Share

وقتی به یک کشور توسعه‌یافته بروید، از شمار بالای افراد کم‌توان در محیط‌های عمومی تعجب می‌کنید. از خودتان می‌پرسید چطور است که آنها نتوانسته‌اند از آمار کم‌توانان بکاهند؟ اما افراد کم‌توان در یک کشور توسعه‌یافته، همه جا هستند: در کتابخانه، اداره‌ها، پارک‌ها و در حال عبور از چراغ قرمز. آنها می‌توانند با ماشین‌های پیشرفته، به سینما و پارک بروند یا به سادگی در پیاده‌روها رفت و آمد کنند. آیا تعداد افراد کم‌توان در این کشورها بیشتر از ایران است؟

Maloulan-14915

اعداد همیشه شگفت‌انگیزید: یک میلیون و ۲۰۰ هزار معلول در کشور شناسایی شده‌اند و تقریبا ۳۰۰ هزار نفر هم در نوبت شناسایی قرار دارند، این یعنی ایران یک جامعه یک و نیم میلیون نفری از معلولان را دارد.

همه این افراد کم‌توان در تهران و شهرهای بزرگ زندگی نمی‌کنند.۴۲۰ هزار نفر از آنها در دورترین نقاط کشور زندگی می‌کنند و پنج هزار نفرشان از عشایر کشور هستند. این گروه‌ها به مراکز مجهز تخصصی دسترسی ندارند.

آدم‌ها در ایران چطور کم‌توان می‌شوند؟ پرسش جالبی است: هشت درصد جامعه ایران مبتلا به دیابت است. بی‌توجهی و کم‌توجهی به این بیماری عاقبتش قطع عضو و نابینایی است. غیر از این، ایران یکی از کشورهای است که بیشترین حوادث جاده‌ای را دارند و به دنیال این حوادث بر جمعیت کم‌توانش افزوده می‌شود و البته، هر سال چند هزار نوزاد کم‌توان هم به‌ دنیا می‌آیند.

مسئولان می‌خواهند جلوی کم‌توان شدن افراد را بگیرند. یک راهش جلوگیری از تولد بچه‌های کم‌توان است با آزمایش ژنتیک. یا مثلا برخی از غربالگری‌ها را در مورد نوزادان انجام می‌دهند؛ مثل شنوایی‌سنجی که در بعضی استان‌ها بدون آن نمی‌شود شناسنامه‌ گرفت یا بینایی‌سنجی برای بچه‌ها در بدو ورود به مدرسه، به طوری که بدون آن امکان ثبت‌نام در مدرسه وجود ندارد.

درباره حوادث جاده‌ای هم چاره‌ای جز ایمن‌سازی خودروها و جاده‌ها و فرهنگ‌سازی نیست. بیماران دیابتی هم نیاز به آموزش بیشتر دارند. اما تا زمانی که همه این روش‌ها موثر شود، روزانه ۱۱۰ نفر در ایران به معلولیت دچار می‌شوند.

واقعیت این است که با وجود این آمار نه چندان کوچک، در شهرها و خیابان‌ها خبری از افراد کم‌توان نیست؛ تصویر فریبکاری که به ذهن متبادر می‌کند افراد کم‌توان در ایران کم‌اند. اما واقعیت گزنده این است که معلولان در ایران امکان چندانی برای تردد ندارند: نه امکان اشتغال برای‌شان فراهم است، نه محلی برای تفریح دارند، نه مستمری‌شان کفاف هزینه‌ها‌ی‌شان را می‌دهد و نه مکان‌های مختلف شهری و ساختمانها برای حضور آنها مناسب‌سازی شده است. آنها محکوم‌ هستند در چنین شرایطی محیط خانه را انتخاب کنند؛ جایی که کافی نیست و بر مشکلات عاطفی و روانی‌شان می‌افزاید.

اگر قانون تصویب شود …

انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی، راه‌حل بسیاری از مشکلات معلولان را در تصویب لایحه حمایت از معلولان در مجلس و تبدیل آن به قانون می‌داند. او گفته است: «در این لایحه که از طرف هیات دولت به مجلس شورای اسلامی تقدیم شده، مواردی همچون بیمه تکمیلی، بیمه سلامت، استخدام معلولان، معافیت افرادی که در ساخت بناهای کمک رسانی به معلولان تلاش می‌کنند و نیز الزام برخی دستگاه‌های اجرایی مانند مسکن و شهرسازی بر مناسب‌سازی معابر و ساختمان‌های عمومی برای تسهیل تردد معلولین گرامی، مطرح شده است.»

قانون حمایت از حقوق معلولان مصوب ۱۳۸۴، به دلیل برخی از ابهامات در بحث اعتبارات و مشکلات اجرایی، یک سال پیش برای بازنگری و رفع ایرادها به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی و NGO‌ها فرستاده شد و پس از بازنگری برای تصویب نهایی به هیات وزیران ارسال شد.

این قانون در ۱۳ فصل و ۲۶ ماده و با عنوان لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت با امضای رئیس‌ جمهوری و دو وزیر کابینه (ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و طیب‌نیا، وزیر اقتصاد و دارایی)، ۱۵ شهریور امسال به مجلس رفته و در کمیسیون مشترک بهداشت و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته اما چند ماه پس از ارسال، هنوز خبری از تصویب آن نیست.

علی همت محمود‌نژاد، رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان ایران اما به این قانون خوشبین نیست: «در پیش‌نویس بازنگری لایحه حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت که به دولت ارائه شد، سهم استخدامی معلولان به پنج درصد ارتقا یافت اما نه تنها پنج درصد تصویب نشد بلکه سه درصد قانون استخدام نیز حذف شد.»

زندگی با سه کلوچه

 بودجه سازمان بهزیستی هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان است. به گفته رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان ایران از هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان بودجه بهزیستی، تنها ۸۰۰ میلیار تومان به معلولان می‌رسد که از این رقم نیز ۳۵۰ میلیارد تومان به مراکز و ۴۵۰ میلیارد تومان به معلولان داده می‌شود: «۴۵۰ میلیارد تومان تخصیص یافته از سوی سازمان بهزیستی، تنها برای یک میلیون و ۲۰۰ هزار معلول خواهد بود که با یک حساب ساده در می‌یابیم معلولان تنها می‌توانند روزانه با پولی که سازمان بهزیستی به آ‌نها پرداخت می‌کند، سه عدد کلوچه بخرند.»

او در جای دیگری از صحبت‌های خود این رقم را برای خرید ماهانه یک کیلو و ۵۴۰ گرم گوشت، کافی می‌داند.

ورود کم‌توانان ممنوع!

در تهران که پایتخت ایران است اگر یک فرد کم‌توان بخواهد در طول روز از خانه خارج شود و به نقطه‌ای نسبتا دور در شهر برود، می‌تواند از ون‌های مناسب‌سازی شده استفاده کند. اما تعداد این ون‌ها در تهران تنها ۶۰ دستگاه است. فکر می‌کنید تعداد افراد کم‌توان تهران چند نفر است؟ ۵۰۰ هزار نفر.

معلولان 3

حالا اگر افراد کم‌توان تصمیم بگیرند با ماشین شخصی مناسب معلولان یا بدون ماشین به نزدیک‌ترین مکان تفریحی بروند یا اصلا برای انجام کاری اداری به اداره‌ای در حوالی منزل خود مراجعه کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟

طبق ماده دو قانون جامع حمایت از حقوق معلولان،‌ «کلیه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و موسسات و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند در طراحی، تولید و احداث ساختمان‌ها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهره‌مندی از آنها برای معلولان همچون افراد عادی فراهم گردد.»

تبصره دو همین ماده می‌گوید: «شهرداری‌ها موظفند از صدور پروانه احداث یا پایان کار برای آن تعداد از ساختمان‌ها و اماکن عمومی و معابری که استانداردهای تخصصی مربوط به معلولان را رعایت نکرده باشند، خودداری کنند.»

وضعیت ساختمان‌ها و فضاهای شهری در ایران اما اجرای چنین قانونی را نشان نمی‌دهد. وضعیت فضاهای شهری و ساختمان‌های عمومی کشور به شکلی است که استفاده از اغلب این فضاها را برای افراد کم‌توان غیرممکن می‌کند. معلولی که با ماشین شخصی آمده باشد، حتی جای مناسب پارک ندارد.

خشونت در شهر و خانه

برخی تحقیقات و گزارش‌ها نشان می‌دهند که افراد معلول بیش از افراد سالم مورد خشونت قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، نتایج تحقیقی که سازمان بهداشت جهانی انجام داده نشان می‌دهد کودکان معلول تقریبا چهار برابر کودکان سالم مورد خشونت قرار گرفته‌اند. همچنین  خشونت نسبت به زنان و دختران کم‌توان به مراتب بیشتر است.

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در گزارشی با عنوان «مطالعه موضوعی خشونت علیه زنان و دختران و معلولان» که در مارس ۲۰۱۲ به شورای حقوق بشر این سازمان ارائه داد، جوانب مختلف خشونت علیه زنان معلول را بررسی کرده و به نتایجی در مورد آمار چشمگیر این نوع خشونت اشاره کرده است.

 قانون جامع حمایت از معلولان مصوب ۱۳۸۳ که مهم‌ترین قانون موجود در ایران درباره معلولان است، هیچ اشاره‌ای به خشونت علیه معلولان نکرده است.

همچنین، با اینکه دولت ایران کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت را در سال ۱۳۸۷ امضا کرده و متعهد شده که قسمت‌هایی از آن را که مغایر با قوانین داخلی نباشد اجرا کند، تاکنون چه در قانون‌گذاری و چه در عمل، توجهی به این موضوع نداشته است.

نبود نظارت بر رفتار خانواده‌های افراد کم‌توان و بی‌توجهی به رفتار کارکنان مراکز نگهداری افراد کم‌توان و آموزش ندیدن سرپرستان آنها از دلایل خشونت علیه افراد کم‌توان در ایران است.

در بعد اجتماعی، منزوی کردن گروهی از افراد به بهانه کم‌توانی را می‌توان یک خشونت آشکار به آنها دانست. آنها نه فقط ممکن است در محیط خانه مورد بی‌مهری اعضای خانواده قرار بگیرند، بلکه در محیط اجتماع هم پذیرایی گرمی از آنها نمی‌شود. به عبارتی، زندگی افراد کم‌توان ترکیبی از انواع خشونت‌هاست: تحقیر، انزوا و بی‌مهری.

Share