Share

گونتر گراس، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۹، بامداد روز دوشنبه  ۱۳ آوریل / ۲۴ فروردین در سن ۸۷ سالگی در گذشت.

گونتر گراس در طول زندگی خود به‌عنوان یکی از روشنفکران عرصه سیاسی نیز مطرح بوده است.

گونتر گراس در طول زندگی خود به‌عنوان یکی از روشنفکران عرصه سیاسی نیز مطرح بوده است.

این خبر را انتشارات اشتایدل در شهر گوتینگن که آثار گونتر گراس را منتشر می‌کند در صفحه توئیتر خود اعلام کرد.

گراس که یکی از مطرح‌ترین نویسندگان آلمان به‌شمار می‌رود در بیمارستانی در شهر لوبک بستری بود.

گونتر گراس در تیرماه سال گذشته در مصاحبه با مجله فوکوس آلمان گفته بود که هراسی از مرگ ندارد، اما از درد می‌ترسد و دوست دارد از دردها در سن کهولت در امان بماند.

او همچنین گفته بود این تصور که گرفتار فراموشی و زوال عقل شود و باری بر دوش خانواده‌اش باشد، برایش وحشتناک است.

بیشتر بخوانید: گونتر گراس: دوست دارم در زندگی بعدی فاخته باشم

روی جلد رمان «طبل حلبی»

روی جلد رمان «طبل حلبی»

از سال ۱۹۵۹ که رمان «طبل حلبی» گونتر گراس منتشر شد او به یکی از مهم‌ترین نویسندگان جهان تبدیل شد. او برای این کتاب پیشگامانه که بیش از سه میلیون نسخه به فروش رسیده و به ۲۴ زبان ترجمه شده است، جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۹ را دریافت کرد.

این رمان در سال ۱۳۸۱ با ترجمه سروش حبیبی در ایران منتشر شد و نسخه سینمایی آن به کارگردانی فولکر شلوندورف نیز توانست اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌ زبان و نخل طلای کن را به دست آورد.

گراس در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۷ در گدانسک لهستان به دنیا آمد و در آن‌جا به مدرسه رفت. در سال ۱۹۴۴ به‌عنوان نیروی کمکی در نیروی هوایی آلمان فعالیت کرد و پس از آنکه مجروح شد تا سال ۱۹۴۶ در زندان آمریکایی‌ها در ایالت بایرن در اسارت بود.

او در بازجوئی‌های مقدماتی افسران آمریکائی، به عضویت خود در شاخه مسلح حزب نازی موسوم به اس‌اس اعتراف کرد، اما تا سال ۲۰۰۶ از آن به افکار عمومی چیزی نگفت. اعتراف او به این امر جامعه آلمانی را شگفت‌زده کرد چرا که گراس از جمله نویسندگانی بود که به چپ گرایش داشت.

گونتر گراس در سال‌های ۱۹۴۸ – ۱۹۴۷ در دوسلدورف آموزش سنگ‌تراشی دید و از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۲ در آکادمی هنرهای زیبای همین شهر گرافیک و پیکرتراشی خواند. او تا سال ۱۹۵۹ که رمان «طبل حلبی» را نوشت در پاریس زندگی کرد.

«طبل حلبی» مقدمه به اصطلاح سه‌گانه گدانسک گراس است که پس از آن در سال ۱۹۶۱ «موش و گربه» و در سال ۱۹۶۳ «سال‌های سگی» را از این مجموعه منتشر کرد.

گراس در کنار آثار ادبی، شعرها و نمایشنامه‌هایی که از خود به جای گذاشته آثاری نیز در زمینه طراحی و مجسمه‌سازی دارد. طرح‌های بسیاری از آثار ادبی گراس کار خود او هستند.

او همچنین در طول زندگی خود به‌عنوان یکی از روشنفکران عرصه سیاسی نیز مطرح بوده و بارها اظهارنظرهای او در مسائل سیاسی جنجال‌برانگیز شده‌اند.

گراس در سال ۱۹۸۲ به‌طور رسمی به عضویت حزب سوسیال دمکرات آلمان درآمد و ۱۰ سال عضو آن بود. گراس پیش از آن نیز در سال‌های ۱۹۶۵، ۱۹۶۹ و ۱۹۷۲ بدون آن‌که عضو این حزب باشد در رقابت‌های انتخاباتی سوسیال‌ دمکرات‌ها شرکت داشت.

گونتر گراس (چپ) در کنار ویلی برانت و گرهارد شرودر ـ ۱۹۸۵

گونتر گراس (چپ) در کنار ویلی برانت و گرهارد شرودر ـ ۱۹۸۵

در روز ۱۶ فروردین‌ماه ۱۳۹۱ (۴ آوریل ۲۰۱۲) شعری از گونتر گراس با عنوان «آنچه باید گفته شود» در روزنامه‌های زوددویچه تسایتونگ، نیویورک تایمز و لا رپوبلیکا منتشر شد که در آن گراس اسرائیل را خطری علیه صلح جهانی قلمداد کرده بود. او در این شعر همچنین ساختن بمب اتم از سوی ایران را مورد تردید قرار داد و حمله نظامی به ایران را به‌دلیل آن‌که «مشکوک به ساختن بمب اتم» است عامل از بین بردن «مردم اسیر یک قلدر» در ایران دانست. گراس سیاست خارجی آلمان در قبال اسرائیل را نیز به باد انتقاد گرفت و ادعا کرد که دولت آلمان با پرداخت غرامت جنگی به اسرائیل کمک می‌‌کند.

بیشتر بخوانید: جنجال شعر تازه گونتر گراس در مورد سیاست اسرائیل علیه ایران

گراس پنج ماه پیش، آخرین باری که در یک میزگرد عمومی شرکت می‌کرد، در دانشگاه هانوفر با اشاره به جنگ‌‌های منطقه‌ای در خاورمیانه و در شرق اوکراین گفته بود مدتی‌ است جنگ جهانی سوم درگرفته و هر چه که می‌گذرد بر تعداد کشورهای در جنگ اضافه می‌شود.

بیشتر بخوانید: گونتر گراس: جنگ جهانی سوم درگرفته

آثار دیگر گونتر گراس که می‌توان از آن‌ها یاد کرد عبارتند از: مجموعه اشعار (۱۹۷۱)، از دفتر خاطرات یک حلزون (۱۹۷۲)، کفچه ماهی (سفره ماهی) (۱۹۷۷)، ماده‌موش / دنباله طبل حلبی (۱۹۸۶)، قرن من (۱۹۹۹)، بر گام خرچنگ (۲۰۰۲)، آخرین رقص (۲۰۰۳)، داستان‌های هانس کریستیان آندرسن از دیدگاه گونتر گراس (۲۰۰۵)، پوست کندن پیاز (۲۰۰۷) و جعبه (۲۰۰۸)

از جمله جایزه‌های دیگری که گراس دریافت کرده است، می‌توان به جایزه‌ گئورگ بوشنر در سال ۱۹۶۵، جایزه‌ توماس‌ مان در سال ۱۹۹۶و جایزه‌ شاهزاده آستوری در سال ۱۹۹۹ اشاره کرد.

 

Share