Share

بسیاری از تحلیل‌گران خاورمیانه دوره جدیدی از تحولات را در منطقه پیش‌بینی می‌کنند اما این پیش‌بینی‌ها چندان خوش‌بینانه نیستند. بین موافقان و مخالفان توافق هسته‌ای در خاورمیانه شکافی جدی وجود دارد. مبنای مخالفت‌ها، مسائل امنیتی و رقابت‌های منطقه‌ای است. موافقان به این تکیه می‌کنند که توافق به ضرر اسرائیل خواهد بود.

Grafic 1

با طولانی شدن مذاکرات هسته‌ای و تمدید چندباره آن، خاورمیانه نیز در التهاب به سر می‌بُرد. این زمان، فرصت کافی برای تحلیل‌گران منطقه فراهم آورد تا با بررسی همه جانبه نتایج احتمالی این مذاکرات، به تحلیل شرایط آتی منطقه بپردازند. تفسیرها در دوقطب رو در رو جهت گرفته‌اند: اول، گروهی که حصول توافق را بر پایه لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران خطری بزرگ برای امنیت خاورمیانه برمی‌شمرند. گروه دوم آنها که توافق را به نفع اسرائیل نمی‌دانند و در نتیجه حصول آن را پیروزی چشم‌گیری در برابر اسرائیل و شکست آمریکا عنوان می‌کنند.

تحلیل‌گران بر این اعتقادند که این توافق «آغاز تاریخی نو» در خاورمیانه است و این گزاره را در راستای سخنان فدریکا موگرینی و محمد جواد ظریف تکرار می‌کنند. اما این تاریخ برای خاورمیانه متفاوت از ایران رقم خواهد خورد. چه کسانی، چه سودی از این توافقات می‌برند و چه کسانی بیشترین ضرر را متحمل می‌شوند؟ آیا مشکل اصلی امروز خاورمیانه، یعنی هرج و مرج و ناآرامی، جنگ و خونریزی، آوارگی مردم بی‌دفاع و گسترش فرقه‌گرایی و پاک‌سازی‌های قومی و مذهبی در خاورمیانه حل خواهد شد؟ قطب‌بندی‌های قدرت در منطقه به استقبال چه واکنشی خواهند رفت؟

عربستان در کمین جبهه‌گیری علیه ایران

وزیر خارجه ایالات متحده، در سخنرانی تلویزیونی خود پس از اعلام توافق، هم‌پیمانان آمریکا را در منطقه فراموش نکرد. او با بیان اهمیت حمایت هم‌پیمانان آمریکا در منطقه از توافق حاصله، جمله‌ای طلایی گفت؛ جمله‌ای که به منزله واکنشی به مجادله‌های درونی بین کشورهای عربی، ترکیه و کشورهای شمال و شرق آفریقا در قبال این مذاکرات بود: «در نوشتن توافقنامه، نه تنها آمریکا منافع امنیتی خود در نظر گرفته  بلکه تمام مدت منافع امنیتی متحدان آمریکا به خصوص اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز مطرح بوده است.»

در واقع نگرانی از قدرت‌گیری ایران، چه از لحاظ نظامی و چه از لحاظی دست‌یابی به سلاح هسته‌ای، مخصوص اسرائیل نیست.

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، پس از سوریه و مصر، بیشترین نگرانی را ابراز داشته‌اند. آن‌ها این توافق را فرصتی برای حکومت ایران می‌دانند تا خود را به عنوان قدرت بلامنازع منطقه مطرح کند.

زورآزمایی جمهوری اسلامی ایران با عربستان، با سابقه دیرین و پیوسته‌اش، امروز بیش از هر زمان خود را پدیدار کرده است. در حالی که مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۵+۱ در جریان بود، عربستان سعودی تنها پس از دو ساعت از برقراری آتش‌بس در یمن حمله به مواضع حوثی‌ها در صنعا را آغاز کرد.

به نظر می‌رسد ملک سلمان، پادشاه تازه بر مسند نشسته عربستان، سطح تحمل خود را نسبت به فعالیت‌های نظامی ایران در منطقه بالاتر برده است اما نگرانی مقامات عربستان بر جای خود باقی است. مقامات سعودی علاوه بر این که بر گستره نفوذ نظامی ایران در کشورهای عربی و وجاهت این نفوذ به بهانه مقابله با داعش توجه دارند، عواقب لغو تحریم‌ها را در صدور نفت و نوسان‌های آتی قیمت نفت نیز می‌بینند.

بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران، ساعتی پس از اعلام نهایی توافق وین، اذعان کرد که نخستین اولویت این وزارت‌خانه، افزایش صادرات نفت است و گفت: «پس از توافق کار ما تازه شروع شده است.»

اما تحلیل‌گران عرب پیش از پایان مذاکرات وین بالا رفتن قیمت نفت و نقش ایران در نوسانات آن را پیش‌بینی و ابراز نگرانی کرده بودند که لغو تحریم‌ها نه تنها به بهبود وضعیت مردم ایران نخواهد انجامید، بلکه دولت روحانی بحران مالی ایران را در منطقه مسری خواهد کرد. آنها پس از اعلام خبر توافق هسته‌ای واکنش‌های تندی به تصمیم آمریکا و سخنان باراک اوباما نشان دادند و تمایل دولت آمریکا به مفاد این توافقنامه را نشانه «بی مسئولیتی» آمریکا نسبت به خاورمیانه و یمن دانستند.

معزالدین مقری

معزالدین مقری

معز مقری، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه، معتقد است که توافق بر کاهش توان نظامی ایران در منطقه اثری ندارد. او با طرح این مساله که توافق به گستره ایدئولوژیک شیعی ایران در منطقه کمک خواهد کرد، به «رادیو زمانه» می‌گوید: «این توافق آب حیاتی است برای «تاسیس [ایدئولوژیک] قم» و به هیچ وجه به نفع مردم ایران نیست. زمانی که تحریم‌ها علیه ایران اعمال می‌شد، بشار اسد با میلیاردها دلار کمک ایران و ارسال اسلحه از طرف ایران در قدرت ماند. آینده‌ای را برای خاور میانه تصور کنید که ایران توان مالی بیشتری داشته باشد و بتواند رو بازی کند. آن‌چنان بر مناسبات منطقه تاثیر خواهد گذاشت که به بالا رفتن قیمت نفت خواهد انجامید.»

این مدیر برنامه‌ریزی رسانه‌ای در امارات متحده عربی، تحریم تسلیحاتی ایران را بی‌نتیجه می‌خواند ومی‌گوید: «تحرکات نظامی یک دهه اخیر ایران در منطقه خود گواه این ادعا است. حال تاکید گروه ۵+۱ بر این که این توافق به فعالیت هسته‌ای و تسلیحاتی ایران به ترتیب ۵ و ۸ سال مهلت خواهد داد، جمله‌ای تزئینی است.»

نگرانی سوری‌ها از ادامه روزهای سیاه

بشار اسد جزو اولین مقامات دولتی خارجی بود که به همتای ایرانی خود، حسن روحانی، دست‌یابی به توافق هسته‌ای وین را تبریک گفت، اما مخالفان دولت اسد، اعم از راست، چپ، اسلام‌گرایان تندرو و گروه‌های لائیک متمایل به غرب، از این توافق ابراز خشنودی نکردند.

تحلیل‌گران سوری مخالف اسد، با تعقیب لحظه به لحظه جریان مذاکرات ایران و گروه ۵+۱، نگران آینده سوریه در صورت لغو تحریم تسلیحاتی ایران بودند. آنها با اعلام توافق، ادامه درگیری‌ها و قدرت‌گیری دولت اسد در سرکوب مخالفان را قطعی فرض می‌کنند.

گروه‌های چپ انقلابی سوریه، با یادآوری نقش مذاکرات ژنو بر تحکیم جایگاه بشار اسد، بر این عقیده‌اند که این بار ایران با فراغ بال بیشتر و با وجهه جهانی می‌تواند به توان  اسد در سرکوب «انقلابیون» بیفزاید. گرچه این گروه، پس از مذاکرات ژنو، که بسیار هم از آن استقبال کرده بودند، طرح همه‌پرسی ریاست جمهوری سوریه را به نفع مردم و موجب توقف درگیری‌های خونین داخلی می‌دانستند، اما اولین گروه از مخالفان اسد بودند که در اثر سرکوب‌های دولتی از میدان مبارزه بیرون رانده شدند. اکنون آنها در هراسند که تاریخ تکرار شود.

به نظر می‌رسد، به جز موافقان بشار اسد و طرفداران حزب الله لبنان، گروه‌های درگیر در سوریه بیش از هر نقطه دیگر در منطقه خطر گسترش مداخله مسلحانه ایران را حس می‌کنند و موضعی یک‌ دست در قبال توافق هسته‌ای وین دارند.

لبنان سرخوش از نتایج مذاکرات

در میان واکنش‌های تند و بدبینانه به توافق هسته‌ای، غالب تحلیل‌گران لبنانی از نتایج به دست آمده مسرورند. تحلیل‌گران لبنانی بیش از آن که بر سر مداخله نظامی ایران در منطقه با دیگر تحلیل‌گران خاورمیانه هم‌صدا شوند، بر دو نکته تاکید دارند.

از نگاه غالب تحلیل‌گران لبنانی، این مذاکرات ثابت کرد که می‌توان مخاصمات با غرب را بدون افتادن در دام سناریوی حمله نظامی پایان داد. از دیگرسو، آنها بر این عقیده‌اند که دست‌یابی به توافق نه تنها برای ایران «بُرد» به حساب می‌آید، بلکه قدرتمند شدن ایران در برابر اسرائیل، بر قدرت منطقه در برابر این کشور می‌افزاید و نویدبخش دوران آرامش و ثبات در منطقه است.

به نظر می‌رسد گرایشات ضد اسرائیلی و موافق با حزب‌الله لبنان که پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان تشدید شد، سیاست گروه‌های مختلف لبنان را در قبال ایران هم‌سو کرده است. در برخی تحلیل‌ها می‌توان به وضوح دید که تمایلی نیز به الگو برداری از ایران وجود دارد.

خاورمیانه در آستانه تنش‌هایی تازه

گسترش حوزه نفوذ ایران در خاورمیانه با پیشروی‌های نظامی سپاه پاسداران در عراق، سوریه و یمن زنگ خطر را برای دولت‌های منطقه به صدا درآورده است. گرچه این نفوذ بسیار پیش از این از طریق تبلیغات ایدئولوژیک و کمک به شکل‌گیری گروه‌های عمدتاً شبه نظامی شیعه شکل گرفته بود، دلایل متعددی وجود داشت که قدرت‌های منطقه آن را تا به این اندازه جدی نگیرند.

عدم ثبات سیاسی در داخل ایران و عدم توانایی بالای ایران در چانه‌زنی‌ها بر سر استخراج، صدور و تاثیر بر قیمت نفت، احتمال قوت‌‌گیری نقش ایران به عنوان یکی از قدرت‌های منطقه را برای این دولت‌ها دور از ذهن می‌کرد.

دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و فناوری غنی‌سازی اورانیوم تهدید ایران را برای قدرت‌های کلاسیک منطقه جدی‌تر کرد. از زمان حمله آمریکا و متحدانش به عراق و زیر ذره‌بین رفتن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، چشم امید قدرت‌های منطقه به حمایت آمریکا و ممانعت از قدرت‌گیری ایران در منطقه بوده است. هر توافقی که در این بین دیپلماسی ایران را در هم‌سویی و هم‌پیمانی با غرب قرار دهد، برای قدرت‌های خاورمیانه تهدیدی جدی به حساب خواهد آمد.

اما این دولت‌ها در منافعی که دنبال می‌کنند هم‌سو نیستند و این تضاد منافع با وجود کاهش تحریم‌ها علیه ایران به قطب‌بندی واقعی در منطقه منجر خواهد شد. به نظر می‌آید خاورمیانه در آستانه صف‌آرایی دوقطب سنی و شیعی، یا با تعبیر درست‌تر، متحدان عربستان در برابر متحدان ایران قرار دارد و در این میان نقش غرب و به خصوص ایالات متحده به عنوان هم‌پیمان اسرائیل، عربستان، مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس کلیدی خواهد بود.

Share