Share

Opinion-small2خواست و اراده آیت‌الله خامنه‌ای این است که کلیه فرامینش به گفتمان عمومی تبدیل شود. او در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها در ۱۳۹۴/۰۴/۱۳ به صراحت این مطالبه را عنوان کرد. او گفت که بسیاری از مسئولان نظام سخنان و فرامینش را به عنوان “نصیحت منبری” به شمار می آورند، نه فرامینی که باید به گفتمان عمومی تبدیل شود.

می‌گوید: «چند سال است که بنده در همین جلسه و در جلسات دیگر و در دیدارهای خصوصی با مسئولان اجرائی کشور، روی این مسئله تکیه کرده‌ام، متأسفانه اطلاعاتی که به من می‌دهند و گزارشی که به من می‌دهند، نشان می‌دهد که نه، این حرف‌های ما مثل نصیحت است؛ نصیحتی که مثلاً یک نفر منبر می‌رود و یک نصیحتی می‌کند؛ با این چشم نگاه شده؛ این‌جور نیست؛ باید سعی بشود.»

خامنه‌ای در سخنرانی روز نخست سال ۱۳۹۴ خطوط دیدگاه‌های خود در مورد مذاکرات هسته‌ای را ترسیم کرد.

او می‌گوید که اگر قرار است خواسته‌ای عملیاتی شود، باید در گام اول به گفتمان عمومی تبدیل شود تا در گام بعد بدان عمل شود. گلایه می‌کند که نقشه‌ جامع علمی کشور ، «با زحمت و تلاش دوستان تکمیل شد و به جایی رسید و یک سند کاملِ خوب تهیه شد برای کشور که خیلی مغتنم است. آن کسانی هم که صاحب‌نظر هستند، بعد از این که نقشه‌ جامع علمی کشور تهیه شد -آن‌طور که به بنده گزارش دادند و منتقل شد- تأیید کردند منتها چون “گفتمان‌سازی” در این زمینه صورت نگرفت، مدیران، اساتید و دانشجویان اطلاع درستی از نقشه جامع علمی کشور ندارند.

آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۹۲/۱۲/۱۵ در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری نیز تأکید کرد که نباید سخنانش نصیحت به شمار رود، بلکه باید آنها را به گفتمان تبدیل کرد. می‌گوید: «آخرین مطلب، مسئله‌ گفتمان‌سازی است. این مطالبی که عرض کردیم، اینها فقط نصیحت و درددلِ بین ما نیست که شما بگویید بنده بشنوم، بنده بگویم شما بشنوید، باید اینها به صورت گفتمان در بیاید. گفتمان یعنی باور عمومی؛ یعنی آن‌چیزی که به صورت یک سخنِ مورد قبول عموم تلقی بشود، مردم به آن توجه داشته باشند؛ این با گفتن حاصل می‌شود؛ با تبیینِ لازم – تبیین منطقی، تبیین عالمانه و دور از زیاده‌روی‌های گوناگون – حاصل می‌شود؛ با زبان صحیح، با زبان علمی و منطقی و با زبان خوش، بایستی این مطالب را منتقل کرد.»

فرامین/گفتمان‌های گوناگون

اقتصاد مقاومتی” یکی دیگر از عناوین و فرامینی است که آیت‌الله خامنه‌ای مطرح کرده است. به نقل از یکی از اساتید حاضر در دیدار می‌گوید که “خیلی‌ها از اقتصاد مقاومتی که شما می‌گویید، اطلاع ندارند”. سپس با اذعان به این خبر به عنوان نقطه ضعف، می‌کوشد تا راه برون رفت نشان دهد.

راه‌حل مسأله، همانگونه که مطرح شد، تبدیل خواسته‌های ولی فقیه به گفتمان عمومی است. خامنه‌ای می‌افزاید: «ما اگر می‌خواهیم یک خواسته‌ای تحقق پیدا کند، قدم اوّل این است که این خواسته را به‌صورت یک گفتمان پذیرفته‌شده دربیاوریم؛ مسئله‌ علم از همین قبیل بود که یک گفتمان شد و به‌طور طبیعی وارد جریان عملی شد، عملیّاتی شد و به‌صورت یک جریان درآمد؛ این [مسئله اقتصاد مقاومتی‌] هم همین‌جور است. مسائل مربوط به نقشه‌ جامع علمی کشور باید تبدیل بشود به یک گفتمان و به‌صورت جدی اجرا بشود.»

آیت‌الله خامنه‌ای همیشه با تأکید بر آمارها از پیشرفت علمی ایران در برخی قلمروها سخن گفته است. می‌گوید که تعداد اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها از حدود ۶-۵ هزار نفر در سال‌های اول انقلاب به حدود ۷۰ هزار نفر رسیده است، تعداد دانشجویان ۲۵ برابر قبل از انقلاب شده است، ۱۰ میلیون فارغ‌التحصیل داریم، جنبش علمی کشور با شتاب فوق‌العاده به یک جریان تثبیت شده تبدیل گردیده و ایران را با رشد ۱۳ برابر متوسط جهانی به رتبه شانزدهم جهانی ارتقأ داده است. این تحول چگونه حاصل شد؟ پاسخ خامنه‌ای روشن است: چون فرامین او به گفتمان تبدیل شد.

بدین ترتیب، اگر در تمامی حوزه‌ها، سخنان و فرامین او به گفتمان عمومی تبدیل شود، مسائل حل و فصل خواهند شد. احتمالاً او بر این باور است که دلیل عدم تحقق “اقتصاد مقاومتی”، عواملی چون روشن نبودن مقوله اقتصادی مقاومتی به عنوان برنامه اقتصادی، “شدیدترین تحریم های طول تاریخ که در مورد کشوری به اجرا درآمده” و ده‌ها متغیر دیگر نیست؛ بلکه این امر است که اقتصاد مقاومتی هنوز به گفتمان عمومی تبدیل نشده است.

خامنه‌ای در ۲۰/۱۲/۹۲ در مورد تبدیل اقتصاد مقاومتی به گفتمان عمومی گفته است: «الزام هفتم و کار لازم هفتم [از الزامات و انتظارات سیاست‌های اقتصاد مقاومتی]، گفتمان سازی است؛ باید تصویر درستی از اقتصاد مقاومتی ارائه بشود.» در ۶/۱۲/۹۲ هم به سران سه قوه گفته است: “گفتمان‌‌سازی در خصوص اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به یک گفتمان عمومی، بسیاری از مشکلات را بر طرف و کارها را تسهیل خواهد کرد.»

شاهد و قرینه‌ای که این مدعا را تأیید می‌کند، ادعای او درباره الگوگیری “بیداری اسلامی” – یعنی همان بهار عرب- از انقلاب اسلامی ایران است. با این الگوگیری، گفتمان انقلاب اسلامی به گفتمان غالب منطقه تبدیل شد. آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ در دیدار مسئولان اجرائی استان کرمانشاه‌ ادعا می‌کند که “گفتمان غالب” منطقه، “گفتمان شریعت اسلامی” است.

می‌گوید: «خوشبختانه امروز در سطح منطقه، گفتمان اسلام، گفتمان پیروی از معارف اسلامی و احکام اسلامی و شریعت اسلامی، شده گفتمان غالب. در کشورهائی انقلاب شد، حرکت شد و مردم شعار دادند؛ در کشورهای دیگری هم اگرچه این تظاهر وجود ندارد، اما در باطن امر مردم اینجورند؛ آدم نشانه‌هایش را دارد مشاهده می‌کند؛ این همان گفتمان شماست، این همان حرکت شماست. و جمهوری اسلامی و کشور عزیز ما الان به عنوان یک نمونه و یک الگو مطرح است؛ نگاه می کنند، می سنجند… تمام آنچه که در کشور ما می‌گذرد و جمع‌بندی شده‌ همه‌ این حوادث، امروز برای ملتها مطرح است، مورد توجه آنهاست.»

او رهبران نظام را به مواضع تقابلی با دشمن فرا خوانده و از آنان می‌خواهد تا این مواضع غیر انفعالی را به گفتمان تبدیل سازند. خامنه‌ای در ۱۳۹۲/۱۲/۱۵ در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری می‌گوید: «این‌جوری نیست قضیه که اگر چنانچه ما تسلیم شدیم در مقابل دشمن، آن‌وقت مشکلات ما برداشته خواهد شد، برطرف خواهد شد؛ نخیر. من واقعاً باید تشکر کنم از مسئولان کشور که در مقابله‌ با دشمن حرفِ صریح میزنند؛ عدم انفعال ملت ایران را و عدم انفعال انقلاب را به زبانِ صریح بیان می‌کنند؛ این خیلی لازم است. این را باید ما به صورت گفتمان دربیاوریم؛ و این هم یکی از مسائل ما است.»

پروژه ناممکن اسلامی کردن علوم انسانی

همه به خوبی آگاهند که ایجاد “تحول در علوم انسانی” و “اسلامی سازی علوم انسانی” یکی دیگر از فرامین اوست. به گمان او، اگر این مطالبه هم به گفتمان عمومی تبدیل شود، حتماً عملیاتی خواهد شد. برای این کار، “شورای تحول و ارتقای علوم انسانی” را تشکیل داده است. قرار است “اهداف و وظایف” گسترده این شورا، توسط “این افراد” محقق شود. آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با اساتید و مسئولان وزارت علوم دستور می‌دهد که دانشگاه ها و وزارت علوم از شورای تحول علوم انسانی تبعیت کنند و مصوبات شورای تحول را عملیاتی سازند.

گذشته از ناممکن بودن “اختراع علوم اجتماعی اسلامی” (رجوع شود به مقاله “جانشین‌سازی خامنه‌ای و کنترل بیشتر دانشگاه“)، پرسش این است که با افرادی که متخصص ترین شان غلامعلی حداد عادل است، چگونه می‌توان “علوم اجتماعی تجربی اسلامی” برساخت؟

آیت‌الله خامنه‌ای مدعی است که با تبدیل فرامین به گفتمان، رشد سریع تولید علمی ایران در سطح جهانی ممکن گردید. رتبه ۱۹ جهانی تولید علم و رتبه دوم جهان اسلام و خاورمیانه- پس از ترکیه- هیچ ربطی به علوم انسانی ندارد. آمارها نشان می‌دهد که مقاله‌های علمی منتشر شده در نشریات تخصصی بین المللی متعلق به رشته‌های مهندسی برق و الکترونیک، شیمی چند رشته‌ای، علم مواد چند رشته‌ای، مهندسی شیمی، و شیمی- فیزیک است. در حالی که جمهوری اسلامی طی ۳۶ سال گذشته دائماً در حال گفتمان سازی پیرامون اسلامی کردن علوم انسانی بوده و دستاورد آن صفر است. تنها دستاورد این گفتمان، هزینه کردن ده یا صدها میلیارد تومان بودجه کشور بوده که افرادی چون آیت‌الله مصباح یزدی، غلامعلی حداد عادل، و…؛ و افراد تحت امر آنان سودشان را برده‌اند.

چرا این همه تأکید بر گفتمان؟

آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۱/۱۱/۹۳ گفت «گفتمان‌سازى خیلى مهم است.». این همه تأکید آیت‌الله خامنه‌ای بر گفتمان سازی برای چیست؟ به نظر او وقتی مسأله‌ای به گفتمان تبدیل شد، عملیاتی خواهد شد و اجرای آن کار دشواری نخواهد بود. در ۱۳۹۰/۱۰/۱۴ در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی در این مورد گفته است : «هم در زمینه‌ مسائل نظریه‌پردازی کارهای مهمی ان‌شاءالله انجام خواهد گرفت، هم در زمینه‌ گفتمان‌سازی، و هم در زمینه‌ نزدیک کردن این گفتمان به اجرا؛ که البته اگر به صورت گفتمان در آمد، اجرای آن دیگر کار دشواری نیست. یعنی همان اشکالاتی که به مجلس و شورای نگهبان و دولت و غیره دارند، همه‌ آنها برطرف می شود. گفتمان یک جامعه مثل هواست، همه تنفسش می‌کنند؛ چه بدانند، چه ندانند؛ چه بخواهند، چه نخواهند. باید این گفتمان‌سازی انجام بگیرد؛ که البته نقش رسانه‌ها و بالخصوص نقش روحانیون و نقش بزرگان و اساتید دانشگاهی حتماً نقش بارز و مهمی است.»

احتمالاً افرادی به اطلاع او رسانده‌اند که به گفته میشل فوکو، قدرت گفتمان‌ساز است و قدرت رژیم حقیقت خود را می‌سازد. فرض کنیم که فوکو قدرت را به قدرت سیاسی فرو می کاست. (مطابق نظر فوکو باید قدرت را شبکه مولدی به شمار آورد که در سرتاسر بدنه اجتماع جریان دارد، چیزی به مراتب بیش تر از یک رانه منفی که کارکردش سرکوب است) فرض کنیم که قدرت سیاسی هرچه را اراده کرد بتواند به گفتمان تبدیل کند. اما گفتمان‌سازی یک چیز است و محقق کردن یک گفتمان چیزی دیگر.

“گفتمان انقلابی” شرط لازم وقوع انقلاب است. اما به صرف اختراع گفتمان انقلابی نمی‌توان اراده گرایانه انقلاب کرد. اگر رژیم سیاسی دارای “اراده” و “توان” سرکوب باشد (یعنی بخواهد و بتواند نیروهای انقلابی را سرکوب کند)، همین دو متغیر مانع وقوع انقلاب می‌شود. بگذریم که متغیرهای دیگری هم در کارند.

همان گونه که گفته شد، گفتمان‌سازی پیرامون تحول علوم انسانی و اسلامی سازی آنها نیز بدون نتیجه و پر زیان بوده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۹۴/۰۴/۰۲ در دیدار مسئولان نظام گفت: «طبق آمارهای رسمی جهانی، رتبه‌ بیستم در اقتصاد دنیا متعلّق به جمهوری اسلامی است؛ ما در رتبه‌ بیستم قرار داریم و ظرفیّت لازم برای رسیدن به رتبه‌ دوازدهم را هم داریم.» فرض کنیم که تبدیل ایران به اقتصاد دوازدهم جهانی و رشد اقتصادی ۸ درصدی به گفتمان عمومی تبدیل شود، اما به صرف این گفتمان ها نمی‌توان به این رتبه‌ها دست یافت. یکی از علل آن تعارض دیگر گفتمان‌های رسمی جمهوری اسلامی با این گفتمان‌هاست.

هیچ کس به اندازه آیت‌الله خامنه‌ای در حال گفتمان‌سازی ضد فساد نبوده است و هیچ کس به اندازه او در ساختن ساختار فسادآفرین جمهوری اسلامی نقش نداشته و ندارد. وقتی روشن می‌شود که خودی‌های حافظ رژیم – سپاه ، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، قوه قضائیه، مجلس، روحانیت، و…- درگیر بزرگترین فسادها هستند، فرمان “نباید بیش از حد کش بدهند قضیه را” و “غلط ترین کار، ظلم به خیلی‌ها، خلاف قانون، خلاف تدبیر و خلاف اخلاق” قلمداد کردن افشای بورسیه‌های قلابی ، گفتمان ضد فساد را به مضحکه عمومی تبدیل می‌سازد. مطابق تحلیل گفتمانی، جهان اجتماعی و سوژه‌ها توسط گفتمان برساخته می‌شوند. گفتمان خودی‌ها و غیر خودی‌های آیت‌الله خامنه‌ای، سوژه‌های فاسد تولید کرده و می‌کند.

آیت‌الله خامنه‌ای خواهان هژمونی گفتمانی- غلبه دیدگاه خاص خود- است. اما در جهان اجتماعی مرکزیت زدایی شده، خصوصاً جهان اجتماعی ایران، این سودا دست نیافتنی شده و هیچ نوع مرجعیتی وجود ندارد. به همین دلیل مخالفان جمهوری اسلامی هم قادر به ساختن رهبری واحد مقبول همگان نیستند.

ایران دارای صدها گفتمان، به مجمع الجزایر هزار تکه‌ای تبدیل شده که در غیاب گفتمان اعتمادساز، سوژه‌ها به راه‌های متفاوت و متعارض رانده می‌شوند. اگر چه اکثر قدرت سیاسی همچنان در دست آیت‌الله خامنه‌ای است، اما این امر لزوماً بدان معنا نیست که او دارای هژمونی گفتمانی است.

Share