Share

سال‌هاست که دیگر حضور کودکان خیابانی در چهار راه های شهرهای بزرگ به تصویری تکراری تبدیل شده است.

کودکان نیروی کار ارزانی هستند که توسط شمار زیادی از کارفرمایان استثمار می‌شوند یا مورد بهره‌برداری گروه‌های مافیایی برای گدایی و فال‌فروشی قرار می‌گیرند.

کودکان کار

۶۴ درصد کودکان کار بیماری قلبی دارند.

کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به صورت مداوم و پایدار به خدمت گرفته می‌شوند. این امر آنان را در بیشتر اوقات از رفتن به مدرسه و تجربه دوران کودکی بی‌بهره می‌سازد و سلامت روحی و جسمی آنها را تهدید می‌کند. در ایران در اغلب مواقع اصطلاح کودکان خیابان در مورد کودکان کار نیز استفاده می‌شود، اما در ادبیات جامعه‌شناختی بین این دو تمایز وجود دارد.

اصولاً کودکان کار دارای خانواده هستند و برای گذران معیشت خانواده کار می‌کنند، اما کودکان خیابانی، کودکانی فاقد والدین  و بی‌خانمان هستند. در ایران این دو تعریف در اغلب مواقع معادل هم به کار برده می‌شود.

در حال حاضر سیاست افزایش جمعیت در دستور کار دولت و مجلس قرار گرفته است؛ سیاستی که از جهات مختلف می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد. یکی از این وجوه، پیوند بین سیاست‌های افزایش جمعیت و وضعیت کودکان کار و خیابان در آینده نزدیک است.

به گفته مدیرکل دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بر اساس نتایج سرشماری سال ۹۰ مرکز آمار، تعداد شاغلان شهری در رده سنی ۱۰ تا ۱۴ سال، ۲۳ هزار و ۶۱۹ نفر و در رده سنی ۱۵ تا ۱۹ سال، ۳۲۳ هزار و ۴۹۴ نفر بوده‌ است. هم اکنون ۷۵ درصد شاغلان ۱۰ تا ۱۴ سال و ۸۶ درصد شاغلان ۱۵ تا ۱۹ سال مرد هستند. این در حالی است که بر اساس قانون کار ایران، کودکان زیر ۱۶ سال در ایران نباید به کار گماشته شوند.

همچنین مطالعات انجام شده در سال ۹۲نیز نشان می دهد بیشترین تعداد کودکان خیابانی را پسران تشکیل می‌دهند و بررسی اولیه وضعیت تابعیت مراجعان نیز مشخص کرده که  بیشتر کودکان خیابانی، یعنی ۷۵/۱ درصد آنان ایرانی و بقیه افغان یا عراقی هستند.

  درصد دختران درصد پسران درصد کل
زیر ۶ سال ۰.۸ ۸.۹ ۹.۸
۶-۱۱ سال ۳.۴ ۳۰.۹ ۳۳.۲
۱۲-۱۴ سال ۲.۰ ۳۲.۸ ۳۴.۸
۱۵-۱۸ سال ۲.۱ ۲۰.۱ ۲۲.۲
جمع ۷.۳ ۹۲.۷ ۱۰۰.۰

نسبت سنی و جنسی کودکان کار

 براساس اخرین آمارها ۶۰ درصد از کودکان کار، به دلیل فقر اقتصادی، بیکاری، اعتیاد، بدسرپرستی و نا آگاهی والدین راهی خیابان‌ها می‌شوند. اغلب آنان نیز دارای پدر و مادر هستند و با آنها زندگی می‌کنند.

والدین این کودکان اغلب جزو افراد فرودست و تهیدست جامعه هستند که  برای آنان تهیه وسایل پیشگیری از بارداری با توجه به هزینه هایی که دارد، آسان نیست. حال با حذف کلیه وسایل رایگان پیشگیری از بارداری و همچنین اوضاع اقتصادی کشور، نگرانی‌هایی در مورد افزایش تعداد کودکان کار و خیابان شکل گرفته است، کودکانی که کودکی‌شان بین حجره‌ها، خیابان ها و کارخانه‌ها به تاراج خواهد رفت.

این کودکان که از صبح تا شب به جای تحصیل و بازی، مشغول درآوردن یک لقمه نان هستند، در معرض هزار و یک آسیب اجتماعی قرار دارند و به نظر می رسد به وضعیت آنها در طرح افزایش جمعیت هیچ توجهی نشده است.

کودکان کار و بیماری‌های مختلف

حضور کودکان کار در محیط های مختلف آنان را در برابر یک سری رفتارها و بیماری ها آسیب‌پذیر می‌کند.

کودک، قدرت تشخیص کافی ندارد و توانایی‌ او در پرهیز از رفتارهای خطرناک در حدی نیست که بتواند مراقبت شایسته‌ای از خودش در برابر فشارها و محیط پیرامون‌ اش به عمل بیاورد. این امر زمینه‌های ابتلای او به آسیب‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد.

کودکان

براساس اخرین آمارها ۶۰ درصد از کودکان کار، به دلیل فقر اقتصادی و نا آگاهی والدین راهی خیابان‌ها می‌شوند.

مطالعه مصرف مواد در بین کودکان خیابانی نشان می‌دهد که حدود پنج درصد از پسران نوجوان خیابانی دارای سابقه مصرف مواد بوده‌اند. همچنین این درصد در بین دختران نیز نزدیک یک درصد است.

بر اساس آمارهای موجود میزان ابتلا به بیماری ایدز نیز در کودکان کار و خیابان، چهار برابر بیشتر از سایر کودکانی است که تحت حمایت بهزیستی قرار دارند.

این کودکان که به دلیل فقر، سلامت جسمانی مناسبی ندارند، به گفته وزیر بهداشت و درمان دچار سوء تعذیه و نیازمند کمک‌های فوری هستند.

سایر آمارها هم حاکی از آن است که کودکان کار به انواع بیماری ها مبتلا هستند. به گفته فروغ علیپور، عضو هیئت موسس موسسه خیریه کودکان کار «کوک»، ۷۲درصد از این کودکان از بیماری های چشمی و ۶۱درصد از بیماری‌های تنفسی رنج می‌برند. ۶۴ درصد کودکان کار بیماری قلبی، ۸۲ درصد بیماری پوستی و ۶۹ درصد نیز اختلال‌های شنوایی دارند.

به نظر می رسد افزایش جمعیت شیعه یه قیمت قربانی کردن سلامت جسم و روان همه شهروندان به ویژه کودکان کار تمام می شود.

کودکانی که دولتمردان آنان را  از خاطر برده اند

به‌ رغم تصویب آئین‌نامه سامان دهی کودکان کار و خیابان در سال ۸۴، طی هشت سال اخیر، حتی شورای ساماندهی کودکان کار و خیابان که نخستین گام در راستای مطالعه وضعیت این کودکان به شمار می‌رود، هنوز تشکیل نشده است.

کودکان کار به انواع بیماری ها مبتلا هستند. به گفته فروغ علیپور، عضو هیئت موسس موسسه خیریه کودکان کار «کوک»، ۷۲درصد از این کودکان از بیماری های چشمی و ۶۱درصد از بیماری‌های تنفسی رنج می‌برند. ۶۴ درصد کودکان کار بیماری قلبی، ۸۲ درصد بیماری پوستی و ۶۹ درصد نیز اختلال‌های شنوایی دارند.

به گفته معاون بهزیستی کشور با تصویب این آئین‌نامه، وظیفه ساماندهی این افراد و خانواده‌های آنان به‌ صورت قانونی به سازمان بهزیستی محول شده است.

در حال حاضر تعداد مراکز سازمان بهزیستی برای ساماندهی کودکان خیابانی ۴۱ مرکز است که در سال ۹۲، پنج هزار کودک خیابانی در آن‌ها پذیرفته شدند.

این در حالی است که به گفته این مسئول برای اجرای بهینه این فعالیت، باید حداقل ۳۵ مرکز غیر دولتی با سرانه هزینه راه‌اندازی به میزان ۸۰۰ میلیون ریال به مراکز موجود اضافه شود. هزینه اشتغال، مسکن، حرفه‌آموزی، بیمه بازنشستگی و توانمند‌سازی بلندمدت جهت هر کودک و خانواده  او به طور متوسط ۴۰ میلیون ریال است.

از سوی دیگر مصوبه هیئت وزیران در مورد ساماندهی کودکان خیابانی از سوی ۱۱دستگاه‌ موظف مورد توجه قرار نگرفته است و در عمل دستگاه‌های ذی ربط مسئولیتی در قبال این کودکان قبول نمی‌کنند.

یکی دیگر از مشکلات این کودکان این است که در حال حاضر مجوزهای مراکز غیر دولتی فعال در زمینه کودکان کار و خیابان توسط وزارت کشور صادر می‌شود که این مسئله عملاً امکان نظارت تخصصی بر فعالیت‌های این مراکز و همچنین همکاری بین سازمان بهزیستی با این مراکز را مختل کرده است.

اگر حاکمیت به راستی دغدغه‌اش داشتن نیروی جوان و پرتوان در کشور است چرا این کودکان را رها کرده است؟

کودکان کار و نازل بودن یارانه ها

آمارهای رسمی که در جدول زیر درج شده است نشان می‌دهد ۳۰ درصد کودکان کار تحصیل را رها می‌کنند. هرچه از مقطع ابندایی به متوسطه نزدیک می‌شویم، درصد کودکانی که با وجود کار کردن به تحصیل ادامه می‌دهند، کمتر می‌شود.

می‌شود گفت افزایش تعداد درس‌ها که وقت بیشتری برای تمرین و یادگیری از کودکان می‌گیرد در کنار سختی کار آنها را از ادامه تحصیل باز می‌دارد.

  درصد پسران درصد دختران درصد کل
زیر سن مدرسه ۳.۲ ۱/۰ ۴.۲
دانش آموزان ابتدایی ۳۰.۵ ۲.۲ ۳۲.۷
دانش آموزان راهنمایی ۱۹.۷ ۱.۷ ۲۱.۴
دانش آموزان متوسطه ۱۰.۵ ۰.۸ ۱۱.۳
ترک تحصیل ۲۸.۸ ۱.۶ ۳۰.۴
جمع ۹۲.۷ ۷.۳ ۱۰۰.۰

درصد کودکان کار کشور براساس وضعیت تحصیل و جنس

 تخصیص بودجه برای کمک به بهبود وضعیت اقشار نیازمند یکی از وظایف دولت‌هاست که مغفول مانده است.

فاطمه دانشور، عضو اتاق بازرگانی ایران و مدیرعامل موسسه خیریه مهرآفرین گفته است: «طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران یک میلیون و ۷۰۰ هزار کودک در ایران به صورت مستقیم درگیر کار هستند و بررسی‌ها نشان می‌دهد هر کودک ماهیانه ۸۰ تا ۱۰۰ هزارتومان درآمد دارد.

شاید از این اظهارات بتوان نتیجه گرفت در صورتی که این مبلغ برای خانواده‌های این کودکان تامین شود، شرایط برای بازگشت آنان به محیط مدرسه و خانه فراهم خواهد شد.

علی باقرزاده رئیس سازمان نهضت سوادآموزی نیز چندی پیش از اختصاص یک میلیون ریال کمک هزینه سوادآموزی به کودکان کار خبر داد و گفت: «این مبلغ تنها یک کمک هزینه تحصیلی‌ است و مدتی که این کودکان دوره سوادآموزی پایه (حدود چهارماه) را طی می‌کنند به آنها تعلق می‌گیرد.» آیا چهارماه برای با سواد شدن یک کودک کافی است؟

کودکی مهم‌ترین دوران زندگی هر انسانی است که می‌تواند تاثیر به سزایی در وضعیت زندگی فرد در بزرگسالی و سپس جامعه داشته باشد.

آیا کودکانی که به جای بازی فقط کار می‌کنند، آن هم معمولا کارهای سخت و یدی در محیط‌هایی که آنان را در معرض آسیب‌های جسمی و جنسی قرار می‌دهد، می توانند در بزرگسالی شخصیتی سالم داشته باشند؟ کودکانی که فقر، حسرت‌های زیادی در زندگی برای آنان به وجود آورده، چگونه می‌توانند در آینده پدر یا مادر خوبی برای کودکان خود باشند؟

چرا دولتمردان به جای اجبار غیر مستقیم افراد به فرزندآوری، قطع دسترسی رایگان به وسایل پیشگیری از بارداری و ازدیاد نسل شیعیان، به فکر سلامت  جسم و روان کودکان کار و والدین آن ها نیستند؟

Share