برگرفته از تریبون زمانه *  
Share

توضیح

مقاله من با عنوان «مضحکه رفتار معقول در دنیای نا معقول» روز دوشنبه ۲۷ مهر در شماره ۲۴۲۶ روزنامه شرق منتشر شده است اما به دلایلی که هنوز برای من روشن نیست، نه به نام نویسنده اصلی که به نام به احتمال جعلی «زیبا طهماسبی».

این مقاله را به مناسبت انتشار ترجمه فارسی جلد اول کتاب «راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن ها» نوشتم که با ترجمه من در ایران منتشر شد و قصد دارم آن را در موخره جلد دوم همین کتاب، که در دست چاپ است، منتشر کنم.

در این دو هفته از راه های گوناگون از روزنامه شرق خواستم که بر روال پذیرفته شده حرفه ای، نام جعلی را در نسخه اینترنتی خود تصحیح و اشتباه خود را در شماره های چاپی این رسانه تصحیح کند. اما روزنامه شرق ، برخلاف عرف مطبوعاتی، از تصحیح اشتباه خود خودداری کرده و هیچ توضیحی نداده است.

دست اندرکاران روزنامه شرق می توانستند مقاله را منتشر نکنند یا حداکثر، با کسب موافقت من، بدون نام نویسنده منتشر کنند اما انتشار و ثبت مقاله به نام کسی دیگر، و به ویژه خودداری از پوزش و تصحیح اشتباه خود، چندان غیر منطقی است که می تواند نمونه ای گویا باشد از نوعی طنز که در بخشی از مقاله از آن سخن می رود.

گرافیتی مانتی پایتون، بر روی دیواری در فلورانس

گرافیتی مانتی پایتون، بر روی دیواری در فلورانس

صحنه. درونی ـ فروشگاه حیوانات خانگی.

مردی قفس طوطی در دست وارد فروشگاه می شود تا طوطی ای را پس دهد که نیم ساعت پیش خریده است. صاحب مغازه می پرسد:

ـ “چه ایرادی داری مگه؟”

مشتری در پاسخ او یکی از مشهورترین جمله های گروه مانتی پایتون[1] را بر زبان می آورد:

ـ “بهت می گم ایراداش چیه، مُرده، ایرادش همینه!”[2]

نمایش با گفت و گوی دکان دار و مشتری ادامه می یابد.

تئودور و. آدورنو

تئودور و. آدورنو:

«در دنیای نادرست،

درست نمی‌توان زیست»

“طوطی مرده”[3] شاید مشهورترین اسکچ برنامه “سیرک هوایی مانتی پایتون”[4] و از مشهورترین دیالوگ های گروه مانتی پایتون باشد. فروشنده در گفت و گو با مشتری با خونسردی تمام بر زنده بودن طوطی اصرار می کند. مشتری در اثبات مرگ طویی دلیل می آورد که طوطی از جای خود تکان نمی خورد. فروشنده پاسخ می دهد که طوطی خسته است و استراحت می کند. مشتری می گوید که طوطی بی حرکت کف قفس افتاده و فروشنده می گوید که این نوع طوطی، طوطی نروژی آبی، از روی زمین دراز کشیدن لذت می برد. مشتری اقامه دلیل می کند که هنگام خریدن طوطی، طوطی بر میله قفس نشسته بود اما فقط به این دلیل که پاهای او را با میخ به میله چسبانده بودند. فروشنده پاسخ می دهد که اگر این کار را نمی کرد طوطی با قدرت زیاد خود میله ها را از جا می کند. مشتری دلیل می آورد و فروشنده دلایل او را رد می کند. از مشتری اصرار و از فروشنده انکار. مشتری حتی طوطی را به دست گرفته، آن را به بالا پرتاب کرده و روی زمین می اندازد تا ثابت کند که طوطی مرده است. اما فروشنده باز هم بر زنده بودن طوطی اصرار می کند. طوطی اما مرده است. واقعیتی کاملا واضح و روشن برای همه، برای مشتری، برای فروشنده و برای تماشاگران.

گروه مانتی پایتون از پرآوازه ترین گروه های کمدی دنیا است اما در ایران چندان شناخته نیست. کارنامه گروه مانتی پایتون از سال ۱۹۶۹ آغاز می شود . این گروه در دهه ۷۰ میلادی قرن پیش، با برنامه تلویزیونی “سیرک هوایی مانتی پایتون” و به ویژه با فیلم های “زندگی برایان”[5] و “در جست و جوی جام مقدس”[6] به شهرت جهانی رسید.

همکاری اعضای این گروه، گراهام چپمن[7]، جان کلیس[8]، اریک ایدل[9]، تری جونز[10] و مایکل پالین[11] با اجرای نمایش های کمدی به دوران دانشجوئی در دانشگاه های کمبریج و اکسفورد آغاز و گروه مانتی پایتون پس از پیوستن تری گیلیام[12]، دانشجوی آمریکایی به این جمع تکمیل شد. برنامه سیرک هوایی این گروه از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴ از تلویزیون بی بی سی پخش شد. این برنامه مجموعه ای بود از قطعه ها یا اسکچ های کمدی که اعضای گروه در آن ها در نقش های مختلف ظاهر می شدند. طوطی مرده در کنار اسکچ هایی مانند “وزارت خانه ی راه رفتن های مسخره”، “بازی فوتبال فلاسفه” یا “مرگ آورترین جوک دنیا” شهرت جهانی یافت.[13]

پایتون ها پس از برنامه پرمخاطب و پرآوازه سیرک هوایی، به فیلم سازی روی آورده و در سال ۱۹۷۵ فیلم “در جست و جوی جام مقدس” را به بازار عرضه کردند. این فیلم، که با بودجه بسیار کمی تولید شده بود، با نگاهی طنزآمیز زندگی آرتور، پادشاه انگیس در قرون وسطی را بازآفرینی می کند. پایتون ها پس از موفقیت نامنتظره این فیلم “زندگی برایان” را در سال ۱۹۷۹ ساختند. این فیلم روایتی است متفاوت از زندگی عیسی مسیح. زندگی برایان موفق ترین و جنجال برانگیزترین فیلم پایتون ها بود.

چپمن، بهترین بازیگر این گروه، که در هر دو فیلم نقش اول را بازی کرده بود، در سن ۴۸ سالگی بر اثر سرطان درگذشت. گروه مانتی پایتون پس از مرگ او به کار خود پایان داد. اعضای گروه از آن پس گاه جدا از هم و گاه با هم فعالیت های سینمائی خود را ادامه دادند . چند تن از آنان در چند پروژه سینمایی با هم همکاری کردند که فیلم سینمایی “ماهی ای به نام واندا”[14]، که در سال ۱۹۸۹ ساخته شد، موفق ترین آن هاست.

اعضای بازمانده گروه تا کنون در مناسبت های گوناگون به صحنه رفته اند. در سال ۲۰۱۴ این گروه یک بار دیگر، و به گفته خود برای بار آخر، به صحنه رفت و در چند شب برنامه “یکی رفته، پنچ تا مونده “[15] را اجرا کرد که تکرار موفق ترین اسکچ های برنامه سیرک هوایی بود.

درباره طنز پایتون ها تفسیرهای گوناگونی نوشته اند. بسیاری از منتقدان از طنز پایتون ها چون نمونه ی متعالی طنز انگیسی یاد می کنند. این گروه در برنامه ها و فیلم های خود زندگی خرده بورژوازی و زیست میانمایه ی غربی و بیش از همه فرهنگ غالب بر جامعه انگلیس را با طنزی عمیق نقد می کنند. اعضای گروه به چپ انگلیس نزدیک بوده و دیدگاه های انتقادی خود را بیرون از چارچوب کمدی نیز بیان کرده اند. پایتون ها در اسکچ های خود با تحولات هنرهای نمایشی همراه شده، از بسیاری عناصر نو بهره گرفته و طنز پست مدرنیستی را ارتقاء دادند.

"راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها"، ترجمه آرش سرکوهی، نشر چشمه

“راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها”، ترجمه آرش سرکوهی، نشر چشمه

طنز متمایز پایتون ها را در کتاب های داگلاس آدامز[16]، به ویژه در کتاب ۵ جلدی “راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها”[17] نیز می توان دید. این کتاب از پرخواننده ترین، مطرح ترین و بحث انگیزترین رمان های طنزآمیز و پست مدرنیستی ادبیات معاصر جهان است که با استقبال گسترده ی خوانندگان و اقبال فراوان منتقدان ادبی رو به رو بوده است.

داگلاس آدامز، نویسنده ی انگلیسی در سال ۱۹۵۲ متولد شد و در سال ۲۰۰۱ چشم از جهان فروبست. آدامز هم دوره و معاصر با گروه مانتی پایتون بود، در سال های ۷۰ میلادی با برخی از اعضای این گروه دوستی و در سال های پایانی اجرای برناهه سیرک هوایی به عنوان نویسنده با پایتون ها همکاری می کرد.

داگلاس آدامز و کتاب راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن های او نیز، چون پایتون ها، در غرب بسیار مشهور اند اما در ایران چندان شناخته شده نیستند.

آدامز در رمان راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها بافت و ساختار، درون مایه ها و چالش های ساختاری رمان های علمی ـ تخییلی، رمان های ناکجاآبادی و کتاب های فلسفی را با زبان کنائی خود در قالبی نزدیک به نقضیه (Parody) بازآفرینی کرده و در تلفیقی متعالی از آن ها فرا می رود. شگردهای نوآوارانه ی آدامز در خلق موقعیت داستانی و شخصیت های داستان و در بسط رمان، تکنیک های ابداعی او در طرح هنری و داستانی ِ مباحث و مفاهیم فلسفی، برخورد بدیع و خلاق او با برخی مباحث مهم فلسفی چون معنای زندگی و با برخی پرسش های علمی چون سفرهای میان ستاره ای، سفر در زمان، تکنولوژی های ابرپیشرفته، موجودات فضایی، فرهنگ ها، زبان ها و تمدن های مختلف در کهکشان، رمان راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها را به اثری متعالی برمی کشد.

راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها را از زیباترین نقیضه ها در زبان انگلیسی ارزیابی می کنند. آدامز در این رمان بسیاری از آثار معروف ادبی و فلسفی جهان را به سبک نقیضه های باارزش، در طنزی زیبا درونی و باژگونه می کند. این رمان علاوه بر ادبیات، و به ویژه داستان های علمی ـ تخییلی، بر فرهنگ پاپ آمریکا و کشورهای اروپائی نیز تاثیراتی ماندگار بر جای نهاد. کافی است تا در گوگل عبارت “معنای زندگی، جهان و همه چیز”[18] را جست و جو کنید تا به تصویری از تاثیرگسترده این رمان بر فرهنگ پاپ غربی دست یابید.[19]

طنز آدامز به طنز پایتون ها شبیه است. از عناصر مهم طنز پایتون ها و آدامز مولفه ای است که من آن را “رفتار معقول در موقعیت نامعقول” می نامم. پایتون ها در بیش تر قطعه های موفق و مشهور خود موقعیتی ناعقلانی، نامعمول، نامعقول، پوچ و ابزورد خلق کرده و سپس یک انگلیسی تمام عیار را به این موقعیت می فرستند و او تمام سعی خود را می کند تا با رفتار منطقی، معقول و عقلانی خود موقعیت را مدیریت کند.

اما موقعیت نامعقول و غیرعقلانی از مدیریت معقول و عقلانی سر بازمی زند و عبثیت یا ابزوردیته ی این تناقض از مولفه های اصلی طنزی است که در این بافت شکل می گیرد. حضور در جائی که حضور، معقول، معمول، پیش بینی پذیر،محاسبه ناشندنی، و بهنجار نیست، جدیتی که تناقض مولفه های موقعیت، آن را به مضحکه بدل می کند و رسمیتی که جدیت آن، آن را مضحک می کند، از شگردهای خلق طنز گروه مانتی پایتون است که اسکچ طوطی مرده از بهترین نمونه های آن است .

آدامز در رمان راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها از این شگرد بهره می گیرد. بحث طولانی دو تن از قهرمانان رمان با مردی که بر تمام جهان حکومت و در همان زمان سعی می کند تا درباره هیچ موضوعی تصمیم نگیرد، یا گفت و گوی یکی از قهرمانان کتاب با بازماندگان سفینه ای که بر سیاره ای متروک سقوط کرده و قصد بنیان گذاشتن تمدنی جدید را دارند، درباره اختراع چرخ، آتش و سیاست مالیاتی، در جلد دوم کتاب از بارزترین نمونه های این طنز ابزورد اند.

در جلد دوم رمان راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها با عنوان “رستوران آخر جهان” قهرمان کتاب با شگفتی از بازمانگان سفینه ی سقوط کرده بر سیاره ای متروک می پرسد که چرا آن ها هنوز چرخ را اختراع نکرده اند و آن ها در پاسخ به پرونده حجیم مباحثات اعضای گروه اختراع چرخ اشاره می کنند که در بیش از صد جلسه هنوز درباره رنگ نخستین چرخ به توافق نرسیده اند. تضاد بافت و ساختار منطقی ِ جمله های قهرمان رمان در این فصل با پاسخ های بازمانگان سفینه، که در موقعیتی کاملا ابزورد به سر می برند، از بهترین نمونه های طنزی است که در رفتار عقلانی در موقعیت ناعقلانی شکل می گیرد.

آدامز و پایتون ها در آثار خود مضحکه ی پنهان در رفتار به ظاهر معقول و عقلانی را در موقعیتی به روشنی نامعقول افشا می کنند. طنزی از این دست، آگاهانه و خواسته یا ناآگاهانه و ناخواسته، به مبحثی مهم اشاره می کند که تئودور آدورنو[20]، فلیسوف مشهور آلمانی و از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت در کتاب اخلاق صغیر[21] خود بدان پرداخته است.

یکی از تزهای مهم کتاب اخلاق صغیر را می توان در دو جمله کلیدی خود آدورنو در این کتاب دید: “در زندگی نادرست، درست نمی توان زیست”[22] و “کل کذب است”[23]. جمله اول را می توان به “در دنیای نادرست، درست نمی توان زیست” نیز ترجمه کرد. جمله “کل کذب است” آدرونو در قیاس با جمله معروف هگل “کل حقیقت است”[24] زمینه ساز بحث های بسیار بوده است.

آدورنو در کتاب اخلاق صغیر و در کتاب های دیگر خود بر این نکته تاکید می کند که مناسبات یا نظام تولید سرمایه داری در دنیای امروز به تمامی بخش های زندگی نفوذ کرده، برآن ها سلطه یافته و آن ها را در اختیار خود گرفته است. آدرنو در کتاب دیالکتیک روشنگری بر آن است که بیگانگی انسان از جوهر وجودی خود، که به اعتقاد او از دوران روشنگری آغاز شد، به دوران سرمایه داری موخر به اوج خود رسیده است. به این دوران خردورزی و خردمندی به ابزاری برای تسلط بر طبیعت و سلطه بر انسان بدل شده و جوهر انتقادی خود را از دست داده است. مناسبات سرمایه داری اصالت جوهری وجود آدمی را مخدوش، گژدیسه و تحریف کرده است. این گژدیسگی چنان عمیق و گسترده است که حتی شناخت جوهر وجودی ناممکن شده است.

از نگاه آدورنو تغییرات کوچک و جزئی در چنین دنیایی چاره ساز نبوده، دردی را دوا نکرده و تنها به تداوم آن یاری می کنند. به نظر او بسیاری از اعضای جامعه بر این واقعیت که “کل کذب است” آگاه اند و ناامید از تغییر کل (نظام نادرست) می کوشند تا دستکم در حریم محدود خصوصی خود “درست” زندگی کنند اما در این برخورد آرزوی خوشبختی خصوصی و رفتارهای درست در مناسبات محدود خصوصی، جای نگاه انتقادی به کل سیستم را می گیرد. آدرنو با تاکید بر آن که نه فقط بخش هایی از مناسبات اجتماعی و سیاسی دوران کنونی، که کل ( نظام) کذب است، تلاش برای زیستی درست در زندگی خصوصی را چاره ساز نمی داند. از نگاه آدورنو این انتخاب (زندگی خصوصی درست در مناسبات نادرست) خطا است، در جهان (مناسبات) از پایه غلط نمی توان درست زیست، در زندگانی از بن اشتباه، راه زندگی درست بسته است یا همان گونه که در چرک نویس های اخلاق صغیر نوشته است

“دیگر در زندگی خصوصی نمی توان درست زیست”[25]. همین جاست که پایتون ها و داگلاس آدامز به صحنه می آیند

موقعیت در اسکچ های پایتون ها و در رمان های داگلاس آدامز موقعیتی است کاملا ناعقلانی، غیرمنطقی و ابزورد اما در لایه های عمیق تر این آثار، این نه آن موقعیت، که آدم هائی غیرمنطقی و نامعقول هستند که در موقعیتی یک سره نامعقول، رفتاری منطقی و معقول پیشه می کنند. طنز نه از پوچی ِ موقعیت نامعقول، که از رفتار و گفتار به ظاهر “معقول” آدم ها در این موقعیت برمی خیزد و از این گمان آنان که در موقعیتی نامعقول می توان معقول بود و در بافتی نادرست، می توان درست زیست. بدین سان نقش ها تغییر می کنند: آدم هائی که در موقعیت ناعقلانی بر رفتار معقول و عقلانی پای می فشارند نامعقول و آدم هائی که همرنگ جهان نامعقول پیرامون خود رفتار می کنند، معقول اند.

در دنیای ما، دستکم در جهان آن گونه که آدورنو آن را توصیف می کند، رفتار درست اخلاقی در محدوده خصوصی نیز عبث و بیهوده است چرا که در این دنیای غلط رفتار درست اخلاقی در حریم محدود نیز بی معنا شده است

خواننده کتاب های آدورنو و رمان های آدامز با پرسشی مشابه دست به گریبان می شوند: حالا چه کنیم؟ وقتی آدامز به همان راحتی زندگانی را پوچ و معنای آن را “۴۲” اعلام می کند که آدورنو کل نظام را کذب، وقتی رد استدلال های هر دو چندان ساده و آسان نیست، چه باید کرد؟

توماس مان[26]، نویسنده مشهور آلمانی، در نامه نگاری های خود با آدورنو می نویسد که کتاب اخلاق صغیر را دو شبه خوانده و به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. از آدورنو می پرسد: «پس چه باید کرد؟»

آدورنو، آدامز و پایتون ها پاسخی مشخص برای این پرسش ندارند. آدورنو به هنر و اسطوره اشاره می کند که بشر می تواند پژواک جوهر اصلی وجود خود را در آن ها ردیابی کند. پایتون ها و آدامز با طنزی تلخ و کنائی از پاسخ بدین پرسش طفره می روند.

اما شاید انتظار ما از آن ها بیش از حد است. هولم تتنز[27]، فلیسوف آلمانی و استاد فلسفه علم در دانشگاه برلین، که افتخار شاگردی او را داشتم، بر آن است که مهم ترین وظیفه فلسفه نه پاسخ دادن به پرسش های مهم بشری که نشان دادن پرتگاه های عمیقی است که به هنگام تفکر درباره جهان و موقعیت آدمی در آن، با آن ها رو به رو می شویم. فلسفه آن گاه آغاز می شود که ما در عرصه تفکر با مشکلاتی پایه ای رو در رو می شویم که در زندگانی عملی نیز با آن ها مواجه ایم.

آدورنو، پایتون ها و آدامز هر یک به شیوه خود پرتگاه های عمیقی را بر ما آشکار و پدیدار می کنند. اگر پس از دیدن آثار و خواندن کتاب های آن ها خود را برلبه پرتگاهی عمیق یافتیم که آن آثار و کتاب ها تصویری مبهم از عمق آن ها را بر ما آشکار کرده اند، اگر پس از خواندن کتاب های آدرنو یا آدامز به گفته حافظ “چو بید بر سر ایمان خود” لرزیدیم، در باورهای خود و در بهنجار و معقول و به جا بودن دنیای خود به دیده تردید نگریستم، متزلزل شده و گیج ماندیم که “اکنون چه؟”، اگر کتاب های فلسفی آدرنو و رمان های آدامز برداشت های ما را درباره جهان هستی، معنای جهان و موقعیت آدمی در این جهان حتی اندکی تغییر داده یا با پرتوئی از تردید و پرسش سست کردند، آنگاه با کتاب های فلسفی و آثار موفقی روبه رو بوده ایم. از این منظر نه تنها کتاب های آدورنو، که نمایش ها و فیلم های مانتی پایتون ها و رمان های آدامز نیز آثار فلسفی بسیار خوبی هستند!


پانویس‌ها

[1] Monty Python

[2] I’ll tell you what’s wrong with it, it’s dead, that‘s what’s wrong with it!

[3] Dead Parrot

[4] Monty Python’s Flying Circus

[5] Life of Brian

[6] Monty Python and the Holy Grail

[7] Graham Chapman

[8] John Cleese

[9] Eric Idle

[10] Terry Jones

[11] Michael Palin

[12] Terry Gilliam

[13] بیشتر این قطعات را می توان در یوتیوب دید.

[14] A fish named Wanda

[15] One Down, Five to Go

[16] Douglas Adams

[17] The Hitchhiker’s Guide to the Galaxy

[18] answer to life, the universe and everything

[19] برای اطلاعات بیشتر درباره این کتاب به مقدمه مترجم نگاه کنید

[20] Theodor Adorno

[21] Minima moralia

[22] Es gibt kein richtiges Leben im Falschen

[23] Das Ganze ist das Unwahre

[24] Das Ganze ist das Wahre

در زبان های دیگر در برابر این جمله هگل، “حقیقت کل است” نیز نوشته اند.

[25] Es lässt sich privat nicht mehr richtig leben

[26] Thomas Mann

[27] Holm Tetens

لینک مطلب در تریبون زمانه

Share