Share

رمان «کمی بهار» در سال ۱۳۱۲ آغاز می‌شود؛ دو سال پیش از کشف حجاب. اردکان در این رمان صحنه‌ای‌ است که در آن و در قالب یک «ساگای خانوادگی» تاریخ ایران رقم می‌خورد.

KAMIB02

خانم پارسی‌پور در این رمان می‌خواهد نشان بدهد که چگونه تحولات زن ایرانی در طول تاریخ، منجر به تحول مردان نیز می‌شود. «کمی بهار» همانطور که به‌تدریج نوشته می‌شود، در «رادیو زمانه» هم به شکل کتاب گویا در اختیار خوانندگان و شنوندگان قرار می‌گیرد.

شماره ۱۴۰ از این مجموعه را می‌توانید بشنوید. خلاصه این بخش چنین است:

یک زن جوان روسى‌الاصل به نام ماریانا براى زایمان به بیمارستان دکتر اعتماد آمده. شوهر او ابراهیم یک مرد هندى‌ست. زن دخترى به دنیا مى‌آورد و نیر که به دلیل روس بودن به او علاقمند شده از او دعوت مى‌کند تا براى ناهار به خانه‌ى آنها برود. در جریان این ناهار ماریانا تعریف مى کند که پدرش سرهنگ ارتش تزار بوده که پس از انقلاب بلشویکى در سال ۱۹۱۸ به ایران فرار مى‌کند و دو سال بعد از غصه دق مى‌کند. یک پسر و دختر او که دو قلو بوده‌اند به فرانسه مهاجرت مى‌کنند و مادر ماریانا با مادرش تنها مى‌مانند. مادر در پستوى یک قهوه‌خانه ارمنى کار مى‌کرده که در حیاط پشت قهوه‌خانه مشروبات الکلى براى میهمانان ویژه داشتند. او که زن زیبایى بوده عاشقان بسیارى داشته. در آنجا با موسیو والده فرانسوى که راننده مخصوس احمد شاه بوده آشنا مى‌شود و…

Share