Share

بنا بر آمار رسمی وزارت اقتصاد ۳۱ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر زندگی می‌کنند. فقر روزافزون مردم، میراث فرهنگی ایران را هم در خطر قرار داده. جویندگان به امید یافتن اشیای زیرخاکی و گنج‌ و دفینه به دره‌ها، غارها، آتشکده‌ها، گورستان‌ها و بیابان‌ها می‌زنند. برخی از آن‌ها به دستگاه‌های ردیاب و فلزیاب مجهزند و برخی دیگر به طلسم و آیت‌الکرسی و آیه‌ای از سوره یوسف. این کسب و کار نه چندان تازه در ایران با خرافه و باستانشناسی و بیابانگردی درآمیخته و نه تنها به قاچاق اشیای باستانی رونق داده، بلکه در برخی موارد زمینه‌ساز خشونت و جنایت شده است. در این میان از دولت هم به دلیل نبود بودجه کافی و ناکارآمدی یگان حفاظت میراث فرهنگی کار چندانی برنمی‌آید.

گنج‌های پنهان در دره‌های جن‌زده

برخی از اشیای باستانی کشف‌شده در مازندران

برخی از اشیای باستانی کشف‌شده در مازندران

در «اسرار گنج دره جنی» نوشته ابراهیم گلستان یک مرد روستایی گنجی پیدا می‌کند و زندگی‌اش دگرگون می‌شود. ۴۰ سال پس از انتشار این کتاب، در سایت‌های گنج‌یابی و حتی در شبکه‌های اجتماعی به دعاها و طلسم‌هایی برای یافتن محل گنج و دفینه برمی‌خوریم. طلسم‌هایی از این دست: «در بامداد آخرین یکشنبه ماه قمری، آیه ۶۴ سوره یوسف را بر کاغذ تمیزی بنویسید و در محلی که گمان می‌کنید دفینه در آنجا قرار دارد، پرت کنید. هر جا فرود آمد، آنجا محل دفینه است. در این محل، روی خاک دایره بکشید و وسط دایره چندک بزنید و سه بار آیت‌الکرسی بخوانید. بعد زمین را حفر کنید.»

برخی از جست‌و‌جوگران اشیاء باستانی فقط به طلسم و دعا قناعت نمی‌کنند. آن‌ها به دستگاه‌های ردیاب و فلزیاب دیجیتال مجهزند. مطابق قانونی که ۱۵ مهر ۱۳۷۹ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده، ساخت، خرید و فروش و استفاده از دستگاه‌های ردیاب و فلزیاب به مجوز نیاز دارد، با این‌حال تقاضا در بازار آن‌قدر زیاد است که این دستگاه‌ها با بهایی بین سه الی چهار میلیون تومان به جویندگان گنج‌های زیرخاکی عرضه می‌شود. رونق بازار خرید و فروش ردیاب و فلزیاب دیجیتال را می‌توان ملاکی برای میزان غارتگری فرهنگی و قاچاق اشیای باستانی در نظر گرفت.

گنج: ۵۰۰ میلیون تومان

اشیای باستانی و میراث فرهنگی ایران در شبکه‌های اجتماعی و در عتیقه‌فروشی‌های تهران و شیراز و اصفهان و تبریز به قیمت‌های نه چندان کلان عرضه می‌شود. در یکی از آگهی‌های خرید و فروش اشیای باستانی ۳۰۰ انگشتر نقره با قدمت بیش از هزار سال، ۷۰ مهره باستانی نشاندار و ۱۰۰ عدد سکه باستانی با قدمت ۲۰۰۰ سال به قیمت فقط ۵۰۰ میلیون تومان عرضه شده است. فروشنده اعلام کرده که این اشیا را با ملک و باغ هم طاق می‌زند. این اشیاء سپس یا در تملک مجموعه‌داران ایرانی قرار می‌گیرد و یا در بازارهای کشورهای خلیج فارس به قیمت‌های هنگفت عرضه می‌شود.

کارشناسانی هم هستند که در ازای دریافت کارمزد یک الی دو میلیون تومانی به محل‌های مشکوک دفینه و گنج می‌روند و با معنی کردن برخی نشانه‌ها مانند نشانه اسب و شتر و مرغ جوینده گنج و دفینه را یاری می‌کنند.

یکی از این «کارشناسان» آگهی زیر را منتشر کرده است: «بنده تا ۱۰ روز دیگر قرار است از مازندران تا جنوب کشور سفر کنم و تمام دوستانی که درخواست همکاری حضوری داشتند را راهنمایی نمایم تا انشالله به نتیجه برسند.»

او در ادامه آورده که سمنانی‌ها و مازنی‌ها در اولویت‌اند. سپس شماره تلفن، ایمیل و نام کاربری‌اش در اسکایپ را اعلام کرده است.

ناکارآمدی یگان حفاظت

این سوداگری‌ها و غارتگری‌ها با برخی کلاهبرداری‌ها و اخاذی‌ها هم درآمیخته است. اجناس بدلی، گروگان‌گیری، تطمیع جویندگان گنج با یک تکه طلا و سپس آدم‌ربایی و سرقت دار و ندار شخص بخت‌برگشته، وانمود کردن اینکه در ملکی گنج وجود دارد و فروش آن ملک به قیمت گزاف، و همچنین فریب دادن اشخاصی که دارای دستگاه ردیاب و فلزیاب‌اند و کشاندن آن‌ها به بیابان‌ها و ربودن دستگاه فقط بخشی از بزهکاری‌ها و کلاهبرداری‌های گزارش شده است.

برای جلوگیری از غارت میراث فرهنگی ایران ابتدا قرار بود یگانی به نام «یگان ویژه پاسداران میراث فرهنگی» تأسیس شود. اجرای این طرح اما هزینه سنگینی داشت و دولت یا نمی‌خواست یا نمی‌توانست هزینه یک ارتش کوچک پنج هزار نفره برای حفظ میراث تاریخی ایران را به عهده بگیرد. سرانجام به یک «یگان حفاظت» قناعت کرد. این یگان از کمبود نیرو، کمبود تجهیزات مورد نیاز و ضعف آموزش رنج می‌برد. ایران سرزمین پهناوری‌ست. فقر و بیکاری مردم را هم که در نظر بگیریم، کارآمدی «یگان حفاظت میراث فرهنگی» مشخص می‌شود.

 آگهی و ابزار غارتگری

Share