Share

سیمای گیاه‌خواری در طهران قدیم اغلب با نام صادق هدایت به یادمان می‌آید. چهره‌ای با باورهای منحصر به فرد در زمان خود، گیاه‌خواری که گوشت‌خوارهای زمانش را «فدائیان شکم» خطاب می‌کرد. او در کتاب «فواید گیاه‌خواری»‌ نوشته بود که انسان نقش برادر بزرگتر را برای حیوانات دارد نه حق دژخیمی و ستمگری بر آنان را.

organicfoods

در حال حاضر در ایران حدود ۳۰ رستوران و فروشگاه ارگانیک و مختص گیاه‌خواری دایر است

با گذشت زمان و رشد و گسترش گیاه‌خواری و تبدیل آن به‌شکلی از فرهنگ و سبک زندگی دوران معاصر، رفته‌رفته آن باورهای منحصر به فرد نیز عمومیت بیشتری یافت. محفل‌های خاص گیاه‌خواران با جریان‌های خاص خود در سرتاسر جهان شکل گرفت. ایران نیز از قافله این فرهنگ جهانی عقب نماند.

در ۱۳۷۸ انجمن گیاه‌خواران ایران با هدف گسترش فرهنگ تغذیه پاک کار خود را آغاز کرد. این انجمن فروشگاه‌ها و رستوران‌های خود را راه‌اندازی کرد و رنگ و بوی متفاوتی به این جریان بخشید. جریانی با نظام عرضه و تقاضای خاص خود.

با سلطه بیش از پیش انسان بر طبیعت در دهه‌های اخیر، با نفوذ تکنولوژی و یورش صنعت تا بکرترین نقاط طبیعت، اکنون نیاز بشر به این مام نخستین روز‌به‌روز افزون می‌شود. این نیاز و تمنا گاه در جنبش‌های مدافع محیط زیست رخ‌ می‌نماید، گاه‌ در شکل ایدئولوژیک «بازگشت به طبیعت» و بودیسم عرض اندام می‌کند و زمانی نیز با اشکال رایج‌تر و باسابقه‌تری مثل گیاه‌خواری بروز پیدا ‌می‌کند.

گیاه‌خواری و حفاظت از محیط زیست

دلایل معتبری در‏ تأیید گیاه‌خواری وجود دارند که اغلب آن‌ها از عقل سلیم نشأت گرفته و به مسائلی همچون سلامت شخصی، ‏محیط زیست، رنج حیوانات و گرسنگی جهان مربوط می شوند.

گیاه‌خواران خود براساس هدفشان به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند:عده‌ای خواهان حذف هر نوع محصول حیوانی چه در غذا و چه در مواد مصرفی‌اند که به «وگان‌ها» یا گیاه‌خواران کامل معروف‌اند. تعدادی خام‌گیاه‌خوارند، دسته‌ای به میوه‌خواری گرایش دارند و افرادی نیز علاوه برگیاه تنها لبنیات مصرف می‌کنند که به شیرگیاه‌خواران یا لاکتوها موسوم‌اند.

علاوه بر این در سال‌های اخیر بسیاری به گیاه‌خواری زیست‌بوم محور(اکولوژیک) روی آوردند. بدون شک یکی از دلایل رشد این پدیده، بحرانی شدن شرایط اکولوژیک و زیست‌محیطی در جهان است. صنعت دامداری نقش‌ منفی زیادی در زوال زیست‌محیطی در سطح جهانی دارد و فعالیت‌های نوین پرورش حیوانات آن هم در مقیاس عظیم برای مصارف غذایی به آلودگی هوا و آب‌ها، فرسایش خاک، تغییرات آب و هوایی، تخریب جنگل‌ها و از دست رفتن تنوع زیستی منجر می‌شود. جالب است بدانیم بیش از ۶۵ درصد نیترو اکسید و ۳۷ درصد متانی که توسط فعالیت‌های انسان تولید می‌شود ناشی از فعالیت‌های مربوط به دامداری‌های صنعتی است.

SADEGH HEDAYAT

علاوه بر این، دامداری صنعتی در مقیاس عظیم مسئول ۱۸ درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای و بخش زیادی از گرمایش زمین هستند. از این رو بسیاری براین باورند که اتخاذ یک رژیم گیاه‌خواری باعث می‌شود که با این سیاره ملایم تر رفتار کنیم.

برخی گروه‌های دیگر نظیر «بنیاد مردمی رعایت اصول اخلاقی در برابر حیوانات (PETA) » با این دلیل به ترویج گیاه‌خواری می‌پردازند که از این طریق اعتراض خود را در برابر برخورد غیراخلاقی و شرایط ضدانسانی که در صنعت گوشت با کارگران صورت می‌گیرد، اعلام کنند.

در دهه ۷۰ میلادی با ظهور احزاب سبز و حامی محیط زیست، به گیاه‌خواری نیز به شیوه دیگری نگاه شد. احزاب سبز و جنبش‌های برخاسته از آن باعث تقویت و رونق بخشیدن به کشت ارگانیک شدند. این شیوه از کشت ارگانیک، در ادامه تلاش‌هایی بود که در ابتدای قرن بیستم و در جریان جنبش «مواد غذایی ارگانیک» در استرالیا و انگلیس و آمریکا پا گرفته بود.

در سال ۱۹۷۲، با شکل‌گیری جنبش بین‌المللی کشاورزان ارگانیک (IFOAM)، مسیر دستیابی به موادغذایی سالم و ارگانیک تسهیل شد. مواد غذایی ارگانیک به آن دسته از غذاهای گیاهی و حیوانی اطلاق می‌شود که عاری از هر گونه مواد و ترکیبات شیمیایی هستند.

درواقع در نگرش‌های عمده چند دهه اخیر در گیاه‌خواری، می‌توان پایداری زیست‌بوم‌ها و حفظ محیط زیست را دغدغه اصلی گیاه‌خواران به شمار آورد. در بسیاری از نقاط جهان پیوند گیاه‌خواری با جنبش‌های زیست محیطی نقش عمده‌ای در گسترش وجوه گوناگون به گیاه‌خواری داشت و در نتیجه آن را به شکل دیگری از مقاومت و مبارزه علیه فرهنگ رایج بدل کرد. در واقع حفاظت و حمایت از محیط زیست در حکم خاستگاه و منشاء گیاه‌خواری در دوران معاصر به شمار می‌آید.

گیاه‌خواری در ایران و فقدان جنبش زیست محیطی

با این حال آیا در ایران هم رشد گیاه‌خواری از دل جنبش‌های محیط زیستی سربرآورده یا دست کم توانسته کمکی به رفع مسائل زیست محیطی (آن هم در بدترین شرایط ممکن،که شاهد از دست رفتن بسیاری از جنگل‌ها و مراتع هستیم) کند؟ یا بازهم به شکلی میان اشکال دیگر یا نمود خاصی از فرهنگ طبقه‌ متوسط و در نهایت به یک سبک زندگی انجامید؟

با تکثیر گونه‌های مختلف گیاه‌خواری و گسترش فزاینده شیوه‌های مختلف سلامت غذایی و درنهایت به واسطه آن رشد تقاضا، عرضه محصولات مرتبط نیز رو به افزایش گذاشت و گیاهخواری و سلامت غذایی نیز بازار خود را شکل داد. از دهه ۹۰ میلادی در بسیاری از نقاط جهان با فروشگاه‌ها و رستوران‌های زنجیره‌ای روبروایم که تنها تولید یا پخش مواد ارگانیک و گیاهی را در دستور کار دارند و با این بازار اکنون رونق گرفته، کسب وکار می‌کنند. با تاخیری چند ساله در اواخر دهه ۸۰ شمسی این فروشگاه‌ها در تهران نیز شروع به کار کردند.

بنا بر آمار غیر رسمی در حال حاضر در ایران حدود ۳۰ رستوران و فروشگاه ارگانیک و مختص گیاه‌خواری دایر است که اکثر قریب به اتفاق آنها (بیش از ۲۵ مورد) در مناطق متمول تهران به کارمشغول هستند. از قضا، در همان مناطقی که توان خرید و مصرف گوشت را بیشتر دارند.

اگر در بسیاری از نقاط جهان گیاه‌خواری به یک فرهنگ مبارزه علیه مصرف گرایی رایج انجامید، در ایران این ابزار مبارزه در دست کسانی قرار گرفت که عملاٌ همان فرهنگ مصرف‌گرایی را ترویج می‌کنند. بیش از یک دهه است که سیمای گیاه‌خواری در ایران، به مثابه جلوه‌ای از تنوع و سبک زندگی مدرن مردم نیز ظاهر شده است. سیمایی تازه که با تبلیغات دولتی و برنامه‌های تلویزیونی نیز همزمان شد.

می‌توان یکی از عوامل اصلی در استحاله گیاه‌خواری و دورشدن آن از خاستگاهش را جای خالی جنبش‌های محیط زیستی و دفاع از حقوق حیوانات دانست. در ایران با وجود نمونه‌‌‌هایی مانند اعتراض به بدرفتاری با حیوانات و کشتن سگ‌ها و غیره در ماه‌های اخیر، هنوز کسب حقوق حیوانات به یک جنبش فراگیر اجتماعی تبدیل نشده است. به یک معنا جنبه‌های فردی مثل تندرستی و خوش‌اندامی که بیشتر نگرانی طبقه مرفه است تا اقشار دیگر، بر جنبه‌های جمعی و رهایی بخش پدیده‌ گیاه‌خواری سنگینی می‌کند. و در بسیاری موارد علی‌رغم سود جمعی و کارایی فراوان، گیاه‌خواری تنها به کالایی «لوکس» درخدمت قشر خاصی از جامعه بدل شده است.

Share