Share

من که معتقدم آدمیزاد با ساده‌ترین تکانی که به خودش می‌دهد، احساس انرژی و قدرت می‌کند. می‌گویند همه چیز انرژی دارد؛ حتی پلیدی. وقتی به خودتان و مکانی که در آن زندگی می‌کنید توجه نکنید، آشفته می‌شوید. این احساس آشفتگی ناشی از جذب انرژی‌های منفی است که در گرد و غبار و کثیفی حسابی جا خوش می‌کنند.

khanetekani

وقتی شیشه‌ها تمیز می‌شوند آسمان قشنگ‌تر است

انرژی‌های منفی خیلی راحت رشد می‌کنند؛ در گرد و غبار روی پنجره و پرده‌ها، در کتاب‌های آشفته کتابخانه، میان لباس‌های تل‌انبار شده و اشیای بی‌مصرف و فراموش شده انباری. خیلی وقت‌ها حواسمان نیست که با چه چیزهایی احاطه شده‌ایم، چون خودمان را به آنها وابسته می‌دانیم و برای رها کردن همه چیز به حال خود، توجیه‌های فراوانی داریم.

برای جذب انرژی‌های مثبت باید هر هفته، هر ماه و هر سال برنامه‌ای برای نظافت و زدودن آلودگی‌های اطراف داشته باشیم. این همان چیزی است که به آن آیین خانه تکانی می‌گویند. قرار نیست من در این یادداشت چیزی درباره بهترین روش سابیدن کف آشپزخانه یا بهترین راه شستن پرده‌های دودزده چیزی بگویم. من فقط چند تا از نکته‌هایی را که در آیین خانه‌تکانی به آنها رسیده‌ام با شما در میان می‌گذارم و قطعا شما تا حالا بهترین نوع شوینده محل زندگی‌تان را کشف کرده‌اید!

حال خوب تمیزی

وقتی همه چیز به‌هم ریخته است مغزم درست کار نمی‌کند. وقتی می‌خواهم بهتر فکر کنم و حالم خوب باشد، برای تمرکز بیشتر، همه چیز را مرتب می‌کنم. این کار چیزی بیش از شستن سالانه فرش‌ها و مرتب کردن کتاب‌خانه و آشپزخانه است چون فکر می‌کنم نظم باید به یک عادت روزانه تبدیل شود. خانه تکانی عید فقط یک نظافت کلی است برای اینکه اگر کاری را به هر دلیلی عقب افتاده، انجام شود. توجه دائمی به محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، به سازماندهی ذهن کمک می‌کند و به آدم یاد می‌دهد که همه چیز را طبق نظم پیش ببرد.

khane tekani

برای رسیدن به حال خوب بعد از تمیزی، ابزارهایی لازم است که در هر خانه‌ای پیدا می‌شود

من که خیلی تحت تاثیر محیطی که در آن زندگی می‌کنم هستم. بسیاری از حالت‌های افسردگی، رخوت، تنبلی و تغییرات خلقی به خاطر سبک زندگی و انرژی‌های منفی‌ای است که دورم جمع می‌شود. چون این را در خودم کشف کرده‌ام، قبل از اینکه برای این احساسات منفی دنبال دلایل پیچیده‌ای بگردم خانه را جارو می‌کنم، آشغال‌ها را دور می‌ریزم و خودم را غرق در بوی خوش محیط می‌کنم.

شما هم اگر هنوز انگیزه کافی برای شروع ندارید، یک عود روشن کنید یا دستگاه بخورمعطر را به کار بیندازید و تصمیم بگیرید که همین امروز به محیط زندگی‌تان سروسامان بدهید. چیز زیادی تا نوروز نمانده است.

بیدارباش و بسیج همگانی

خانه تکانی کار سختی است. اصلا انتظار یک کار ساده را نداشته باشید. من که برای خانه تکانی امسال از ۶ صبح بیدار شدم و البته قبلش یک صبحانه حسابی هم خوردم تا انرژی داشته باشم. راستش تنها بودم و کسی را هم نداشتم که به من کمک کند. اما در نهایت همه چیز خوب پیش رفت. اما شما اگر همزی و بچه دارید، این کار را گروهی انجام دهید. کار گروهی هم سریع‌تر پیش می‌رود، ‌هم منصفانه‌تر است و هم نتیجه بهتری دارد.

dad-and-boys-vaccuming

وقتی همه مشارکت کنند کار آسان‌تر می‌شود

برای اینکه انگیزه بیشتری داشته باشم، کارم را از جایی شروع کردم که تغییر و تحول در آن محسوس باشد. در خانه من به‌هم‌ریختگی کتاب‌خانه یا کثیفی آشپزخانه کاملا محسوس هستند. بنابراین از مرتب کردن کتاب‌خانه شروع کردم وبعد رفتم سراغ شستن گاز آشپزخانه و یخچال و تمیز کردن کابینت‌ها. وقتی دلی کار می‌کنم، کمتر خسته می‌شوم.

دورریختنی‌ها و دل‌کندنی‌ها

من نه فقط موقع خانه‌تکانی سالانه که هرچند وقت یک بار چیزهای بی‌مصرف و انباشته شده را دور می‌ریزم. اگر هم چیزی از دستم دربرود، می‌ماند برای خانه تکانی آخر سال. چیزهایی که در طول یک سال گذشته به آنها احتیاجی نداشته‌ام و هیچ نوع لذت بصری‌ای هم از آن نبرده‌ام، دور می‌ریزم. شما هم ترس‌تان را بگذارید کنار و دنبال من راه بیفتید. اجازه بدهید محیط زندگی‌تان خلوت و انرژی‌های مثبت در آن جاری شود.

وابستگی و ترس از دست دادن را رها کنید و به این فکر کنید که همیشه این قدرت را دارید تا چیزی که واقعا به آن نیاز دارید را تهیه کنید. مثلا من انباری را از اشیای کهنه‌ای که هیچ ارزش تاریخی ندارند خالی می‌کنم. ظرف‌های شکسته و لب‌پر، انواع شیشه‌های سس و ماست که جمع کرده‌ام، کتاب‌هایی که هرگز قرار نیست آنها را بخوانم، مجله‌ها و روزنامه‌هایی که تلنبار شده‌اند را دور می‌ریزم و در عوض، کلی فضا را برای چیزهای تازه باز می‌شود.

آشپرخانه انبار نیست

موقع تمیز کردن آشپزخانه، علاوه بر پاک‌سازی، ظرف و ظروف و مواد غذایی را هم از هم تفکیک می‌کنم. آشپزخانه محیطی است که همه با آن سروکار دارند. موقع آشپزی، اگر آشپزخانه منظم و تمیز باشد، لذت کار چند برابر می‌شود.

fridge in order

این یعنی یک یخچال ایده‌آل که وقتی درش را باز می‌کنی خوشحال می‌شوی!

ایده‌های خلاقانه زیادی برای دسته‌بندی و تفکیک ظروف آشپزخانه وجود دارد که هربار یکی از آنها را یاد می‌گیرم، کلی تغییر در زندگی‌ام ایجاد می‌شود. مثلا شاید زیاد حواس‌تان به به نظم مواد غذایی در یخچال و فریزر نباشد اما اگر همه چیز را شسته و مرتب در یخچال بگذارید، یک قدم بزرگ برداشته‌اید. من هیچ وقت مواد غذایی آلوده را در یخچال نمی‌گذارم. خوراکی‌ها را هم با توجه به میزان مصرف نگه‌داری می‌کنم. خیلی وقت است که عادت انبار کردن مواد غذایی را کنار گذاشته‌ام و بر اساس نیازهای هفتگی یا ماهانه خرید می‌کنم. خوراکی‌ها وقتی انبار می‌شوند، حرکت و جابه‌جایی در محیط آشپزخانه متوقف می‌شود و انگار گرد و غبار و آلودگی به سمت آنها می‌رود.

رابطه کمد خلوت‌ و زندگی عاشقانه

یک مرحله جذاب دیگر در نظافت خانه، خلوت کردن کشو و کمد لباس است. لباس‌های پاره را دور می‌ریزم. کفشی را که به هر دلیلی نمی‌پوشم، می‌بخشم به کسی که می‌تواند از آن استفاده کند. گوشواره‌ای که یک لنگه‌اش را گم کرده‌ام، ساعتی که از کار افتاده است، شیشه خالی عطرها و لباس‌هایی که از مد افتاده‌اند را دور می‌ریزم و به خودم یادآوری می‌کنم که مطابق با نیازم خرید کنم.

messy-closet

اگر کمد لباس‌تان این شکلی است زودتر فکری به حالش بکنید

بقیه لباس‌ها را بر اساس نیاز و میزان استفاده دسته‌بندی می‌کنم تا هر بار برای انتخاب یک لباس همه کمد و کشو به ‌هم نریزد. بک بار در یک کتاب فنگ‌شویی خواندم که اگر دنبال یک رابطه عاشقانه در سال جدید هستید، به وضع کمد لباس‌ها‌یتان توجه کنید و یک جای خالی برای شروع این رابطه باز کنید. خب ظاهرا به نظر می‌رسد که لباس ربطی به رابطه عشقی نداشته باشد، اما امتحانش ضرری ندارد: یک جای خالی در زندگی‌تان ایجاد کنید و ببینید که چطور چیزی به سرعت آن جای خالی را پر می‌کند.

تجربه چند سال خانه تکانی به من نشان داده که خانه‌تکانی فقط نظافت خانه و دور ریختن اشیا نیست. هر بار ممکن است موقع خرید عید وسوسه شوم که چیزهای تازه‌ای بخرم بدون اینکه واقعا نیازی به آن داشته باشم. اما این نکته را از من داشته باشید که وقتی چیزی را لازم نداری و می‌خری، انگار خودت را به انباشتن اشیای بی‌کاربرد تشویق می‌کنی. خریدن یک رفتار لذت بخش است اما آیا اصلا ضرورت هم دارد؟

اگر دل کندن از اشیا و دور ریختن چیزهای اضافی برایتان کار سختی است، از دیگران کمک بگیرید چون انها وابستگی و تعلق شما را ندارند. من همیشه در مورد لباس‌ها از خواهرم کمک می‌گیرم. او به من می‌گوید کدام لباس زیادی مستعمل شده و کدام دیگر به من نمی‌آید. بعد هم خودش همه را جلوی چشمم می‌‌ریزد توی یک کیسه تا ببریم و به جایی که استفاده بهتری از آنها می‌کنند یا بازیافت می‌شوند، تحویل بدهیم.

چیدن قشنگ‌ها

‌جذاب‌ترین بخش خانه تکانی که بعد از همه کثیف‌کاری‌ها و دستمال کشیدن‌ها بالاخره نوبتش می‌شود، چیدمان و تغییر دکوراسیون خانه است. من به این بخش خیلی دقت می‌کنم. وسایل را طوری می‌چینم که مانع جریان انرژی نباشند، جلوی نور طبیعی را نگیرند و باعث احساس ناراحتی‌تان نشوند. مثلا چرا باید یک مبل را جایی گذاشت که هربار رد می‌شوم، یک جایی از تنم بخورد به آن و تنم کبود شود؟

decoration

این شیوه دکوراسیون را به خاطر رنگ‌های گرم و زنده‌اش دوست دارم

اشیای تزئینی هم خیلی خوبند؛ من عاشق تابلوهای زیبا، گلدان‌ها و مجسمه‌های هنری هستم. اما برای اینکه چیزی را به تزئینات خانه‌ام اضافه کنم خیلی وسواس دارم. مثلا ممکن است یک تابلوکه جزو مجموعه‌ای درباره جنگ در فلسطین است بر دیوار یک گالری خوب بنشیند اما آیا خوب است همین تابلو را هر روز موقع صبحانه خوردن هم ببینم؟  تابلو‌ها و مجسمه‌ها بار معنایی دارند و احساسی را منتقل می‌کنند. شاید به نظرتان جالب باشد که تفنگ شکاری اجدادی‌تان را به دیوار بزنید یا تصویر یک مرد خسته یا زن محزونی را  آویزان کنید اما تفنگ یا چهره محزون یک زن یا کودک، واقعا چه احساسی در شما و دیگران ایجاد می‌کند؟ انتخاب من یک شاخه گل طبیعی است که باعث می‌شود روزم را پرانرژی شروع کنم.

قدم نهایی: دوش آب گرم

ممکن است تمز کردن دستشویی و حمام به نظرتان کار چندش‌آوری برسد و آن را به تاخیر بیندازید. خب من هم همین‌طورم. این کار را می‌گذارم برای آخری مرحله که وقتی کارم در آنجا تمم شد، یک دوش هم بگیرم و شسته و رفته بیایم بیرون! خیلی از شستنی‌ها را همزمان با دوش‌گرفتن انجام می‌دهم. مثلا سطل‌های زباله و پادری‌های کوچک را در حمام می‌شویم و البته حواسم به میزان مصرف آب هم هست.

toalet

دستشویی خانه ما به این قشنگی نیست، اما وقتی تمیز است از همیشه قشنگ‌تر است

خیلی‌ها فکر می‌کنند در حمام و دستشویی و اتاق خواب بسته است و مثلا مهمان از آنچه پشت درهای بسته می‌گذرد خبر ندارد. جدا از اینکه هرآن امکان دارد کسی از دستشویی استفاده کند و دستتان رو شود، انبار کردن چیزهای بی‌مصرف و تجمع گرد و غبار اجر خانه‌تکانی پر زحمت‌تان را کمرنگ می‌کند. خود من از وقتی بعضی از عادت‌های قدیمی را ترک کرده‌ام، تمیز کردن دستشویی برایم خیلی ساده‌تر شده است. قوطی‌های خالی شامپو را فورا دور می‌ریزم. حوله‌ها را مرتب می‌شویم و موقع تمیز کردن کشوها، هر چیزی که بیشتر از شش ماه مصرف نشده‌ دور می‌ریزم.

موسیقی خوب خانه را تمیزتر می‌کند!

برای حفظ حال خوبی که موقع خانه تکانی پیدا می‌کنید یک موسیقی پخش کنید، گل‌های تازه تهیه کنید و با یک عود یا اسپری خوش بو فضا را پر انرژی کنید. شک نکنید با ایجاد تغییرات اساسی، حال‌تان خیلی خوب خواهد شد؛ همانطور که حال محیط زندگی‌تان خوب و دگرگون می‌شود.

من این یادداشت را بعد از سه روز خانه‌تکانی برایتان نوشتم؛ وقتی داشتم کار می‌کردم، این آهنگ گروه ایندو را گوش می‌کردم. کار نفس‌گیر تی کشیدن و تمیز کردن شیشه‌ها که تمام شد، برای خودم یک چای قندپهلو ریختم و با کیف به منظره بی خط و خش آسمان نگاه کردم. می‌دانستم دست‌کم تا باران بعدی دوام دارد!

Share