Share

 جوزف ضاهر (Joseph Daher) روشنفکر مارکسیست سوری-‌سوئیسی و دارای درجه‌ دکترا در رشته‌ توسعه از دانشکده‌ مطالعات مشرق زمین و آفریقا در لندن است. او همچنین در سازمان همبستگی (SOLIDARITÉS INTERNATIONAL) در سوئیس و “جریان چپ انقلابی سوریه” عضویت دارد.

Joseph-Daher

جوزف ضاهر

روشنفکران چپ سوریه در باره بحران کنونی، سرنوشت اسد، دخالت‌گری قدرت‌های جهانی در این کشور، کنش‌گری نیروهای آلترناتیو و نقش و وزن کردهای سوریه چه می‌گویند؟

متن زیر پاسخ ضاهر به دو پرسشی است که برای فهم بهتر رخدادهای سوریه از یک دیدگاه آلترناتبو مطرح شده‌اند.

فریدا آفاری: تحلیل شما از حملات هوایی دولت روسیه به سوریه که از ۳۰ سپتامبر آغاز شده چیست؟

جوزف ضاهر: اهداف این حملات هوایی روشن است: حفظ و تقویت نیروی سیاسی و نظامی رژیم اسد. به عبارتی دیگر له کردن کلیه اشکال اپوزیسیون، چه دمکراتیک و چه ارتجاعی تحت نام “جنگ با ترور”. اغلب هدف‌ها، غیر نظامیان و شاخه‌های ارتش آزاد سوریه بوده‌اند که هنوز وجود دارند. در حدود ۱۰۰ هزار غیر نظامی بر اثر بمب‌های روسیه وادار به فرار از مناطق‌شان شده‌اند. بمب‌های روسیه همچنین ده‌ها بیمارستان را ویران کرده و بسیاری از پزشکان و بیماران بستری در این بیمارستان‌ها را کشته‌اند. این بمب‌ها در برخی مناطق مانند حومه‌های حلب با تضعیف نیروهای ارتش آزاد سوریه به داعش کمک کرده. همچنین باید اضافه کرد که حملات هوایی روسیه با همدستی ایالات متحده‌ی آمریکا و اسرائیل انجام می‌شود.

رژیم‌های اقتدارگرا از عنوان “جنگ با ترور” استفاده می‌کنند تا جنبش‌های مردمی یا گروه‌های اپوزیسیون را سرکوب کنند: مانند اسد علیه جنبش مردمی از روز اول خیزش ۲۰۱۱. السیسی در مصر علیه نه فقط اخوان المسلمین بلکه جنبش‌های چپی و دمکراتیک مانند سوسیالیست‌های انقلابی و جنبش ۶ آوریل. اردوغان علیه حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) و جنبش‌های چپ متنوع.

چه افراد و سازمان‌هایی اپوزیسیون دمکراتیک یا انقلابی سوری را نمایندگی می‌کنند؟

افراد و سازمان‌های چپ‌گرایی که در انقلاب شرکت کردند، نخست توسط رژیم اسد و سپس توسط نیروهای بنیاد گرانی مذهبی شدیدا سرکوب شده‌اند. برخی از فعالان دمکرات و ترقی‌خواه که در اوائل انقلاب فعال بودند اکنون به سبب سرکوب بی‌پایان در تبعید به سر می‌برند. برای مثال سازمان‌ها و افراد ترقی‌خواه متنوعی در ماه ژوئیه ۲۰۱۵ در ترکیه گرد هم آمدند و بیانیه‌ای تحت این عنوان صادر کردند: “بیانیه‌ استانبول: محاصره‌ انقلاب سوریه را بشکنید! ما با مردم سوریه همراهیم. مرده باد بشار، داعش و دخالت امپریالیستی!

امضا کنندگان شامل این افراد بودند: سلامه کیله، مارکسیست فلسطینی سوری، یاسین الحاج صالح، نویسنده‌ سوری که به سبب عضویت در یک سازمان چپی به مدت شانزده سال زندانی سیاسی بود، یاسر مونیف، فعال سوری و یکی از بنیان‌گذاران کارزار جهانی برای همبستگی با انقلاب سوریه، منصور اتاسی از حزب دمکراسی چپگرا. گروه‌هایی نیز از جمله “جریان چپ انقلابی سوریه” که شامل فعال سیاسی با سابقه، غیاٍث نعیسه می‌شود جزو فهرست امضاکنندگان بودند.

همچنین می توانید فعالان فمینیستی مانند سمر یزبک یا ناهد بدویه را بیابید. سمر یزبک، نویسنده و روزنامه نگار سوری اکنون در پاریس زندگی می کند و گرداننده ی سازمان “زنان برای توسعه” است. ناهد بدویه پیش از انقلاب سال ها زندانی سیاسی بود. او نیز در خیزش شرکت کرد و اکنون در تبعید در پاریس زندگی می کند.

بسیاری از افراد و سازمان‌های کوچک که اپوزیسیون دمکراتیک و انقلابی را نمایندگی می‌کنند در بعضی مناطق به صورتی بسیار تضعیف شده در میان گروه‌های محلی هماهنگ کننده وجود دارند. مبارزاتی مقاومت آمیز و امیدوار کننده هنوز وجود دارند که شامل گروه‌ها و جنبش‌های متنوع دمکراتیک و ترقی خواه‌اند که با کلیه‌ سویه‌های ضد انقلاب یعنی رژیم اسد و گروه‌های بنیادگرای مذهبی مخالفت می‌ورزند. آن‌ها هنوز رویای اوائل انقلاب و اهداف آن را در سر می‌پرورانند: دمکراسی، عدالت اجتماعی، برابری و مخالفت با فرقه گرایی. برای مثال در حلب و روستاهای اطراف آن، ادلب و روستاهای اطراف آن، و روستاهای اطراف دمشق گروه‌های مردمی مناطق خود را آزاد شده اعلام کرده‌اند. برای مثال‌های دیگری از مقاومت مردمی لطفا به وبلاگ من رجوع کنید: Syria Freedom Forever (از جمله به این مطلب)

انقلابیون در این مناطق از طریق شوراهای مردمی در سطح روستاها، محله‌ها و مناطق عمل می‌کنند. شوراهای مردمی در واقع پیشاهنگ جنبشی بودند که مردم را برای شرکت در تظاهرات بسیج کرد و زندگی روزانه را در مناطقی سازماندهی می‌کرد که رژیم در آن‌ها ناپدید شده بود. مناطق آزاد شده شکل‌هایی از خود سازماندهی را بر اساس سازماندهی توده‌ای ایجاد کردند. ائتلاف‌های جوانان و دیگر شکل‌هایی از ائئلاف نیز در سوریه در در سطوح متفاوتی فعال‌اند.

در تابستان گذشته تظاهراتی در مناطق روستایی اطراف حلب، دمشق و ادلب صورت گرفت. در شهرک اتارب در روستاهای اطراف حلب که توسط جبهه النصره، سازمانی هم پیمان با القاعده تسخیر شده، چندین تظاهرات علیه اعمال اقتدارگرایانه‌ی آن رخ داده. روز ۷ اوت ۲۰۱۵ در شهر سقبه در مناطق روستایی اطراف دمشق هزاران نفر در حمایت از اهداف انقلاب سوریه راهپیمایی کردند. هفته‌ بعد، گروهی از زنان دست به تظاهرات زده و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند که توسط “ارتش اسلام” زندانی شده‌اند.

این زنان چندین ماه است که به تظاهرات خود ادامه داده‌اند. در ماه ژوئیه چند ده نفر در انجمن شهری دومه، یکی از حومه‌های دمشق، در اعتراض به ربوده شدن یکی از نمایندگان این انجمن بست نشستند.. (در این باره به وبلاگ من رجوع کنید.) در پایان ماه ژوئن در شهر ادلب بعد از نماز جمعه تظاهراتی رخ داد که هدفش سپردن اداره شهر به مردم و کنترل مقر خصوصی جیش الفتح، گروهی تحت فرمان جبهه النصره بود. (در این باره نگاه کنید به این مطلب.)

در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۵ عملیات نافرمانی مدنی در محله‌های حلب توسط فعالانی سازماندهی شد که مخالف ربوده شدن انقلابیون توسط جبهه النصره بودند. در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۵ انقلابیون در دوما کارزار همبستگی با مردم فلسطین و انتفاضه را سازمان دادند. در ۶ اکتبر ۲۰۱۵ انقلابیون در حلب تظاهراتی علیه جبهه النصره ترتیب دادند و خواستار خروج آن از حلب شدند. در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۵ کردها، اعراب، آشوری‌ها و ترکمن‌ها در محله‌ شیخ مسعود در حلب علیه جنایت‌های اسد و داعش راهپیمایی کردند.

در تابستان ۲۰۱۵ در استان سویدا در جنوب سوریه که جمعیت آن عمدتا دروز است، تظاهرات مردمی متعددی علیه سیاست‌های رژیم اسد و فقدان خدمات دولتی از جمله آب و برق صورت گرفت. تظاهرات پس از ترور شیخ وحید البلعوس مدافع این فعالیت‌ها ادامه یافت. او که در یک انفجار در زهره الجبل همراه با ۲۰ تن دیگر به قتل رسید، به عنوان یک شیخ دروز مخالف رژیم اسد و مخالف نیروهای بنیاد گرای مذهبی در میان جمعیت دروز بسیار محبوب و رهبر جنبشی تحت عنوان گروه “شیخ‌های بزرگ منش” بود. این گروه از حقوق دروزها دفاع می‌کرد و هم با داعش و جبهه النصره می‌جنگید و هم با ارتش اسد. شیخ بلعوس مخالف بسیج شدن مردان استان دروز در ارتش سوریه برای جنگیدن در سایر نقاط کشور بود.

Syria-Kurds

در مورد سه کانتون روژئاوا باید گفت که وقایع جالبی از جوانب بسیار (حقوق زنان، شرکت اقلیت‌ها، نهادهای سکولار و غیره) خصوصا با در نظر گرفتن شرایط جنگی در حال وقوع است. این تجربیات خودمختاری برای خلق کرد که دهه‌ها مورد ستم قرار گرفته‌اند مثبت است. من نیز از حق خودمختاری خلق کرد در سوریه و دیگر مناطق حمایت می‌کنم.

با این حال تضادهایی در روژئاوا وجود دارد که نمایانگر فرایندی کنترل شده از بالاست و نه خود سازماندهی توده‌های مردم از پایین. نخست باید به روال‌های اقتدارگرای حزب اتحاد دمکراتیک سوریه یا پ‌ی‌د (شاخه‌ای از حزب کارگران کردستان ترکیه ) در کارکردهای درون سازمانی آن و در اعمال آن علیه دیگر شهروندان و فعالان سیاسی پرداخت. سرکوب و زندانی کردن فعالان و بستن سازمان‌ها و نهادهای منتقد این حزب مانند رادیو‌ی مستقل آرتا در فوریه ۲۰۱۴ نمایانگر اقتدارگرایی آن است.

اگرچه جوانان کرد شرکت فعال و وسیعی در خیزش ۲۰۱۱ داشتند، پ‌ی‌د از آغاز فرایند انقلابی در سوریه راهی میان رژیم و نیروهای مخالف را برگزید. پ‌ی‌د اکنون در قامشلو و حسکه همزیستی مسالمت‌آمیزی با نیروهای رژیم اسد دارد و تلاشی برای بیرون راندن آنها انجام نداده. روابط با رژیم اسد و ارتش آن هنوز ادامه دارد. روابطی نیز با ارتش آزاد سوریه وجود دارد. صالح مسلم محمد، رهبر پ‌ی‌د در ماه گدشته از دخالت نظامی روسیه در سوریه استقبال کرد.

البته باید شاخه‌های مختلف اپوزیسیون سوری مخالف حق خودمختاری برای خلق کرد را محکوم کرد، مشخصا منظورم “ائتلاف ملی برای انقلاب سوریه” و آن نیروهای اپوزیسیون است که توسط دولت‌های غربی، ترکیه و امیرنشین‌های خلیج حمایت می‌شوند و در مورد حملات نیروهای ارتجاعی اسلامی مانند جبهه النصره به مناطق کرد، رویکردی مبهم از خود نشان دادند. با در نظر گرفتن ستم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که خلق کرد در سوریه تجربه کرده‌اند و سیاست‌های استعمارگرانه‌ عرب سازی که توسط رژیم اسد در شمال سوریه اعمال شده، مواضع اپوزیسیون نامبرده شرم آور است. شمال سوریه فقیر‌ترین منطقه‌ی سوریه بود و کمتر از هر منطقه‌ی دیگری خدمات اجتماعی دولتی دریافت می‌کرد. البته همچنین باید به سکوت بخش عمده‌ی اپوزیسیون در زمان انتفاضه‌ی کردهای سوری در سال ۲۰۰۴ اشاره کنم. برخی از نمایندگان اپوزیسیون حتی آن را یک پروژه‌ “امپریالیستی” خارجی برای تضعیف سوریه نامیدند.

پ‌ک‌ک و پ‌ی‌د هردو عمدتا رویکردی منفعلانه در برابر جنبش‌های اعتراضی مردمی اتخاذ کرده‌اند که توسط آنها آغاز یا کنترل نشده‌اند. برای مثال در سال ۲۰۰۴ پ‌ک‌ک رویکردی منفعلانه در برابر انتفاضه‌ کردها در سوریه اتخاذ کرد. هدف آن بیشتر آرام کردن کردهایی بود که علیه رژیم اسد برخاسته بودند. در سال ۲۰۱۱ در آغاز فرایند انقلابی در سوریه نیز شاهد چنین رویکردی بودیم. در سال ۲۰۱۳ هنگام بسیج مردمی در ترکیه در مورد حمله به پارک قزی، اگرچه بسیاری از فعالان کرد در استانبول و دیگر شهرهای بزرگ در این تظاهرات شرکت کردند پ‌ک‌ک بیانیه‌ای در این مورد صادر نکرد. در آن زمان پ‌ک‌ک مدافع ادامه‌ فرایند صلح با دولت «عدالت و توسعه» بود.

از آن پس با در نظر گرفتن سرکوب مداوم پ‌ک‌ک و فعالان کرد در ترکیه و برخورد دولت آک پارتی نسبت به کوبانی و حملات تروریستی علیه کردها به طور کل و علیه حزب دمکراتیک خلق‌ها به طور خاص، پ‌ک‌ک رویکرد خصمانه‌تری نسبت به حزب «آ‌ک‌پ» اتخاد کرده. پ‌ک‌ک سعی کرده تا از خود در برابر جنگی که آک پارتی علیه آن اعلام کرده دفاع کند. حملات هوایی دولت ترکیه علیه پایگاه‌های پ‌ک‌ک و کردهای غیر نظامی را نیز فراموش نکنیم.

ما باید موضعی اخلاقی در دفاع از مبارزه‌ی خلق کرد برای خودمختاری در عراق، سوریه، ترکیه و ایران اتخاذ کنینم. این جنبش مانند هر جنبش آزادی خواه دیگری باید بی قید و شرط حمایت شود. اما پس از روشن کردن این اصل، باید نگرشی انتقادی به نحوه‌ی رهبری این جنبش‌ها داشته باشیم.

در پایان باید تکرار کرد که امکان خود مختاری خلق کرد و بهبود ملموس و بادوام شرایط زندگی آنها و دیگر اقلیت‌های مذهبی، قومی و ملی در سوریه با تعمیق و پیروزی فرایند انقلابی و دستیابی به اهداف آن علیه رژیم اسد و نیروهای ارتجاعی اسلامی گره خورده است. مناطق خودمختار روژئاوا در واقع نتیجه‌ بسیج یک جنبش توده‌های مردم سوریه (عرب و کرد و آشوری همه با هم) از پایین و علیه رژیم جنایتکار اسد در مارس ۲۰۱۱ بود. ظهور خیزش مردمی رژیم اسد را وادار کرد که در ژوئیه ۲۰۱۲ با نیروهای مسلح پ‌ی‌د به توافقی برسند که بنا بر آن ارتش اسد از بعضی مناطق که اکنون کانتون‌های روژئاوا محسوب می‌شوند عقب‌نشینی کند تا بتواند ارتش خود را به مناطق دیگر برای سرکوب جنبش منتقل کند.

بنابراین شکست انقلاب سوریه و جنبش مردمی احتمالا پایان تجربه‌ی روژئاوا و بازگشت به دوران ستم بر کردهای سوریه و همچنین بخش دیگر جمعیت سوریه خواهد بود. رژیم اسد و نیروهای ارتجاعی اسلامی اجازه‌ رشد هیچ تجربه‌ سیاسی خارج از برنامه‌ اقتدارگرای خود را نخواهند داد.

بیشتر بخوانید: گفت‌وگو ی فریدا آفاری با یاسین الحاج روشنفکر برجسته سوری

Share