Share

سهم جریان «امید و اعتدال» در هیئت رئیسه خبرگان رهبری صفر است و جنتی با بیش از نیمی از آرا به ریاست مجلسی رسیده که ممکن است در باره رهبر آینده ایران تصمیم بگیرد. ریاست او معنایی به غیر از شکست «اعتدال‌گرایان» دارد؟

janati-hashemi

شرایط احمد جنتی در مجلس خبرگان می‌تواند یادآور وضعیت اکبر هاشمی رفسنجانی به هنگام انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی باشد. در انتخابات آن دوره هاشمی تا پیش از ابطال برخی از صندوق‌ها و بازماندن علیرضا رجایی از مجلس، آخرین منتخب تهران بود، وضعیتی مشابه احمد جنتی در انتخابات خبرگان رهبری.

اصلاح‌طلبان جوان سرخوش از پیروزی اعلام کردند که «اجازه نخواهند داد نفر سی‌ام رئیس مجلس شود». هاشمی آن روزها هم با علم به این‌که شانسی برای ریاست مجلس ندارد، انصراف داد و در مجمع تشخیص مصلحت نظام به سرعت‌گیر اصلاح‌طلبان مجلس‌نشین تبدیل شد.

نزدیک به دو دهه پس از آن روزها، اصلاح‌طلبان برای بازگشت حداقلی به نهادهای قدرت به هاشمی رفسنجانی پناه بردند و در انتخابات خبرگان به‌رغم این‌که بسیاری از داوطلبان نزدیک به آنان رد صلاحیت شدند، به فهرستی رای دادند که بیش از آن‌که همسو با برنامه‌هایشان باشد، در برگیرنده روحانیون تندرویی بود که پیش از این مخالفت خود با «اصلاح‌طلبان دوم خردادی» را علنی کرده‌ بودند.

سهم اعتدالیون؛ زیر صفر

با این حال فردای انتخابات خبرگان، اصلاح‌طلبان و حامیان دولت راهیابی کسانی را که نامشان در «فهرست امید و اعتدال» قرار گرفته بود، به پیروزی تعبیر کردند و سرخوش از این پیروزی خیالی، احتمال ریاست میانه‌روها در خبرگان رهبری و نقش ویژه هاشمی در شرایط حساس را پررنگ‌تر از آنچه که بود نشان دادند.

اما در انتخابات هیئت رئیسه خبرگان رهبری اگر هاشمی شاهرودی را با تردید تنها گزینه نزدیک به میانه‌رو‌ها بدانیم، آن‌ها هیچ سهمی ندارند و احمد جنتی در مقام دبیر شورای نگهبان بر کرسی ریاست نشسته است. مهم‌تر از ریاست جنتی ۵۱ رای است که او به عنوان بازمانده مثلث موسوم به «جیم» در انتخابات به دست آورد.

علاوه بر جنتی، احمد خاتمی، رئیسی و موحدی کرمانی و دری نجفی دیگر اعضای هیئت رئیسه هستند که رابطه نزدیکی با نهادهای امنیتی و بیت رهبری دارند. حسینی بوشهری و هاشمی شاهرودی دو عضو دیگر هیئت رئیسه نیز قرابت بیشتری با اصول‌گرایان تندرو دارند تا میانه‌روهای نزدیک به هاشمی.

ترکیب هیئت رئیسه مجلس اگرچه از سوی هاشمی رفسنجانی که پیش از این هم اعلام کرده بود که نامزد ریاست نخواهد شد، مناسب توصیف شده اما معنایی جز شکست «اعتدال‌گرایان» و هاشمی در انتخابات خبرگان ندارد. اگر تعداد آرای جنتی را به عنوان حداکثر توان اصول‌گرایان تندرو بدانیم، آن‌وقت سهم نیروهای میانه‌رو که عنوان «اعتدالی» را برای خود برگزیده‌اند ۳۷ رای است که در شرایط حساس مورد نظر هم به کار آن‌ها نخواهد آمد.

«راستگو»های مجلس‌ نشین

تکرار این وضعیت در انتخابات هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی هم امکان‌پذیر است. در حالی که گروهی از اصلاح‌طلبان بر ریاست محمدرضا عارف تاکید دارند، چرخش برخی از منتخبان «فهرست امید» به سمت فراکسیون اصول‌گرایان و به صورت مشخص لاریجانی شانس ریاست منتخب اول تهران را به حداقل ممکن رسانده است.

اگرچه تحلیل‌گران و رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان و دولت نفس راه‌یابی دوباره گروهی از اصلاح‌طلبان تعدیل شده به نهادهای قدرت را پیروزی می‌دانند و بر ضرورت تفاهم با جریان «عاقل و معتدل» اصول‌گرایان تاکید دارند تا از بازگشت دوباره «جریان احمدی‌نژادی» به قدرت جلوگیری کنند، اما این وضعیت و هراسی که این گروه و رسانه‌های نزدیک به آن‌ مداوم به جامعه تزریق می‌کند، نتیجه‌اش به غیر از تداوم قدرت محافظه‌کاران چه خواهد بود؟

شاید «اصلاح‌طلبان معتدل شده» که نزدیک به دو دهه قبل ریاست هاشمی رفسنجانی را برنمی‌تافتند، باید به خود بازگردند و  انتخابات شورای شهر تهران را به یاد آورند که الهه راستگو در لحظه سرنوشت انتخاب شهردار به سمت قالیباف چرخید و از خود بپرسند که چند الهه راستگو با حمایت این جریان به مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری رسیدند و نقش آن‌ها در وعده‌های اعتدال‌گرایان چه خواهد بود؟


در همین زمینه

Share