Share

علی‌اصغر میرزایی معاون برنامه‌ریزی استانداری کرمانشاه از مرکزگرایی در مسئولان ایران انتقاد کرده و خواهان تغییر این نگاه شده است. نگاهی که به گفته او آسیب‌های فراوانی برای استان‌های مرزی مانند استان کرمانشاه به بار آورده است.

بومی گرایی

براساس اعلام مرکز آمار ایران، استان‌های مرکز دارای بالاترین و مناطق مرزی دارای کمترین رتبه توسعه در کشور هستند.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، علی‌اصغر میرزایی در جمع مدیران این استان گفته است: «هم اکنون بخش عظیمی از مبادلات تجاری و مالی کشور در تهران اتفاق می‌افتد و استان‌هایی مانند کرمانشاه سهمی در این مسائل کلان ندارند.»

در سال‌های گذشته، معمولاً تسلط نگاه مرکزگرایی کمتر از سوی مسئولان جمهوری اسلامی به عنوان یکی از دلایل تشدید محرومیت‌ها در مناطق توسعه‌نیافته بیان شده، اما این بار معاون استانداری کرمانشاه روز ۱۱ مرداد ماه (دوم آگوست) گفته است: «برنامه‌هایی که قرار است در حوزه توسعه اتفاق بیافتند همگی با محوریت مرکز انجام می‌شوند و استان‌های مرزی باید همچنان با مشکلات اقتصادی و معیشتی دست به گریبان باشند. این بخشی‌نگری، تمرکزگرایی و اقتصادی بودن نگاه‌ها به ضرر مردم تمام شده است.»

در کنار افزایش محرومیت‌ها، کارشناسان تداوم این نوع نگاه در سیاستگذاری را عاملی برای تعمیق شکاف پیرامون – مرکز می‌دانند.

شاهد علوی پژوهشگر سیاسی در گفت‌وگو با زمانه با بیان اینکه تغییر معناداری در دوره حسن روحانی در این حوزه رخ نداده است می‌گوید، تداوم مرکزگرایی «شکاف‌های واقعاً موجود هویتی را تقویت می‌کند و در نهایت هم به تقویت منازعات سیاسی پایدار منجر خواهد شد».

سیاستگذاری در مرکز، محرومیت در پیرامون

براساس اعلام مرکز آمار ایران، استان‌های مرکز دارای بالاترین و مناطق مرزی دارای کمترین رتبه توسعه در کشور هستند.

همچنین طبق آمار دیگری که این مرکز منتشر کرده، کرمانشاه، لرستان، گیلان وکهگیلویه‌ و بویراحمد چهار استانی هستند که بیشترین نرخ بیکاری را دارند و استان‌هایی مانند کرمان، یزد و سمنان دارای کمترین نرخ بیکاری هستند.

طبق گزارش‌های موجود، درصد بی‌سوادی در استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان و اردبیل از استان‌های دیگر ایران بالاتر است.

کرمانشاه از استان‌های مناطق پیرامونی، که اخیراً علی‌اصغر میرزایی هم به وضعیت آن اشاره کرده، دارای بیشترین میزان بیکاری در ایران است.

شاهد علوی

شاهد علوی

مرکز آمار ایران اعلام کرده است، این استان با یک میلیون و ۹۴۵ هزار و ۲۲۷ نفر جمعیت با نرخ رشد بیکاری ۲۰.۷ درصدی، اولین رتبه بیکاری در کشور را دارد.

میرزایی افزوده است، سیاستگذاری پروژه‌های استان در مرکز انجام می‌شود و کارشناسان ما نقشی در تهیه و تدوین آن‌ها ندارند.

به باور این مقام مسئول در استان کرمانشاه، دلیل این وضعیت نتیجه تسلط تمرکزگرایی است که آسیب‌ زیادی به کرمانشاه زده است.

او گفته است: «استان در زمینه تامین منابع مالی پروژه‌های کلان با مشکل روبه‌رو است و باید ماه‌ها رایزنی و پیگیری کرد تا بتوان برای آن‌ها بودجه‌ای دریافت کرد.»

در بیشتر آمارهایی که در دوره‌های مختلف اعلام شده است، مردم مناطق پیرامونی از محرومیت‌های بیشتری در مقایسه با مناطق مرکزی ایران رنج می‌برند. عمده استان‌های مرزی جزو مناطق پیرامونی محسوب می‌شود و تنوع زبانی و فرهنگی ازجمله ویژگی‌های این مناطق است.

ناکامی دولت یازدهم در تمرکززدایی

وعده رسیدگی به وضعیت مناطق محروم یکی از شعارهای حسن روحانی در کارزار انتخاباتی سال گذشته بود.

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، مهدی آیتی رئیس ستاد حسن روحانی در خراسان جنوبی در نشست دانشجویان ستادهای این استان رسیدگی به مناطق محروم را در اولویت برنامه‌های روحانی خوانده بود.

اینک یک سال از عمر دولت حسن روحانی می‌گذرد و برخی منتقدان می‌گویند، رئیس‌جمهور ایران تاکنون نتوانسته به وعده‌های خود عمل کند.

مدارس سیستان و بلوچستان

طبق گزارش‌های موجود، درصد بی‌سوادی در استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان و اردبیل از استان‌های دیگر ایران بالاتر است.

با این حال، معاون برنامه‌ریزی استانداری کرمانشاه درباره تغییر نگاه مرکزگرایی گفته، خوشبختانه دولت یازدهم نشان داده به دنبال تغییر در بخشی‌نگری، تمرکزگرایی است و مدیریت استان نیز با استقبال از این رویکرد تازه به دنبال تدوین برنامه‌هایی برای برون رفت از این وضعیت است.

به نظر می‌رسد، زدودن محرومیت‌ها از سیمای مناطق پیرامونی مستلزم تغییر نگاه مرکزگرایی در این مناطق است.

به باور شاهد علوی در دوره روحانی عملاً گام‌های جدی برای تمرکززدایی برداشته نشد. چون بخشی از اقدام‌های دولت در این راستا می‌تواند در سیاست‌های بودجه‌ای دولت و انتصاب مدیران بازتاب پیدا کند.

حسن روحانی در بیانیه شماره سه خود مربوط به حقوق اقلیت‌ها وعده «مشارکت عمومی، فارغ از زبان و مذهب درمدیریت‌های کلان کشور» و «انتخاب نیروهای شایسته محلی در پست‌های مدیریتی مناطق مختلف کشور» داده بود، اما پس از پیروزی حتی یک استاندار بومی انتخاب نشد و یک نفر از اقلیت‌های ملی یا مذهبی به کابینه دولت راه نیافت.

این تحلیلگر سیاسی در همین زمینه می‌گوید: «انتصاب مدیران غیر بومی در مناطق مرزی کشور را به طور مشخص می‌توانیم در استان‌های سیستان و بلوچستان (هر چند بخشی از فعالان با استاندار جدید رابطه خوبی دارند) کردستان، کرمانشاه و ایلام ببینیم. این مدیران سطح عالی استان، غیر بومی نمی‌توانند مانند یک مدیر بومی با جامعه مدنی این مناطق برای کمک به منطقه‌گرایی تعامل پیدا کنند. منطقه‌گرایی در معنای مثبتش یعنی درک شرایط منطقه برای سیاستگذاری.»

شاهد علوی به اختصاص بودجه به استان‌های محروم به‌عنوان اقدام دیگر دولت اشاره می‌کند و می‌افزاید: «در بودجه ما دیدیم علیرغم وعده‌های روحانی در سفر انتخاباتی عملاً بودجه مناطقی مانند خوزستان، کردستان و سیستان و بلوچستان به طور مشخص نه تنها بیشتر نشد، بلکه کاهش هم یافت.»

چند ماه پیش، دسته‌ای از نمایندگان استان‌های کردستان و خوزستان در اعتراض به کاهش بودجه این استان‌ها در لایحه بودجه سال ۱۳۹۳ خورشیدی اعتراض کرده بودند.

هزارویک آسیب مرکزگرایی

گفته می‌شود، تسلط نگاه معطوف به مرکز در سیاستگذاری‌ها جامعه ایرانی را چند پاره کرده و به تعمیق شکاف‌ها در میان گروه‌های مختلف انجامیده است.

شاهد علوی عمده آسیب‌های نگاه مرکزگرایی را در سه حوزه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دسته‌بندی می‌کند و می‌گوید: «در حوزه اقتصاد غلبه این نگاه موجب شده بودجه به طور نامتوازن توزیع شود و قاعدتاً این توزیع نامتوازن بودجه تشدید محرومیت‌ها در مناطق پیرامونی و به تعبیر معاون استانداری کرمانشاه، در استان‌های مرزی دامن زده است. در حوزه فرهنگی به شکاف بین گفتمان مرکز که گفتمان فارس محور است و گفتمان حاشیه که در بخش مهمی حول مطالبات هویتی بر مبنای هویت‌های متمایز از قومیت فارس شکل گرفته است، دامن می‌زند. از لحاظ سیاسی هم مجموعاً همین محرومیت‌های اقتصادی و شکاف هویتی  به تنش‌های سیاسی منجر می‌شود و کل بحران را بسیار پیچیده می‌کند. سیاستگذاری مرکز محور هم  شکاف مرکز- پیرامون را بیشتر می‌کند و هم مدیرت سیاسی را در جامعه در کلیت خودش دشوارتر می‌کند.»

این پژوهشگر سیاسی، به پیشینه نگاه مرکزگرایی در ایران اشاره می‌کند و می‌افزاید: «از فردای تشکیل دولت مدرن در ایران و در ابتدای دوره رضاشاه نگاهی بوده که مرکز را توجه داشته و آن را مبنای سیاستگذاری در نظر گرفته و آمایش سرزمینی که کمک می‌کند سیاست در پیرامون و نقاط دور از مرکز به شیوه مطلوب متناسب با نیازها و شرایط و واقعیت‌های آنجا پیاده شود، عملاً در نظر گرفته نشده است. دید مرکز به پیرامون، دید صدور بخشنامه و قاعده بر اساس فرهنگ نیازها و برداشت‌های مرکز از پیرامون است و واقعیت‌های پیرامون در نظر گرفته نشده است.»

شاهد علوی حتی رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی را به نوعی در گرو تغییر این نگاه در ایران می‌داند و می‌گوید: «دمکراسی و آزادی در ایران و شرایط پایداری برای رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی بسته به تغییر این نگاه دارد. در واقع این نگاه مانع می‌شود که حاشیه یا پیرامون به شکل مطلوبی هم توسعه پیدا کند و مطالبات و نیازهایش پاسخ داده شود. باید امیدوار باشیم که این وضعیت تغییر پیدا کند.»

Share