Share

Opinion-small2

آیا تا حالا هوس کرده‌اید که کوهستان خودتان را داشته باشید؟ یا دریاچه‌ای وسط خانه‌تان؟ یا جنگلی توی حیاط عقبی ویلای تان؟ در ایران شدنی است. بستگی به این دارد که در سال ۱۳۶۰ شما به چه کاری مشغول بوده‌اید. تفصیل ماجرا در پی می آید.

Constructions Tehran Miuntains

ساخت و ساز در ارتفاعات شمال تهران

ابتدا: بسته به این که کجا زندگی کنید قهقرای طبیعت پیرامون تان می تواند دلایل و شدت متفاوتی داشته باشد. به طور معمول طبیعت به سه دلیل رنگ می بازد: آلودگی، تخریب و تصرف.

آلودگی عمومی تر است و البته بیشتر هم قابل کنترل است و هم قابل جبران. آلایندگان می توانند هم مردم باشند و هم نهادهای فرادست دولتی و صنعتی.

تخریب همانقدر عمومیت دارد، اما دشوارتر قابل جبران است. عمدتا تخریب طبیعت به بهانه اجرای پروژه های عمرانی انجام می شود.

تصرف کم شمارتر اما تقریبا غیر قابل جبران است. همه منابع آلایندگی قابل حذفند و هر نوع آلودگی را دیر یا زود و کمابیش می شود پاک کرد. اما عرصه ای که تصرف شده و تغییر کاربری پیدا کرده برای همیشه زادآوری طبیعی و البته قابلیت بهره برداری و دسترسی همگانی اش را از دست می دهد. نکته این است که در ایران تصرف همان‌قدر عمومیت دارد که حتی آلودگی و تخریب.

حتی آن‌چنان ‌که موجب شود رهبر جمهوری اسلامی اواخر ماه گذشته در دیدار با مسئولان محیط زیست از همه گیری این همه تصرف غیر قانونی عرصه های طبیعی دست به فغان بردارد و حتی بعضا از ادبیات و تعابری استفاده کند که شبیه تعابیر اپوزیسیون نظام است.

ایشان (نقل به مضمون) با اشاره به مسیری که معمولا برای کوهپیمایی در شمال تهران طی می‌کند گفت من هر هفته که اینجا می آیم می‌بینم جاهای تازه ای تصرف شده و تحت ساخت و ساز قرار گرفته و مطمئن نیستم هفته بعد که دوباره می‌آیم همین جا که نشسته ام همچنان یک عرصه طبیعی متعلق به عموم خواهد بود یا توسط کسی مورد تصرف قرار گرفته است.

اینجا که ایشان از آن صحبت می کند محدوده بالادست پارک جمشیدیه در دامنه های توچال است. ارتفاع بالاتر از ۱۸۰۰ متر که قانونا حریم کوهستان بوده و ساخت و ساز در آن ممنوع است و مالکیت خصوصی هم ندارد. اما عمده این عرصه در سالیان اخیر تصرف شده و یک به یک عمارات بسیار گرانقیمت در آن قد برافراشته اند.

این تخلف از نوع اختلاس بانکی نیست که مشهود نباشد. پیش چشم همه است. هیچ هم جای چندوچون قانونی ندارد. در عرصه عمومی کسی رفته خانه ساخته. مثل این است که کسی وسط میدان انقلاب یا کف آسفالت خیابان جمهوری برای خودش خانه بسازد. اما نه تنها کسی مانع این ها نشده بلکه همه نهادهای حکومتی کمال همکاری را هم با آنها مبذول داشته‌اند. از صدور سند مالکیت توسط قوه قضاییه بگیر تا واگذاری انشعاب آب و برق توسط وزارتخانه های دولتی و همچنین صدور مجوز ساخت توسط شهرداری. چطور است که متصرفان این قدر زورمندند و اساسا به چه شکل تصرف می کنند؟

Constructions Mazandaran

ساخت و ساز و تصرف زمین در ارتفاعات مازندران

بعد: تصرف غیر قانونی اراضی ملی و طبیعی، یا آن چنان که زبانزد است “زمین خواری” نه فقط دشوارترین مسئله محیط زیست، بلکه همچنان که گزارش مجلس شورای اسلامی می‌گوید “مهمترین مفسده اقتصادی کشور” است. خود حاکمیت هم اذعان دارد که “این بزرگترین مفسده” نه توسط مردم و بلکه توسط دولتمردان انجام می‌شود.

این مفسده به دلایل متفاوتی گسترش یافته است. از جمله به این خاطر که رکود تولید و تجارت باعث می شود درآویختن به منابع طبیعی در دسترس ترین راه متنفذان برای کامجویی از قدرت سیاسی و اقتصادی شان باشد. آن چنان که محمدجواد لاریجانی، برادر دو قوه، بگوید ماجرای پرونده زمین خواری او در ورامین که با وجود تنفذ رعب انگیز خاندانش تعاقب، البته نافرجام، قضایی هم داشته صرفا ناشی از علاقمندی او به آبادسازی اراضی بایر است.

در خیلی جاها هم عدم اجرای طرح کاداستر (نقشه برداری ثبتی) باعث می‌شود که ایجاد شبهه حقوقی در باره مالکیت یک عرصه طبیعی کار دشواری نباشد.

ورشکستگی کشاورزی دلیل دیگری است که باعث می شود تغییر کاربری اراضی صرفه بیشتری از زراعت در آنها داشته باشد. وضعیتی که با تشدید خشکسالی اکنون قابل تعمیم به غالب اراضی کشاورزی در ایران است. اجرای طرح های عجیب و غریب مثل «باغستان» و« باغشهر» و «طوبای یک» و دو و غیره هم فرصت های دیگری بود در اختیار زمین خواران.

اما قطعا موثرترین عامل چشمان فروخفته قانون است. مثال بارز آن تصرف کرانه های رودخانه چالوس و سواحل خزر است.

قانونا ۳۵ متر از کرانه رود و ۷۰ متر از کرنه دریا حریم عمومی بوده و مطلقا غیر قابل تصرف است. اما در جاده چالوس می بینیم که در سال‌های اخیر نه فقط کل کرانه رودخانه بلکه اخیرا سقف آن را هم تصرف کرده اند!

بیش از نود درصد از ساحل خزر در استان مازندران هم تصرف شده است. دزدی در روز روشن. اما همه متصرفان از حریم امنیتی برخوردارند.

سبزشویی و مقدس شویی

یک پدیده رو به گسترش دیگر سبزشویی و مقدس شویی است. سبزشویی به بهانه‌های اکوتوریستی انجام می‌شود و مقدس شویی به بهانه های انقلابی و مذهبی. حتی آقای خامنه‌ای هم در سخنرانی اسفند ماه خود اشاره کرد که متصرفان بعضا به بهانه ایجاد حوزه علمیه جنگل را تصرف کرده و به مالکیت خود در می‌آورند.

Naharkhoran

تصرف زمین و ساخت موزه در جنگل ناهارخوران

از این دست طرح ها بسیارند. از جمله می‌توان به طرح پانزده هزار هکتاری ایجاد موزه دفاع مقدس در جنگل نهارخوران گیلان اشاره کرد. تغییر کاربری یکی از زیباترین زیستبوم های جنگلی ایران برای ایجاد موزه؟ یک موزه واقعا به چقدر زمین احتیاج دارد؟ اما روش کار ساده است: در طرح توجیهی می گویند کنار کاربری اصلی باید برای تامین هزینه ها کاربری تجاری پیش بینی شود. کاربری اصلی مثلا مدرسه است یا حوزه علمیه یا مرکز آموزش بسیج یا موزه دفاع مقدس و موارد مشابه. احتمالا ساختمانی با کمتر از یک هکتار عرصه. اما ده ها و همچنان که در ماجرای موزه ناهارخوران می بینیم بعضا هزاران برابر عرصه لازم به تصرف درآمده و تحت عنوان کاربری تجاری و تامین هزینه ها برای ویلاسازی واگذار می شود. به ثمن بخس و به تعبیر آن امام جمعه ” برای گردن کلفت هایی که کسی جرات ندارد اسم شان را بیاورد”.

و حتی در ماجرای اراضی بالادست شمیران ظاهرا رهبر انقلاب هم نمی تواند دستور رفع تصرف آنها را بدهد.

«شهر رویایی پدیده»، پدیده‌ای ویژه در زمین خواری

مثال دیگری در این باره آن چنان که شایع شده ماجرای «شهر رویایی پدیده» است. در دولت سابق به دستور نفر شماره دو دولت هفتصد هکتار اراضی ملی به مجریان پروژه واگذار می‌شود. کاربری اراضی مرتع بوده. یعنی قیمتی در حد مفت. بعد به آنها اجازه تغییر کاربری داده اند به تجاری، یعنی چند صد برابر شدن ارزش زمین. همین زمین ناگهان با یک دستور دو خطی چند صد برابر ارزش یافته را وثیقه قرار داده اند برای گرفتن پنج هزار میلیارد تومان اعتبار صنعتی (یعنی پایین ترین بهره بانکی).

در گوشه ای از زمین با بخشی از این پول البته شروع کرده اند به ساخت هتل و مجموعه تفریحی. اما بیشتر این عرصه تخصیص یافته است برای احداث مجموعه مسکونی. هنوز این مجموعه ساخته نشده و فقط یک نقشه اوزالید است اما کل آپادتمان ها را از قرار متری ده میلیون تومان فروخته‌اند. ظاهرا غیر قانونی هم نیست. هم فروش زمین با دستور مقام مرتبط دولتی بوده هم تغییر کاربری آن و هم اعطای اعتبار موصوف. این وسط فقط هفتصد هکتار اراضی ملی و طبیعی که ملک مشاء هشتاد میلیون ایرانی بوده نصیب چند آدم خاص شده است.

سرانجام: وقتی که ظاهرا آقای خامنه‌ای هم کاری از دستش بر نمی آید یعنی ارائه هر راه حلی در اینجا بی فایده خواهد بود. البته این یادداشت فیلم سینمایی نیست که لزوما برای فروش بیشتر احتیاج به «هپی اند» یا پایان خوش داشته باشد. «هپی اند» این یادداشت می تواند ارائه دستورالعملی برای بهره مندی از خوان یغمای بلعیدن کوهستان زیبای شمال تهران باشد. طرحی بدهید برای زمین شویی. عرصه را چند برابر طرح در نظر بگیرید. کلی اراضی سهم شما می شود، اعیان موضوع طرح را هم اگر ساختید که چه بهتر، با تبلیغ آن دوره بعد عضو شورای شهر یا مجلس هم شاید بشوید، اگر هم نساختید بالاخره یک طوری می شود.

اما چه کار کنید که طرح تان را تصویب کنند و زمین را به شما بدهند؟ اینجای قضیه دشوار است. بر می گردد به سابقه شما در سال ۱۳۶۰. رسما اگر ثابت کنید در آن سال دست کم یک محارب انقلاب را کشته‌اید کار برای تان آسان می شود. اگر نه، باید دختری خوبرو داشته باشید که به عقد آقازاده یکی از ظفرمندان آن قتل عام سال ۶۰ در بیاید. دقت کرده‌اید که اخیرا حتی برخی سلبریتی ها و هنرپیشگان سینمای ایران هم چطور له له می زنند برای نزدیک شده به اصحاب قدرت؟ یکی از دلایل آن، می تواند همین چراغانی های بالادست توچال در نیمه شب باشد که دل از همه می رباید.

Share