Share

رهبر ایران در تازه‌ترین سخنرانی خود گفت اگر بنا بر تحریم باشد، ایران هم می‌تواند طرف مذاکره را تحریم کند. او پیش‌بینی کرد که حتی در صورت پیشرفت مذاکرات اتمی، تحریم‌های موجود علیه ایران برداشته نمی‌شوند.

تحریم ایران

خامنه‌ای عنوان کرد که جبهه استکبار از دو نقطه ضعف اقتصاد ایران، یعنی «نفتی بودن» و «دولتی بودن» استفاده می‌کند تا جلوی تبدیل کشور به یک قطب اقتصادی تأثیرگذار در منطقه و جهان را بگیرد.

در سخنرانی رهبر ایران، اروپا به تحریم گاز و نفت تهدید شد، اما آیا اقتصاد نحیف ایران می‌تواند بدون اتکاء به این دو منبع اصلی، به حیات خود ادامه دهد؟ آیا تهدید به نفروختن نفت، قدرت‌های غربی را خواهد ترساند؟ آیا ایده «اقتصاد مقاومتی» رهبر ایران که بر کاستن از واردات، دریافت مالیات و افزودن به تولید داخلی استوار شده، در شرایط کنونی این کشور قابل تحقق‌ خواهد بود؟

«زمانه» در بررسی چگونگی و چرایی چنین تهدیدی، پای صحبت پنج تحلیلگر اقتصادی و سیاسی نشسته است. برآیند این نظرات مبتنی بر کاربرد داخلی پیام و بی‌اثر بودن آن در سطح جهانی است.

احمد علوی – استاد علوم اقتصادی

Alawi Ahmadباید به ساختار اقتصادی ایران توجه کنیم که در حد آمریکا یا اروپا بزرگ نیست و به عنوان اقتصاد متوسط طبقه‌بندی می‌شود. این اقتصاد برون‌زاست، یعنی بسیاری از عوامل رونق و رشدش در بیرون از خودش قرار دارد. از طرف دیگر این اقتصاد، درون‌گراست؛ به این معنا که نتوانسته بازاری در خارج از مرزهای خود پیدا کند. به دلیل این سه ویژگی، اقتصاد ایران امکان رقابت در محیط اقتصاد جهانی و مقاومت در مقابل تحریم‌ها را ندارد.

حتی اقتصاد آمریکا  نیز که تا حد زیادی غیر وابسته به خارج از این کشور است، می‌تواند در برابر تحریم‌های بیرونی ضربه‌پذیر باشد چه برسد به اقتصاد ایران که به دلیل برون‌زایی و درون‌گرایی و متوسط بودن، بسیار از تنش‌ها و تحولات بیرونی تاثیر می‌پذیرد. ما نمود این تنش‌ها را در چارچوب نوسان‌های ارز و کسری بودجه می‌بینیم.

این تهدید، در چارچوب لفاظی‌های سیاسی است و از مکانیسم اقتصادی پیروی نمی‌کند. باید بدانیم که سیاستمداران اندازه تاثیرگذاری خود را معمولا بیشتر از ناظران می‌‌دانند. به این معنا، مصرف داخلی این تهدید بیشتر است وگرنه دنیا و کشورهای بزرگ از محدودیت‌ها و ظرفیت‌های اقتصاد ایران خبر دارند و مخاطب این گفته‌ها بیشتر طرفداران آقای خامنه‌ای هستند.

مهرداد عمادی – مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا

Mehrdad-Emadiتا چند سال پیش توانمندی ایران دراثرگذاری روی بازار انرژی بیشتر بود اما در ده ماهه گذشته، این بازار افزایش عرضه دارد. قیمت‌ها پایین مانده‌اند و تقاضا هم به خاطر کاهش قابل توجه رشد اقتصادی چین و رشد منفی اقتصاد اروپا پایین آمده است. ایران و هر کشور صادرکننده دیگر به استثنای عربستان، موقعیتی برای اثرگذاری روی بازارهای انرژی ندارند.

تهدید آقای خامنه‌ای تنها در صورت افزایش بهای انرژی و بالارفتن تقاضا می‌توانست محرک باشد اما در حال حاضر با چنین وضعیتی فاصله داریم و اولین اثر این حرف، محروم کردن ایران از دستیابی به درآمد ارزی است و خالی کردن بازار عرضه برای دیگران و در راس آنها برای قطر و روسیه تا بازارهای کوچک را هم به آنها واگذار کنیم. باز پس گرفتن بازارهایی که واگذار می‌شوند همواره بسیار دشوار و در بعضی نمونه‌ها ناممکن است.

شرایط سیاسی ایران به قدری پیچیده است که نمی‌توان گفت غرض از این حرف چیست. آیا می‌خواهند اطمینان بدهند به برخی گروه‌ها که خیالشان راحت باشد که نمی‌خواهیم به هر قیمت توافق کنیم؟ آیا این تهدید بر اساس ارزیابی‌ها و داده‌های اقتصادی است؟ وگرنه امارها نشان می‌د‌هند که وضعیت اقتصادی ایران بسیار بد است.

تصور می‌کنم این یک پیام به غرب و ۱+۵ باشد که اگر شما می‌گویید زمان کم است و توافق بد بهتر است نباشد، ما هم می‌خواهیم بگوییم که اگر توافقی نزدیک به خواست‌های ما نباشد، حاضریم در پاسخ به عدم همکاری شما در حد کاهش صادرات‌مان هزینه بدهیم. اما به نظر من، این بازی باخت – باخت خواهد بود. حتی اگر هزینه این باخت را پنجاه پنجاه در نظر بگیریم، فشار روی اقتصاد کشوری چون ایران بسیار سنگین‌تر و بیشتر خواهد بود.

رضا تقی‌زاده – تحلیلگر سیاسی

Taghizadehتهدید رهبر جمهوری اسلامی به تلافی‌جویی و تحریم متقابل غرب، مصداق بارز شلیک توپ خالی است. شاید زمانی که تولید نفت ایران دوبرابر امروز  بود و بازار نفت با عدم توازن عرضه و تقاضا روبرو نبود، تحریم نفت ایران کمتر می‌توانست باعث تفنن و استهزا شود، ولی امروز که جمهوری اسلامی اصرار در فروش نفت حتی به صورت قاچاق دارد، منع فروش آن به لطیفه شبیه‌تر است تا یک تهدید.

برای تاثیر گذاری و ایجاد تغییر، فراهم آوردن ابزار کار و داشتن اهرم، نخستین ضرورت است. برای اعمال تحریم علیه ایران، آمریکا علاوه بر قرار داشتن در جایگاه بزرگترین قدرت اقتصادی دنیا و در جایگاه تنها ابر قدرت باقی مانده، از نفوذ خود در جامعه جهانی (شورای امنیت) و جامعه اروپا بهره می‌گیرد. تحریم‌ها علیه ایران مجموعه‌ای است که از سوی جامعه جهانی تصویب و اعمال شده.

به‌علاوه، بازار بزرگ آمریکا به آن کشور فرصت داده تا سایر شرکای اقتصادی‌اش در سراسر جهان از انجام عملیات بانکداری با تهران خودداری کنند. با استفاده از همین اهرم، آمریکا فروش نفت ایران را محدود ساخته و سرنوشت بقیه اقلام تحریم‌ها نیز با استفاده از همین اهرم‌های قدرتمند رقم خورده‌اند. در مقایسه با اهرم‌های غیر نظامی که آمریکا در اختیار دارد، جمهوری اسلامی عملا دست خالی است.

اداره کشور بدون استفاده از منابع نفت و از راه افزایش مالیات‌ها ممکن است اما تنها با کارد برد اسلحه و اشاعه هر چه بیشتر حکومت پلیسی! ایران با دراختیار داشتن بزرگ‌ترین مجموعه ذخایر تلفیقی نفت و گاز در جهان قادر بود در صف پنج کشور ثروتمند جهان قرار بگیرد. محروم شدن تدریجی از منابع درآمد نفت و گاز ، ایران را هر روز فقیرتر از پیش ساخته است.

مالیات، حق‌السهم دولت از درآمدهایی است که نزد افراد و یا موسسات ایجاد شده. با توجه به رشد منفی اقتصادی و فقیرتر شدن مردم، افزایش مالیات‌ها، باج گرفتن از دارایی‌های آنها است و نه درآمدها. این رویکرد تنها روند فقیر‌تر شدن مردم را سرعت بیشتری خواهد داد.

اکبر مهدی – استاد جامعه ‌شناسی

Aliakbar-Mahdiدولت ایران این اختیار را دارد که گاز خود را به اروپا نفروشد و یا نفت خود را در اختیار کشورهای مشخصی قرار ندهد.  این عمل موقعی می‌تواند نقش موثری به عنوان تحریم داشته باشد که رقیب دیگری در بازار جهانی برای فروش همان کالا وجود نداشته باشد. دوم آن که ایران از چنان نفوذ و اعتبار سیاسی برخوردار باشد که دیگران دیگر هم داوطلبانه، کشور مورد نظر را از دریافت کالای مربوطه محروم سازند.  بالاخره اینکه ایران دارای چنان توانمندی سیاسی و نظامی و اقتصادی در صحنه بین‌المللی باشد که در صورت تخلف از خواسته‌اش، بتواند متخلف را تنبیه کند. در شرایط فعلی ایران  هیچ یک از این سه شرط را ندارد.

از طرف دیگر، غرب نمی‌تواند خیلی نگران تهدید ایران باشد، چرا که  هم نفت و گازی را که ایران در اختیار دارد دیگران به‌وفور دارند و هم در صورت تحریم فروش و افزایش قیمت این کالاها، این کشورها امکانات لازم اقتصادی برای پرداخت این هزینه را دارند، دیگر آن که در شرایط تنگنای اقتصادی، قدرت مقاومت و هزینه‌پردازی غرب نسبت به ایران بیشتر است.

حاکمیت ایران احتمالا با صادرات غیرنفتی و دریافت مالیات می‌تواند کشور را اداره کند، به‌ شرطی که در موقعیتی باشد که بتواند مواد و لوازم لازم را برای تولید و توسعه امکانات اقتصادی به راحتی فراهم آورد اما تحریم‌های موجود باعث رکود اقتصادی و تضعیف زیربنای صنعتی و اقتصادی کشور شده و بسیاری از صنایع ایران برای بازیافت موقعیت قبلی خود به جهش‌های سریع و کوشش‌های پایدار نیازمند هستند. چنین جهشی در شرایط تحریم‌های موجود غیرقابل تصور است.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که سیاست جمعیتی جدیدی که ایران در پیش گرفته است نه تنها هیچ کمکی به فراهم آمدن چنین شرایطی نمی‌کند، بلکه شرایط را از آنچه هم که هست بدتر خواهد کرد.

شاهین فاطمی – استاد اقتصاد دانشگاه پاریس

Shahin-Fatemiهرکشوری می‌تواند کشورهای دیگر را تحریم کند، اما هر تحریمی الزاما تاثیرگذار نیست. در شرایط امروز جهانی، تحریم‌ها اگر سازمان‌یافته و گروهی نباشند، بی‌تأثیر خواهند بود.

درشرایطی می‌توان از اداره کشور از طریق مالیات سخن گفت که بخش خصوصی موفق و مستقل باشد. درکشوری که بخش اعظم صنایع و کشاورزی آن به نوعی به حکومت، سپاه و یا دیگر سازمان‌ها و بنیادهای زیرنظر حاکمیت و معاف از مالیات وابسته هستند، این امر امکان‌پذیر نیست.

در مورد تحریم‌ گاز باید گفت، ایران به جایی گاز صادر نمی‌کند و خط لوله‌ای هنوز احداث نشده است. ایران بیشتر از روسیه گاز دارد و می‌تواند جانشین این کشور در تامین گاز اروپا شود اما روس‌ها همه‌ جور حیله‌ای به کاربرده‌اند که چنین نشود. به طور بالقوه در آینده گاز ایران خیلی مهم خواهد بود، اما الان تاثیری ندارد.

تحریم وقتی معنا دارد که تجارتی و مبادله‌ای در جریان باشد و آن را قطع کنیم. این تهدیدی توخالی است و در حال حاضر مفهومی ندارد.

Share