Share

طنزهای تلخ انتخابات در جمهوری اسلامی پایانی ندارند؛ درحالی‌که در استان مازندران نیمی از هشت نامزد وارد مجلس خبرگان رهبری خواهند شد، صادق لاریجانی، قاضی‌القضات منصوب رهبر جمهوری اسلامی برای افزایش شانس کامیابی خود، به شهرت و محبوبیت علی پروین چهره‌ سرشناس فوتبال ایران آویخته است.

پروین - لاریجانی

صادق لاریجانی از تریبون‌های پرشمار و رنگارنگ برای تبلیغ، و استفاده از امکان منحصربه‌فرد رسانه ملی در مقام رییس قوه قضاییه برخوردار است و با وجود اینکه در استان مازندران رقیب مشهور و برجسته‌ای را در برابر خود نمی‌بیند، چنان از امکان ناکامی در انتخابات دچار هراس شده که تمامی ابزارها را برای افزایش شانس پیروزی خود، و ورود به مجلس خبرگان به‌عنوان نفر نخست مازندران به‌کار بسته است.

مطابق گزارش‌های موثق میدانی و روایت شاهدان از استان مازندران، حجم تبلیغات (پوستر و پلاکارد و …) صادق لاریجانی قابل مقایسه با دیگر نامزدهای مجلس خبرگان نیست. رییس دستگاه قضایی عدالت‌گریز و غیرمستقل جمهوری اسلامی اما به این وضع اکتفا نکرده؛ او در سفر به استان، دست به دامن علی پروین، کاپیتان و سرمربی اسبق تیم فوتبال پرسپولیس و تیم ملی ایران شده است.

دو هفته پیش، و در پی تکوین کمپین ««نه به صادق لاریجانی» در مازندران، بانی و مدیر این کمپین تلگرامی (جعفر خائفی، از جانبازان جنگ تحمیلی و فعال سیاسی اصلاح‌طلب که در انتخابات شورای اصلاح‌طلبان شهرستان میاندرود رای اول را کسب کرده بود)، بازداشت شد. هرچند این فعال سیاسی پس از چند روز و به قید وثیقه آزاد شد، اما این دستگیری، خود شاهدی از هراس تندروها و ازجمله شخص صادق لاریجانی از تکوین خیزش اجتماعی برای جلوگیری از ورود نامزدهای افراطی به مجلس خبرگان رهبری بود.

انتخابات مجلس خبرگان در استان مازندران درحالی زیر سایه‌ نظارت استصوابی شش فقیه منصوب رهبر جمهوری اسلامی سامان یافته، که در فضای رقابتی ناسالم و ناامن و غیرآزاد و نابرابر، به شکل محسوسی در حال نهایی شدن است.

طرفه آنکه در بستر سیاسی ـ امنیتی و وضع یادشده، یکی از هشت نامزد انتخابات خبرگان (الله‌وردی مقدسی‌فرد) نیز اعلام کرد که به نفع صادق لاریجانی از شرکت در انتخابات انصراف می‌دهد. این بدان معناست که شانس پیروزی رییس قوه قضاییه که «نظارت مجلس خبرگان بر رهبری» را نادرست و غیرقانونی می‌داند، از ۵۰درصد نیز فراتر رفته است!

علم‌الهدی، طرفدار موسیقی غربی می‌شود

بی‌پشتوانگی اجتماعی و فقدان مقبولیت و مشروعیت دموکراتیک، و ترس از فرجام «نه» اکثریت در انتخابات خبرگان، تنها متوجه صادق لاریجانی نیست؛ افزون بر موجی که علیه سه چهره‌ شاخص اردوگاه تمامیت‌خواهی (جنتی، یزدی و مصباح) در تهران به‌راه افتاده، احمد علم‌الهدی، نماینده‌ ولی فقیه و امام جمعه مشهد نیز در هراس از ناکامی در انتخابات، مواضع غریب و جدیدی ابراز کرده است.

چهره‌ شاخص تندروها در مشهد همین چند ماه پیش تاکید کرده بود که «کنسرت موسیقی، مطرب‌بازی است و چون تمام شهر مشهد، حرم امام رضا است لذا برگزاری کنسرت در مشهد، مطرب‌بازی در حرم آن حضرت، و ممنوع است.» او حالا و در آستانه‌ انتخابات خبرگان رهبری، حتی «موسیقی غربی» را مجاز دانسته و گفته است: «در برخی موارد موسیقی خارجی از بسیاری از موسیقی‌های داخلی‌مان بهتر است.»

علم‌الهدی از «مواضع باز» خود در حوزه‌ موسیقی سخن گفته و در در دیدار با مسئولان سازمان بسیج گفته است: «اگر در بین ۹۰ هزار هنرمند بسیجی ۱۰ هزار نیروی ارزشی همچون حامد زمانی داشته باشیم مشکل موسیقی این کشور حل می‌شود.»

قابل تأمل آنکه چند ماه پیش، آیت‌الله خامنه‌ای تصریح کرد: «این که کنسرت موسیقی در دانشگاه برگزار شود جزء غلط‌ترین کارهاست.»

علم‌الهدی اما از نقدی، فرمانده بسیج خواسته «جیب‌شان را برای هنرمندان بسیجی بازتر کنند» و بسیجی‌ها را در عرصه موسیقی بیشتر مورد حمایت قرار دهد.

در صف تشنگان قدرت و تمامیت‌خواهان دلواپس مجلس خبرگان، مواضع احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و نامزد خبرگان از استان کرمان نیز قابل توجه است: او نیز در هراس از ناکامی در انتخابات، و موج «نه» براه افتاده علیه خودش، اعلام کرده است: «بر فرض محتمل اگر شما به هدفتان رسیدید و خاتمی در خبرگان نبود، بدانید خاتمی تریبون نماز جمعه و سخنرانی در کشور را دارد.»

احمد خاتمی برآشفته از تبلیغات منفی در شبکه‌های اجتماعی آنلاین علیه خودش، از «لجن‌پراکنی در کانال تلگرام» شکایت کرده و افزوده است: «قصه‌ جنتی و مصباح و خاتمی نیست؛ بلکه قصه، قصه‌ ولایت است؛ می‌خواهند ولایت را بزنند، اما این آرزو را به گور می‌برند.»

انتخابات خبرگان، بحران هژمونی بلوک حاکم

صرف‌نظر از داوری در مورد کیفیت دو انتخابات مجلس و خبرگان رهبری، واقعیت‌های جاری دال بر عمق بی‌پشتوانگی دموکراتیک هسته اصلی قدرت و جریان تمامیت‌خواه در جمهوری اسلامی است.

آنتونیو گرامشی، نظریه‌پرداز مشهور سیاسی از مفهومی به‌نام هژمونی می‌گوید و آن‌را رضایت و توافقی می‌داند که توسط مردم به بلوک حاکم داده شده؛ چیزی که با سلطه و قدرت ـ که معمولاً جبری است ـ تفاوت دارد. از نظر او، یک بلوک حاکم تا زمانی موفق است که بتواند روی توافق عمومی توده‌های مردم تکیه کند؛ اما اگر بلوک حاکم در این زمینه شکست بخورد، بحران اقتدار با هژمونی رخ خواهد داد.

گرامشی همچنین هژمونی را وضعی می‌داند که طبقه مسلط سیاسی توانسته طبقات جامعه را به پذیرفتن ارزش‌های اخلاقی، سیاسی و فرهنگی خود ترغیب کند. حکومت به یاری هژمونی، ثبات و تداوم قدرت را تضمین می‌کند و آن‌را بر پایه‌ موافقت و تأیید وسیع لایه‌های اجتماعی، استوار می‌سازد.

شواهد متعدد (از ردصلاحیت‌های گسترده توسط شورای نگهبان تا چنگ زدن صادق لاریجانی به علی پروین، و سخن گفتن علم‌الهدی از موسیقی غربی)، دال بر اذعان تمامیت‌خواهان حاکم به فقدان اقتدار دموکراتیک و بحران هژمونی در بلوک حاکم است؛ وضعی که تداوم اقتدار کانون مرکزی قدرت را مبتنی ساخته بر تحریف حقیقت و تقدیس خشونت.

———————————————————————————————————————–

پرونده ویژه انتخابات در رادیو زمانه: تقویت رهبر یا چیدن بال و پر او

Share