Share

تزریق گسترده پول به فوتبال ایران، زمینه‌ساز فساد گسترده و باندبازی بی‌حدوحصری شده که در فقدان گردش آزاد اطلاعات، تشخیص شایعه از واقعیت را دشوار ساخته است.

Football in Iran

هرچند تاکنون هیچ پرونده‌ای در خصوص فساد در فوتبال ایران به سرانجام نرسیده و خبری از محکومیت قضائی و انضباطی خاصی نبوده که فساد را در ابعاد گسترده ثابت کند، اما کمتر کسی در این نکته تردید دارد که فساد، سر تا پای فوتبال ایران را فراگرفته است.

مخاطبان حرفه‌ای فوتبال ایران، معتقدند برای حل معضل فساد، چاره‌ای جز چند سال تعطیل کردن فوتبال نیست. از نظر هواداران فوتبال در ایران، تقریباً هیچ نوعی از فساد نیست که فوتبال ایران، به آن مبتلا نباشد: تبانی، مافیای نقل و انتقال بازیکنان، تغیین سرنوشت بازی به دست داور (به اصطلاح فوتبالی‌ها: «داور بازی را درمی‌آورد»)، ثبت قراردادهای جعلی در هیأت‌های فوتبال (با مبلغ کمتر نسبت به قرارداد واقعی)، اعتیاد، تحریک سازماندهی‌شده بازیکنان و هر چیز دیگری که به فکر مخاطب می‌رسد.

«تبانی، تبانی»

ساده‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین نوع فساد در فوتبال، احتمالاً تغییر نتایج بازی در زمین، از دست کم دو راه است: یکی آنچه به «غش کردن داور به سمت یک تیم» معروف است، یعنی قضاوت طرفدارانه داور؛ و دومی کم‌کاری بازیکنان تیم حریف.

در سال ۹۲، پس از این که علی دایی، بهترین گلزن ملی تاریخ فوتبال جهان، در جایگاه مربی تیم پرسپولیس، محسن قهرمانی، داور بازی پرسپولیس و سپاهان را به صراحت به داوری به نفع سپاهان متهم کرد و در خصوص روابط مالی او سخن گفت، کار تا حدی بالا گرفت که کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ایران که مسئول رسیدگی به شکایت‌های مردمی است، وارد ماجرای فساد در فوتبال ایران شد.

Ali Dai

فریاد علی دایی (راست) بر سر داور چهارم، در دیدار تیم پرسپولیس با داماش گیلان در سال ۹۲ (عکس آرشیوی)

سخنان دایی در واقع نقطه عطف علنی شدن دوباره داستان فساد در فوتبال بود.

در پی همین مصاحبه بود که بخشی از روابط مالی محسن قهرمانی، داور فوتبال افشا شد. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران نیز حکمی در این خصوص صادر کرد، اما حکم کمیته انضباطی در خصوص قهرمانی، ارتباطی به اظهارات دایی نداشت. قهرمانی به دلیل روابط ناسالم مالی با تیم راه آهن در زمان مربیگری دایی در این تیم به هشت ماه محرومیت از داوری و پنج میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.

ماجرای شکایت دایی از قهرمانی، فقط یک شکایت با یک نتیجه مشخص نیست. این که محسن قهرمانی نه به دلیل شکایت علی دایی، که به دلیل تخلفاتش در گذشته به نفع تیم علی دایی محکوم شد، پیامی روشن داشت: ترجمه عینی «بگم، بگمِ» احمدی‌نژاد در مناظره تاریخی با میرحسین موسوی.

تلاش صاحبان سرمایه برای ورود به فوتبال، معمولاً به دلیل رانت‌های گسترده‌ای است که این افراد از طریق سرمایه‌گذاری در فوتبال به دست می‌آورند و با پیوند زدن فعالیت‌های اقتصادی خود به فوتبال، پوششی برای این فعالیت‌های گاه غیرقانونی ایجاد می‌کنند.

در روز استیضاح علی کردان، وزیر کشور دوم دولت اول محمود احمدی‌نژاد که به دلیل دروغگویی و در واقع جعل مدرک دانشگاه آکسفورد، استیضاح شد، علی مطهری، نماینده تهران، گفت: «هرکس یک پرونده دستش گرفته و می‌گوید: اگر بگویی می‌گویم.»

داستان فساد فوتبال ایران نیز همین است: به محض این که علی دایی تهدید به افشاگری کرد، بخشی از تخلفات تیمی که خود او مربی‌اش بود رو شد تا ثابت شود این قصه سر دراز دارد یا به عبارتی، کمتر کسی را در این آشفته‌بازار می‌توان یافت که آلوده نباشد.

پس از اظهارات دایی، از قول محسن قهرمانی اعلام شد که اگر او در این پرونده با محرومیت مواجه شود، خیلی‌ها را با خودش پایین خواهد کشید. واکنش علی دایی نیز جالب بود: «متاسفانه از وقتی محسن قهرمانی گفت اگر او را محکوم کنند، خیلی‌ها از فدراسیون فوتبال باید بروند، اراده‌ای برای مبارزه با فساد وجود ندارد.»

از این صحبت‌ها می‌توان نتیجه گرفت بازیگران داستان فساد در فوتبال ایران، فقط عده‌ای سودجو و فرصت‌طلب نیستند که به شکل فردی یا باندی دست به تخلف می‌زنند، بلکه خود فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ و نهادهای نظارتی در داخل فدراسیون هم، در این فساد گسترده نقش دارند.

امیر عابدینی، مدیرعامل تیم داماش گیلان که سابقه ریاست فدراسیون فوتبال و مدیرعامل پرسپولیس را هم دارد، در مصاحبه با برنامه ۹۰ می‌گوید: «وقتی به من گفته شد با یک و نیم میلیارد تیم‌ات را چند پله بالا می‌آورم، سردار عزیزمحمدی و حجت‌الاسلام علی‌پور هم حضور داشتند و امضای آنها را به عنوان شاهد ماجرا گرفتم. آن فرد از طریق فدراسیون رشد کرد و الان در فوتبال است.»

همچنین آنچه در حکمی که علیه قهرمانی صادر شد، «روابط ناسالم مالی داوران» نامیده شد، درواقع اشاره به فساد مالی داوران، یعنی دریافت رشوه و قضاوت غیرعادلانه به نفع یک تیم دارد.

Ali Kaffashian

علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال

علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال، در اظهار نظری متناقض در خصوص تبانی در فوتبال می‌گوید: «آنهایی که ادعای فساد و تبانی دارند باید مدارکش را هم ارائه دهند در غیر این صورت خود آنها جزو جریان فاسد هستند.»

بخش زیادی از هواداران فوتبال در ایران معتقدند نتیجه مساوی پی‌درپی در بازی‌های استقلال و پرسپولیس، طبیعی نیست و دست کم یک بار، در آخرین دقایق بازی این دو تیم، شعار «تبانی – تبانی» از روی سکوهای تماشاگران چنان واضح بود که منجر به واکنش گزارشگر تلویزیون دولتی ایران شد.

حرف و حدیث‌هایی وجود دارد که به‌خصوص زمانی که فضای عمومی کشور بحران‌زده و متشنج است، مثلاً در روزهای پس از ۱۸ تیر ۱۳۸۷ یا اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۸۸، حتی شورای عالی امنیت ملی در نتیجه داربی تهران دخالت می‎کند.

کسب نتیجه ۲۲ بر صفر در لیگ دسته سه فوتبال ایران، که با پرداخت چهار و نیم میلیون تومان رقم خورد، نمونه‌ای دیگر از این دست فساد است.

نقش تعیین‌کننده دلالان

گفته‌ها حاکی از آن است که نقل و انتقال بازیکنان بین باشگاه‌ها و حتی راهیابی به تیم ملی هم چندان روند عادی و علنی ندارد. «واسطه‌ها» -عبارت مودبانه‌ای برای «دلال‌ها»- تعیین‌کننده اصلی انتقال بازیکنان بین باشگاه‌ها هستند.

بازیگران داستان فساد در فوتبال ایران، فقط عده‌ای سودجو و فرصت‌طلب نیستند که به شکل فردی یا باندی دست به تخلف می‌زنند، بلکه خود فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ و نهادهای نظارتی در داخل فدراسیون هم، در این فساد گسترده نقش دارند.

واسطه‌گری هرچند در تمام دنیا وجود دارد و انتقال بازیکنان و قراردادهای آن‌ها با تلاش مدیر برنامه بازیکنان انجام می‌شود، اما تفاوت عمده آن‌ها در ایران این است که کار خود را به شکل رسمی انجام نمی‌دهند و از طریق رابطه‌ها و پرداخت پول به مدیران و مربیان، زمینه حضور بازیکنان در تیم‌های مختلف را به وجود می‌آورند.

علی‌پور، مسئول کمیته منشور اخلاقی و بعدها رسیدگی به تخلفات در فدراسیون فوتبال، به صراحت در تلویزیون دولتی ایران گفت: «مربی یک تیم، یک بازیکن را قبول می‌کند که به او پول می‌دهد. در حالی که این تیم به یک بازیکنی نیاز دارد در آن پست که از لحاظ فنی خیلی باید قوی‌تر باشد. خیلی از بازیکنان خوب را رد می‌کنند، بازیکنی را قبول می‎‌کنند که حاضر بشود آن درصد و آن مبلغ پول را به این‌ها بدهد.»

حضور نظامیان در فوتبال

حضور گسترده نظامیان در فوتبال ایران، به خصوص سرداران سپاه پاسداران که یکی از کانون‌های اصلی فساد در هشت سال اخیر در کشور شناخته و گفته می‌شود منابع مالی و اقتصادی گسترده دارد، زمینه‌ تزریق بی‌‌حد پول به فوتبال ایران را فراهم آورده است.

در کشوری که خبری از نهادهای نظارتی نیست و رسانه‌ها به شدت کنترل و سانسور می‌شوند، وجود منابع مالی، برای ایجاد فساد کافی است. درواقع قدیمی‌های فوتبال ایران، همین «پول‌ها» را عامل اصلی فساد (و حتی ناموفق بودن فوتبال ایران) می‌دانند.

هجوم سرمایه‌داران نوکیسه به فوتبال ایران در اواخر دهه هشتاد خورشیدی، در حالی که سرمایه‌گذاری در فوتبال، از نظر اقتصادی توجیهی ندارد، از نشانه‌های وجود نوعی اقتصاد مخفی و زیرزمینی یا دست کم استفاده از این سرمایه‌ها برای تحکیم روابط با ساختار قدرت از طریق این سرمایه‌گذاری‌هاست.

حسین هدایتی، علی انصاری، محمدرضا زنوری مطلق، مه‌آفرید امیرخسروی و بابک زنجانی که همگی از پر سر و صداترین سرمایه‌داران ایران هستند و همگی متهم به دریافت رانت از سپاه، دولت و سیستم بانکی، هرکدام به شکلی مدتی در فوتبال نیز سرمایه‌گذاری و حتی مدیریت کرده‌اند.

محسن پهلوان مقدم، مالک شرکت توسعه گردشگری پدیده و مالک رستوران‌های زنجیره‌ای پدیده شاندیز که گفته می‌شود روابط نزدیکی با واعظ طبسی و آستان قدس رضوی دارد نیز در باشگاه ابومسلم خراسان سرمایه‌گذاری کرده است.

تلاش صاحبان سرمایه برای ورود به فوتبال، معمولاً به دلیل رانت‌های گسترده‌ای است که این افراد از طریق سرمایه‌گذاری در فوتبال به دست می‌آورند و با پیوند زدن فعالیت‌های اقتصادی خود به فوتبال، پوششی برای این فعالیت‌های گاه غیرقانونی ایجاد می‌کنند.

وارد کردن خودروهای لوکس به کشور توسط محمد رویانیان، مدیرعامل سابق پرسپولیس، قراردادهای عجیب و غریب برادران قویدل، مالکان داماش پس از بازداشت امیرخسروی برای تعویض خودروهای فرسوده؛ و قرارداد نفتی رضا مصطفوی طبابایی، دلال نفتی و اسپانسر پرسپولیس با شرکت‌های چینی برای وارد کردن دکل‌های نفتی به کشور، از این دست رانت‌خواری‌ها است.

ورزش دشمن اعتیاد؟

چندی پیش در میزگردی در وب‌سایت حوادث، ادعا شد بیش از ۱۰۰ نفر از بازیکنان سابق تیم ملی فوتبال ایران، به مواد مخدر اعتیاد داشتند.

علی‌پور، مسئول کمیته منشور اخلاقی و بعدها رسیدگی به تخلفات در فدراسیون فوتبال، به صراحت در تلویزیون دولتی ایران گفت: «مربی یک تیم، یک بازیکن را قبول می‌کند که به او پول می‌دهد. در حالی که این تیم به یک بازیکنی نیاز دارد در آن پست که از لحاظ فنی خیلی باید قوی‌تر باشد.»

بر اساس این گزارش، بازیکنان فوتبال در گذشته گرایش به مصرف مواد مخدر سنتی مانند تریاک و حشیش داشتند، اما اکنون گرایش به موادی مانند شیشه و کراک افزایش افزایش یافته است.

کار تا آن‌جا بالا گرفته است که عزیز محمدی، رئیس سابق سازمان لیگ برتر، صدور گواهی عدم اعتیاد را شرط صدور کارت مربیگری اعلام کرده بود.

همچنین جواد نکونام، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، در شهریور ۸۹ گفت: «برخی بازیکنان در لیگ برتر از مواد مخدر و شیشه استفاده می‌کنند.» این گفته با تکذیب کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال مواجه شد.

 

در رسانه‌های ایران، موارد بسیار بیشتری در خصوص اعتیاد یا مصرف مواد مخدر بازیکنان فوتبال گزارش شده است.

دوپینگ

دوپینگ نیز بخشی از فوتبال ایران است. سال گذشته، رئیس کمیته ورزشی کنفدراسیون فوتبال آسیا، خبر داد که از شش مورد دوپینگ فوتبالیست‌ها در لیگ‌های داخلی آسیا بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۲ چهار مورد مربوط به ایران است.

یکی از مربیان و یک کارشناس فوتبال ایران، در برنامه نود در تلویزیون دولتی ایران، به صراحت از دوپینگ گسترده در فوتبال ایران حرف زدند.

شفافیت اقتصادی، حلقه مفقوده

فوتبال ایران در دو دهه اخیر، به کلی متحول شده است. علی پروین، سلطان پرسپولیسی و یکی از محبوب‌ترین‌های فوتبال ایران، در خصوص سال‌های رشد خودش می‌گوید که وقتی ۲۰ هزار تومان گرفته «روی آن پول‌ها غلت» می‌زده است.

حالا اما میلیاردها تومان پول از جانب دولت و سپاه به فوتبال ایران تزریق می‌شود. حالا دیگر بازیکنان فوتبال از زمین‌های خاکی‌ تهران نیستند و فوتبال را با توپ‌های پلاستیکی در محلات جنوبی شهر آغاز نکرده‌اند. بنا به اعتراف مربیان و مسئولان در تلویزیون دولتی ایران، این دلال‌ها هستند که «استعداد»ها را می‌یابند.

نوکیسه‌ها به فوتبال هجوم آورده‌اند و سپاه، تا حدود زیادی در مدیریت اقتصادی و حتی فنی فوتبال نقش دارد. گردش مالی فوتبال نامشخص است و فوتبالیست‌ها و مربیان فوتبال، از ثروتمندترین‌های جامعه ایران هستند.

آزادی گردش اطلاعات، حلقه مفقوده این حجم عظیم گردش مالی است. بعید است تا زمانی که رسانه‌ها دسترسی کامل به اطلاعات مالی و اقتصادی فوتبال نداشته باشند و از تیغ سانسور رها شوند، امکان مبارزه واقعی با فساد وجود داشته باشد.

Share