Share

فکر می‌کنید فمینیسم می‌خواهد زنان را قوی‌تر کند؟ اشتباه می‌کنید! فمینیسم نمی‌خواهد زنان را قوی کند چون زنان قوی هستند. فمینیسم می‌خواهد درک ما را از قدرت تغییر بدهد.

Man and Woman Being Weighed on Scales

متاسفانه خیلی‌ها فکر می‌کنند فمینیسم به دنبال فراهم کردن قدرتی برای زنان علیه مردان است. در حالی که تنها هدف فمینیسم ایجاد برابری زنان و مردان است چیزی که بدون شک به نفع مردان نیز خواهد بود اما این چیزی نیست که پس از سال‌ها تلاش فمینیست‌های جهان برای بسیاری از افراد، مشخص و محرز باشد. هنوز هم بسیاری از مردم گمان می‌کنند فمینیسم رویکردی است که مقابل مردان ایستاده است و مطرح شدن مفاهیمی مثل توانمندسازی زنان، در واقع تلاش برای پشت سر گذاشتن مردان است. یک دلیل مهم برای چنین سوءتفاهم بزرگی این است که افراد دانش درست و دقیقی درباره مفاهیم مطرح شده در حوزه فمینیسم و خواست‌ها و مقاصد آن ندارند.

برابری جنسیتی و رفع تبعیض‌ها در هیچ جامعه‌ای به طور مطلق برقرار نشده است. تقریبا در هر جامعه و فرهنگی متناسب با میزان تلاش‌هایی که برای آزادی زنان انجام شده، مساله تبعیض جنسیتی هنوز وجود دارد. هرچه کمتر به این مساله پرداخته شده باشد، تبعیض‌ها شدیدتر و گسترده‌تر هستند.

وقتی درباره توانمند سازی زنان حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

توانمند سازی زنان مهم‌ترین تلاش فمینیست‌هاست اما این اصلا خواسته‌ای پیچیده و غیرقابل درک نیست. همه چیزی که باید درباره توانمندسازی زنان بگوییم این است: توانمند سازی یعنی فراهم کردن محیطی که در آن زنان بتوانند برای زندگی شخصی و اجتماعی خود تصمیم بگیرند. توانمند سازی یعنی  افزایش قدرت و بهبود اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوق زنان بری اینکه آنها به حق برابری با مردان برسند.feminism1

چیزی که زنان به آن نیاز دارند افزایش اعتماد به نفس کافی برای یک زندگی آزادانه است. آنها باید درک درستی از ارزش وجودی خود پیدا کنند و احترام و جایگاه خود را داشته باشند. واقعیت این است که زنان اراده و کنترل واقعی بر زندگی  شخصی و اجتماعی خود ندارند چون پیش از این قوانین اجتماعی، مذهبی و عرفی همه چیز را علیه آنها تعیین کرده است. بسیاری از انتخاب‌ها و تصمیم‌های زنان  تحت تاثیر و محدود به چیزهایی است که از قبل برایشان مشخص شده است.

علاوه بر این یادآوری این نکته هنوز هم لازم است که زنان حق برابری برای شرکت در اجتماع و فعالیت‌های جمعی ندارند. جایگاه آنها با مردان برابر نیست و نیاز دارند برای موقعیت‌های اجتماعی بیشتر تلاش کنند. مثلا شاید شما زن تحصیل کرده‌ای باشید یا اطرافتان پر باشد از افراد تحصیل کرده، اما این به معنای آن نیست که حق تحصیل در همه جهان به رسمیت شناخته می‌شود و یا زنان می‌توانند آزادانه برای رشته تحصیلی خود تصمیم بگیرند. همچنین انتخاب شغل، امنیت مالی و یافتن کار مناسب، امنیت شغلی و چشم اندازی برای آینده همگی مسائل ویژه زنان هستند که قدرت انتخاب، تصمیم‌گیری و  کنترل  آن اغلب از دست‌ خودشان خارج است.

چرا توانمند سازی زنان مهم است؟

خیلی‌ها فکر می‌کنند آزادی زنان فقط در فرهنگ‌های سنتی یا به شدت مذهبی محدود می‌شود. اما این خیلی ساده انگارانه است. مذهب و سنت نقش مهمی در محدود کردن آزادی زنان در طول تاریخ داشته‌اند اما آثار باورهای مذهبی و عرفی اکنون در بسیاری از قوانین حقوقی و اجتماعی و اقتصادی حضور دارد. خانواده مدرن و امروزی که اغلب با تحصیلات و ثروت مشخص می‌شود‌، زنان هنوز هم توانایی تصمیم‌گیری و انتخاب آزادانه را ندارند. یک زن برای انتخاب اینکه چه چیزی بپوشد، چه چیزی بیاموزد، کجا برود، کجا کار کند، چه کسی را دوست داشته باشد یا چقدر درآمد داشته باشد آزاد نیست. جامعه و خانواده  این فرصت را با ایجاد قوانین بسیار محدود کننده از او گرفته‌اند.

برای اینکه بفهمید چطور در دنیای امروزی این اتفاق می‌افتد به این مثال توجه کنید:

نیمی از مردم را زنان تشکیل می‌دهند. بخش زیادی از این افراد میخواهند کار کنند اما فقط تعداد محدودی از زنان در رقابت برای به دست آوردن یک شغل موفق می‌شوند. پس از سال‌ها مبارزه برای دست یافتن به یک قانون کار، استخدام و دستمزد عادلانه، این هنوز هم مساله روز جهان است. زنان باید بتوانند در شرایطی برابر برای دست یافتن به یک کار با مردان رقابت کنند. اما تبعیض‌ جنسیتی در این مورد قدرت انتخاب و اراده‌ای برای زنان باقی نمی‌گذارد؛ مگردر یک مبارزه  جدی برای حذف  این تبعیض.

 یا مثلا برای توصیف یک رقابت عادلانه شما باید به میزان هوش، استعداد و قابلیت‌ها اشاره کنید. برنده کسی است که قابلیت‌های بیشتری داشته باشد اما در واقعیت این اتفاق نمی‌افتد چون جنسیت در ارزیابی افراد نقش دارد. کلیشه‌ها می‌گویند که زنان در برخی ازتوانایی‌ها محدود هستند و بنابراین به همین راحتی زنان کنار گذاشته می‌شوند یا به سختی پذیرفته می‌شوند. این چیزی است که به یک باور جمعی تبدیل شده است و زنی که بخواهد از آن عبور کند باید بسیار سرسخت باشد؛ یعنی تلاش مضاعف برای رسیدن به خواسته‌ یا موقعیتی که واقعا به چنین تلاشی نیاز ندارد.

فکر می‌کنم اکنون باید برایتان روشن شده باشد که چرا تلاش برای توانمندسازی زنان اینقدر جدی است. توانمند سازی زنان برای حق آموزش، حق انتخاب کار و به طور کلی دستیابی به عزت و جایگاه انسانی حقی برای بشر است و هر کسی باید آن را تشخیص بدهد، به رسمیت بشناسد و برای آن تلاش کند.

اما تا زمانی که نگرش جامعه که قرن‌هاست زنان را زیردست قرار داده تغییر نکند و تا وقتی که معیار داوری افراد، ارزش‌های اجتماعی واقعی و فضایل اخلاقی نباشد، صحبت از توانمند سازی زنان عملا معنادار نیست.

هممانطور که قبلا اشاره کردم، معنای توانمند سازی یعنی به رسمیت شناختن حق انتخاب برای زنان؛ زنان باید اراده و حق انتخاب داشته باشند؛ آنها باید آگاهانه و خوب انتخاب کنند و به راحتی و بدون دردسر‌های ناشی از تبعیض جنسیتی انتخاب‌هایشان را دنیال کنند. زندگی در یک محیط امن و بدون ترس یا فشار و دریافت احترام متقابل حق طبیعی انسانی است و زنان باید از آن بهره‌مند باشند فارغ از اینکه متعلق به چه گروه و قوم و مذهبی هستند و یا دیگران درباره‌شان چه می‌گویند و از آنها چه می‌خواهند.

 

Share