Share

 اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان بخشی از افکارعمومی ایران را به شدت نگران کرده و امنیت روحی و روانی زنان را مورد تهدید قرار داده است.

asid-zanan

این نوع اسیدپاشی‌ اگرچه با اسید پاشی‌هایی که با انگیزه‌های فردی انجام می‌شود تفاوت دارد، ولی برخی از پژوهشگران اجتماعی ازجمله الهام هومینی‌فر بر این باورند که انگیزه هر دوی این نوع اسیدپاشی‌ها تسلط و مالکیت بر بدن زنانه است.

اسید پاشان زنجیره‌ای بدن زن را ناموس عمومی خویش می‌انگارند و از آنجا که برای این نگرش خود حقانیت قائل هستند، دست به تنبیه زنانی می‌زنند که از الگوی حاکم سرپیچی می‌کنند.

اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای نماد و نشانه قوانین حاکم بر ایران در پیوند با زنان است؛ قوانینی که نابرابری و خشونت نسبت به آنان را در جامعه نهادینه و درونی کرده است (خشونت به زنان و تخریب جایگاه آنان در عرصه‌های مختلفی چون «قوانین نابرابر در زمینه ارث»، «طلاق»، «حق حضانت فرزندان»، «سهمیه‌‌بندی جنسیتی رشته‌های دانشگاهی» و «عرصه‌های شغلی» نمود دارد).

در اسیدپاشی‌های اخیر در اصفهان نیز به زنانی آسیب زده شده است که فارغ از الگوهای مطلوب حکومت ایران در حال رانندگی بودند؛ چادر نداشتند؛ و همراه با مردی (اعم از همسر، برادر و پدر) نبودند و به شکل «مستقل»، در خودروی شخصی خود در عرصه عمومی حضور داشتند.

حال پرسش اینجاست که آیا فرد اسیدپاش در لحظه انجام این عمل، قربانی خود را نمی بیند و شاهد زجر او به طور عینی نیست؟ آیا فرد اسیدپاش احساس مسئولیت فردی در برابر عمل خشونت‌آمیز خود نمی کند؟ آیا او دارای احساس عذاب وجدان می‌شود؟

در این زمینه در دانشگاه استنفورد تحقیقاتی انجام شده است که نشان می‌دهد در جریان تنبیه و  عذاب قربانی، آنچه در ذهن شکنجه گر عمل می کند نه «دیدن عذاب قربانی»، بلکه «ضرورت فرمانبرداری و اطاعت» است؛ اینکه او باید طبق دستور آمر عمل کند.

در یک گزارش رادیویی، با فوژان زینی روانشناس و مشاور خانواده و الهام هومینی‌فر جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی در این زمینه گفت‌وگو کرده‌ایم.

Share