح زیر بوده است:

۱۳۸۳- ازدواج: ۷۲۳۹۷۶. طلاق: ۷۳۸۸۲. نسبت ازدواج به طلاق: ۲۱/۱۰
۱۳۸۴- ازدواج: ۷۸۷۸۱۸. طلاق: ۸۴۲۴۱. نسبت ازدواج به طلاق: ۶۹/۱۰
۱۳۸۵- ازدواج: ۷۷۸۲۹۱. طلاق: ۹۴۰۳۹. نسبت ازدواج به طلاق: ۰۸/۱۲
۱۳۸۶- ازدواج: ۸۴۱۱۰۷. طلاق: ۹۹۸۵۲. نسبت ازدواج به طلاق: ۸۷/۱۱
۱۳۸۷- ازدواج: ۸۸۱۵۹۲. طلاق: ۱۱۰۵۱۰. نسبت ازدواج به طلاق: ۵۴/۱۲
۱۳۸۸- ازدواج: ۸۹۰۲۰۸. طلاق: ۱۲۵۷۴۷. نسبت ازدواج به طلاق: ۱۳/۱۴
۱۳۸۹- ازدواج: ۸۹۱۶۲۷. طلاق: ۱۳۷۲۰۰. نسبت ازدواج به طلاق: ۳۹/۱۵
۱۳۹۰- ازدواج: ۸۷۴۷۹۲. طلاق: ۱۴۲۸۴۱. نسبت ازدواج به طلاق: ۳۲/۱۶
۱۳۹۱- ازدواج: ۸۲۹۹۶۸. طلاق: ۱۵۰۳۲۴. نسبت ازدواج به طلاق:۱۱/۱۸
۱۳۹۲-ازدواج: ۵۷۹۸۷۱. طلاق: ۱۰۸۲۴۹. نسبت ازدواج به طلاق: ۶۶/۱۸

در سال ۱۳۸۰، حدود ۴۵/۹ درصد ازدواج‌ها به طلاق انجامید. تا سال ۸۴ که احمدی نژاد رئیس جمهور شد، این میزان به ۶۹/۱۰ درصد افزایش یافت. اما ریاست جمهوری دولت ارزشی احمدی نژاد که پایان یافت، این میزان به حدود ۶۶/۱۸ درصد افزایش یافت. اگر چه رسیدن طلاق به ۶۶/۱۸ درصد، هنوز با بسیاری از کشورهای توسعه نیافته و خصوصاً توسعه یافته فاصله زیادی دارد، اما با معیارهای آیت الله خامنه‌ای سازگار نیست. خصوصاً که این افزایش سریع در دوران دولت انقلابی و ارزشی احمدی نژاد به وقوع پیوسته است (آمارهای سال ۱۳۹۲، متعلق به ۹ ماه اول سال است).

چهارم- اعتیاد یکی دیگر از مسائل ایران کنونی است. براساس طرح شیوع شناسی ملی :

“نرخ شیوع اعتیاد در ایران۶۵/۲ درصد با آمار تقریبی یک میلیون و ۳۲۵ هزار نفر معتاد است. البته این تحقیق به افرادی که به صورت تفننی مواد مخدر مصرف می‌کنند، نپرداخته است. ۵۸ درصد از معتادان ایران زیر ۳۴ سال سن دارند…حدود ۳/۹ درصد از افرادی که جذب مواد مخدر می‌شوند، زنان هستند. همچنین متاسفانه ۴۵/۲۱  درصد از افراد باسواد (لیسانس و بالاتر از آن) به گروه مشتریان مواد مخدر پیوسته‌اند. از همه خطرناک‌تر، گرایش درصد بیشتر متاهلان در حوزه اعتیاد نسبت به مجردان است”. به گفته مقامات رسمی، تحقیقات نشان می‌دهد که ” ۵۳ درصد معتادان شاغل، ۶۳ درصد متأهل و ۷۵ درصد دیپلم به بالا هستند یعنی با علم به موضوع، آن را مصرف می‌کنند“.

این فرایند واقعاً خواب را از چشم آدمی می‌رباید. اما آیا این همان امری است که مانع خواب خامنه‌ای شده است؟

پنجم- فساد اقتصادی یکی دیگر از مواردی است که آیت الله خامنه‌ای دائما از آن سخن می‌گوید. به گزارش سازمان شفافیت بین المللی، رتبه ایران در سطح جهانی در فساد، طی ۸ سال گذشته- ۲۰۰۶ (۱۰۵)، ۲۰۰۷ (۱۳۱)، ۲۰۰۸ (۱۴۱)، ۲۰۰۹ (۱۶۸)، ۲۰۱۰ (۱۴۶)، ۲۰۱۱ (۱۲۰)، ۲۰۱۲ (۱۳۳) و ۲۰۱۳ (۱۴۴)- افزایش یافته است. فسادهای افشا شده در چند ماه گذشته، “چپاول”، “غارت” و “سونامی فساد” نامیده شده است (به عنوان نمونه بنگرید به مقاله‌های “دولت فاسد و دانشگاه پول‌شویی آیت‌الله خامنه‌ای” و “فساد در مدار ولایت“).

ششم- فحشا و تن فروشی به یکی دیگر از مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران تبدیل شده است. کودکان کار و میلیون ها انسان زیر خط فقر نیز معضل دیگر است. افزایش 20 درصدی سرقت در سال ۱۳۹۲ یکی از پیامدهای فقر گسترده است. خرید و فروش کودکان در محله دروازه غار تهران حقیقت تلخ دیگری است که اگر خامنه ای از درد آن بمیرد، طبیعی خواهد بود.”ولایت مطلقه فقیه” متناسب با قدرت و اختیاراتش باید واکنش نشان دهد.

هفتم- جمع ولایت فقیه با ریاست جمهوری منتخب مردم در دوران خامنه‌ای همیشه مشکل ساز بوده است. حسن روحانی، کاملاً از خودشان است. جمهوری اسلامی “خودی” تر از او پیدا نمی‌کند. با ساز و کار نهادهای نظامی و امنیتی کاملاً آشنا بوده و با آنها کار کرده است. او سید محمد خاتمی نیست، از اول انقلاب با سپاه و ارتش و شورای عالی امنیت ملی کار کرده است. برخی تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند، “از پس هم بر می‌آیند“. بر مبنای همین سابقه، هر بار که آیت الله خامنه‌ای نظرات فرهنگی اش را بیان کرده، حسن روحانی نیز به سرعت به آن پاسخ گفته است. به دو نمونه زیر بنگرید:

الف- آیت الله خامنه‌ای در ۱۹/۹/۹۲ در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ضمن تعریض به دولت، از قرارگاه فرماندهی فرهنگی برای جنگ فرهنگی دفاع کرد. حسن روحانی در ۱۸/۱۰/۹۲ در جمع هنرمندان در تالار وحدت این گونه پاسخ گفت:

“تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی‌معناست…هنر بدون آزادی معنا ندارد و خلاقیت تنها در سایه حریت امکان‌پذیر است…هنر و آزادی رابطه مستقیم دارند. در غیر فضای آزاد، هنر واقعی خلق نخواهد شد. در بخش هنر نمی‌توانیم با دستور هنر را بیافرینیم و خلق کنیم. هر گونه فضای امنیتی می‌تواند جوانه هنر را بخشکاند، به تعبیر اقبال، گفت هرگاه خشک مغزی کوته نظر زمام امور را در دست گرفت، هنر مجال بروز نیافت…این دولت قصد ندارد ممیزی را در فرهنگ و هنر به صورت راه و مسیری که مانع کار هنرمندان باشد، ادامه دهد…اگر می‌خواهیم کار ممیزی را انجام دهیم، باید گروهی از فرهیختگان، اندیشمندان، هنرمندان، عالمان، حتی عالمان دینی در کنار یکدیگر بنشینند و آنها باشند که بر هنر نظارت کنند، هنرمند، می‌تواند بر هنر نظارت کند، کارمند دولتی، نمی‌تواند ناظر خوبی برای هنر باشد. چرا نظارت بر سینما و کتاب و موسیقی را به اهلش واگذار نکنیم، چه اشکال دارد که انجمن‌های صنفی بخشی از بار مسئولیت وزارت ارشاد را بر دوش گیرند… دولت کتاب نمی‌نویسد، فیلم نمی‌سازد، موزیک نمی‌سازد، شعر نمی‌سراید. دولت باید تسهیل کننده راه برای اصحاب فکر و هنر باشد. یادمان باشد و همه بدانیم هنر خطر نیست و هنرمند امنیت کشور را به مخاطره نمی‌اندازد. به هنر و هنرمند اعتماد کنیم، نگاه امنیتی به هنر بزرگترین اشتباه امنیتی است…ما اگر به هنر و هنرمند با نگاه امنیتی نگاه کردیم، اولاً تهدیدات اصلی را فراموش کردیم، ثانیاً هنرمندی را که می‌تواند ما را متوجه تهدیدات واقعی کند، از وظیفه‌اش باز داشته‌ایم”.

ب- آیت الله خامنه‌ای در ۱۵/۱۲/۹۲ نگرانی خود را از وضعیت فرهنگی اعلام کرد. حسن روحانی در ۱۷/۱۲/۹۲ در اختتامیه بیستمین جشنواره مطبوعات به او پاسخ گفت:

“بی‌تردید، اگر در جامعه‌ای دهان‌ها بسته و قلم‌ها شکسته شود، اعتماد عمومی در آن جامعه از بین خواهد رفت و چشم‌ها و گوش‌ها به سمت امکانات ارتباطاتی بیگانگان قرار خواهد گرفت. بگذاریم میدان قلم و میدان بیان، میدانی باز باشد تا حقایق برای مردم و جامعه تبیین شود…اگر قرار بود با فشارها و شیوه‌های پلیسی مسئله فرهنگی حل شود که امروز نباید بعد از گذشت این سال‌ها باز هم نگران فرهنگ جامعه‌مان باشیم…دولت یکی از وظایف خود را ایجاد تعادل و توازن می‌داند. دولت از ابتدا معتقد بوده و امروز هم معتقد است که فرهنگ باید به اصحاب فرهنگ واگذار شود؛ یعنی به اندیشمندان، صاحبنظران، انجمن‌های تخصصی و حرفه‌ای با قانون شفاف واگذار شود…بزرگترین قدرتی که باید به صحنه بیاید و با فساد بجنگند رسانه‌ها هستند.رسانه‌ها باید به صحنه بیایند. نام افراد مفسد و ویژه‌خوار نباید در جیب رییس دستگاه اجرایی کشور باشد. باید نام افراد مفسد و ویژه‌خوار بر سر زبان و بیان خبرنگاران ما قرار بگیرد؛ اگر مطبوعات و رسانه‌ها همه به صحنه بیایند، نه اینکه با مفسد مبارزه کرد، می‌شود جلو فساد را گرفت. باید هزینه‌ها را آنقدر بالا ببرید که کسی در مسیر فساد قرار نگیرد و هوس فساد به سر او نزند و این راهش حضور فعال شماست”.

مدعا این نیست که حسن روحانی می‌تواند در برابر خامنه‌ای و مراجع تقلید و اصول گرایان بایستد، مدعا این است که دیدگاه‌های این دو تفاوت داشته و تنش‌ها در این زمینه آغاز شده است.

هشتم- آیت الله خامنه‌ای باید به نگرانی‌ها و بی خوابی‌های ۲۵ سال زمامداری خود به دقت بنگرد. او همه نهادها را به خودی‌ها سپرد و ناقدان را غیرخودی کرد و از نظام راند. نهادهای بسیاری درست کرد و هزینه‌های گزافی در اختیار آنان نهاد. بودجه سالانه صدا و سیما چقدر بوده و چه دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی داشته است؟ سیمای جمهوری اسلامی تا چه اندازه قادر به رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای است؟ دستاورد ائمه جمعه و جماعات چه بوده است؟ طی دو دهه گذشته نیمی از یارانه مطبوعات به موسسه کیهان تحت مدیریت حسین شریعتمداری اختصاص یافت. نتیجه آن چه بود و اینک تیراژ کیهان چقدر است؟ چرا این روزنامه مخاطب ندارد؟ در ۱۴/۱۲/۹۲ سردار شریف- مسئول روابط عمومی سپاه- اعلام کرد که “سپاه در ۲۴ استان ‌گروه تولید تلویزیونی دار‌د“. سپاه تاکنون چند میلیارد هزینه کرده و دستاورد آن چه بوده است؟ موسسه‌های آیت الله مصباح یزدی، آیت الله جوادی آملی و ده‌ها آیت الله دیگر چه میزان بودجه دولتی دریافت کرده و چه آثاری پدید آورده اند؟ سازمان تبلیغات اسلامی چه کرده است؟ فعالیت‌های فرهنگی مورد تأیید آیت الله خامنه ای، زمینه‌ها و بستر داخلی مقابله با “تهاجم فرهنگی” و “شبیخون فرهنگی” غرب را کاهش یا افزایش داده است؟

روش حذف مخالفان/منتقدان/غیرخودیها و سپردن امور به نیروهای مورد تأیید آیت الله خامنه ای، جواب نداده و دستاوردی نداشته است. هنرمندان و روشنفکران در فضای باز رقابتی ساخته می‌شوند. نویسنده و هنرمند و روشنفکر جهانی نداریم، برای این که ساختارهای بسته رانتی راه‌های ساخته شدن را بسته‌اند. ژاپن با آزادی و دموکراسی و حقوق بشر توانسته است فرهنگ خود را حفظ کرده و در سطح دولتی، مدیریت ژاپنی بسازد.

وقتی آیت الله خامنه‌ای کالایی به نام “فرهنگ انقلابی اسلامی” ساخته و آن را تحمیل می‌کند، دو جبهه فرهنگی در مقابل جمهوری اسلامی شکل می‌گیرد: باستان گرایی ایرانی و توسل به فرهنگ غربی. این نوع واکنش برای آن است که بگویند ما هیچ وجه تشابهی با خامنه‌ای و جمهوری اسلامی نداریم. اما اگر آزادی افکار و گفتار و رفتار وجود داشت، دیگر متفاوت ها- از جمله روشنفکران و هنرمندان- خود را در تقابل با رژیم تعریف نمی‌کردند.

سرهنگی کردن در قلمرو فرهنگ، فرهنگ کش است، نه فرهنگ آفرین. آیت الله خامنه‌ای باید تا آخر عمر با نگرانی شب‌ها بیدار بماند، مگر آن که تکلیف روشنفکرسازی و فرهنگ سازی را از دوش خود و نظام بر دارد. نظام سیاسی قلمرو “حق” است، نه “خیر”. به تعبیر دیگر، دولت باید حافظ حقوق اساسی مردم باشد و اجازه دهد تا آنان خود زندگی خوب/خیر/سعادتمندانه را خلق کنند. یعنی این اصل دوران مدرن را به رسمیت بشناسد که هر کس حق دارد تا آزادانه خود را چون اثری هنری بیافریند.

Share