Share

حجت‌الله ایوبی، رییس سازمان سینمایی در حاشیه مراسم اهدای خون سینماگران به جنگ‌زدگان غزه اعلام کرد که با فیلمنامه «مقصد» نوشته بهرام بیضایی کارگردان صاحب‌‌سبک سینمای ایران موافقت اصولی شده است.

پیش از این، روزنامه «اعتماد» در شماره ۲۹۶۴‌ خود گزارش داده بود که بهرام بیضایی، فیلمنامه «مقصد» را برای دریافت مجوز ساخت به شورای پروانه ساخت ارائه کرده و قرار است پس از دریافت مجوز، این فیلم سینمایی را به تهیه‌کنندگی سعید ملکان مقابل دوربین ببرد.

جلسه بحث و گفت‌و‌گو با بهرام بیضایی در دانشگاه استنفورد

جلسه بحث و گفت‌و‌گو با بهرام بیضایی در دانشگاه استنفورد

«مقصد» ماجرای زن جوانی است که شوهرش را از دست داده و اکنون قصد دارد به وصیت شوهرش عمل کند و پیکر او را در امامزاده‌‌ای در شهری کوچک دفن کند. در این سفر که برادر شوهرش نیز همراهی‌اش می‌کند، اتفاق‌های مختلفی رخ می‌دهد. این فیلمنامه پیش از این توسط انتشارات روشنگران منتشر و تجدید چاپ شده بود و شخصی به نام برزو نیک‌نژاد هم بدون اطلاع و اجازه بهرام بیضایی از روی آن فیلمی ساخت به نام «ناخواسته» که در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

«موافقت اصولی» که حجت‌الله ایوبی، رییس سازمان سینمایی کشور از آن سخن می‌گوید به این معناست که شورای پروانه ساخت با طرح ارائه شده موافقت کرده‌ اما تشخیص داده که اصلاحاتی می‌بایست بر روی فیلمنامه انجام شود. پس از اعمال این اصلاحات، پروانه ساخت صادر می‌شود. به این ترتیب می‌توان گفت که فیلمنامه «مقصد» از بهرام بیضایی در مرحله سانسور است. این در حالی‌ست که بهرام بیضایی با صراحت گفته است: «اگر بنا بود با سانسور این فیلم را بسازم ۱۶ سال قبل می‌ساختم.»

بهرام بیضایی در فروردین‌ماه ۸۹ در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا گفته بود از این فیلم دست شسته است.

اندیشه پویا، ویژه بهرام بیضایی

اندیشه پویا، ویژه بهرام بیضایی

به گفته بیضایی «فیلمنامه‌ “مقصد” از هنگام نوشته ‌شدن یعنی سال ۱۳۷۶ تاکنون‌ چندین‌بار برای دریافت مجوز ساخت به بنیاد فارابی و ارشاد رفته و همواره بی‌پاسخ مانده بود. در سال ۱۳۸۸ رسماً پروانه ساخت گرفت اما در مراجعه‌های بعدی به‌طور شفاهی یا غیر رسمی پرونده‌های پیشین بار دیگر باز شد و فهرستی از تغییرات شرط شد که تهیه‌کننده و من‌ را به این نتیجه رساند که ساخت “مقصد” عملاً غیر ممکن است، این به معنی انصراف من یا تهیه‌کننده نیست. ما حاضریم “مقصد” را دقیقاً به‌‌ همان صورت متنی که منتشر شده و رسماً بدون قید و شرط پروانه گرفته بسازیم در صورتی که هر دو اطمینان داشته باشیم درست به‌‌ همان صورت روی پرده خواهد رفت.»

ظاهراً نه تنها این اطمینان هنوز به دست نیامده، بلکه فیلمنامه «مقصد» یک بار دیگر در گردونه دیوانسالاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افتاده است.

سازمان سینمایی کشور با یک طرح سینمایی اعلام «موافقت اصولی» می‌کند با این هدف که فیلمساز بتواند مقدمات ساخت فیلمش را فراهم کند و در فاصله پیش‌تولید، فیلمنامه را در موارد اعلام شده به او، اصلاح و مجدداً به سازمان سینمایی ارائه دهد تا پروانه ساختش صادر شود و بتواند فیلم را جلوی دوربین ببرد. در سال ۱۳۸۸ فیلمنامه «مقصد» از بهرام بیضایی پروانه ساخت گرفته بود، یعنی از این مراحل عبور کرده بود، اکنون یک بار دیگر در سال ۱۹۹۳ می‌بایست پروانه ساخت بگیرد، یعنی می‌بایست از این دست‌اندازها یک دیگر عبور کند. گردونه دیوانسالاری ارشاد به این شکل عمل می‌کند.

  مقصد، نوشته بهرام بیضایی، انتشارات روشنگران

مقصد، نوشته بهرام بیضایی، انتشارات روشنگران

محمد احسانی، معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی پیش از این به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا گفته بود: «قرار شده بود خبر موافقت اصولی به فیلمنامه بهرام بیضایی اعلام نشود تا با او مذاکره شود که آیا تمایل دارد در این‌باره همکاری کنند یا خیر.»

اکنون حجت‌الله ایوبی اعلام کرده که با «مقصد» موافقت اصولی شده، در این معنا که بهرام بیضایی با سانسور فیلمنامه‌اش موافقت کرده، در حالی‌که چنین نیست یا دست‌کم بیضایی در این‌باره سکوت پیشه کرده است.

مهدی کریمی، یکی از تهیه‌کنندگان ایرانی درباره حاشیه‌های فیلم‌نامه «مقصد» گفته است: «خدا نکند کسی حرفی نامربوط درباره کاری بزند و انگی را به فیلمنامه‌ای بچسباند در آن صورت دیگر جمع کردنش به این سادگی‌ها نیست.»

در میان این تنگ‌نظری‌ها، بهرام بیضایی که اکنون در دانشگاه استنفورد تدریس می‌کند، در گفت‌و ‌گو با «اندیشه پویا» گفته بود: «خیال نمی‌کنم به واسطه ترک ایران امکان مهمی داشته‌ام که از دست داده‌ام. فیلم و صحنه بله، اگر راهی به دلخواهی بود، ولی پیشیزی نمی‌ارزد به از دست دادن آنچه من از دست دادم؛ به عمری در نوبت نه شنیدن، از کارهای دیگری ماندن! استراحتی دادم به کسانی که در واقع هم کاری جز استراحت نداشتند و آمدم پی شغلی جای دیگری از جهان و درست ۳۰ سال پس از آنکه از دانشگاه بیرونم گذاشتند به دانشگاه برگشتم.»

 

Share