Share

نهم تیرماه ۱۳۹۴، سیاست‌های کلی برنامه ششم توسعه توسط رهبر جمهوری اسلامی به حسن روحانی، رئیس قوه مجریه ابلاغ شد. در بندهای ۴۰ تا ۴۲ این برنامه، از نظام تامین اجتماعی کشور صحبت شده است.

2

«استقرار نظام جامع، یکپارچه، شفاف، کارآمد و چند لایه‌ تامین اجتماعی کشور، توانمند‌سازی و خود‌اتکایی اقشار و گروه‌های محروم در برنامه‌های مربوط به رفاه و تامین اجتماعی، ارتقا کیفیت و اصلاح ساختار بیمه‌های تامین اجتماعی پایه (شامل بیمه‌ درمان، بازنشستگی، از کار افتادگی و …) برای آحاد مردم»، از سیاست‌های کلی این برنامه خوانده شده‌اند.

اما سیستم تامین اجتماعی ایران و متولی آن سازمان تامین اجتماعی، از انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ تا‌کنون چه تغییراتی داشته و چقدر توانسته در راستای حمایت از طبقات کم‌درآمد و سهولت دسترسی شهروندان به خدمات پایه انسانی مانند بیمه سلامت، بازنشستگی، مستمری از کارافتادگی و امثال آن موفق باشد؟

فریبرز رئیس دانا، اقتصاددان و استاد دانشگاه تهران، معتقد است که سیستم تامین اجتماعی و پوشش این سازمان، سال به سال گسترش یافته و بعد از انقلاب هم این گسترش ادامه داشته اما مدت‌هاست که ناکارآمد است.

او به رادیو زمانه می‌گوید: «نظام تامین اجتماعی ایران زمان زنده‌یاد دکتر مصدق تصویب شد، در رژیم گذشته وجود داشت و بر آن تاکید می‌شد و فشار و خواست طبقه کارگر، کارکنان خدماتی و دیگر بخش‌ها پشت نظام تامین اجتماعی بود. نظام این بیمه‌ها از بین نرفته و رشد هم پیدا کرده‌اند. یعنی شمار کسانی که تحت پوشش تامین اجتماعی قرار گرفتند، مانند مستمری‌ بگیران و بازنشستگان، زیادتر شده است».

فریبرز رییس دانا

فریبرز رییس دانا

رئیس دانا تاکید می‌کند که هم‌زمان با این گسترش، پوشش کیفی به شدت پایین آمده و سازمان تامین اجتماعی به تعهداتش نسبت به بیمه‌شدگان عمل نمی‌کند.

او می‌گوید: «مثلا بخش درمان تامین اجتماعی و این دفترچه‌ها که در اختیار مردم است، تا مدت‌های مدید فشار هزینه‌ای زیادی را بر بیمه‌شدگان وارد می‌کرد و هنوز هم می‌کند. حال این طرح درمانی که مطرح شده،‌ قرار است تا حدی مشکل را حل کند که من هیچ امیدی به آن ندارم. کارگران گاهی تا ۷۰ درصد از هزینه‌های درمانی را باید از جیب‌شان بدهند و آن دفترچه ناکارآمد مانده است».

او هم‌چنین میزان پرداخت‌های بازنشستگی را با توجه به تورم، ناکافی می‌داند و می‌گوید: «افراد تا زمانی که کار می‌کنند، احتمالا می‌توانند دور و بر خط فقر یا بالاتر از آن باشند ولی وقتی بازنشسته می‌شوند، به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. بی‌سبب نیست که آمار سکته‌های قلبی در میان بازنشستگان تامین اجتماعی نسبت به سایرین به یک‌باره بالا می‌رود».

این استاد دانشگاه با اشاره به انواع پول‌هایی که سازمان تامین اجتماعی دریافت می‌کند اما به گفته او میزان و نوع پرداخت‌هایش با توجه به این دریافت‌ها معلوم نیست، می‌گوید: «برای مثال از پیمان‌کاری‌ها، از راننده‌ای که وانتی دارد و آن را به یک پروژه کرایه می‌دهد، از دارندگان کامیون‌های خود-راننده، از همه این‌ها حق بیمه می‌گیرند اما معلوم نیست به چه کسی و چقدر خدمات درمانی‌اش را می‌دهند و به چه کسی خدمات بازنشستگی‌اش را می‌دهند.»

دولت روحانی و سرنوشت تامین اجتماعی

برخی تحلیل‌گران معتقدند که دولت روحانی سیاست‌های نولیبرالی را دنبال می‌کند. سیاستی که از لحاظ ریشه‌های فکری در زمینه سیستم تامین اجتماعی، نقطه مقابل مدل‌های موفق شبه‌سوسیالیستی این سیستم (برای مثال در کشورهای اسکاندیناوی) است. آیا دولت کنونی می‌تواند با معیارهای خود، تامین اجتماعی را بهبود بخشد و آن را اصلاح کند؟

فریبرز رئیس دانا در پاسخ به این سوال می‌گوید: «دولت‌هایی با گرایش‌های نولیبرالی از سال ۶۸ و ۶۹ بوده‌اند. دولت هاشمی رفسنجانی پایه‌گذار آن است و در دستگاه سیاسی هم نفوذ دارد و این نفوذش باعث می‌شود که این گرایش‌های نولیبرالی شدیدتر شوند. حتی دولت احمدی‌نژاد که خیلی ناجوانمردانه و غیرمنصفانه و حساب‌شده به او می‌گویند دولت چپ، دولتی بسیار راست‌گرا بود و سیاست‌هایی که پیش‌ می‌برد به شدت از جنس لیبرالی بود اما قالب نومحافظه‌کاری داشت.»

رئیس‌دانا گسترش خصوصی‌سازی‌ها، بازتر شدن تجارت خارجی، آزادسازی قیمت‌ بسیاری از کالاها و سرکوب سندیکاهای کارگری را از ویژگی‌های دوره صدارت محمود احمدی‌نژاد ‌می‌شمارد، با این حال تاکید می‌کند: «اما پوپولیسم او حکم می‌کرد که گاهی در زمینه‌هایی سخت‌گیری‌هایی انجام دهد. حال دولت روحانی آمده، آن ورژن نومحافظه‌کاری‌اش را ندارد و کاملا نولیبرال است، نولیبرال افراطی است.»

او ایجاد «مکانیسم یک اقتصاد ولنگار» را از خصوصیات دولت روحانی می‌داند و معتقد است که «تامین اجتماعی هم به همین صورت زیر ضربه می‌رود.»

این اقتصاددان طرح درمان جدید، موسوم به «تحول نظام سلامت» را هم ابزاری می‌داند «برای سر و سامان دادن به اموری که در سایه‌اش بتوانند برنامه واگذار کردن درمان به بخش خصوصی و دست‌ کشیدن دولت از مسئولیت درمانی‌اش» را اجرا کنند.

رئیس دانا تاکید می‌کند: «من زمینه‌های خطوط و رئوس برنامه ششم که دولت حسن روحانی تنظیم کرده را می‌شناسم. بیشتر آن با گرایش‌های بانکی، پولی، خصوصی‌سازی و فرصت‌ دادن به انحصارها و سرمایه‌دارهای خودی‌شان است. نامه‌ای را که روحانی اخیرا به معاونش اسحاق جهانگیری نوشته ببینید. زمانی که از پرداخت بدهی‌های دولت صحبت می‌کند، می‌گوید “پیمانکاران”. پیمانکاران بزرگ چه کسانی هستند؟ طلب‌کاران این مملکت کارگران یا کارکنان خدماتی هستند که مدت‌ها حقوق و دستمزد نگرفته‌اند. اگر این درآمدهای نفتی حاصل شود و پول‌های بلوکه شده به دست آید، عوض آن که به فکر مردم باشند و به فکر کارکنان و کارگران و نوسازی و سازمان‌دهی مجدد و دموکراتیک سازمان تامین اجتماعی باشند، صحبت‌شان این است که پول‌ها را باید جمع کنیم و بدهیم به بانک‌ها، سیستم بانکی و بازار مالی را تقویت کنیم». 

«الگوی اقتصادی برآمده از تفکر اسلامی» در برنامه ششم توسعه

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در نامه ابلاغی برنامه ششم توسعه خطاب به حسن روحانی نوشته است: «اتکا بر توانایی‌های انسانی و طبیعی و امکانات داخلی و فرصت‌های وسیع برآمده از زیرساخت‌های موجود در کشور و بهره‌گیری از مدیریت جهادی و روحیه‌ انقلابی و تکیه بر اولویت‌های اساسی آمده در سیاست‌های کلی اصل ۴۴، اقتصاد مقاومتی، علم و فناوری، نظام اداری و جمعی و از همه بالاتر توکل به قدرت لایزال الهی می‌تواند ما را به‌رغم تمایل و اراده‌ دشمنان عنود، با تحقق اهداف برنامه‌ ششم در ارائه‌ الگویی برآمده از تفکر اسلامی در زمینه‌ پیشرفت که به کلی مستقل از نظام سرمایه‌داری جهانی است، یاری رساند.»

مراد از جمله «الگویی بر آمده از تفکر اسلامی در زمینه پیشرفت که به کلی مستقل از نظام سرمایه‌داری جهانی» باشد، چه الگویی است؟ چه مولفه‌هایی دارد؟ آیا تاکنون تعریف درستی از آن ارائه شده و اثرات آن دیده شده است؟

رئیس دانا می‌گوید: «این حرف‌ّهای دهان‌پرکن و کنار هم گذاشتن‌ها نه برای مردم شغل می‌شود، نه آینده می‌شود و نه اقتصاد. یعنی چه مستقل از نظام سرمایه جهانی؟ در همان حال خودشان، حسن روحانی در تمام دوران فعالیت‌هایش به شدت از نولیبرالیسم و بازار آزاد دفاع کرده، بعد می‌گویند مستقل از آن بازار؟ گاهی ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار درآمد کشور را داده‌اند و از بازار جهانی کالا خریده‌اند. نفت وابسته به بازار جهانی است. این حرف‌های ناراست و دهان‌پرکن چیست که می‌زنند؟ سوسیالیست‌ترین کشورهای موجود هم همین الان مستقل از نظام سرمایه جهانی نیستند. آن‌ها هم محاصره شده توسط قدرت‌های سرمایه‌ جهانی هستند، اما آن‌ها عاقلند، عادلند، راست می‌گویند و حد و اندازه خود را می‌شناسند».

رئیس دانا در ادامه می‌گوید: «یونان را ببینید. یونان می‌داند که جهان چون یکی هفت سر اژدهاست/ کسی نیست کز چنگ و بالش رهاست. یونان می‌داند که سلطه سرمایه اروپایی چه کار دارد می‌کند. حتی‌الامکان تلاش می‌کند که دامنش را کنار بکشد و خود را نجات دهد. ونزوئلا، بولیوی، نیکاراگوئه، آرژانتین، برزیل و تا حدی شیلی هم همین‌طور. دارند تدبیری پیدا می‌کنند تا وابستگی را به حداقل برسانند».

رئیس دانا این «تدبیر» را در گرو «دموکراتیزاسیون، تقویت اراده مردم، عدالت اجتماعی و ایجاد فضاهای رشد درون‌زا» می‌داند و می‌گوید: «ما درست برعکس این‌ها را انجام می‌دهیم بعد موقع انشانویسی از این کارها می‌کنیم. مستقل از نظام سرمایه جهانی! مستقل از این نظام نفت را به چه کسی می‌خواهید بفروشید؟»

این اقتصاددان می‌گوید: «الگوی اقتصاد اسلامی را که دارند می‌گویند، یکی‌اش را به زبان اقتصاد‌دانان برای ما بگذارند ببینیم منظورشان چیست؟ یعنی این برج‌هایی که ساخته شده. دو میلیون و ۳۰۰ هزار واحد مسکونی با وام‌های ارزان بر اساس پس‌اندازهای مردم ساخته شده و خالی مانده، این‌ها را می‌خواهند چه کنند؟ نظام مالیاتی کشور می‌خواهد چه شود؟ توزیع درآمد می‌خواهد چه شود؟ این منابعی که دارند می‌آیند می‌خواهند چه شوند؟ ما این‌ها را نمی‌دانیم.»

3

رئیس دانا می‌گوید که در مورد سازمان تامین اجتماعی هم، راهبرد اساسی دولت به سمت نولیبرالیزه کردن اقتصاد و دست کشیدن از مسئولیت‌هایی است که برابر قانون اساسی باید آن‌ها را بر عهده بگیرد و انجام بدهد.

به باور او باقی صحبت‌ها درباره اقتصاد اسلامی مستقل از سرمایه‌داری جهانی که در نامه ابلاغیه برنامه ششم توسعه به آن‌ها اشاره شده، «عوام‌فریبانانه» است.

قمار با سرمایه سازمان تامین اجتماعی

سازمان تامین اجتماعی، نهادی ثروتمند است. سال گذشته خورشیدی، معاون فنی و درآمد این سازمان، از گردش مالی ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی آن خبر داد، اما ذخایر مالی سازمان تامین اجتماعی کجا و چگونه مصرف می‌شوند؟

رئیس دانا می‌گوید: «این ذخایر متعلق به بیمه‌شدگان است. متعلق به کارگران و کسانی است که زیر پوشش تامین اجتماعی هستند. این ذخایر دولت به دولت در دست افراد خاص قرار گرفته و با آن مانند یک ملک شخصی برخورد کردند. در بازار بورس، به قول انگلس این قمارخانه قانونی، با آن قمار کردند …. در بازار بورس رفتند و سهام خریدند و بعد ورشکست شدند. آخر مگر می‌شود با پول کارگران از این قماربازی‌ها کرد؟»

نه به مدیریت غیردموکراتیک؛ چه «موجه»، چه«قمارباز»

چگونه می‌شود که مدیران یک سازمان غیردولتی، سیاست‌هایی را پیش بگیرند که باعث چنان حیف و میل‌هایی شود؟ مدیریت در دست چه کسانی است؟

اگر از سه سال اول انقلاب به دلیل شرایط خاص آن زمان بگذریم، مدیریت عامل سازمان تامین اجتماعی در کل دهه ۶۰ (۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰) در دستان یک نفر به نام سید ابوالفضل غرضی موسوی خواجویی قرار داشت. با مرگ او در سال ۷۰، برای بیش از یک دهه، طول دوران مدیریت افراد، بین چهار تا شش سال بود و دوران نسبتا آرامی را از نظر مدیریتی می‌گذارند.

یک دهه گذشته اما این سازمان درگیری‌های مختلف فردی و جناحی را برای احراز پست مدیریتی‌، به خود دید. اختلافات داوود مددی در دوران مدیریتش (۸۴ تا ۸۶) با وزیر وقت رفاه و تامین اجتماعی که در دوران اخلاف او، علی ذبیحی و رحمت‌الله حافظی نیز ادامه داشت، با حضور جنجالی سعید مرتضوی به اوج خود رسید و سرنوشت اموال حیف و میل شده سازمان نیز معلوم نشد.

رئیس دانا در این باره می‌گوید که به دلیل بالا بودن میزان ذخایر این مجموعه، «دولت و مدیران سازمان تامین اجتماعی به خود اجازه می‌دهند که هر پولی را که دلشان خواست بگیرند.»

او می‌گوید: «مشکل مدیریتی این است که دولت به خودش اجازه می‌دهد تا در این حوزه دخالت کند. رئیس تعیین کند، نظارت کند و آن‌جا را ملک طلق خودش می‌بیند در حالی که سازمان تامین اجتماعی، نهاد عمومی غیردولتی است. این سازمان مانند شهرداری‌هاست و باید توسط اراده مردم -مانند شورای شهر در شهرداری‌ها- اداره شود. این‌جا باید با مجمعی از کسانی که حق بیمه می‌دهند، کارگران و کارفرماها و … اداره شود اما دولت‌ها می‌آیند.»

این استاد دانشگاه می‌گوید: «دولت خاتمی چهره‌هایی را گذاشت که موجه بودند، اما افراد موجه را بر سر کار آوردن، راه حل نبود. این‌جا باید به صورت دموکراتیک اداره شود تا ببینیم منابع چه می‌شوند. این منابع باید در یک سیستم غیرقماربازانه و غیرمخاطره‌آمیز به کار گرفته شوند.»

راه حل: دموکراتیزاسیون!

فریبرز رئیس دانا که خود یکی از محققان در عرصه تامین اجتماعی بوده و به صورت حرفه‌ای در موسسه پژوهش‌های تامین اجتماعی فعالیت داشته است، می‌گوید که راه‌حل وضع موجود، سپردن مدیریت سازمان به مالکان واقعی آن است، یعنی در درجه اول کارگران و سپس کارفرمایانی که حق بیمه پرداخت می‌کنند.

او تاکید می‌کند: «الگوهایش را می‌دانیم. ایسا (ISSA) اتحادیه بین‌المللی تامین اجتماعی ده‌ها، صدها راه حل داده، الگوهایش را داده است، خودمان تحقیق کرده‌ایم اما باید این دخالت حذف شود تا مدیریت تامین اجتماعی، دموکراتیک و شفاف شود.»

رئیس دانا منابع سازمان تامین اجتماعی را ذخیره‌ای برای نسل‌ها می‌داند که در شرایط خاص فشار اقتصادی، یعنی زمانی که «اشتغال کم است و دریافتی‌های عادلانه حق تامین اجتماعی کم می‌شود و دخل و خرج نمی‌خواند»، به کار می‌آید.

رئیس دانا می‌گوید: «باید برای پرداخت تعهدات به بیمه‌شدگان از آن‌ها استفاده کرد نه اینکه دکانی برای دولت باشد. الان هم دولت به شدت به تامین اجتماعی بدهکار است. گاهی می‌رود مرحمت کند و بدهی‌اش را بدهد، کارخانه‌های ورشکسته را می‌دهد، خودش قیمت‌ می‌گذارد و به جای بخشی از بدهی می‌دهد! به خاطر اینکه نظارت کارگری، نظارت بیمه‌شده و بیمه‌گذار نیست، این شرایط به وجود می‌آید. زمانی که شستا [شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی] در اختیار مرتضوی بود و او هم پاسخگو نیست، میلیاردها تومان این طرف و آن طرف شد. دوباره همان است. راه‌حلی که از نظر فنی به آن رسیده‌اند این است که سازمان تامین اجتماعی باید توسط مالکان واقعی آن به صورت دموکراتیک اداره شود. توسط طبقه کارگر، کارکنان و کسانی که پول بیمه داده‌اند.»

Share